• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9458
  • دوشنبه 1394/2/21
  • تاريخ :

به چه انگیزه ای خدا را عبادت کنم؟!

عبادت

عبودیت کمالِ کمالات است و همه کمالات انسانى در این جهت است که آدمى به عبودیت حق واصل شود و در مدارج و مراتب آن بالا رود.
عبودیت تسلیم حق بودن و گردن نهادن به خواست الهى است؛ یعنى «عبد» جز رضاى حق، نخواهد و در برابر او در اطاعت کامل باشد؛ جز در برابر خدا سر خم نکند، در برابر او هیچ‏گونه خلاف و تعدى ننماید؛ مطیع خدا باشد و به اراده و خواست او عمل کند.
عبودیت، آدمى را با حقیقت خویش آشنا و همراه مى‏کند، و هر چه انسان در منازل و مراتب عبودیت حق، بالاتر رود، به حقیقت انسانى خود نزدیک‏تر مى‏شود؛ زیرا انسان، والاترین جلوه خداوند است و هر چه در عبودیت پیش رود، بیشتر این استعداد را جلوه مى‏بخشد و به مقام انسانى‏ اى که شایسته آن است نزدیک‏تر مى‏شود. آدمى با گام نهادن در مسیر عبودیت، به مقام بندگى واصل مى‏شود و در نسبت و ارتباط با دیگر آدمیان، خود را در جایگاه خدایى نمى‏بیند و هرگز گردن‏فرازى و خودکامگى نمى‏کند، بلکه خود و دیگران را بندگانِ پروردگارى مى‏بیند که جز او خدایى نیست. چنین نگرشى، زمینه‏ساز سلوک معنوى و روابط انسانى مى‏شود؛ چنان‏که على علیه السلام در ضمن خطبه‏اى فرمود:
فَإِنَّمَا أَنَا وَ أَنْتُمْ عَبیدٌ مَمْلُوکونَ لِرَبٍّ لارَبَّ غَیْرُهُ‏.
جز این نیست که من و شما بندگان و مملوکان پروردگارى هستیم که جز او پروردگارى نیست.
اگر انسان دریابد که او بنده است، در ارتباط با دیگر بندگان، خدایى نمى‏کند و در دام شیطان گرفتار نمى‏شود، و کسى را مملوک خود نمى‏گیرد؛ خودمدارى نمى‏نماید و به نبرد با خداى قادرِ یکتا برنمى‏خیزد. امام على علیه السلام در آغازین عبارات عهدنامه مالک اشتر، به بندگى و عبودیت فرا مى‏خواند، و از فخرفروشى و دیگران را مملوک خود دیدن و خدا را هم‏نبرد خواندن برحذر مى‏دارد، که راه کمال و سعادت فرد و جامعه در این بستر مهیا مى‏شود:
هَذَا مَا أَمَرَ بهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِى أَمِیرُالْمُوْمِنینَ، مالِکَ بنَ الحارثِ الأَشْتَرَ فى عَهْدِهِ إِلیهِ، حینَ وَلّاهُ مِصْرَ … إِیَّاکَ وَ مُسَامَاةَ اللَّهِ فى عَظَمَتِهِ وَالتَّشَبُّهَ بهِ فى جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ یُذِلُّ کُلَّ جَبَّارٍ وَ یُهِینُ کُلَّ مُخْتَالٍ‏.
این فرمانى است از بنده خدا، على امیرمومنان به مالک‏اشتر پسر حارث، در عهدى که با او مى‏گذارد، هنگامى که وى را به حکومت مصر مى‏گمارد … بپرهیز که در بزرگى فروختن، خدا را هم‏نبرد خوانى و در کبریا و عظمت، خود را همانند او دانى؛ که خدا هر سرکشى را خوار مى‏سازد و هر خودبینى را بى‏مقدار مى‏نماید.

هدف از پرستش، تکامل خود ماست و عبادت، وسیله تکامل و سعادت ما محسوب می شود. عبادت غذای روح و طعام، مایه قوام جسم است

انسان در سایه بندگى خدا و عبودیت حق از خودمدارى و شیطان‏صفتى و خودکامگى، و از بت‏پرورى و شیطان‏زدگى و بت‏پرستى نجات مى‏یابد، و به مقام حقیقى خود، یعنى بندگى خدا و سلوک انسانى روى مى‏آورد. تباه‏گرى انسان در همه وجوه فردى، اجتماعى، خانوادگى، سیاسى، اقتصادى و حکومتى ریشه در خروج انسان از مدار بندگى حق و عبودیت الله، و فرو رفتن در منجلاب خودمدارى و شیطان‏صفتى و بت‏پرستى دارد؛ و از این‏روست که اصلى‏ترین دعوت پیام‏آوران الهى، دعوت به عبودیت الله و اطاعت خداست، چنان‏که امیرمومنان على علیه السلام درباره فلسفه بعثت خاتم پیام‏آوران الهى فرموده است:
فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداِ بالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ.
پس خدا، محمدَ را به حق برانگیخت، تا بندگانش را از پرستش بتان بیرون آورَد و به عبادت او درآورد؛ و از پیروى شیطان برهانَد و به اطاعت خدا راه نماید.
 

به چه انگیزه ای خدا را بپرستیم؟

امیر مومنان علیه السّلام فرمود: گروهی در عبادت، به انگیزه دستیابی به منافع اخروی و بهشت، خدا را می پرستند که این رقم عبادت، عبادت تجار و بازرگانان است که هدف، سودجوئی است. گروهی دیگر به انگیزه ترس از عذاب و جهنم، خدا را عبادت می کنند؛ این هم عبادت بردگان است. گروهی هم به انگیزه شکر و سپاس از نعمت های فراوان خداوندی، عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزاد مردان است.
بر اساس فرمایش علی بن ابی طالب علیه السّلام سه هدف و انگیزه در عبادت خداوند وجود دارد. 1- رسیدن به بهشت و رضوان الاهی. 2- دوری و اجتناب از جهنم. 3- سپاس از خداوند. چون خداوند لایق پرستش است. اگر یک وعده مهمان کسی باشید، یا پزشکی، بیمار شما را از مرگ نجات دهد، تا آخر عمر خود را مدیون میزبان و پزشک، دانسته و هر وقت ایشان را ببینید؛ کرنش کرده و تشکر می نمایید. بندگان، در تمام لحظات بر سر سفره خداوند نشسته اند. هر چه دارند از خداست. وجود، سرمایه، امنیت، سلامتی، خوراک، پوشاک و غیره همه را خداوند ارزانی کرده است. آیا تشکر از چنین شخصیت کریمی، لازم و واجب نیست. کریمی که هر چه عنایت کرده، بی منّت است. پزشک از شما توقع پول دارد، میزبان بشری، معمولا انتظار جبران دارد. ولی خداوند تمام نعمت ها را به انسان داده و توقع جبران ندارد. حال عقل بشر دستور به تشکر از چنین خدایی نمی دهد؟

انسان در سایه بندگى خدا و عبودیت حق از خودمدارى و شیطان‏صفتى و خودکامگى، و از بت‏پرورى و شیطان‏زدگى و بت‏پرستى نجات مى‏یابد، و به مقام حقیقى خود، یعنى بندگى خدا و سلوک انسانى روى مى‏آورد. تباه‏گرى انسان در همه وجوه فردى، اجتماعى، خانوادگى، سیاسى، اقتصادى و حکومتى ریشه در خروج انسان از مدار بندگى حق و عبودیت الله، و فرو رفتن در منجلاب خودمدارى و شیطان‏صفتى و بت‏پرستى دارد

شما به هر انگیزه ای که تشکر کنید؛ می شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد. به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است. پس احتیاجی به پرستش ما ندارد. در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است» (ابراهیم، 8) «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است».(لقمان، 12)
هدف از پرستش، تکامل خود ماست و عبادت، وسیله تکامل و سعادت ما محسوب می شود. عبادت غذای روح و طعام، مایه قوام جسم است. لذا خداوند در آیات متعددی از باب لطف و رحمتش، دستور عبادت به انسان را داده است. «این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست. آفریدگار همه چیز است، او را بپرستید و او نگهبان و مدبر همه موجودات است».(انعام، 102) در برخی دیگر از آیات به این موضوع اشاره شده است: رعد، 36؛ یس، 22؛ زمر،11؛ اسرأ،24؛ آل عمران 64و...

فراوری: زین الدینی  
بخش نهج البلاغه تبیان


منابع:
عبودیت‏، محمد علی حسن زاده
انگیزه های عبادت و پرستش منبع: پایگاه حوزه، شماره 1-28077

مطالب مرتبط:

چرا باید خدا را عبادت كنیم؟
همه ملائکه مشرک اند نه شیطان!

آیه شیطان پرستی درباره کیست؟

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مشرکان اعتراف می کنند !!

مشرکان اعتراف می کنند !!

انسان در دنیا موجوداتى را به عنوان مؤثر مى پذیرد، و از آنها براى رفع حوائج خود استمداد می جوید، و آنان را به نظر استقلالى می نگرد. این شرک به خدا است؛ شرک جلى و یا شرک خفى، چون غیر از خدا موجودى مؤثر نیست.
چگونه تاجر شویم؟!

چگونه تاجر شویم؟!

برای یک تاجر خوب بودن در تجارت با خداوند همانند یک غلام و بنده باید به وظایف عمل کرد تا ضررهای اخروی تجارت سود دهنده مان راخراب نکند!
نشانه داغ بندگی خدا یا شیطان؟!

نشانه داغ بندگی خدا یا شیطان؟!

اگر نفس کسی داغ بندگی خدا بخورد، همه شؤونش بنده می شود؛ قلبش به توحید متحرک می گردد. زبانش، دستش، پایش، همه اعضا و جوارحش در راه بندگی خدا می افتد؛ اما اگه داغ بندگی شیطان خورده باشه، با خدا سر و کاری ندارد.
UserName