• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1392/11/19
  • تاريخ :

دوباره می‌سازمت وطن!

ادبیاتِ انقلابی


زبان و ادبیات فارسی هم مانند سایر مسایل جامعه در برابر طوفان انقلاب اسلامی دچار تحول و تغییری عظیم شد. این تحول شامل تحول زبانی، فکری، مکتبی، رشد استعدادهای تازه و تالیف آثار عمیق و ماندگار شد.

دوباره می‌سازمت وطن!

آنچه که یک شاعر یا نویسنده می بیند و حس و تجربه می کند بدون شک در آثار او مشهود و نمایان است. هر شاعر یا نویسنده تحت تاثیر اتفاقهای سیاسی – اجتماعی عصر خود، شعر می سراید و یا متن می نویسد. یک شاعر یا نویسنده حتی اگر نخواهد به طور خاص به یک موضوع سیاسی یا اجتماعی بپردازد ردّپای یک اتفاق سیاسی یا اجتماعی و حتی اقتصادی در آثار او پیدا خواهد بود.

زبان و ادبیات فارسی هم مانند سایر مسایل جامعه در برابر طوفان انقلاب اسلامی دچار تحول و تغییری عظیم شد. این تحول شامل تحول زبانی، فکری، مکتبی، رشد استعدادهای تازه و تالیف آثار عمیق و ماندگار شد.

تحولات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی كه ازهمان ابتدا و با پیروزی انقلاب اسلامی درایران روی داد؛ نه تنها سیمای سیاسی وساختارهای اجتماعی را به كلی دگرگون ساخت، بلكه درزمینه شعر، ادب وهنرنیزتغییراتی فراوان ایجاد نمود.اندیشه ها ومضامین وتصویرهای تازه ای درادبیات این دوره پدید آمد كه بیشترازتحولات سیاسی واجتماعی بخصوص جنگ هشت ساله الهام یافته بود.

ادبیات پس از انقلاب در اختیار همگان قرار گرفت و به خدمت حق و عدل و آزادی و اندیشه های توحیدی درآمد و در مسیر اهداف و ارزشها قرار گرفت.

انقلاب اسلامی انسانهای تازه با افکار نو ساخت و این تفکرات نوین باعث تحول در معیار و ملاک ها شد. انقلاب به مردم عظمت، اعتماد به نفس، روحیه و استقلال بخشید و این ارزشها در ادبیات نفوذ کرد و بر آثار ادبی تاثیر گذاشت.

در کنار رشد در شاخه های مختلف، ادبیات کودک و نوجوان هم شکوفا شد. کودکان با داستان هایی از جنگ و جبهه شخصیت های اسلامی و سمبل های مقاومت و آزادگان و شهدا آشنا شدند.

به جز انقلاب سال 1357 موضوع جنگ و هشت سال دفاع مقدس دریچه جدیدی را در شعر و ادب باز نمود و تصویرهای تازه ای در شعر شکل گرفت. تصاویری که از احساسات دینی و حس وطن پرستی مایه گرفته بود.

می توان گفت که گویندگان و سرایندگان ادبی ایران بعد از سال 1357 به بعد به دو دسته تقسیم شدند:

افرادی چون شاملو، مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، شفیعی کدکنی و .... که از جمله شاعران سنت گرا بودند و به شیوه سابق شعر می سرودند.

و افرادی همچون مفتون امینی، قیصر امین پور، منوچهر آتشی، رضا براهنی، موسوی گرمارودی و... که به تجربه های تازه دست زدند.

جدای از این دو دسته گروه دیگری از شاعران جوان بودند که خود به دو دسته تقسیم می شدند:

گروهی که پیش از انقلاب بودند و گروهی که در جریان انقلاب و پس از ان شعر گفتن را شروع کردند. این افراد در دو مسیر جداگانه حرکت کردند.

1. در یک مسیر شاعرانی قرار داشتند که شعرشان تنها بیان کننده زندگی و عواطف شخصی خودشان بود.

2. در طرف دیگر شاعرانی را می توان دید که پرورده انقلاب بودند و شعر آنها ناشی از عواطف و احساسات و وطن پرستی آنها بود.

شعر این شاعران رنگ و بوی حماسی داشت. از شاعران این دوره می توان به بهمن صالحی، قیصر امین پور، سلمان هراتی، حسن حسینی و... اشاره کرد.

دلا دیدی آن عاشقان را؟

جهانی رهایی درآوازشان بود

ودربند حتی

قفس شرمگین ازشكوفایی شوق پروازشان بود

پیام آورانی كه درقتلگاه ترنم

سرودن، علی رغم زنجیر

اعجازشان بود

به سرسبزی نخل ایثار

به این آیه های تناور

دل گرنه ای سنگ

ایمان بیاور

                  "حسن حسینی"

شعر این دوره به خصوص در سالهای اولیه تنها بیان کننده شور و هیجان و فریادهای مردم بود، اگرچه با گذشت زمان که هیجانهای جامعه فرو نشست، شعر نیز آرامتر شد و و شکل هنری به خود گرفت.

نگاه شاعران این دوره به زن، نگاهی در خور تامل است. با نگاه به مضامین و درون مایه غزل پارسی از ابتدا تا دوران معاصر، دیده می شود که زن در شعر پارسی بیشتر در مقام معشوق، ساقی شاعر، خنیاگر و... ظاهر شده؛ در حالی که در شعر این دوره زن با همه قابلیت های وجودی خود در قالب خواهر، مادر، همسر و یک انسان مبارز و اندیشمند و فعال حضور دارد.

شعر دوره انقلاب و دفاع مقدس از نظر عرفانی و ارزشهای متعالی و عواطف انسانی، یکی از دوره های پربار شعر پارسی است. در شعر این دوره آرمان گرایی و واقع گرایی به هم آمیخته است و شاعر این دوره شاعری درون گراست.

موجیم و وصل ما ازخود بریدن است                      ساحل بهانه ای، رفتن رسیدن است

تا شعله درسریم، پروانه اخـــگریم                         شمعیم واشك ما،درخون تپیدن است

پرمی كشیم وبال، برپرده خیـــال                           اعجازذوق ما، درپركشـــیدن است

ما هیچ نیستیم، جزسایه ای زخویش                       آیـــین آینـــه، خود را ندیـــدن است

گفتی، مرا بخوان، خوانـــدیم وخامشی                     پاسخ من تو را تنها، شنیدن است

بی درد وبی غم است، چیدن رسیده را                    خامیم ودرد ما از كال چیدن است

                                                                                                            "قیصر امین پور"

نگاه شاعران این دوره به زن، نگاهی در خور تامل است. با نگاه به مضامین و درون مایه غزل پارسی از ابتدا تا دوران معاصر، دیده می شود که زن در شعر پارسی بیشتر در مقام معشوق، ساقی شاعر، خنیاگر و... ظاهر شده؛ در حالی که در شعر این دوره زن با همه قابلیت های وجودی خود در قالب خواهر، مادر، همسر و یک انسان مبارز و اندیشمند و فعال حضور دارد.

خدایا اسم این گلها چیست؟

اینجا مادران ازكویرمی آیند

اما دریا می زایند

كودكانی طوفانی می آفرینند

دختران بهارمی بافند

پسران برای توسعه صبح خورشید می افشانند.

                                                                "سلمان هراتی"

یکی دیگر از مسایل در خور توجه در شعر این دوره توجه شاعران به سایر ملت های مبارز و ابراز همدردی با آنهاست.

برادران ما درسینا می میرند

قبری برای آنان نیست

باغستانهای دره نیل را اجاره داده اند

درلهستان حق وتو به اشراف تعلق دارد

درتایوان آدم رامثل سیب زمینی كنارهر خوراك می نشانند.

                                                                                            "طاهره صفارزاده"

در جریان انقلاب و جنگ، واژه ها و تعبیرات تازه ای وارد شعر شد. تصویرسازی تغییر کرد و واژه هایی چون آتش، خون، شهید و شهادت کاربردی فراوان یافت.

وآتش چنان سوخت بال وپرت را

كه حتی ندیدیم خاكسرت را

 

به دنبال دفترچه خاطراتت

دلم گشت هرگوشه سنگرت را

 

وپیدا نكردم درآن كنج غربت

بجزآخرین صفحه دفترت را

 

آثار این دوره تماما متاثر از مسایل اجتماعی و سیاسی به ویژه جنگ است و ادبیات این دوره به ادبیات مقاومت، ادبیات جبهه، ادبیات دوران اسارت و ادبیات منثور که خاطره نگاری از جنگ است، تقسیم می شود.

دوباره می‌سازمت وطن!

اگر چه با خشت جان خویش

 

ستون به سقف تو می زنم،

اگر چه با استخوان خویش

 

دوباره می بویم از تو گُل،

به میل نسل جوان تو

 

دوباره می شویم از تو خون،

به سیل اشک روان خویش

 

اگر چه صد ساله مرده ام،

به گور خود خواهم ایستاد

 

که بردَرَم قلب اهرمن،

ز نعره ی آنچنان خویش

 

کسی که « عظم رمیم» را

دوباره انشا کند به لطف

چو کوه می بخشدم شکوه ،

به عرصه ی امتحان خویش

 

اگر چه پیرم ولی هنوز،

مجال تعلیم اگر بُوَد،

 

جوانی آغاز می کنم

کنار نوباوگان خویش

 

                                        "سیمین بهبهانی"

آسیه بیاتانی

بخش ادبیات تبیان


منابع:

اكبری،منوچهر. نقد وتحلیل شعردفاع مقدس

حسن لی، كاووس. گونه های نوآوری درشعرمعاصرایران

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName