• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6057
  • يکشنبه 1393/8/25
  • تاريخ :

علت اینکه گاهی اوقات غمگینیم!

خدا

فکر انسان هم گاهی سبک بار است گاهی دارای باری با وزن متوسط و گاهی دارای باری است با وزن زیاد از غم ها، برای من که این گونه است! وقتی در زندگی او را گم می کنم بارم سنگین سنگین است؛ اما رفیق برای اینکه فراموشش نکنی اول باید خوب بشناسی اش!


اما وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.

براهین اثبات وجود خدا را می توان از جهتی به دو دسته تقسیم نمود، یک دسته از براهین، مخلوقات را واسطه استدلال قرار می دهند و با کمک مخلوقات به خداوند می رسند، ولی در دسته دیگر از براهین، مخلوقات واسطه اثبات وجود خدا نیستند، بلکه از خود حقیقت هستی و مفهوم هستی به خدا می رسند.

براهین دسته اول را انّی (براهینی که از معلول به علت رهنمون می شوند) و براهین دسته دوم را لمّی (براهینی که از خود علت به علت رهنمون می شوند) یا شبه انّی خوانده اند.

برهانی را که اینک در صدد بررسی آن هستیم؛ یعنی برهان صدیقین از نوع دوم می باشد. برهان صدیقین، برهانی است که برای اثبات حق تعالی از خود ذات حق به ذات حق استدلال می شود و از چیزی غیر از حق تعالی بر ذات او استدلال نمی شود.

در راه های دیگر خداشناسی از آثار و مخلوقات خدا نظیر حرکت، نظم، حدوث و وجوب و امکان بر وجود خدا دلیل آورده می شود ولی در راه صدیقین، شناخت خدا از طریق خود خداست نه از طریق واسطه، حتّی شناخت خدا مقدم بر شناخت مخلوقات است. یعنی اگر بخواهیم مخلوقات را بشناسیم، باید ابتدا خدا را بشناسیم بعد از طریق خدا آنها را بشناسیم. البته این راه اختصاص به عموم انسان ها ندارد، بلکه راهی است که بعضی از فلاسفه آن را مختص صدیقین دانسته اند.

در قرآن و روایات، تعابیری وجود دارد که حاکی از آن است که ما می توانیم خدا را از طریق خود خدا بشناسیم مانند:

«آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی شاهد و گواه است».. فصلت/53.

همان طور که خورشید روشنی بخش هر چیزی است و به واسطه نور خورشید است که همه امور تاریک را مشاهده می کنیم و حتی خود خورشید را با نور خورشید می شناسیم، همین طور، خدا را هم که روشنی بخش هر چیزی است با روشنی خداست که خدا را می شناسیم و این است معنای شناخت خدا از طریق خود خدا

این آیه به معنای آن است که خداوند فوق هر شی ء مشهود است یعنی حتی اگر بخواهید خودتان را بشناسید اوّل خدا مشهود بوده و بعد خود شما.

«خدا گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست».

از این آیه به خوبی برمی آید که خود خداوند شهادت می دهد که خدایی جز او وجود ندارد.

همین معنای قرآنی در روایات ائمه ی معصومین علیهم السلام نیز به چشم می خورد. امام علی علیه السلام در تعابیری خدا را به نحوی مطرح می فرمایند که ذات او بر ذاتش گواهی می دهد و حتّی در روایتی مطرح می فرمایند که مخلوقات به واسطه خدا شناخته می شوند. یعنی خداوند روشن تر و آشکارتر از مخلوقات است.

امام علی علیه السلام در دعا می فرمایند:

«ای کسی که ذات تو، بر ذات تو گواهی می دهد».

در روایتی جاثلیق از امام علی سوال می کند که مرا آگاه کن که خدا را از طریق محمد شناختی یا محمد را به واسطه خدای عزّوجلّ؟ امام در جواب می فرماید: من خدا را به واسطه محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نشناخته ام بلکه محمد را به واسطه خدا شناخته ام!

زمانی که او را خلق کرد و در او طول و عرض ایجاد کرد. من با استدلال و الهامی از جانب خدا، همان طور که خدا اطاعت خود را به ملائکه الهام کرد، شناختم که پیامبر مصنوعی است که تحت تدبیر خداوند است.

امام علی علیه السلام می فرمایند: خدا را با خدا بشناسید.

در توضیح این بیان امام علی علیه السلام که مخلوقات توسط خدا شناخته می شوند، می توان گفت که مخلوقات الهی صرفاً مرتبط و وابسته به خدا می باشند، وابستگی و ارتباط بدون شی ء مستقل معنا ندارد. اگر بخواهیم موجود وابسته را بشناسیم باید اوّلاً موجود مستقل را بشناسیم تا در پرتو آن، امر وابسته شناخته شود. به تعبیری می توان گفت این دو مفهوم از یک جهت، مانند مفاهیم متضایفند که یک مفهوم در ارتباط با دیگری معنا پیدا می کند. مثلاً اگر مفهوم پایین را بخواهیم بشناسیم باید به واسطه مفهوم بالا، بشناسیم. بنابراین مفهوم وابسته بدون شناخت مستقل معنا ندارد. البته همان طور که ذکر کردیم این وابستگی و تلازم یک طرفه است. یعنی این طور نیست که مفهوم موجود مستقل بدون وابسته معنا نداشته باشد. بنابراین مفهوم موجود وابسته بدون موجود مستقل معنا ندارد ولی موجود مستقل و غنی به تنهایی معنادار می باشد.

ما همین معنا را در کلمات سایر ائمه علیهم السلام نیز مشاهده می کنیم:

امام حسین به همین شناخت خدا از طریق خود خدا اشاره می فرمایند:

«چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است به تو استدلال شود. آیا برای غیر از تو ظهوری وجود دارد که برای تو نباشد تا آشکار کننده ی تو باشد. تو کی غایب بوده ای که به دلیل و راهنما نیاز داشته باشی که بر تو دلالت کند و کی دور بوده ای تا آثار و نشانه ها ما را به تو برسانند، کور باد دیده ای که تو را بر آن نشانه ها، دیده بان و نگهبان نبیند؛ و زیانکار باد معامله بنده ای که برای او، بهره ای از دوستیت را قرار نداده ای».

از این بیان حضرت، به خوبی بر می آید که چیزی روشن تر و آشکارتر از خدا نداریم تا دلیل و واسطه اثبات وجود خدا شود بنابراین خدا را باید با خودش شناخت.

در روایتی جاثلیق از امام علی سوال می کند که مرا آگاه کن که خدا را از طریق محمد شناختی یا محمد را به واسطه خدای عزّوجلّ؟ امام در جواب می فرماید: من خدا را به واسطه محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نشناخته ام بلکه محمد را به واسطه خدا شناخته ام!

حضرت در بخشی دیگر از دعای عرفه می فرماید:

کیفَ تخفی وأنْتَ الظاهر أم کیف تغیب وأنت الرقیبُ الحاضر.

«چگونه مخفی می شوی در حالی که تو ظاهر و نمایانی یا چگونه غایب شوی در حالی که تو هم اینک نگهبان و دیده بانی».

امام زین العابدین علیه السلام نیز به همین راه خداشناسی در دعای ابوحمزه اشاره می کنند و می فرمایند: من تو را به تو شناختم و تو مرا بر وجود خودت دلالت فرمودی.

بک عرفتک و أنت دللتنی علیک.

روایتی از صحف ادریس نبی نقل شده است که با حق است که حق شناخته می شود، با نور است که به سوی نور هدایت می شویم، با خورشید است که خورشید دیده می شود، با روشنایی آتش است که آتش دیده می شود... برای راهنمایی به شی ء نوردهنده به چیزی غیر از او نیاز نداریم.

امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:

لا یدرک مخلوق شیئاً إلاّ بالله ولا تدرک معرفة الله إلاّ بالله.

«هیچ مخلوقی، چیزی را جز به خدا نمی شناسد و خداوند را جز به خدا نمی توان شناخت.

بنابراین، همان طور که خورشید روشنی بخش هر چیزی است و به واسطه نور خورشید است که همه امور تاریک را مشاهده می کنیم و حتی خود خورشید را با نور خورشید می شناسیم، همین طور، خدا را هم که روشنی بخش هر چیزی است با روشنی خداست که خدا را می شناسیم. و این است معنای شناخت خدا از طریق خود خدا.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش نهج البلاغه تبیان    


منابع:

مقایسه بین برهان صدیقین فلاسفه اسلامی و وجود شناختی فلاسفه غرب بر اثبات وجود خدا؛ محمد، محمد رضایی

برهان صدیقین بر وجود خدا از دیدگاه امام علی (ع)؛ محمد محمدرضایی

مجله کلام اسلامی، تابستان 1380 - شماره 38

 

مطالب مرتبط:

اثبات وجود خدا با برهان نظم

آیا خدا وجود دارد؟!

حق داریم خدا را نپرستیم... !!!

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
خدا چیه؟

خدا چیه؟

خداوند چیزی جز هستى و وجود نامتناهى نیست و هیچ چیز وجود او را محدود نمى كند. حقیقت ذات نامحدود الهى براى ما كه موجودات محدود هستیم قابل درك نیست و به همین جهت در روایات آمده كه در ذات الهى تفكر نكنید، بلكه در صفات خداوند تأمل كنید.
براهین وجود خدا (6)

براهین وجود خدا (6)

یکی از براهین وجود خداوند برهان اخلاقی (Moral Argument) است. هر چند توسل به مقوله اخلاق برای اثبات خداوند در بسیاری از فیلسوفان گذشته دیده می¬شود ولی کانت نخستین کسی است که با توجه به مبانی منطقی و فلسفی خود بطور نظام¬مند از این برهان برای اثبات وجود خد
چگونه خدا را برای خود ثابت کنیم؟

چگونه خدا را برای خود ثابت کنیم؟

فکر انسان هم گاهی سبکبار است گاهی دارای باری با وزن متوسط است و گاهی دارای باری است با وزن زیاد؛ وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.
UserName