• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2670
  • دوشنبه 22/8/1385
  • تاريخ :

گفت و گو با حسام نواب صفوی

مگه شریفی نیا فرودگاه است كه باند داشته باشه؟

  


ابراهیم خلیل الله رو دیدی؟

آره


چه طوربود؟

من ،با توجه به اعتقادات مذهبی که دارم دوست داشتم در یک اثر تاریخی-مذهبی سهمی داشته باشم و ابراهیم خلیل الله اولین فیلمی بود که تونستم در این زمینه بازی کنم و اتفاقا خیلی من رو تحت تاثیر قرار داد چون داستانی بود که از بچگی دوستش داشتم.


یعنی اولین فیلمی بود که توی این زمینه پیشنهاد شد دیگه؟

در زمینه تاریخ کار کرده بودم ولی در زمینه مذهبی اولین فیلمی بود که پیشنهاد شد و منم بازی کردم.


یعنی اگه یکی دیگه پیشنهاد می شد ممکن بود ...؟

آره


یک جورهایی منتظر یه پیشنهاد مذهبی بودی تا بری و بازی کنی؟

آره.من هنوزم منتظر پیشنهاد مذهبی ام و به پیشنهاد مذهبی وقعی می نهم.


بازی توی این فیلم ها، فکر می کنی به کاراکتر حسام نواب صفوی می خوره؟

به کاراکتر نوع بازی من نمی خورد و این واقعیتی که خودم هم می پذیرم، ولی خب خیلی سعی کردم قالبی که در آن بودم را بشکنم و به یک شکل دیگه ای در بیارم و مردم یک حسام نواب صفوی دیگه ای روی پرده سینما ببینند.


چرا توی یک کار دیگه سعی نکردی این قالب رو بشکنی؟

بستگی به نوع پیشنهاد ها داره.دست من نیست.البته این اتفاق تا حدودی افتاده.در نقش امام قلی خان که جمعه ها در سریال ملاصدرا پخش می شه یا چند کاره دیگه ،ولی این یک چیز دیگه ای بود و یک حس مسئولیت دیگه ای رو در من به وجود آورد.نسبت به اون پیغمبری که مردم سال ها داستانش رو شنیده اند و حالا می خواهند آن را ببینند.یک جورهایی حساس ترین نقش زندگی ام بود.


فکر می کنی ورزی چرا تورا انتخاب کرد؟

نمی دونم ...شاید قسمت بوده.شاید بعد از اینکه سریال ملاصدرا را دیده بود به صرافت این افتاده بود.


فکر نمی کنی توی یک قالبی افتادی که همه پیشنهاد ها در یک سطح انجام می شد و سرآخر مجبور شدی در یک فیلم مذهبی بازی کنی تا قالب بازی ات را بشکنی؟

نه.خیلی از نقش ها بوده که فرق می کرده.شاید به لحاظ فیلمنامه و نقشی که بازی کردم شبیه بوده ولی سعی کردم به لحاظ ماهوی در بازی خودم یک شخصیت جدید بسازم.مثلا ما نمی توانیم بگوییم در نان و عشق و موتور هزار یک نوع شخصیت منفی بودم و در شمعی در باد هم یک نوع منفی بودم و در ازدواج به سبک ایرانی یک منفی دیگه.

  


آره.اون شخصیت اون نقشه ولی فکر نمی کنی همیشه این نوع بازی و نوع نگاه های حسام نواب صفوی شبیه به هم است؟

همیشه سعی کردم این تغییر را بگذارم.آره درسته.در بعضی از فیلم ها شبیه شده ولی معمولا سعی خودم رو کردم.این مشکل من نیست.این مشکل فیلمنامه های سینمای ایرانه که اکثرا شبیه به همه.مثلا در خیلی از فیلم ها، من و امین حیایی نقش دو رقیب رو بازی کردیم و شاید کاراکتر ها هم شبیه بشه ولی خود من سعی کردم این تفاوت را در شخصیت بگذارم.


قبول داری اگر تو در یکی از نقش هایت متفاوت بازی می کردی یک کارگردان به صرافت این می افتاد که تو را در یک نقش متفاوت استفاده کند.؟

نه.دست بازیگر نیست.به این مربوطه که چه نقشی به منه بازیگر پیشنهاد می شه.مسلما باید نقش امام قلی خان در ملاصدرا به من پیشنهاد بشه تا من بازی اش کنم.وقتی دو نقش عین هم به من پیشنهاد می شود،اصولا این اتفاق می افتد.به خاطر همین است که می گویند خیلی از بازیگران سینمای ایران در یک نقش جا می زنند وباز من سعی کردم این تفاوت را بگذارم.


خب چرا این سعی و تلاشی که ازش حرف می زنی دیده نمی شه؟

چرا هست....


تو خودت می تونی بگی من سعی کردم ولی من بیننده باید تشخیص بدهم.

شباهت کاراکترها به هم باعث این اتفاق می شود.


خب این به ضرر تو تموم نمی شه؟

چرا.صد در صد.ولی من سعی کردم نقش های متفاوت تر بازی کنم.خیلی از نقش هایی که شبیه به هم بوده را بازی نکردم.این هرچی بوده به هر حال من فارغ التحصیل رشته بازیگری ام و همیشه سعی کردم این تفاوت را بگذارم.مثلا نقش منفی 13گربه را نمی توانی با ازدواج به سبک ایرانی یکی کنی.


آره.حتما تفاوت هست.ولی قبول کن که نوع بازی بازیگر هم موثر است.

این مشکل اکثر بازیگر های سینمای ایران است که در یک قالب بهشون پیشنهاد می شود.ولی باز من در نقش هایی مثل 13 گربه و ملاصدرا و نقطه عطف اون در ابراهیم خلیل الله خواستم که این اتفاق بیا افتد و تا حدی هم موفق بودم چون نظر مردم هم شنیدم.


تو چه سالی فارغ التحصیل رشته بازیگری شدی

78 -اصلا استارت این کار رو مرحوم "اسماعیل نواب صفا" ،عموی عزیزم، شاعر و ترانه سرای معاصر که در 19 فروردین سال گذشته دار فانی رو وداع گفت زد.پدرم هم سال ها قاضی دادگستری بود و الان هم وکیل پایه یک دادگستریه.ولی سابقه هنری ما به عمویمان برمی گردد.من سال ها پیانو می نواختم و اون گفت که استعداد این کار رو داری و این شد که علاقه مند شدم و وارد این کار شدم.منزل عمویم که می رفتم یکسری از هنرمندان رو می دیدم.چه در عرصه موسیقی و چه در عرصه تئاتر.و یواش یواش این اتفاق افتاد که به این سمت گرایش پیدا کردم. دوست داشتم این را به روش آکادمیک دنبال کنم.خصوصا زمانی که آمریکا بودم یک دوره ای را به صورت کلاسی رفتم و یک مدرکی گرفتم.

  


بعد چه اتفاقی افتاد؟

یکی دوتا سریال بازی کردم که خیلی جدی نبود و حتی به ترک این قضیه هم برآمدم.تا اینکه با "اعتراض" مسعود کیمیایی که یک کار تجربی هم برای من بود و خیلی از پلان هایم حذف شد،به سینما آمدم و تجربه ای شد که احساس کردم شاید بتوانم در این عرصه فعالیت کنم.ولی شروع فعالیت من با سریال "کیف انگلیسی" بود.


"اعتراض" کیمیایی رو کی پیشنهاد داد؟

از طریق پولاد بهم پیشنهاد شد.من دوست نزدیک پولاد بودم.


فکر نمی کردی همان کار می توانست سکوی پرتاب تو باشد؟

چرا..ولی بیشتر به منزله تجربی برایم مهم بود و می خواستم ببینم آیا این اتفاق می افتد.من همیشه این را گفتم که بازیگر حتما نیاز ندارد نقش یک کیمیایی را بازی کند وحتی اگر حضور کوتاهی هم داشته باشد که اصلا دیده هم نشود ، موقعیتی پیش می آید که او در سینما ماندگار می شود.برای من هم همینطور.بعدش هم کیف انگلیسی و....ولی نقطه عطفی که انتخاب شدم توسط رضا شریفی نیا برای کیف انگلیسی بود.


خوب شد خودت گفتی.اصلا داستان آشنایی ات با شریفی نیا از کجا شکل گرفت؟

از سریال کیف انگلیسی بود ولی خود "دری" من را می شناخت.


می خواستم انتهای مصاحبه درباره این موضوع سوال کنم که خودت پیش دستی کردی.خیلی ها اعتقاد دارند چندتا از بازیگران سینما به خاطر رفاقت با شریفی نیا در فیلم های متعدد بازی می کنند؟

رفاقت من و شریفی نیا هیچ ربطی به مقوله سینما ندارد.رفاقت من و او خارج از مقوله سینمای ایرانه.بسیاری از فیلم ها شده که من بدون نظر شریفی نیا رفتم و بعضی از فیلم ها هم با انتخاب شریفی نیا بوده ولی اگر او همچین سمتی در سینما نداشت، باز هم رفیق من بود.متاسفانه در ایران وقتی یک رفاقتی شکل می گیرد، همه آن را ناشی از منفعتی می دانند ولی باور کنید می شود آدم ها بدون منفعت هم با هم دوست باشند.


این صحبت ها را کی شنیدی؟

شنیدم.خیلی ها می گویند.


این هم شنیدی که باند...؟

آره.اتفاقا شریفی نیا هم یک حرف خوبی زده.گفته مگه من فرودگاهم که باند داشته باشم.اصولا شریفی نیا از آدم های محدودی برای انتخابهایش استفاده نمی کند.اگر کارهایی که او انخاب بازیگرش را بر عهده داشته نگاه کنید می بینید که از یک طیف وسیعی از بازیگران انتخاب می کند.هم بازیگران به نام و هم تازه کار.


نه دیگه.بازیگران مرد شریفی نیا تو هستی و امین و پارسا و ...

نه.خیلی از بازیگرانش...مثلا در فیلم جدید آقای جیرانی


تورو نبرد..

نه .مسئله من رو نبرد نیست.انتخابش یک سری دیگه هست.شریفی نیا من را کیف انگلیسی،13 گربه و عروس خوش قدم آورده.ولی رابطه من و شریفی نیا اصلا ربطی به سیما ندارد و شاید بشه گفت رابطه من و ایشان در خارج از سینما بیشتره تا داخل سینما.


پس چرا این حرف ها رو می زنند؟

خب پیش می آید.به هر حال حرف و حدیث همه جا هست.به نظرم انسان ها اگر نیازی به هم نداشته باشند می توانند خیلی سالم با هم رفاقت کنند.


این موضوع چقدر برایت مهم بوده، اینکه فیلمی که بازی می کنی درجه یک باشه،معناگرا باشه،فیلم گیشه باشه یا...

من بیشتر دنبال فیلم های گیشه هستم.به خاطر اینکه فیلم باید ذائقه مردم را پوشش بدهد.و مردمی که می آیند فیلم را می بینند،لذت ببرند.یک واقعیت این است که سینما یک رسانه است و برای مردم ساخته می شود.بارها گفتم که چه فایده ای دارد که یک فیلمی به لحاظ ساختاری خوب باشد و پرمحتوا باشد و مردم آن را نبینند.من سعی کردم فیلم هایی را کار کنم که به لحاظ گیشه ای و تا حد زیادی بار آکادمیک هم داشته باشد.من همه فیلم هایی که داشتم بالای 400 میلیون فروش داشتند.


خیلی حال کردم که اینقدر رک و صریح گفتی که دوست داری فیلم های گیشه ای بازی کنی.ولی واقعا به هیچ چیز دیگه فکر نمی کنی؟

خیلی از فیلم ها بوده که پیشنهاد شده و صرفا فقط گیشه ای بوده ولی فیلم هایی هم هستند که می توانند در گیشه موفق باشند و می توانند بار هنری هم داشته باشند و پیامی را به مخاطب بدهند.مثل فیلم ازدواج به سبک ایرانی.


ولی سرود تولد اصلا اینجوری نیست.اصلا هیچ باری از هیچ لحاظی نداره.

به هرحال نمی تواتنم بگویم همه فیلم ها اینط.ر هستند.سرود تولد هم یک فیلم موزیکال است که برای کودکان ساخته شده.


اینکه گفتی دوست داری فیلم های گیشه ای بازی کنی کلی از سوال های من رو حذف کرد.

این رو هم توی پاورقی اضافه کن.من دو نوع سینما را خیلی دوست دارم.یکی سینمای گیشه است و یکی سینمای مذهب


که هیچ ربطی هم به هم ندارد.

آره.ولی وقتی پای مذهب وسط بیاید دیگه به گیشه فکر نمی کنم.ممکن است اگر خداوند توفیق بدهد من را در کارهای مذهبی زیادی ببینید که شاید در گیشه هم سودی نداشته باشد که شاید هم داشته باشد.ولی تنها زمانی از گیشه فاصله خواهم گرفت که پای مذهب به میان بیاید.ولی خیلی ها در این باورند که سینمای مذهب ما فروش خوبی ندارد که اینطور نیست.

  


اینکه تو را به عنوان بازیگر گیشه بشناسند سخت نیست؟

من بازیگر مردم هستم.فرقی برایم نمی کند که چه می گویند.


خودت را ستاره سینما می دانی؟

راستش را بخواهید فکر نکردم.ستاره شدن برای یک بازیگر باید اتفاق بیاافتد.


ستاره شدن در ایران چه طور است؟

به هرحال من فکر می کنم ستاره شدن در ایران زمانی اتفاق می افتد که محبوبیت در بین مردم باشد و فیلمی که از یک شخص اکران می شود،مردم زیادی به خاطرش به سینما بیایند.این یعنی ستاره شدن.ممکن است یک بازیگر ،بسیار بازیگر خوبی باشد ولی وقتی فیلمی از او اکران می شود،با فروش پایینی روبرو شود.


مطمئنی در ایران اینطور است که می گویی؟یعنی بزیگر روی فروش تاثیر ندارد؟

نه.اصولا در سینمای ایران،بازیگر تضمین کننده فروش نیست.حرف اول را فیلمنامه می زند.بازیگر تاثیر گذار است ولی تضمین کننده نیست.


خب فکر می کنی به اونجا رسیدی که تو حرف اول یک فیلم را برای فروش بزنی؟

ما اصولا در سینمای ایران سوپراستار نداریم.چون سوپراستار باید یک موقعیت بین المللی داشته باشد.مثلا اگر فیلمی هم در کره از او اکران می شود، بفروشد و...ستاره های سینمای ما هم تعیین کننده فروش نیستند ولی تاثیرگزار هستند.ولی خب شانس یا اقبال بوده،فیلم هایی که تا به حال من کار کردم بالای 400 میلیون فروش داشته.


یک نتیجه گیری می شه از صحبتهایت کرد اینکه تو بازیگر فیلم های حاتمی کیا،فرمان آرا یا ... نیستی.چون آنها صرفا گیشه ای نیستند و....

چرا نیستم؟اگر پیشنهاد بشه و مناسب باشه حتما بازی می کنم.


تو قبول نداری که به جنس یازی در این فیلم ها نمی خوری؟

شاید نخورم ولی می تونم ایفا کنم.من یک ادعایی دارم.من یک دوره کلاسهای سمندریان را رفتم و هم فارغ التحصیل رشته بازیگری ام،چه در ایران و چه در آمریکا،ادعا نمی کنم که هر نقشی را می توانم شاهکار بازی کنم ولی ادعا می کنم که هر نقشی را قابل باور بازی می کنم.در حدی که بیننده باور کند.


بگذریم.تو الویس بریسلی رو خیلی دوست داری؟

بی خیال...


چه اشکالی داره.ازاینکه می گویند تو مثل او رفتار می کنی ناراحتی؟

هر کسی در این دنیا می تواند شبیه یک نفر باشد ولی هرکسی برای خودش است.من هیچ وقت الگوبرداری نکردم.رضا کیانیان در کلاس های سمندریان یک حرف زیبایی زد.گفت وقتی از بازیگری حتی مارلون براندو کپی کنی انگار داری دروغ می گویی.من با فیزیک خودم و اندام خودم می توانم یک بازی ارائه بدهم که فقط برای من مناسب است.اگر کسی از روی اون الگوبرداری کند،عین دروغ گفتن است.


خب چرا من به این نتیجه رسیدم.حتما شبیه هستی دیگه؟

آخه سبک بازی الویس در آمریکا یک سبک دیگه است و به سینمای ما ربطی ندارد.من بیشتر سعی می کنم خودم باشم.من از هیچ بازیگری الگوبرداری نکردم.الگوبرداری کردم ولی کپی نکردم.اگر هم یکی شباهتی با کسی دارم این خدادادی است.


اگر یک روز مجبور بشی سر یک فیلم کچل کنی این کار را می کنی؟

چرا که نه...


آخه خیلی از گریم هایت با همین مدل مو و چهره است.

آره خب.ولی ما اصلا همچین گریمی نداریم که بخواهد یک تغییر اساسی رد چهره بدهد.اصولا گلزار،پارسا پیروزفر و...با چهره خودمون هستیم.متاسفانه زمانی که فیلم در گیشه موفق می شود،اکثر فیلم ها مثل همان انتخاب می شود.اکثرا همان بیس "نان و عشق و...دارد.یک پسر پولدار و فقیر که عاشق می شوند و...

  


چرا پسر فقیر به تو پیشنهاد نمی شود؟

چون این کلیشه است.بعضی از تهیه کننده ها می ترسند که چنین ریسکی کنند.من سر یک کاری به امین گفتم که یک بار من پسر فقیره رو بازی کنم و تو پولداره ولی تهیه کننده ریسک نمی کند.هم من توان اش را دارم و هم او.


این توی حرف نمی شه.باید عمل کرد دیگه.

آره.ولی تصمیم گیرنده در سینمای ایران بازیگر نیست.


قبول داری نوع نگاه هایت در فیلم ها خیلی شبیه هم است؟

نه.آخه نگاه برمی گرده به همان بحث اول.اینکه وقتی دو شخصیت شبیه هم است،مگر نگاه را تا چه حد می شود تغییر داد.


پس می شه یک نتیجه دیگر هم گرفت ،اینکه حسام نواب صفوی منتظر یک پیشنهادی است که خودش را نشان بدهد.

صد در صد.ولی تهیه کننده هایی که بخواهند وجهه فرنگی کار را در نظر بگیرند کم هستند.


پس تو منتظر یک اتفاق هستی؟

مسلما همین طوره.


قبول داری یک مقدار توی بازی دوربین دزدی هم می کنی؟

نه.من از اول هم سالم زندگی کردم و آدم قانونی هستم.در کل بچه قانونمندی هستم و خودم هم قانون می خونم.


آخه این که بد نیست؟

آره.ولی اگر به شکلی باشد که بازی ات تاثیر بگذارد اشکال نداره ولی اگر بخواهی بازی طرف مقابلت را بدزدی قشنگ نیست.ولی در کل اون اتفاقی که باید برای هرکسی باافتد می افتد.من زیاد اهمیت نمی دهم.


اوقات بیکاری ات را چه کار می کنی؟

کتب حقوقی می خونم و ورزش می کنم.ما از بچگی به ورزش عادت کردیم.یعنی هرروز باید شنا کنم،هرروز بدوم.


یعنی هرروز شنا می کنی؟

هرروز


توی خونه؟

بی خیال حالا...


چقدر فیلم می بینی؟

خیلی..خیلی.من به سه چیز در زندگی ام علاقه دارم.موسیقی،حقوق و سینما.در این سه رشته هم تا حدود زیادی جلو رفتم و خیلی چیزها می فهمم.


آخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

کد داوینچی رو دیشب دیدم.

میامی وایس رو دیدی؟

الان گرفتم و می خواهم ببینم.ولی چیزی که حتی از بازیگری بیشتر مرا ارضا می کند،حقوقه.اصلا یک فصل نو را در زندگی من گشود.


پس دیگه کسی نمی تونه توی سینما سرت را کلاه بگذارد؟

نه بابا.تو سینما مشکل ندارم.


مسافرت؟

خیلی اهل سفرم.به شدت.


اگر بازیگر نمی شدی چه کاری می شدی؟

موسیقیدان می شدم.


چرا حقوقدان نشدی؟

بگذار درسم تموم بشه.شاید یک روزی برای همیشه سینما رو گذاشتم کنار و رفتم سمت حقوق.حقوق یک خلاقیت زیادی را در من به وجود می آورد.


موسیقی چه طور؟

من از بچگی پیانو می زدم و خیلی علاقه دارم.حتما موسیقی را جدی می گیرم و گروه موسیقی هنرمندان را راه اندازی خواهیم کرد.


کتاب چقدر می خوانی؟

الان یک سالی است که کتب تاریخی و حقوقی می خوانم.مثل کتب جذایی.


گفت و گو : مجید توكلی

منبع خبر: همشهری جوان


لینک :

 ابن مشغله ای! بنام محمدرضا شریفی نیا 

 شریفی نیا: مهرجویی استاد مسلم سینماست 

UserName