• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1392/12/25
  • تاريخ :

پروین اعتصامی و نوآوری


پروین می دانست عصر حماسه سرایی به شیوه ی کهن، مدیحه سرایی، غزل سرایی صرفا عاشقانه، تصوف، تقلید و وطن پرستی افراطی سرآمده است. عصر ایجاد جهشهای اجتماعی است، عصر بیدار کردن است، عصر هنر اجتماعی است و شعر مترقی برای پیشبرد اهداف اجتماعی ضروری است.

پروین اعتصامی و نوآوری

در بررسی هویت «زن شاعر» در سرزمینی که شعر هنر ملی آن است، سرنوشت او را دیده ام. در تاریخ رشد و دگرگونی موقعیت او که نتیجه ی تکامل و تداوم شکل خاصی پذیرفته است، او را انعکاس رویدادهای تاریخی، فراز و نشیبهای بی شمار، دگرگونیها، سرکوبها، صدور فرمانها، جهشهای عاریتی، ضعفها، حقارتها و پافشاریها دیده ام،و دیده ام که چگونه بعضی ها نام مقدسش را به ننگ آلودند بی آنکه ننگین باشد.

در طول تاریخ ادبیات زنانه ایران، زنانی را دیده ام که به سبب ابراز عقاید صریح انتقادیشان تحقیر، آواره و یا به انزوا رانده شدند.

متانت و انزواطلبی شاعر را نتوانستند به فساد تعبیر کنند. کهنه پردازان گرفتار در بند زلف یار که تحمل محتوای دیگرگونه ی اشعارش را نداشتند او را هیچ انگاشتند. منتقدان ظاهربین علل افسردگی و یاس او را نداشتن زیبایی ظاهری، چشمان چپ و عدم موفقیت در زندگی زناشویی دانستند و گفتند پروین با فکر کدبانویی از سوزن و نخ و نخود و ماش شعر سروده است و نقادی دیگر با تعبیری ذهنی اشعارش را کسل کننده خواند.

این شاعر متعهد و انزواطلب در جامعه ای زیست که دستگاه حاکمه ماهیتی دیکتاتوری داشت، از سویی حافظ منافع استعمار بود و از سویی دیگر نماینده ی قشر نوکیسه و سرمایه داری نوخاسته، رضاخان برای تحکیم چنین حکومتی و برای جلوگیری از جنبشهای انقلابی که می توانست عکس العمل طبیعی اقداماتش باشد به سرکوب نیروهای آزادیخواه دست زد و برای برقراری امنیت در کشور، به زندان و شهربانی اجازه ی زورگویی و قلدری داد. و پروین شاعر درونگرای حساس آگاه از اوضاع سیاسی حاکم بر وطنش فکر نوعی مبارزه ی مستقیم و علنی را از ذهنش دور کرد.

گر جور روزگار کشیدم شگفت نیست                یارای انتقام کشیدن نداشتم

او خود شاهد سرنوشت تلخ هنرمندانی بود که افکار مترقی و سبکی پیشرو داشتند. پروین می دانست عصر حماسه سرایی به شیوه ی کهن، مدیحه سرایی، غزل سرایی صرفا عاشقانه، تصوف، تقلید و وطن پرستی افراطی سرآمده است. عصر ایجاد جهشهای اجتماعی است، عصر بیدار کردن است، عصر هنر اجتماعی است و شعر مترقی برای پیشبرد اهداف اجتماعی ضروری است.

پروین بنیاد حکومت استبدادی و سلطنت فردی حاکم را می دید، حس می کرد، زجر می کشید و به زبان تمثیل در قالب مناظره، اندیشه ی اعتراض آمیز خود را می سرود. از میان سروده های ده شاعر زن در دوره ی مذکور تنها اشعار پروین آمیزه ای از سنت و تجدد است.

پروین آگاه از روند تحولات جامعه و مطرح شدن حقوق زن و ارزشهای او برخوردی منطقی با این گونه موضوعات دارد و توجه او بیشتر به مسایل بنیادین معنوی و فکری اجتماع است. پروین از میان دویست و نه قصیده، قطعه و مثنوی، دو شعر را به وضعیت زن ایرانی و لزوم تعلیم و تربیت او اختصاص داده است. او که کتاب تربیت نسوان ترجمه پدرش را خوانده بود و با عقاید مترقی او آشنا بود می دانست که اعطای کشف حجاب اجباری نه صبغه ی آزادیخواهانه دارد و نه ماهیتی مترقی و جز بیگانه کردن زنان با خویشتن و برتری ضد ارزشهای فرهنگی غرب نکته مثبتی در پیش ندارد اما از سوی دیگر وی آگاهانه به فرآیند منطقی آزادی تحصیل و کسب علم و دانش نظر داشت. قطعه ی نهال آرزو نگرش شاعر را به ضرورت سعی و علم نشان می دهد:

پستی نسوان ایران جمله از بی دانشی است                     مرد یا زن برتری و رتبت از دانستن است

پروین در میان معاصران خود به ضرورت تلفیق تعهد هنری و نوآوری رسیده بود. او در جریان کامل بحثهای سنت گرایان، محافظه کاران و تجددگرایان قرار داشت. او کهنه پرستان پاسدار مقررات فنون و صنایع ادبی را باهمه استبداد ادبی شان می شناخت، او با محافظه کارانی که موضوع و مضمون تازه را در فرمهای قدیمی بیان می کردند آشنا بود. او به مدعیان تجدد ادبی فروتنانه می نگریست. و از همین رو با ادراک صحیح از مقوله های «نوآوری صریح»، «نوگرایی انحرافی» و «نوگرایی سطحی» ادب سنتی منظوم را با تجدد در عنصر اندیشه و عاطفه در آمیخت و نوآوری ویژه ای را به وجود آورد که خود را در قالب کلاسیک پنهان ساخته بود. او در ارائه این نوگرایی شاعری است منحصر به فرد، مرزی است بین شاعران کلاسیک و نیما و پیروان او، شعر او پاره ای از ویژگی های ادبیات دوره مشروطه را از نظر تغییرات محتوایی و گرایش به ادبیات سیاسی- اجتماعی، هماهنگ با پاره ای از تغییرات شکلی و بنیادی شعر دوره ی رضاخان همراه با هم در خود گردآورده است. پروین آگاهانه «مناظره» را که نوعی قالب سنتی – ادبی است مناسب بیان اندیشه و نظر خود انتخاب کرد و با تمثیل در قالب گفتگو اندیشه های انسانی و جهان بینی خود را باز گفت. از زنی فروتن و محتاط، با رگه هایی از درونگرایی، در دوران حکومت رضاخانی که امکان مطرح کردن بی پرده ی مسایل و تناقضات سیاسی – اجتماعی وجود نداشت انتظاری جز مبارزه ی غیرمستقیم نمی رفت. در مناظره ها است که پروین اندیشه ها، عواطف انسانی، احساس، نیروی تخیل، تفکر و مبارزه ی خود را آشکارا بیان می کند. مناظره در دست پروین تنها گفتگوی دو فرد نیست، او سنت مناظره گویی فارسی را با فایلهای غربی تلفیق کرده و سبکی ساخته است که دیدگاههای تازه اجتماعی – اخلاقی، پشتیبانی از عدالت، حمایت از کار و کوشش و موقعیت طبقه ی رنجبر را در آن منعکس می کند. در مناظره ها دید شاعر نو و دریافتهای او تازه است.

پروین آگاهانه «مناظره» را که نوعی قالب سنتی – ادبی است مناسب بیان اندیشه و نظر خود انتخاب کرد و با تمثیل در قالب گفتگو اندیشه های انسانی و جهان بینی خود را باز گفت. از زنی فروتن و محتاط، با رگه هایی از درونگرایی، در دوران حکومت رضاخانی که امکان مطرح کردن بی پرده ی مسایل و تناقضات سیاسی – اجتماعی وجود نداشت انتظاری جز مبارزه ی غیرمستقیم نمی رفت.

پروین چون یک انسان دوست، انسانیت را محور اصلی کار خود قرار داده و در این راه به تحلیل حالات روانی و فکری و پرسوناژهای اثرش می پردازد، به مسایل ذهنی وقعی نمی گذارد. به اوضاع سیاسی، اجتماعی جامعه بیشتر نظر دارد، چشم بر مصائب نمی بندد، او چون یک مورآلیست داوری را به اخلاق می پیوندد. در مناظره ی «مور و مار» پس از بیان تعارضها و تضادها داوری پروین چنین است:

باید بجز بدی نکند چرخ نیلگون          از خار هیچ میوه نچیدند غیر خار

جز نام نیک و زشت نماند ز کارها       جز نیکویی مکن که جها نیست پایدار

قدرت ابداع و تخیل قوی او در جان دادن به اشیا و ارتباط روحی و پیوندی که خواص مادی شی در آن به فراموشی سپرده می شود، انتقال احساس و اندیشه و کشف و جست و جو، شاعر را قادر می سازد تا تصاویری بدیع و منحصر به فرد از موجودات جاندار و بی جان بسازد که در ادب منظوم فارسی بی مانند است. پروین انسان و شاعر مودبی است. حتی در بحثهای دشمنانه، از جانب یکی از طرفین مناظره به سخنان توهین آمیز متوسل نمی شود:

گل خوشبوی و نکویی چو ترا                        همنشین بود با خار خطاست

هرکه پیوند تو جوید خوار است          هرکه نزدیک تو آید رسواست

او شاعری واقعگراست اگرچه به سبب اختناق سیاسی- اجتماعی حاکم بر جامعه گاه از سر یاس و دلزدگی نوحه سر می دهد اما تسلیم نمی شود:

زقید بندگی این بندگان شوند آزاد         اگر به شوق رهایی زنند بال و پری

اگر که بدمنشی را کشند بر سر دار       بجای او نشیند به زور از او بتری

پروین به سبب اعتقاد به هنر و توانایی خود، تفننی کار نکرد زیرا ارزش خویشتن خویش را می شناخت. اگرچه در آغاز ورود به دنیای اندیشه و هنر محتاطانه گام برداشت اما در طول راه پایدار باقی ماند. یادش گرامی باد.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان


منبع: ادبستان فرهنگ و هنر- دکتر روح انگیز کراچی

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName