• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1393/11/28
  • تاريخ :

1001 بهانه بنی اسرائیلی برای نه گفتن (4)

"این قسمت : داماد باید پزشک باشد"

ایرادهای بنی اسرائیلی برای نه گفتن به موردهای پیشنهادی برای ازدواج، در همه اقشار و در هر دو جنس مرد و زن دیده می شود. شنیدن این ایرادها از هر خانواده ای و از زبان هر دختر و پسری، تنها موجب نگرانی برای قشر جوان و عزیزی است که اینگونه دست به فرصت سوزی می زند. 

ریحانه فاطمی - واسطه ازدواج تبیانی

داماد پزشک

آدم وقتی چشمش به آقا حمید می افتد؛ تنها در دل می تواند بگوید : "هزار ماشاءالله، باید به پدر و مادر این پسر تبریک گفت." داشتن چنین پسری با این خصوصیات آرزوی هر پدر و مادری است. اگر بخواهم از محاسن این آقای مهندس خودمان بگویم مثنوی ده من کاغذ می شود. 

حمید پسر همکار قدیمی من است؛ از خانواده ای فرهنگی و اصیل، اما آنچه که او را در چشم من متمایزتر ساخته است، خصوصیات اخلاقی و رفتاری اوست، پسری که اگر مسوولیتی را بپذیرد آن را به بهترین شکل انجام می دهد؛ بسیار خانواده دوست است، احترام به بزرگترها را بلد است، از بچگی یاد گرفته است که روی پای خودش بایستد و به خوبی از عهده اداره یک زندگی برمی آید؛ اعتقادات دینی و مذهبی اش درست و کامل است و پایبندی اش به اعتقادات مثال زدنی است. 

مشخصات حمید آنقدر خوب و مثال زدنی است که وقتی همکارم از من خواست دخترخوبی را برای ازدواج به پسرش معرفی کنم، خوشحال از این اعتماد سعی کردم یکی از بهترین دخترهایی را که می شناسم به او معرفی کنم؛ دختری که از لحاظ  اعتقادی، رفتاری و اخلاقی مشابه حمید باشد. 
از یکی از واسطین ازدواج که از قبل با هم آشنا بودیم و گهگاهی مواردی را به هم معرفی می کردیم، دختری با مشخصات مطلوب آقا حمید خواستم؛ او هم بلافاصله "رویا" را به من معرفی کرد.

مادر دختر خانم اصرار دارد داماد پزشک داشته باشد. دختر نیز برایم توضیح داد که استدلال مادرش این است که چنانچه من با فردی که پزشک نیست ازدواج کنم همیشه شرایط زندگی ام را با شرایط زندگی خواهرم و همسر خواهرم را با همسر خودم مقایسه خواهم کرد و این مقایسه باعث مشکلات و اختلافاتی در خانواده خواهد شد .

اما کاش هرگز این معرفی انجام نمی شد؛ چرا که در اولین معارفه خانواده رویا خانم روی موضوعی تاکید کردند که جای بسی تاسف داشت. خواسته خانواده رویا خانم این بود که به خاطر اینکه داماد اولشان پزشک است حتما به رویا هم پزشک معرفی کنیم.
هر چه استدلال کردم که دخترخانم شما کارشناسی گرافیک رایانه دارد و انتظار ازدواج با یک پزشک تا جایی  که تجربه من می گوید انتظاری بیهوده است به خرجشان نرفت که نرفت.

در فرصتی کوتاه تلفنی با رویا صحبت کردم تا بدانم آیا خود او هم دنبال همسری پزشک است. برایم توضیح داد که استدلال مادرش این است که چنانچه من با فردی که پزشک نیست ازدواج کنم همیشه شرایط زندگی ام را با شرایط زندگی خواهرم و همسر خواهرم را با همسر خودم مقایسه خواهم کرد و این مقایسه باعث مشکلات و اختلافاتی در خانواده خواهد شد.
صادقانه از او پرسیدم که آیا اهل مقایسه و حسرت خوردن نسبت به زندگی دیگران هستی؟ کمی فکر کرد و گفت دوست دارم زندگی ام مشابه زندگی خواهرم سرشار از رفاه و موقعیت اجتماعی بالا و احترام دیگران باشد.
هر چه با خودم فکر می کنم بهانه این خانواده را برای رد کردن آقا حمید بهانه ای بنی اسراییلی می بینم. نظر شما دوستان عزیز در این مورد چیست؟

UserName