• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5938
  • سه شنبه 21/9/1385
  • تاريخ :

اگر فرماندهانم بگویند برگرد؛ برمی گردم

مصاحبه اختصاصی تبیان با سردار طلایی


دوستداران سردار طلایی هرچند از استعفای او از فرماندهی انتظامی تهران بزرگ رضایت خاطر نداشتند اما امروز می توانند امیدوار باشند با رأیی که به او در انتخابات سوم شوراها می دهند این فرمانده سابق سپاه ، بسیج و نیروی انتظامی این بار در مسئولیتی جدید با چهره ای متفاوت ظاهر شود.

مرتضی طلایی که قبلاً هم بیشتر سعی می کرد نشان دهد چهره فرهنگی اش برتر از سبقه نظامی اوست این بار با کت شلواری تیره ، تهران فردا را شهر زندگی می خواند و تاکید دارد که برای پروسه تولید امنیت پا به این عرصه گذاشته است و می گوید در صورتی که فرماندهانم بگویند برگرد ، برمی گردم .


تبیان : با سلام خدمت شما ، تشکر می کنم از اینکه دعوت تبیان را قبول فرمودید . می خواستیم نظر شما را در رابطه با نقش شوراها در توسعه و پیشرفت کشور بدانیم ؟

طلایی : بسم الله الرحمن الرحیم من خوشحال هستم که یکبار دیگر فرصت شد که دوستان را در همین فضا زیارت بکنم، فکر می کنم که اگر نگاه بکنیم به قانون اساسی ما نحوه اداره جامعه یا ساختار مدیریتی جامعه را بر دو پایه اولی آن ولایت و دومی نظام شورایی به یک نوعی قرار داده که به قول شما که فرمودید 7 یا 8 اصل قانون اساسی ما مربوط به شوراها است. اگر ما شأن و کارکرد شوراهای شهر و روستا را بخواهیم یک مقدار عملیاتی تر تعریف بکنیم، به نظر من می توانیم بگوییم که اساساً مجلس شورای اسلامی سطح ملی و فراملی مسایل را دنبال می کند ، ولی مسائل روزمره و جاری و زندگی اجتماعی مردم برمی گردد بهشوراهای شهر و روستا ، به یک نوعی می توان گفت که شورای شهر و روستا همان مجلس شورای اسلامی محل خودشان هستند ، پارلمان شهری و یا روستایی خودشان هستند که نمایندگان را انتخاب می کنند ، آشناتر به مسائل محلی و این شوراها به طور طبیعی وظیفه اش این است که با توجه به اختیاراتی که دارد از سطح مسائل خرد محلی تا جایی که حتی عندالزوم اقتضا بکند لایحه ای تهیه بکند در سطح شورای استان یا شورای عالی استانها و حتی برای مجلس یا دولت بدهد ، این در واقع سطح اهمیت آن را می رساند که یک نقش واسطی بین بدنه جامعه و دستگاههای دولتی دارد که این نقش را باید ایفا بکند آن سطحی که خودش باید حل و فصل بکند با کمک مردم و همراهی مردم آن سطح را برود در محل حل بکند ، آن سطحی که بر می گردد به دستگاههای اجرایی با تعامل و هماهنگی و همکاری با دستگاههای اجرای پیگیری بکند ، آن سطحی که نیازمند به مسایل قانون گذاری یا مسایل کلان هست و در سطح کلان هست آنها را از طریق مجلس شورای اسلامی و دولت پیگیری بکند .

ماهیت شوراها از نگاه من تقریباً یک ماهیت صد درصد اجتماعی باید باشد به نوعی یک جداسازی هم می توانیم انجام دهیم و بگوییم که وزن ماهیت سیاسی در مجلس شورای اسلامی و یا دولت قالب هست نسبت به مسایل دیگر ولی در شوراها وجه قالب و تقریباً تا حداکثر آن باید ناظر بر مسایل فرهنگی و اجتماعی باشد چرا که این حوزه ، حوزه ای است که صرفاً جهت گیری آن جهت خدمت به مسائل روزمره و روزانه جامعه است .


تبیان : شما از سمت فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ استعفا دادید و در حال حاضر کاندیدای شورای شهر هستید.تعدادی از کاربران تبیان اعتقاد دارند که در آن سمت و در آن جایگاه می توانستید مفید فایده تر باشید تا شورای شهر ، نظر شما چیست ؟

طلایی : بنده چیزی حدود 27 سال سابقه خدمت در بخشهای مختلف نیروهای مسلح را دارم ، تا سال 70 در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج خدمت کردم از سال 70 هم که مامور شدم به نیروی انتظامی تا سال 85 در این مجموعه خدمت کردم. این مجموعه 27 سال خدمت من یک طرف، یک دوره حدود تقریباً قریب به نزدیک به 6 سال را هم در تهران خدمت کردم .

مسئولیت هایی را که به ما محول می کنند 3 ساله است ؛ اگر به هر دلیلی صلاح دیده شود که درآن مسئولیت ابقاء شویم بیش از یک دوره 3 ساله ی دیگر نمیتوان آن سمت را داشت و بطور طبیعی باید جابه جایی صورت بگیرد ، بنابراین من به طور طبیعی باید حداکثر تا پایان امسال از مسئولیتم کنار می رفتم و در مسئولیت دیگری قرار می گرفتم.

نگاه و نظر دوستان این بود که با توجه به تجاربی که بنده در این دوران بدست آوردم و یک شناخت نسبتاً کاملی از تهران ، چالشهای حوزه امنیت اجتماعی ، نیازمندی ها ، راهکارها داشتم سنگر را تغییر دهید به حوزه شورای شهر و این بخش را تقویت کنید که نهادهای تربیتی ، آموزشی ، فرهنگی ، اجتماعی را با توجه به آن تجاربی که دارید فعال تر کنید خصوصا پروسه تولید امنیت ، ما هم در کل قبول کردیم که بیاییم و این کار را بکنیم چرا که من بین شوراها و میان دوره ای مجلس قرار داشتم ، ولی ترجیح دادم که در شوارها حاضر شوم ، به خاطر اینکه این ناظر بر استمرار خدمات گذشته ام در پلیس در سنگر دیگر ولی با همان نگاه و توجه به همان نیازها بود .


تبیان : بیشتر سوالاتی که در این جلسه سوال میشود توسط کاربران سایت تبیان مطرح شده است ؛ غیر از رئوس برنامه هایی که قبلا اعلام کرده اید با دید به مخاطبین فرهنگی و مذهبی تبیان ، رویکردها و برنامه های آینده شما در شورا چه خواهد بود ؟

طلایی : در واقع ادامه همین بحث پاسخ به سوال اول شما است و آن هم این است که من در آسیب شناسی هایی که از وضعیت موجود شهر تهران داشتم موضوعات مختلفی مطرح است به فرض مثال مسائل خدماتی ، ترافیکی ، زیست محیطی ، بهداشت ؛ تقریباًده مشکل کلان در شهر تهران وجود دارد و یک چیزی حدود 50 مشکل خردکه دغدغه ذهنی خود من بود و بابت آن احساس نگرانی می کنم .

در دید فرهنگی ما دو حوزه داریم که مقداری از آن ها غفلت می کنیم ، یکی مسایل شهروندی و دیگری مسایل اجتماعی یعنی اینکه در تهران روحیه شهروند محوری یا نگاه شهروند محوری وجه غالب نیست بیشتر ما در تهران ساکن داریم که به طور طبیعی ساکن تعلق به محیط ندارد ، تعلق به اطرافیانش هم ندارد ، می خواهد عبور بکند ، قرار بر ماندن ندارد که برای بودنش با محیط و اطرافیانش تعامل برقرار بکند ، از خودش بداند یا خودش را از آنها بداند ، خوب به نظر من این یک نگاه و یک نکته بسیار مهمی است که ما اگر به آن بی توجهی بکنیم و از آن غفلت بکنیم آن وقت اگر هزاران نفر هم ساکن داشته باشید و جمعیت نداشته باشید عملاً زمینه های آسیب پذیری فراهم می شود ؛ نکته دوم اینکه درتهران فرایند جامعه پذیری و اجتماعی یک مقداری ضعیف می شود و بیشتر تبدیل به جمعیت می شود ، باز اطلاع دارید وقتی ما می گوییم جمعیت، جمعیت فاقد یک هویت مشخصی است در حالی که جامعه هر بخشی از آن دارای هویت خاص خودش هست هویت فرهنگی ، اجتماعی ، اقلیمی ، قومی ، اعتقادی و زبانی است .

اینها در واقع مؤلفه های هویت اجتماعی هستند محصول جامعه پذیر بودن محصولش این است که در جامعه انسجام دارید ، همبستگی دارید ، یک پارچگی دارید ، با هم بودن دارید ، در کنار هم بودن دارید و اینها همه عواملی است که زمینه های آسیب پذیری را محدود می کند و زمینه های ایجاد روحیه دفاعی را تقویت می کند ، اما جمعیت این نیست ، جمعیت آن اصالت و آن هویت لازم را ندارد ؛ بنابراین اینها هم از نگاه بنده شاید از جمله ریشه های بعضی از مشکلاتی باشد که ما در شهر تهران به آن گرفتار هستیم از همین جا من یک نکته را خدمت شما عرض بکنم که باز در بیان اهمیت مشارکت جامعه ما و مردم ما در امر انتخابات هست ، ما می گوییمانتخابات هم یک تکلیف است هم یک حق هست اگر این دو را با هم بپذیریم مفهوم آن این است که وقتی ما از منظر تکیلف بودن شرکت در انتخابات را بر خودمان لازم می دانیم ناظر بر اهتمام و توجه به جامعه هست ، توجه به همنوعان هست یعنی احساس می کنیم که در مقابل جامعه امان و همنوعانمان مسئولیت داریم وتکلیف ما اقتضا می کند که با آنها و در کنار آنها برای اداره جامعه مان و سرنوشت جامعه مان ایفای نقش بکنیمو فعال باشیم و سهم داشته باشیم چرا که اگر نیاییم در حق دیگران و جامعه مان کوتاهی کردیم این از بعد تکلیفی ، از بعد حق هم اینکه به هر حال می خواهیم بیاییم نگاه خودمان را از طریق انتخاب نمایندگان حالا در هر حوزه ای به جامعه منتقل بکنیم در سیستمها و ساختارهای اجرایی جامعه ، خوب بنابراینجهت گیری عمده بنده بر این هست که ما باید بخواهیم تهران فردا را به عنوان یک شهر زندگی داشته باشیم مستلزم این هستیم که ما یک شهروندان فعال و با نشاط داشته باشیم ، این یک برنامه و در واقع استراتژی است ، این یک دکترین است که ما دنبال آن باشیم که شهروندان فعال ،کارآمد و با نشاط داشته باشیم ولی برنامه هایی که می خواهیم به این شهروند دست پیدا کنیم نیازمند به کار و تلاش و داشتن زیر برنامه هایی است که همینطور قدم به قدم برویم تا به آن برسیم ، من در انتهای خدمتم در مسئولیت گذشته یک جمله را به عنوان عملکرد خودم در طول دوران مسئولیت به آن اشاره کردم و به همکار بعدی خودم عرض کردم شما امروز دارای یک سرمایه اجتماعی عظیمی به نام اعتماد شهروندان تهرانی هستید . در واقع بنده در طول خدمتم سعی بر این کردم که اعتماد مردم و شهروندان را به پلیس جلب بکنیم حتماً این سوال را مطرح می کنید که چگونه این اعتماد بدست آمد ؟ همینطور با حرف بدست آمده ؟ نه. آمدیم در درون سازمان رویکردمان را تغییر جهت دادیم به اینکه اولاً ما به مردم باید اعتماد بکنیم تا بعد مردم به ما اعتماد بکنند. دوم این اعتماد باید همراه با خدمت و تلاش باشد که مردم آن را حس بکنند از ما شفافیت ببینند از ما صداقت ببینند از ما کارآمدی ببینند از ما تلاش برای رسیدن به خواسته های خودشان ببینند اگر مردم آنها را از ما ببینند آنوقت به ما اعتماد می کنند در نتیجه این رویکرد ما یک قدم به جلو می آمدیم مردم هم صد قدم به سمت ما می آمدند هر قدمی که ما برای تحقق این نگاه در درون سازمان داشتیم جامعه و شهروندان انصافاً به سمت ما آمدند ؛ در نهایت به جایی رسیدیم که اگر یک روز در درون نیروی انتظامی وقتی اسم پلیس می آمد براتون اگر بد نبود خوشایند هم نبود و اگر به شما می گفتند مثلاً با یک پلیس عکس بگیرید برید توی مقر پلیس می گفتید آقا ول کن پی دردسر نمی گردیم. به فضل الهی محصول این نوع نگاه و رویکرد این شد که در روزهای آخر خدمتمان به مناسبت گرامیداشت هفته نیروی انتظامی شهروندان ما پوشیدن و بر تن کردن لباس افتخاری پلیس را برای خودشان افتخار می دیدند و در بسیاری از مناطق تهران در واقع توانستیم همیاران پلیس و پلیس افتخاری را فعال بکنیم ؛ می خواهم چه بگویم ؟ از این نکته ای که عرض کردم می خواهم برگردم به ادامه پاسخ به آن سوال و آن اینکه ما می گوییم اگر بخواهیم به این آرمانها دست پیدا کنیم مستلزم این است کهاعتماد شهروندان تهرانی را به مدیریت شهری جلب کنیم ، این اعتماد برنامه است ، این اعتماد مستلزم این است که در درون مدیریت شهری و خانواده بزرگ مدیریت شهری ما تحولات و در واقع تغییرات ساختاری ، سیستمی ، روشی و رفتاری و سایر این مسایل را با شهروندانمان داشته باشیمقوانین موجود درشهرداری قوانین کارآمد و به روز نیست ، سیستمها ، سیستمهای به روز نیست ما در تهران نیازمند به شهر الکترونیک هستیم که دیگر مردم ناچار نباشند برای هر کاری به شهرداری بیایند و بروند ، ما در تهران نیازمند به واگذاری امور به سطوح منطقه ای و محله ای هستیم نباید هر شهروند برای هر کاری که نیاز دارد برود به شهرداری مرکز ، ما باید در مدیریت شهری تکریم ارباب رجوع ، تسهیل در ارائه خدمات بدون منت را تبدیل به یک فرهنگ و منشور اخلاقی و سازمانی بکنیم تا وقتی یک شهروند احساس کرامت بکند ، احساس منزلت بکند .

ما معتقدیم که با باید شهروندان را باور کنیم و به عنوان بزرگترین سرمایه و پشتوانه مدیریت شهری ببینم ، به شورا یاری ها باید نقش بدهیم حتی در تعیین شهردار منطقه ؛ یکی دیگر از کارهایی که باید در همان راستا باشد توسعه آموزشهای حقوق و تکالیف شهروندی و حرکت در جهت توسعه این امر مهم است همان شهروندی محوری ، همان تقویت روحیه شهروندی ، جامعه پذیر کردن که توضیح داده شد.

کار دیگری که باید انجام بدهیم ساماندهی مسایل آسیب های اجتماعی در دو حوزه پیشگیری و پیگیری است ما الان بسیاری از آسیبها را داریم که با استفاده از همان ظرفیت نهاد خانواده و همکاری با نهادهای آموزشی ، فرهنگی ، تربیتی ، اجتماعی شهر می توانیم نگذاریم به جای برسد که پلیس دستگاه قضایی را بخواهیم ، پس می گوییم اول پیشگیری و بعد پیگیری بکنیم ؛ در رأس برنامه من مسائل امنیت اجتماعی است.


تبیان : یک سوالی که اکثر کاربرها پرسیده اند و گروهی هم اعتقاد داردند این است که نباید افرادی نظامی وارد عرصه هایی مثل شورای شهر شوند ، شما خودتان را اصلاً نظامی می دانید و نظر شما چیست؟

من بسیجی ، پاسدار و پلیس هستم و به این افتخار می کنم و با این زندگی می کنم.

به همه نظامیان کشورمان افتخار می کنم چرا چون امنیت ما مرهون مجاهدت و فداکاری آنها است و جالب است آنهایی که این حرفها را می زنند بدانند که کار آمدترین، منضبط ترین و موفق ترین مدیران جامعه ما هم در بین همین مجموعه نیروهای مسلح است همانگونه که شما می بینید و ویژه گی هایشان هم این است که در عرصه سیاست چندان انسی با آن ندارند و بیشتر به دنبال این هستند که خدمت بکنند .

من این تفکر را اساساً قبول ندارم ، هر کس که توانمندی برای خدمت به جامعه دارد می تواند خودش را عرضه کند، سنگرها متفاوت است ولی هدف یکی است.


تبیان : در زمانی که شما در نیروی انتظامی بودید یکی از معضلات بحث ماهواره بود ، به نظر شما این موضوع معضل هست یا نه؟

طلایی : قانون ممنوعیت ماهواره از لحاظ ورود ، فروش و بحث جمع آوری از قبل بوده است اما چرا در بعضی از دوره ها پررنگ تر شده به این علت است که اگر ما در سال 81 و 82 می رفتیم در هر خانه ای و می گفتیم که با ما همکاری کنید ، نه شهروند با ما همکاری می کرد نه ورود ما بدون تنش بود . اما در سال 85 ما به دستاوردهای سرمایه گذاری مان رسیدیم و قانون شد محور و میثاق بین پلیس و شهروند . پس ما قانون را اجرا کردیم به این صورت که ابتدا از شهروندان خواستیم که خودشان جمع آوری نمایند و سپس از مدیران مجتمع ها خواستیم تا جمع نمایند و سپس اگر پلیس هم آمد حق ورود به حوزه خصوصی کسی را نخواهد داشت و فقط باید دیش ها را جمع آوری نماید ، در این ایام هم هیچ گونه تشنجی بوجود نیامد و بالای 50% شهروندان خودشان ماهواره ها را جمع آوری کردند.


تبیان : دلایل پیوستن شما به ائتلاف اصولگرایان اصلاح طلب چیست؟ و آیا شهردار فعلی شهردار مدنظر شما خواهد بود؟

طلایی :اولاً من همان طلائی قبل هستم و هیچ وابستگی به هیچ حزب ، جبهه ، جناح و جریانی ندارم.

ثانیاً، متأسفانه به دلیل عدم به نتیجه رسیدن ائتلاف بین اصولگرایان، دو گروه جدا تشکیل شد اینکه چرا این نام را انتخاب کردند به این علت بود که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در سفری که مقام معظم رهبری به کرمان داشتند همین فرمایشات را فرمودند که من اصلاً این دسته بندی را قبول ندارم و اصولگرائی در درون خود اصلاح طلبی قرار دارد راه صحیح ،اصول گرائی اصلاح طلبانه روز به روز و نو به نواست و این اسم از همان جا آمده است که یعنی اینکه ما از افراط و تفریط به دور هستیم. و اهداف اصلی هم این است:

1- حمایت از دولت، پشتیبانی دولت ، نقد مشفقانه دولت ، تقویت دولت

2- در مدیریت شهری کماکان ما نگاه مدیریت قوی ، کارآمد، متعهد، با دانش، دارای برنامه، شجاع ، ارزشی برای اینکه تهران را به جلو ببریم.

در مورد آقای دکتر قالیباف ، با ایشان کار کرده ام ، ایشان را هم می شناسم و هم آشنا هستم و قبول هم دارم ولی در جایگاهی نیستم که بگویم ایشان می مانند و یا می روند باید شورای شهر تصمیم بگیرد.


تبیان : این جمله را توضیح دهید ( یکی از چیزهایی که من در سایت شما دیدم و بحث آن مطرح شده بود ) که شما گفته بودید شهرداری باید خود را از اعتیاد به منابع درآمدی متکی به سفره مردم رها سازد.

طلایی : در طول عرایضم توضیح دادم الان 87% از منابع شهرداری از فروش تراکم و طرحهای کاربری بوده ، سرمایه عمومی جامعه که حق عمومی است بفروش میرود این مال سفره مردم است در واقع شهرداری باید به اینها نگاه بکند ، باید سیستمهای دیگری قرار بگیرد که بتواند در واقع از منابع مالی پایه دار برخوردار بشود. شما اگر امروز در تهران شاهد قیمت سرسام آور زمین و مسکن هستید ناشی از همین نوع نگاه و مدیریت بوده که وضعیت را به اینجا رسانده واقعاً چرا این واسطه ها آمدند و کارهایی که نباید می کردند کردند ؟!


تبیان : آیا این صحت دارد که برای قبول استعفا و قطع همکاریتان با ناجا کمی اذیت شدید و به اشخاص و مراجع دیگری مراجعه کردید ؟

طلایی : نخیر ، بنده درخواستم را خدمت فرمانده عزیزم فرمانده محترم جناب آقای سردار دکتر احمدی مقدم تقدیم کردم ایشان هم ابتدا به ساکن نظرشان این بود که در واقع من بمانم لکن با همین توضیحات که خدمتتان عرض کردم که به طور طبیعی دوران دوم مرحله خدمتم تمام می شد خدمت ایشان رفتم صحبت کردم و نهایتاً پذیرفتند و بنده اگر ایشان موافقت نمی فرمودند مطلقاً به خودم اجازه نمی دادم که کاری بکنم که خلاف تعبیر فرمانده ام باشد و کماکان هم همه فرماندهان گذشته من اساتید بنده هستند از اول تا الان هم فرماندهان بنده اساتید بنده هستند و آنها را دوستشان میدارم و احترامشان بر بنده واجب است و همین الان هم اگر دستور بدهند که برگردد برو توی مثلاً کلانتری یا بروتوی پادگان اطاعت می کنم ، این مرام ماست !


تبیان : خیلی متشکریم ، در پایان از جنابعالی می خواهیم با توجه به شناختی که از موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان دارید پیامی برای کاربران سایت بفرمایید .

طلایی : می خواهم بگویم که در واقع علاقه ام را به دوستان تبیان ، همانطور که در گفتگوی قبلی که با شما داشتم در مقام مسئولیت رئیس پلیس تهران ، و نگاهم را نسبت به کاربرد اینترنت و ارتباط اینترنتی جامعه و بویژه مخاطبین شما توضیح دادم و عرض کردم کهمخاطبین شما از نگاه بنده از جمله فرهیخته ترین قشر جامعه ما هستند. جوانان و شهروندانی در سراسر کشور که علاقه مند به پیشرفت کشور و موقعیت کشورمان در دسترسی به آرمانها و اندیشه های والای حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و شهدا هستند ، اینها احساس خودم نسبت به مخاطبین شما . به همه آنها هم سلام عرض می کنم و هم ادب و احترام خدمتشان عرض می‌کنم همان‌گونه که در طول عرایضم داشتم خلاصه‌اش این است که من فکر می‌کنم هم به جهت ادای تکلیف نسبت به جامعه و هموطنانمان و هم به جهت دفاع از حق خودمان نه تنها خودمان باید در انتخاب شرکت بکنیم بلکه باید تلاش بکنیم که دیگران را هم مجاب بکنیم به اینکه در انتخابات شرکت بکنند .

هر چند می‌دانم و می‌پذیرم به اینکه گله‌مندی‌های گوناگون و فراوانی از بنده و امثال بنده در دل جامعه ما و جوان‌های ما هست که شاید عاملی باشد برای ناامیدی ، دلزدگی و دلخوری و زمینه‌هایی که مشارکت‌های آنها را یک مقداری کم رنگ بکند ، اما متواضعانه و دوستانه از آنها می‌خواهم که این فرصت را از دست ندهند، اگر نیایند و فعال شرکت نکنند سرانجام شوراها شکل خواهند گرفت و عده‌ای خواهند آمد و آن‌وقت می‌گوییم چرا این‌طور و چرا آنطور شد ، انشاا... ما بتوانیم انتخاب بدور از احساسات، هیجانات و تبلیغ زدگی داشته باشیم.


تبیان : در مورد خبرگان

من اعتقادم این است که انتخابات خبرگان رهبری اهمیتش از اینجا ناشی می‌شود که جامعه ‌، کشور و ملت‌ ما افتخارشان این است که الگوی حاکمیتشان مبتنی بر مدینه النبی است یعنی مدینه محورش نبی بود، ، نبی که مظهر اخلاق بود ، مظهر کمال بود ، مظهر مهربانی بود، مظهر همه ارزش‌های الهی بود، امروز هم افتخار ما این است که در این کشور ، نظام ما بر محور ولایت اداره می‌شود و ما در ذیل محور ولایت داریم زندگی می‌کنیم و این بزرگترین نعمتی است که خدای متعال به این اصل به ما داد که آن دنیا درنزد باری تعالی افتخار بکنیم.

فکر می کنم از این منظر اهمیت خبرگان رهبری و انتخابات خبرگان رهبری بر این است که باز ما باید بیاییم و مهر تأییدی بر اینکه می خواهیم در یک نظام ولایی زندگی بکنیم را بر پیشانی خودمان بزنیم، بر دل خودمان بزنیم و به زبان عامیانه و به زبان خودم عرض بکنم که با امام زمانمان که همه در انتظارش نشستیم تجدید عهد و میثاق بکنیم که آقا ما با شما هستیم. هر چند کارکردهای مجلس خبرگان رهبری را هم از لسان مبارک رهبر معظم انقلاب و از بزرگان شنیدیم ، من در انتخابات خبرگان رهبری شرکت می کنم چون می خواهم با امام زمانم تجدید عهد بکنم که آقا ما با شما هستیم.


حرف آخر !

من هم مثل سایر شهروندانمان نسبت به عملکرد خودم اعتراض دارم و معتقدم که اگر مدیران ما دغدغه خدمت در دلشان هست نباید دعوا با هم بکنند ، نباید به سر و کله هم بزنند نباید همدیگر را تخریب بکنند و دست به دست هم بدهند مشکل مردم را حل بکنند. مردم از شعار خسته شده اند مردم از سیاست زدگی خسته اند، مردم از سیاسی کاری خسته اند.مردم از وعده های بیجا خسته اند مردم ما امروز انتظارشان از دولتمردان و اصول گرایان که افتخار پیدا کرده اند که خادم مردم باشند این هست که چنگ به چنگ هم محکم دست به دست هم بدهند و یک قدم به جلو برداریم برای اینکه به مردم خدمت کنند .

شعار آخر من اینکه یک قدم به جلو همه با هم !


موسسه تبیان

روابط عمومی و گروه جامعه و سیاست

UserName