• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 740
  • سه شنبه 23/8/1385
  • تاريخ :

یک دقیقه سکوت به احترام احتضار سینمای کودک!

طرح مبحث تکراری آسیب‌شناسی سینمای کودک و نوجوان نه انجام وظیفه، که یادآوری تحلیل‌های گذشته است. کافی است تحلیل‌های همین سال 85 را کنار هم قرار بدهیم تا ببینیم نه تنها در حرف‌های ناامیدکننده کارشناسان این سینما نقطه روشنی پیدا نشده، بلکه سیر قهقرائی سینمای کودک خوشبین‌ترین علاقمندان آن را هم وادار کرده به احترام سینمای در حال احتضار کودک، یک دقیقه سکوت کنند!

به گزارش خبرنگار مهر، سینماگرانی که مورد خطاب ما قرار گرفتند همه متفق‌القول بودند که سهم اکران فعلی به هیچ وجه متناسب با نیاز مخاطب کودک و نوجوان نیست و نگاه حاکم بر سینمای کودک هم به تَبَع آن اصلاً در شأن سینمائی که این کمیت مخاطب را دارد، نیست.

برخی سینماگران اتفاق چند سال اخیر را که سینماداران در انتخاب فیلم‌های اکران بر سینمایشان دخیل هستند، علت دیگر مهجور ماندن این سینما می‌دانند. طبیعی است که وقتی به سینما صرفاً با هدف رفت و برگشت سرمایه نگاه شود، سینماداران هم ترجیح می‌دهند به جای نمایش فیلم کودک که اطمینانی به بازگشت سرمایه آن نیست، فیلم‌های تجاری روز را اکران کنند. در این میان تشکل و سازمان‌هائی هم که ندرتاً برای حمایت از اکران سینمای کودک و نوجوان تشکیل شدند، به نتیجه خوبی نرسیدند و خیلی زود متوقف شدند.

علت دیگر وضعیت نابسامان فعلی را برخی هم جذابیت نداشتن موضوع فیلم‌های کودک دانستند و معتقد بودند باید پذیرفت مخاطب کودک این فیلم‌ها را نمی‌پسندد. آنچه این مبحث در پی دارد رسیدن به این نکته است که برخی مطرح کردند: "مخاطب کودک‌مان را نمی‌شناسیم و از آنها عقب هستیم."

اما در مقابل برخی هم اعتقاد داشتند وقتی این تعداد اندک فیلم کودک در طول سال به نمایش درمی‌آید، چطور می‌توان سلیقه مخاطب را مورد تحلیل قرار داد. در واقع این عده معتقد بودند قهر مخاطب کودک از سینما مفهومی ندارد، چون فیلمی اکران نمی‌شود که بتوان چنین حکمی صادرکرد.

از آنجا که کودکان را باید پدر و مادر به سالن‌های سینما ببرند ، برخی معتقدند این عادت در خانواده‌های ایرانی از بین رفته، آن هم به دلایل اقتصادی، اجتماعی و ... وقتی خانواده‌ها می‌توانند با صرف هزینه و دردسر کمتر فیلم‌های روز کودک را در خانه تماشا کنند، طبعاً این سینما تنها مخاطبان بالقوه خود را هم از دست می‌دهد.

این مبحث در ادامه فاصله زیاد میان سینمای کودک جهان و کشورمان را هم مطرح می‌کند. وقتی فیلم‌ها و انیمیشن‌های کودک باکیفیت و جلوه‌های ویژه پیشرفته امکان تجربه‌های خاص خیالی را در اختیار کودک و نوجوان ما قرار می‌دهند، چطور می‌توان از این سینمای محتضر انتظار رقابت در این عرصه نابرابر را داشت؟ نکته دیگری هم که برخی سینماگران به آن اشاره کردند به نوعی همه شمولی فیلم های خارجی است که در اصل برای کودک و نوجوان ساخته می شود و مخاطب بزرگسال را هم جذب می کند. مانند هری پاترها، جنگ ستارگان و حتی انیمیشن های کودکانه.

در بحث راههائی که برای جذب مخاطب حتی به طور نیمه اجباری برای سینمای کودک و نوجوان مطرح شد، به حمایت ها و همکاری های وزارت آموزش و پرورش اشاره شد که بیشتر در حد حرف و وعده بوده و در صورت عملی شدن بخشی از مشکلات این بخش را می توانست حل کند. هر چند در حال حاضر با این اکران نابسامان نمی توان خرده گرفت که چرا دانش آموزان از طرف مدارس به تماشای فیلم های تجاری بزرگسال برده می شوند!

در انتها برخی سینماگران که به تعاریف فیلم "برای کودک" و "درباره کودک" قائل بودند اعتقاد داشتند که رویکرد پررنگ فیلمسازان به فیلم های "درباره کودک" باعث شده به نوعی وجه سرگرمی و مفرح بودن برای مخاطب کودک فرموش شود و فیلم ها نقش تربیتی و آموزشی پیدا کنند که رسالت یک فیلم کودک صرفاً این نیست. اما برخی هم در حالی که اعتقاد داشتند این تعاریف قابل تفکیک نیستند، نفس پرداختن به روح کودکانه در فضای حاکم بر فیلم را برای تعلق به سینمای کودک کافی دانستند.

به نظر می آید کمیت و البته کیفیت دلایل مطرح شده که سیر قهقهرائی سینمای کودک و نوجوان ما را در حال حاضر ترسیم می کند، گویای تصویر کنونی این سینماست: "سینمای کودک و نوجوان ما در حال احتضار است، شما هم به احترام لحظه های خوشی که با آن داشته اید، یک دقیقه سکوت کنید!"

UserName