• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1394/02/01
  • تاريخ :

واکاوی شبکه ای سرّی در عصر هادی امّت 
امام هادی

از جمله دلایل روشنی که از عمق و گستره نفوذ ائمه علیهم السلام در محیط جامعه پیرامونی شان حکایت می کند، شدت عمل و تحمیل فشارها و تضییقات شدیدی بود که توسط حکام جور بر حضرات معصومین علیهم السلام اعمال می شد. این فشارها در زمان امامین عسکریین علیهماالسلام و خصوصا در برهه امامت امام حسن عسکری علیه السلام به اوج خود رسید و همین شرایط بحرانی بود که ائمه علیهم السلام را واداشت تا ابزاری جدید برای برقراری ارتباط با پیروان خود جستجو کنند. ابزاری به نام " شبکه ارتباطی وکالت".
 

تشکیلاتی پیچیده در شرایطی پیچیده

"شبکه ارتباطی وكالت" تشكیلات هماهنگ و گاه پیچیده‏اى بود متشكل از امامان معصوم علیهم السّلام و عده‏اى از پیروان نزدیك و وفادار آنان تا با همكارى یكدیگر اهداف خود را براى پیش‏برد اصول دینى و مذهبى محقق سازند.
ضرورت پدید آوردن چنین شبکه ای با در نظر گرفتن موقعیت و شرایط خاص ائمه علیهم السلام در زمان حاکمیت عباسی به روشنی قابل درک خواهد بود:
اولا : به جهت کنترل های شدید بر روی ائمه علیهم السّلام، ارتباط مستقیم و مشافهی آنان با شیعیان بسیار خطرآفرین بود. شواهد تاریخی متعددی وجود دارد که حاکی از شدت و حدّت این کنترل ها و سخت گیری ها است:
محمد بن شرف می گوید: همراه امام هادی علیه السلام در مدینه راه می رفتم. امام فرمود: آیا تو پسر شرف نیستی؟ عرض کردم: آری. آنگاه خواستم از حضرت پرسشی کنم، امام بر من پیشی گرفت و فرمود: ما درحال گذر از شاهراهیم و این محل، برای طرح سوال مناسب نیست! (١)
این حادثه هنگامی اتفاق افتاده است که امام علیه السلام در مدینه تشریف داشتند نه در زمانی که در پادگان سامراء تحت مراقبت و کنترل شدید دستگاه حکومت متوکل عباسی به سر می بردند!
شاهد دیگر برای اثبات این مدعا، انتقال امام علیه السلام از مدینه به سامرا می باشد:
بریحه عباسى یكى از یاران متوكل عباسی به هدف سعایت از امام هادی علیه السّلام طی نامه ای  به او چنین می- نویسد: اگر مى‏خواهى حرمین را از دست ندهى على بن محمد (امام هادى علیه السّلام) را از آنجا بیرون كن چرا كه او مردم را به خود فرا مى‏خواند و خلق بسیارى، از او پیروى مى‏كنند ! (٢)
 

کینه های دیرین شیاطین

از طرفی کینه و دشمنی متوکل نسبت به خاندان امام علی علیه السلام مطلبی نبود که برای کسی پوشیده باشد. او همان کسی است که مقبره حضرت سید الشهدا امام حسین علیه السّلام را تخریب کرد و زمینهاى اطراف مقبره را شخم زد و هموار کرد تا بر روی آن زراعت شود و اثری از آن بارگاه مقدس بر جای نماند! (3)
اقامت امام در مدینه و عدم دسترسی متوکل به ایشان، قطعا برای حکومت جابرانه او خطری جدی در پی می داشت. لذا کوچکترین گزارشی درباره خطر احتمالی امام، خلیفه را بر آن می داشت که به هر طریق ممکن فکر خود را از جانب امام راحت کند. سرانجام، آن سعایت ها و این کینه ها متوکل را بر آن داشت که امام را مجبور کند از مدینه به پایتخت حکومت عباسیان یعنی سامراء هجرت کند تا از نزدیک تمامی آمد و شدهای ایشان را زیر نظر بگیرد.

شبکه ارتباطی وکالت در واقع ثمره تبدیل تهدیدها و تضییق ها به فرصت هاست. توسعه و گسترش این سیستم ارتباطی و نشر و تبلیغ آموزه های ناب تشیع به اقصی نقاط بلاد عالم با وجود همه کنترل ها، تهدیدها، فشارها و سخت گیری های حکام عباسی نشان دهنده این حقیقت است که پیروز قطعی این میدان نبرد، وجود مقدس امام هادی علیه السلام بود.

در سامراء نیز، بدخواهان آن حضرت هر از گاهى سعى داشتند كینه متوكل را نسبت به امام علیه السلام برانگیزانند و خطر او را براى تاج و تختش گوشزد كنند. داستان معروف تفتیش شبانه منزل امام و دستگیری و احضار ایشان در مجلس میگساری متوکل (٤) تنها نمونه ای است از فشارها و سخت گیری های حکومت جبّار آن عصر.
اطرافیان متوكل، دشمنى و كینه دیرینه ای با اهل بیت علیهم السلام داشتند. كسانى چون على بن جهم (5) و ابى سمط (6) و محمد بن داود هاشمى و بطحانى و دیگرانى كه خود را به شیطان فروخته بودند، از نزدیکان خلیفه و متنفذین دربار وی به شمار می آمدند.(٧)
در این شرایط، تشكیلات سازمان وكالت، قالب خوبى براى تقلیل ارتباطات مستقیم شیعیان با ائمه علیهم السّلام به حساب مى‏آمد. وكلا در حقیقت رابط بین ائمه علیهم السّلام و شیعیان بودند و بدین ‏وسیله هم جان ائمه علیهم السّلام و شیعیان مورد صیانت قرار می گرفت و هم موجبات كاهش حساسیت خلفاى عباسى نسبت به امامان شیعه علیهم السّلام فراهم مى‏گردید. 


پناهگاه قابل اعتماد شیعیان

ثانیا : سلطه حكومت‏هاى جائر عباسى و فشارهایى كه علیه امامان علیهم السّلام وجود داشت، گاه به حبس ایشان و گاه به شهادت آنان و در نهایت به غیبت خلف صالح آنان انجامید. در این مقاطع حساس‏ زمانى، وكلا و سازمان وكالت، بهترین پناه‏گاه و مرجع و ملجأ براى شیعیانى بودند كه براى رفع مشكلات دینى، كلامى، فقهى و سایر امور مرتبط با امامان علیهم السّلام به نزد آنان مراجعه مى‏كردند.
به عنوان نمونه پس از شهادت هر یک از ائمه علیهم السّلام و بوجود آمدن تردیدهایی نسبت به جانشین آن حضرت، وکلای ائمه علیهم السلام تعیین کننده ترین کانون برای معرفی امام بعدی بودند:
پس از شهادت امام جواد علیه السّلام، سران شیعه در خانه «محمد بن فرج»(8)، وكیل برجسته امام جواد علیه السّلام، اجتماع كردند تا نسبت به جانشین آن حضرت بحث كنند و «محمد بن فرج» با دعوت از خادم و دستیار امام جواد علیه السّلام براى حضور در آن جمع و ارائه نامه‏هاى امام جواد علیه السّلام براى تثبیت امامت فرزندش امام هادى علیه السّلام سران شیعه را نسبت به حقانیت امامت آن حضرت قانع نمود.(٩)

 

امام هادی

جغرافیای سیاسی سازمان وکالت

شبکه ارتباطی وکالت در زمان امام هادی علیه السلام، تبدیل به یک سیستم ارتباطی وسیع و گسترده شده بود و این خود حاکی از گستره نفوذ شیعیان در بلاد و مناطق گوناگون بود. تعیین، نصب و ارسال نمایندگانی از طرف ائمه علیهم السلام برای رسیدگی به امور دینی شیعیان به دلیل بُعد مسافت و صعوبت و دشواری سفر برای ملاقات با ائمه علیهم السلام، امری ضروری و لازم می نمود.
اخبار تاریخى و محتوای نامه هایی که امام هادی علیه السلام برای وکلای خود مرقوم می داشتند گویاى آنند که حیطه کاری وکلای ایشان به چهار منطقه تقسیم می شد: ناحیه نخست: بغداد و مدائن و سواد و كوفه؛ ناحیه دوم: بصره و اهواز؛ ناحیه سوم: قم و همدان؛ و ناحیه چهارم: حجاز و یمن و مصر را شامل مى‏شد.(١٠) هر ناحیه به یك وكیل مستقل واگذار مى‏شد به طوریکه هیچ یک از وکلا حق دخالت در امور مربوط به منطقه تحت قلمرو وکیل دیگر را نداشتند. (11)
رابطه بین امام علیه السلام و وکلای ایشان عمدتا بوسیله مکاتبه و نامه نگاری بود و بخش قابل توجهی از معارف فقهی و کلامی از همین طریق در دسترس شیعیان و پیروان ایشان قرار گرفت.(12)
 

زمینه سازی واقعه ای تاریخ ساز

ثالثا : غیبت ناگهانی امام معصوم پس از آنکه دو و نیم قرن مردم به حضور امام در کنار خود و بالتبع امکان دسترسی به ایشان عادت کرده بودند، مساله ای بود که می توانست برای شیعیان مشکل آفرین و سبب ایجاد انحرافات فکری و عقیدتی شود. این برای اولین بار بود که شیعیان در شرف مواجهه با تجربه غیبت یک امام معصوم بودند لذا صرف مطرح شدن پیشاپیش مساله غیبت حضرت حجت -عجل الله تعالی فرجه الشریف- در بیانات ائمه علیهم السلام، روشنگری کافی و وافی برای شیعیان در بر نداشت و لازم بود با اقدامات عملی یعنی توسعه و گسترش شبکه ارتباطی وکالت، مساله غیبت یک معصوم به صورت محسوس و ملموس به مردم نشان داده شود.(١٣)
 دقت در سیره امامین عسکریین علیهماالسّلام در توسعه و استحکام سازمان وکالت، جای هیچ گونه شک و تردیدی بر جای نمی گذارد که شیوه حضرات معصومین علیهم السّلام در زمان نزدیک به عصر غیبت، کاملا حساب شده بوده است. سلوک عملی ایشان این مطلب را به روشنی اثبات می کند که گرچه دسترسی به معصوم در شرایطی امکان پذیر نخواهد بود ولی این بدان معنا نیست که امور دینی مردم تعطیل شود و مرجعی و ملجأی برای حل مشکلات و معضلات و سوالات آنها وجود نداشته باشد.

تشكیلات سازمان وكالت، قالب خوبى براى تقلیل ارتباطات مستقیم شیعیان با ائمه علیهم السّلام به حساب مى‏آمد. وكلا در حقیقت رابط بین ائمه علیهم السّلام و شیعیان بودند و بدین ‏وسیله هم جان ائمه علیهم السّلام و شیعیان مورد صیانت قرار می گرفت و هم موجبات كاهش حساسیت خلفاى عباسى نسبت به امامان شیعه علیهم السّلام فراهم مى‏گردید.

پیروز نهایی میدان

شبکه ارتباطی وکالت در واقع ثمره تبدیل تهدیدها و تضییق ها به فرصت هاست. توسعه و گسترش این سیستم ارتباطی و نشر و تبلیغ آموزه های ناب تشیع به اقصی نقاط بلاد عالم با وجود همه کنترل ها، تهدیدها، فشارها و سخت گیری های حکام عباسی نشان دهنده این حقیقت است که پیروز قطعی این میدان نبرد، وجود مقدس امام هادی علیه السلام بود.
 
پی نوشت:
1) وَ حَدَّثَ مُحَمَّدُ بْنُ شَرَفٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِی الْحَسَنِ ع أَمْشِی بِالْمَدِینَةِ فَقَالَ لِی أَ لَسْتَ ابْنَ شَرَفُ قُلْتُ بَلَى فَأَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَابْتَدَأَنِی مِنْ غَیْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ فَقَالَ نَحْنُ‏ عَلَى‏ قَارِعَةِ الطَّرِیقِ‏ وَ لَیْسَ هَذَا مَوْضِعَ مَسْأَلَةٍ.كشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 385
2) زندگانی دوازده امام ج2 ص 487
3) المناقب، ابن شهرآشوب ،ج‏4،ص:64
4) بحار الأنوار، المجلسی ،ج‏50،ص:211
5) شاعر جیره خوار دربار متوکل، او یكى از اشخاصى بود كه متوكل را به عداوت على و ویرانى قبر حسین تشویق مى‏كرد، ترجمه الكامل ابن الأثیر ،ج‏17،ص:290
6) از اولاد مروان بن ابى حفصیه از موالى بنى امیه‏، ترجمه الكامل ابن الأثیر ،ج‏17،ص:222
7) و إنّما كان ینادمه و یجالسه جماعة قد اشتهروا بالنصب، و البغض لعلیّ، منهم: علیُّ بن الجهم، الشاعر الشامیُّ، من بنی شامة ابن لویّ و عمر بن فرح الرّخّجیّ، أبو السَّمط من ولد مروان بن أبی حفصة، من موالی بنی أمیّة، و عبد اللَّه بن محمّد بن داود الهاشمیُّ المعروف* بابن أترجة/ الكامل فی التاریخ، ابن الأثیر ،ج‏7،ص:56
8) سازمان وكالت، جبارى ،ج‏2،ص:532
9) زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام / ترجمه إعلام الورى، ص: 473
10) حیات فكرى و سیاسى ائمه، جعفریان ص 513  به نقل از تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم
11) امام علیه السّلام در نامه ای به یکی از وکلای خود به نام "ایوب بن نوح " چنین مرقوم فرمودند:
«و من تو را، اى ایّوب بن نوح، فرمان مى‏دهم كه ارتباطات فراوانت بین خود و ابو على بن راشد را قطع نمایى! و هر یك از شما دو نفر، ملتزم به آن امرى باشد كه بدان مأمور و موكّل گشته؛ و فعالیتش محدود به آن ناحیه‏اى شود كه براى آن نصب شده؛ چرا كه شما اگر آنچه بدان مأمورید عمل كنید، از مراجعه مكرّر به نزد من بى‏ نیاز خواهید شد. و تو را نیز، اى ابا على! به مثل آنچه به ایّوب امر كردم، فرمان مى‏دهم. (تو اى ایّوب) نباید از هیچ یك از اهل بغداد و مدائن، چیزى بپذیرى؛ و (براى ملاقات با من) اذنى صادر كنى؛ و هر آن‏كس كه از غیر ناحیه تو چیزى به نزدت آورد، به سوى وكیل ناحیه خودش، گسیل بدار! و به تو نیز اى ابا على، به مثل آنچه به ایّوب فرمان دادم، امر مى‏ كنم؛ و هر یك از شما دو نفر بایستى تنها آنچه را بدان مأمور شده عمل نماید» رجال الكشی - إختیار معرفة الرجال، النص، ص: 514 به نقل از سازمان وكالت، جبارى ،ج‏2،ص:541
12) برای نمونه رجوع کنید به کتاب رجال کشی (اختیار معرفة الرجال) صفحه 525
13) احمد بن اسحاق که بنا به نقل کتب تاریخی خود نیز یکی از وکلای امام هادی علیه السلام بود چنین می گوید:
روزى به امام هادى علیه السّلام عرض كردم كه گاه موفق به تشرف به حضور شما مى‏شوم و گاه نه. در این موارد كه نمى‏توانم با شما دیدار كنم به چه كسى مراجعه كنم و قول چه كسى را بپذیرم و امر چه كسى را اطاعت كنم؟ و آن جناب فرمود: این أبو عمرو  (ابو عمروعثمان بن سعید عمری در ابتدا وکیل امام هادی علیه السلام بود و سپس وکالت امام حسن عسکری علیه السلام را عهده دار شدو پس از شهادت امام عسکری علیه السلام به عنوان اولین نائب امام زمان (عج) برگزیده شد) مورد وثوق و أمین است و آنچه به شما بگوید از جانب من گفته و آنچه به شما برساند از جانب من رسانده است». پس از رحلت آن حضرت به نزد امام عسكرى علیه السّلام رفته و نظیر آن سوال را مطرح كردم و آن جناب نیز در پاسخ فرمود: «این أبو عمرو مورد وثوق و أمین نزد ماضى (امام هادى علیه السّلام) و نزد من است و آنچه بگوید از جانب من گفته و آنچه به شما برساند از جانب من رسانده است». الغیبة للطوسی ص: 355
تعابیر امام در روایت فوق در مورد امین بودن ابو عمرو و حجیت قول وی برای شیعیان، مشابه همان توقیع مبارک حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که فرمودند  وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَة فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِم :  اما وقایعی که رخ خواهد داد و مسائل مستحدثه، پس در مورد آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خداوند بر آنان هستم. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 484

سید عبدالله سیدحسینی      
کارشناس حوزه              
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


مطالب مرتبط:

ویژه نامه های شهادت امام هادی علیه السلام
نماهنگ های شهادت امام هادی علیه السلام
نواهنگ های شهادت امام هادی علیه السلام 

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName