• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4852
  • پنج شنبه 16/9/1385
  • تاريخ :

در باره علی حاتمی که ایرانی ترین بود

14 آذر ماه مصادف با دهمین سالگرد درگذشت علی حاتمی بود.

در چهاردهم آذر ماه 75 برخی روزنامه‌ها تیتر زدند "علی حاتمی داستان مرگ را كلید زد".

در این نوشتار سعی میکنیم زوایایی از هنر فیلمسازی علی حاتمی را مرور کنیم و سرانجام پرونده نیمه تمام جهان پهلوان تختی او را نیز بررسی مینماییم

***


بازیگرى در آثار على حاتمى

...حاتمى سینماگرى جامع در هنر هاى مختلف بود. او درام نویسى مى دانست، گوش موسیقایى داشت، نقاشى را مى فهمید و حاتمى هنگام ساخت یك اثر چنان جزئیات را در آن بسط مى داد كه انگار سال ها براى تولید آن فیلم یا مجموعه تلویزیونى زمان گذاشته است.

البته این اتفاق در مورد مجموعه هزار دستان رخ داد. او با چنان وسواسى این مجموعه را ساخت كه گویى تار و پود یك قالى را بر دار رج مى زند. شاید همین بود كه تا امروز به جرأت مى توان گفت كه هیچ مجموعه اى توان برابرى با آن را ندارد. اما فضاى زنده آثار حاتمى به این دلیل است كه او زمان درام خود را مى شناخت و آن را از یك بستر تخت تاریخى به درامى زیبا و دلنشین تبدیل مى ساخت. از همین روى است كه هنوز تك جمله هاى او در یاد ها مانده و تماشاگر هنگام تماشاى چند باره كارهاى این سینماگر محظوظ مى شود.

دنیاى سینمایى حاتمى دنیاى درام بود. درام هم معنا پیدا نمى كند مگر با یك متن خوب و اجرایى سنجیده. حاتمى تمامى این ها را هم یكجا در خود نهفته داشت. شما سعى كنید یك خط از گفت و گوهاى او یا یك فریم از تصاویرش را از هم جدا كنید ببینید چه اتفاقى رخ مى دهد. شاكله كلیت اثرش از هم جدا مى شود.

یكى از عناصرى كه حاتمى در آن به زبانى خاص دست یازیده بود مقوله بازیگرى است. شیوه بازى سازى این سینماگر به دو دوره پیش و پس از انقلاب تقسیم مى شود. بازیگران قبل از انقلاب آثار حاتمى كاملاً در اختیار داستان بودند.آنها بازى مى كردند همچون بازیگران دیگر. اما درام حاتمى چنان قدرتى داشت كه این نقش ها به شاه نقش هاى زندگى شان بدل گشت. براى تحلیل بازى بازیگران این فیلم ها در این برهه باید به تحلیل شخصیت ها بپردازیم كه راه به درازا مى برد.

دوره بعدى حضور بازیگران در آثار حاتمى به پس از انقلاب مى رسد. دوره اى كه ایده آن در حاجى واشنگتن آغاز و در فیلم هاى متأخر او ادامه پیدا مى كند. در اینجاست كه مؤلف بودن حاتمى بیشتر خود را به رخ مى كشد. از این پس بازیگران كاملاً در اختیار تصویر و اتمسفر كلى فیلم هستند.

بازیگر در فیلم هایى چون: مادر ، دلشدگان، كمال الملك و... به جزیى از تصویر بدل مى شود. حال او جزیى از صحنه است. اینجا تصاویر حاتمى به نقشى بزرگ مى مانند كه كوچكترین حركت بازیگر مقیاس و جزئیات آن را تغییر مى دهد. در این فیلم هاست كه حتى زمانى كه دوربین به نماى بسته بازیگران نزدیك مى شود ما باز هم این تابلو را در ابعادى دیگر مى بینیم. بازیگران ریز نقش هاى یك تابلو هستند و حضور آنها در كنار اجسام دیگر كلیت مجموعه را شكل مى دهد. به این دو فصل از آثار او دقت کنید:

الف) - در مجموعه هزار دستان در فصلى تعدادى از شخصیتها یعنى خان مظفر، مدیر روزنامه عصر جدید، دكتر و چند تن دیگر به خوردن پالوده مشغول هستند. علاوه بر گفت و گوهاى شیرین حاتمى نماهاى كلى در تصویر ظاهر مى شود كه گویا یك تصویر نقاشى است. اگر با دقت توجه كنید، حتى مى توانید درز دیوار ها را نیز در این تصاویر به نظاره بنشینید. این شكل دكوپاژ به بازیگر اجازه حركت گل درشت را نمى دهد. بازیگر در این لحظه باید به سمت بازى مینى مالیستى پیش برود.

ب) - در فیلم مادر در بسیارى فصول كه بچه ها در حیاط جمع هستند كارگردان در یك نماى عمومى صحنه اى را ترسیم مى كند كه نشان از یك تصویر از دست رفتنى را به ذهن متبادر مى كند. در اینجا هم كلام جان افزونى به نقش و شخصیت ها مى دهد.

این اتفاق بارها و بارها در فصول مختلف دلشدگان نیز رخ مى دهد.

برخى بر این عقیده اند كه بازى در آثار مرحوم حاتمى به نمایش نزدیك است و دلیلشان هم به دورانى بازمى گردد كه او نمایشنامه نویسى مى خوانده است. كلام در كارهاى حاتمى شكلى نمایشى دارد ، اما او با چنان مهارتى این فضا ها را خلق مى كرد كه هیچكس نمى توانست گفتارى غیر از این را براى شخصیت ها متصور شود. جنس گفتار چنان با شخصیت ها حسن تناسب دارد كه بازیگر براى اداى آنها به تكلف و درشت نمایى روى نمى آورد زیرا جنس قاب بندى هم این اجازه را به او نمى دهد، بنابراین همه چیز روى حساب طراحى شده است.

و این بخشى از جزئیاتى بود كه فیلم هاى حاتمى را به آثارى دلربا تبدیل مى كند.1

***

لحن گردانى در دیالوگ هاى «حاتمى»

آیا ذکر این جمله خطاست  كه " مى شود تصویر را در سینماى على حاتمى نادیده گرفت و نوارى كه از صداى فیلم هاى او پر شده است در یك ضبط صوت گذاشت و بارها و بارها گوش كرد" ؟. این البته نادیده گرفتن توان بصرى على حاتمى و خلاقیت هاى تصویرى او نیست، بلكه توجه به توان دیالوگ نویسى اوست.

زبان مطنطن، فاخر و آركائیك در مجاورت بافت گفتارى زبان قابلیت على حاتمى در لحن گردانى را بخوبى به مخاطب آشنا به زبان شناسى نشان مى دهد. ویژگى هاى دیالوگ نویسى على حاتمى را مى شود زیرمجموعه مباحثى چون جامعه شناسى زبان، روانشناسى زبان، بررسى زبان شناختى دیالوگ ها بررسى كرد.


جامعه شناسى زبان:

على حاتمى با شناختى كه نسبت به ادبیات شفاهى این سرزمین دارد، ادبیاتى كه سینه به سینه توسط مردم این سرزمین منتقل شده و تاریخى كهن تر از ادبیات مكتوب دارد و پیوند آن با ادبیات مكتوب، در ذهن خود یك سازماندهى ویژه ایجاد كرده است كه به تبع آن هر شخصیتى داراى یك موقعیت زبانى است و این موقعیت زبانى از موقعیت او در جامعه نشأت مى گیرد، به این شخصیت ها توجه كنید:

حسن كچل، ستارخان، سلطان صاحبقران، مجید (جوب چى)، حاجى، رضا تفنگچى، خان دایى، شعبون استخونى، مفتش شش انگشتى و ....

این شخصیت ها همه یك خاستگاه اجتماعى ویژه دارند كه این خاستگاه داراى یك بافت زبانى است. بافت زبان از حوزه واژگان گرفته تا تركیبات و اصطلاحات در كلام «شعبون بى مخ» با «سلطان» یا «رضا تفنگ چى» متفاوت است. به دلیل این كه به لحاظ اجتماعى جایگاه این شخصیت ها و دیالوگ هاى آنها با هم فرق مى كند. در اینجاست كه مى توان به توان على حاتمى در شناخت این موقعیت هاى جامعه شناختى متفاوت پى برد. او انگار در تمام موقعیت هاى اجتماعى به اندازه كافى زندگى كرده است، این قدر كه وقتى دیالوگى را از زبان یك لوطى داش مشدى یا یك دیوانه و یا یك زن مى شنوى، انگار سال ها در آن جایگاه جامعه شناختى ایستاده و زندگى كرده است. چون به اكثر ریزه كارى هاى این شخصیت ها واقف است و با تبحر كامل حتى تكیه كلام هاى این موقعیت ها را براحتى در دیالوگ ها مى نشاند.


روانشناسى زبان:

على حاتمى به روح كلمات در دیالوگ هایش خیلى دقت داشته است. این دقت از روى آگاهى بوده یا نه، بحث دیگرى است، اما این مسأله روشن است كه به دلیل شناخت او از ادبیات و جامعه شناسى فرایند شناخت روح كلمات در وى نهادینه بوده است. توجه به روح كلمات در حوزه اى گسترده تر زیرمجموعه «روح نهفته در اثر» است. به این معنا كه وقتى روح یك اثر «حماسى»، «تغزلى»، «دراماتیك» یا... است، رفتارهاى زبانى باید حول و حوش همین «روح كلى» در گردش باشند. این هماهنگى به گونه اى است كه اگر یك شخصیت از نظر دیالوگ با این «روح كلى» در مغایرت و ناهماهنگى باشد، كل اثر همچون رژه یك گروهان است كه در آن یك سرباز، وظیفه خود را بخوبى انجام ندهد. او تنها به خود ضربه نمى زند، بلكه یك گروهان را مورد آسیب قرار مى دهد. پس شناخت «روح كلى» اثر فرایندى را ایجاد مى كند كه در آن «روانشناسى كلمات و جملات» بسیار مهم جلوه مى كنند.


ساختار زبان:

على حاتمى شناخت فطرى از ساختار زبان دارد. وى بخوبى محورهاى زبان را مى شناسد، محور همنشینى و جانشینى براى او به شكل كاملاً نهادینه همیشه در ذهنش حضور دارد.

آركائیك بودن زبان نوشتارى حاتمى به آن جایى بر مى گردد كه او در محور «جانشینى» زبان، واژگانى را مى آورد كه از زندگى امروز ما خارج و استعمال آن منسوخ شده است. در محور «همنشینى» زبان نیز چنین است. نوع تركیب واژگان اصطلاحات و كاربرى فعل گاهى به قدرى مستعمل مى نماید كه انگار در جهان سده هاى پیش در رفت و آمد هستیم، اما این تبحر حاتمى را در شناخت زبان آركائیك نشان مى دهد. در حوزه گفتارى زبان هم وقتى از اصطلاحات كوچه بازارى استفاده مى كند، به قدرى ماهرانه در همنشینى یكدیگر قرار مى دهد كه مخاطب احساس مى كند به منبع این گونه «گویش» و «كلام» رسیده است. گاه حتى این موضوع جایى پیش مى رود كه كلاس درسى مى شود براى علاقه مندان به این نوع لحن و گویش!

قابلیت لحن گردانى على حاتمى، قابلیتى است كه سالهاست در سینماى ایران همتایى ندارد. شاید بشود نمونه هایش را در آثار بهرام بیضایى دید، اما تنوع این لحن گردانى از «شعبون بى مخ» تا «ستارخان» فوق العاده و گاه اعجاب انگیز است. توان انعطاف پذیرى ذهن حاتمى از منتهى الیه یك نگاه زبانى تا منتهى الیه گونه دیگر، همچون كلاس درسى است كه محصلان آن باید این محصول را سالها استفاده كنند. مگر مى شود فردى حتى لطایف و ظرایف گونه هاى متعدد رفتارى را این قدر صحیح و منظم آموخته باشد. براى شناخت بافت زبانى یك «سلطان» باید سالها در رگ و ریشه او رسوب كرد و زیر و بم گفتارهاى او را دریافت، آن وقت است كه مى شود دیالوگ یك سلطان را نوشت، یا هر شخصیت دیگرى را و این تحیر من از این شناخت فطرى حاتمى به اضافه تلاشهاى پژوهشى اوست و دهانى كه بسته مى ماند و گوشى كه باز.

یكى دیگر از ویژگیهاى نوشتار على حاتمى «سجع» است. كلمات حاتمى كلامى مسجع است و به همین علت هم هست كه گاهى برخى به كلام «استعارى» او كه همراه با سجع است «شاعرانه» گفته اند. ویژگیهاى حاكم بر دیالوگ هاى حاتمى «شاعرانه» هست و نیست!

هست به این معنا كه هم استعارى است هم مسجع و گاه مخیل و نیست به این دلیل كه وجوه شاعرانه ندارد، یعنى كلام ساخت شاعرانه ندارد (در واقع قرار هم نیست داشته باشد). سجع نهفته در كلام استعارى حاتمى گاه همراه با جناس است و گاه فقط مى توان آهنگین بودن آن را از كنار هم گذاشتن برخى «آواها» فهمید كه به آن «آهنگ درونى» كلام نیز اطلاق مى شود.

به موسیقى درونى و سجع این دیالوگ ها دقت كنید:


همسر ابوالفتح: چطور مى شد به دریا خوابید وقت توفان.

یا:

مجید: این مال و منال مفتى، همچى هلو برو تو گلو گیر نیومده، حاصل یه عمر جوب گردیه، آقامون ظروفچى بود، خودمون شدیم جوب چى.

یا:


محمد ابراهیم: پرهیز مرهیزش مى دین كه چى، خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمى شه.

این مثال ها گرچه نمونه اى از خروار دیالوگ نویسى على حاتمى است، اما بخوبى نشان مى دهد كه وى كلام استعارى، بافت گفتارى و شفاهى ادبیات فارسى و آهنگین بودن كلام را كه برگرفته از شناخت صامت ها و مصوت هاست (براى حاتمى انگار فطرى بوده است) بخوبى مى شناخته و تلاش مى كرده این درخت تناور ادبیات را به یك هنر بصرى تبدیل كند تا هم منویات درونى خود را این گونه بیان كرده باشد و هم به ادبیات شفاهى وفادار بماند.2

***

بازخوانی پرونده‌ی ناتمام "جهان پهلوان تختی"

زنده یاد علی حاتمی هنگامی كه در جریان ساختن آخرین فیلم ناتمامش "جهان پهلوان تختی" در بستر بیماری افتاده بود گفته بود: «حالا مثل این كه از این سینما هم باید بروم و یا به قول دیالوگ فیلم‌هایم طعمه دام و صید صیاد شدم، و یا می‌شوم و شاید این پایان عشق است و یا آغاز راه و اگر مرگی هست هیچگاه چیز ترسناكی نیست»

"جهان پهلوان تختی" درحالی همچنان نیمه‌تمام مانده است كه بیش از پنجاه دقیقه از آن توسط علی حاتمی ساخته شده است و فیلمهای گرفته شده همچنان توسط مرتضی شایسته تهیه‌كننده آن، نگهداری می‌شود.

مرتضی شایسته تهیه‌كننده و مسوول هدایت فیلم حالا بعد از گذشت ده سال از درگذشت حاتمی همچنان از آمادگی‌اش برای ادامه‌ی كار و ساخت فیلم "جهان پهلوان تختی" خبر می‌دهد.

وی می‌گوید: به هر حال فرد مناسبی باشد كه، اصالت و نوع فیلم‌سازی زنده‌یاد علی حاتمی را حفظ كند، ما این آمادگی را داریم كه این فیلم را بسازیم، مهم سازنده اثر است.

در آن روزها از ناصر تقوایی به عنوان كارگردان كه ادامه‌ی فیلم "جهان پهلوان تختی" را خواهد ساخت نام برده می‌شد اما به گفته مرتضی شایسته؛ مسوولین وقت وزارت ارشاد مخالفت كردند و بعد قرار شد بهروز افخمی ادامه كار را بسازند و به آن متن اصلی وفادار باشند. اما او به كار مستقلی روی آورد و جهان پهلوان تختی خودش را ساخت و تهیه‌كننده نیز طرح را پذیرفت.

شایسته به یكی از دلایلی كه باعث شد، وزارت ارشاد وقت مخالفت داشته باشد اشاره كرد و گفت: آنها می‌گفتند شاید ناصر تقوایی فیلم را تمام نكند!

در ویژه‌نامه‌ی مجله‌ی فیلم كه درباره‌ی پروژه‌ی "جهان پهلوان تختی" در سال 76 منتشر شد، بهروز افخمی - كه در دوران بیماری علی حاتمی، به او پیشنهاد می‌كند كه دستیارش بشود تا لااقل بخشی از بار فعالیت بدنی را از دوش او بردارد - در یادداشتی نوشته است: « حاتمی، وقتی كه فهمید تعارف نمی‌كنیم و جدی می‌گوییم، خوشحال شد و او هم موضوع را جدی گرفت.»

افخمی همچنین در آن یادداشت آورده:« وقتی گرفتار تدارك مقدمات "عقرب" بودم و تولید پهلوان شروع شده بود. پیغام رسید كه آیا هنوز تمایل دارم، دستیار حاتمی بشوم یا نه؟ جواب فرستادم كه حاضرم با توافق تهیه‌كننده "عقرب"، تولید آن را به سال آینده موكول كنم ودر خدمت حاتمی قرار بگیرم.

اما راستش دوست نداشتم چنین توافقی صورت بگیرد، فهمیده بودم كه برخلاف تصورات سابقم، بیماری بهبود نیافته و در حال گسترش است. مدتی از شروع فیلمبرداری "عقرب" گذشته بود كه خبر ناگوار رسید. چند روز بعد از من خواستند كه ادامه‌ی كار را بر عهده بگیرم، این بار جواب منفی دادم و توصیه كردم كه اصلا بهتر است فیلم "پهلوان" به احترام علی حاتمی تعطیل شود و برای همیشه مسكوت بماند. می‌دانستم كه تحت تاثیر احساساتم هستم.

پنجاه روز بعد، پیشنهاد ادامه كارگردانی فیلم پهلوان دوباره به سوی من برگشت. دیگر احساساتی نبودم. مثل یك صنعت‌گر به اتمام مابقی كار فكر كردم و ...»

افخمی در پایان این یادداشت آورده بود:« یك چیز مسلم است و آن این كه با مرگ علی حاتمی، صورت مساله تولید فیلم پهلوان عوض شده است. این فیلم، ‌قبل از مرگ سازنده‌اش هم یك كار حساس و توقع برانگیز به حساب می‌آمد. مردمی كه پهلوانشان را دوست دارند و شمایل او را در كنار تمثال معصومین به در خانه می‌آویزند، گوش به زنگ بودند تا كار حاتمی را زیر ذره‌بین ببرند، اما امروز با از دست رفتن علی حاتمی،‌ موقعیت آدمی كه در جا او قرار می‌گیرد خیلی حساس‌تر و توقع‌ برانگیزتر شده است. اكنون داوطلب كارگردانی فیلم "پهلوان" با سایه سنگین دو پهلوان روبروست یكی تختی كه سالهاست تبدیل به افسانه شده و دیگری علی حاتمی كه با بدرقه با شكوه مردم پا در راه تبدیل شدن به افسانه گذاشت و مثل هر هنرمند واقعی، ‌در اثر خویش ذوب شد. شاید دیگر هیچ فیلمی نتواند توقع مردم را در باب این موضوع برآورده كند. شاید حتی اگر روح علی حاتمی در جسم من حلول كند و خودش فیلم را بسازد، باز هم مردم از تماشای آن راضی نشوند و بعد از دیدن بگویند اگر علی حاتمی می‌ساخت، بهتر از آب در می‌آمد.»

عزیز ساعتی نیز در ویژنامه مجله فیلم در سال 76 آورده است:« حاتمی از سال 63 قصد ساختن فیلم تختی را داشت و در حوالی سالهای 61 و 62 مذاكراتی با تهیه‌كنندگان برای ساخت این فیلم انجام داده و سال 63 سرانجام با بنیاد مستضعفان به توافق رسیده بود. برای او در وهله اول دو موضوع اهمیت داشت، یكی یافتن لوكیشن‌های مورد نظرش و دیگری انتخاب بازیگر نقش تختی.»

عزیز ساعتی آورده است:« همه تحقیقات را درباره تختی انجام داده بود. هنوز هیچ بازیگری برای نقش‌های دیگر انتخاب نكرده بود. چون مساله اصلی، انتخاب بازیگر نقش تختی بود. اگر از بازیگری حرفه‌ای استفاده می‌كرد، مساله كشتی گرفتن نگران كننده می‌شد اگر كشتی‌گیری را برای این نقش انتخاب می‌كرد، مساله بازیگری دغدغه بود. بالاخره فرامرز قریبیان از بازیگران و از كشتی‌گیران خسرو نظام‌دوست انتخاب شدند و در میان این دو گزینه، نظام‌دوست برای نقش تختی انتخاب شد.»

در آن سال فیلم كلید نمی‌خورد و در سال 75 هم كه كار انجام می‌شود، بخشهای مربوط به پدر تختی و دوران كودكی او فیلمبرداری می‌شود و فرصتی نمی‌شود كه نظام دوست جلوی دوربین برود.

عزیز ساعتی همچنین آورده بود:« گمان می‌كنم از زمان كمال الملك - كه حاتمی گرایش به بازسازی و زندگی شخصیت‌های معروف یافت، تختی هم در ذهنش شكل گرفت. حتی زمان فیلم "جعفرخان از فرنگ برگشته" هم در یكی از لوكیشن‌های اصلی فیلم، عكس تختی در قاب به دیوار نصب شده و نشان می‌دهد كه حاتمی هنوز دغدغه این طرح را داشته است.»

جهان پهلوان تختی با پنجاه و یك فصل فیلمنامه در سال 75 با حضور افسانه بایگان،‌عزت‌الله انتظامی و... مقابل دوربین رفت.

علی حاتمی در جایی گفته بود:« همیشه در تمام مدت سی سال سابقه كار هنری و بیست و چند سال كار سینمایی به سراغ سنگ‌های بزرگ رفته‌ام. مگر "ستارخان" در زمان خودش سنگ كوچكی بود؟ یا "سلطان صاحبقران" یا "كمال‌الملك" یا "حاجی واشنگتن" یا "هزاردستان" یا"دلشدگان". گناه من نیست كه موضوع‌های مورد علاقه‌ من و فیلم‌های من از اندازه‌های معمول سینمای ایران بزرگ‌تر است. اگر می‌خواهیم پیشرفت كنیم واندازه‌های سینمایی‌مان را بزرگ‌تر كنیم باید دست به كارهای بزرگ‌تر بزنیم و باید كمی خطر كنیم. ما در سینمای ایران قادر به انجام هر كاری هستیم هیچ چیز كم نداریم. از چه بترسیم؟»

حاتمی همواره خواسته بود، نمادها و اسطوره‌ها را معرفی كند و در جهان پهلوان تختی نیز هدفش همین است.

وی درباره‌ی اسطوره تختی گفته بود: « مطالعه و بررسی شخصیت‌هایی چون غلامرضا تختی در آغاز كار آسان می‌نماید. چرا كه پژوهش درمورد افراد سرشناس معاصر حداقل مدارك و مستندات زنده وتازه‌ای را در دسترس پژوهش‌گر می‌گذارد. اما شاید مورد تختی استثنایی و شگفت باشد. "جهان پهلوان" در ذهن و باور توده‌ها نشانه قهرمانی‌ها و پهلوانی‌ها بود.»

زنده‌یاد علی حاتمی علاوه بر فیلم‌نامه‌ "جهان پهلوان تختی"، فیلم‌نامه‌های "ملكه‌های برفی" كه درباره‌ی زندگی شاه ایران به روایت سه همسرش است و فیلمنامه پیامبر اعظم (ص) را نیز داشت كه فرصتی پیدا نشد، آنها را بسازد.

روحش شاد و یادش گرامی

منابع: ایسنا – روزنامه ایران

1- رامتین شهبازی2- حسن گوهرپور


لینک :

نمایش و مرور آثار علی حاتمی

به بهانه پخش فیلم کمیته مجازات و به یاد علی حاتمی

مراسم یاد بود علی حاتمی

« مادر» علی حاتمی در جشنواره

به بهانه نخستین نمایش عمومی"حاجی واشنگتن"

UserName