• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6569
  • دوشنبه 1392/8/6
  • تاريخ :

مجرمی که بعد از اعدام زنده است!

اعدام


فردی در رابطه با قاچاق مواد مخدر، به اعدام محکوم می شود. در روز اجرای حکم، او را به طناب دار می آویزند و بعد از دوازده دقیقه حلق آویز بودن، پایین می آورند. پس از معاینه پزشک و صدور گواهی فوت روانه سردخانه می شود تا برای دفن تحویل خانواده‌اش شود.

داستان از زمانی شروع می شود که متصدی سردخانه متوجه وجود بخار در پوشش پلاستیکی روی او می شود و این یعنی او زنده است. هر چند به گفته پور محمدی (وزیر دادگستری) حال عمومی مجرم یاد شده رضایت بخش نیست و الان با دستگاه زنده است؛ اما این سوال به سرعت اذهان عمومی را در نوردید که حالا تکلیف چیست؟ او دیگر از اعدام رهیده است و باید آزاد شود و یا باید دوباره به چوبه دار سپرده شود؟

گلایه از اظهار نظرهای غیر کارشناسانه و جو سازی ها متاسفانه این موضوع هم به مانند بسیاری از موضوعات علمی و کارشناسی خبر ساز، دستخوش اظهار نظرهای عمومی شد و عده ای که هیچ سررشته ای از حقوق و احکام نداشتند تنها برای اینکه اظهار نظری کرده باشند به خود اجازه دادند در این موضوع هم اظهار نظر کنند. ندیدیم کسی گفته باشد: ما چه کاره ایم که نظر بدهیم؛ باید دید کارشناسان و صاحبنظران چه می گویند.

جای بسی گله و شکایت هست که چرا در جامعه ما بسیاری به خود اجازه می دهند در هر موضوعی اظهار نظر کنند و با گفتن «به نظر من» فتوا دهند؛ حکم صادر کنند؛ قانونی وضع و با قانونی مخالفت کنند و جالب تر اینکه انتظار دارند به نظر آنها نیز بها داده شود.

بزرگترین آسیب اینگونه اظهار نظرهای کوچه بازاری و غیر کارشناسانه تنگ کردن عرصه بر اظهار نظرهای کارشناسانه و مسئولانه است. اگر عادت کنیم دست از این «به نظر من» گفتن های متعدد و غیر علمی برداریم و در موضوعی که تخصص نداریم سخن نگوییم و اجازه دهیم تا کارشناسان و صاحبنظران آن رشته، اظهار نظر کنند؛ بی تردید بسیاری از مسائل ما در یک فضای آرام علمی و منطقی و درست، حل می شود وگرنه میدان به دست «به نظر من» گوها می افتد و با جو سازی اجازه نخواهند داد تا آن نظر صحیح و منطقی به دست بیاد و اجرا شود و بعد هم اعتراض می کنند: که ای آقا! چرا به خواست عمومی و نظر مردم توجه نمی شود؟ غافل از اینکه همه مسائل را که با رأی گیری حل نمی کنند.

حقوقدان ها چه می گویند؟ پس از اعلام زنده بودن این مجرم سیل اظهار نظرها در فضای رسانه ای به راه افتاد که اکثر آن از همین مدل «به نظر من» ها بود که اشاره کردیم. البته چندین نظر کارشناسی هم منتشر شده است که مربوط به حقوقدان ها و کارشناسان محترم فقه است. این بزرگواران دو نظر متفاوت دارند عده ای بر این باورند که او را باید اعدام کرد و عده ای دیگر مخالف اعدام اویند.

به دلیل صراحت نداشتن قانون در این موضوع خاص حقوقدان ها بر اساس ادله قانونی دیگر دو نظر متفاوت دارند عده ای مخالف اعدام دوباره اند و عده ای حکم را اجرا نشده می دانند و معتقد به اعدام دوباره برای سلب حیات این مجرمند. اما از نظر فتوایی تمام مراجعی که در این باره اظهار نظری از آنها موجود است در این فتوا اتفاق نظر دارند که حکم اعدام باید دوباره اجرا شود

مخالفان اعدام معتقدند که حکم یک بار اجرا شده است و دلیلی بر اجرای دوباره آن وجود ندارد؛ ولی در مقابل، موافقان اعدام می گویند حکم، اجرا نشده است و باید اجرا شود. پس دعوای جدی بر سر این موضوع است که حکم اجرا شده یا نه؟

حکم اجرا شده یا نه؟ آنچه قانون طبق آیین نامه نحوه اجرای حکم اعدام[1] به آن تصریح دارد «سلب حیات انسانی» از مجرم محکوم به اعدام است. بنابراین دقیق تر این است که بگوییم: سلب حیات از این مجرم صورت گرفته است یا نه؟

طرفداران اعدام با توجه به علائم حیاتی بعدی مدعیند که چون سلب حیات صورت نگرفته پس اصلا حکم اجرا نشده و باید اجرا شود.

مخالفان اعدام، به ماده 18 نحوه همین آیین نامه استناد کرده و تأیید پزشک قانونی مبنی بر مرگ را دلیل سلب حیات یا همان اجرای حکم می دانند. در این ماده آمده است:

پس از اجرای حکم، چنانچه به تشخیص پزشک قانونی یا پزشک معتمد اطمینان به مرگ محکوم حاصل شود، از محل اجرای حکم خارج و جسد تحویل پزشکی قانونی می شود .

طرفداران در جواب می گویند طبق آیین نامه، محکوم به اعدام می بایست یک ساعت بالای دار بماند[2] اما مجرم مورد بحث تنها دوازده دقیقه بالای دار مانده است و بعد به پایین آورده شده؛ بنابراین قانون به درستی اجرا نشده است و باید دوباره تکرار شود.

در هر صورت از نظر حقوقی این کشمکش بین حقوق دانها وجود دارد که حکم اجرا شده و مجرم باید آزاد شود و یا چون سلب حیات از او صورت نپذیرفته حکم اجرا نشده است و باید اعدام تکرار شود.[3]

جای بسی گله و شکایت هست که چرا در جامعه ما بسیاری به خود اجازه می دهند در هر موضوعی اظهار نظر کنند و با گفتن «به نظر من» فتوا دهند؛ حکم صادر کنند؛ قانونی وضع و با قانونی مخالفت کنند و جالب تر اینکه انتظار دارند به نظر آنها نیز بها داده شود

نظر مراجع تقلید درباره چنین رخدادی

 

حضرت آیة الله مکارم شیرازی دام ظله:

پرسش اول[4]: چنانچه فردی به عنوان یکی از جرائم عمومی اعدام گردد و سپس در سردخانه علائم حیات در او مشاهده گردد آیا حکم اعدام به قوت خود باقی است؟حکم خسارتی که در هنگام اجرای حکم اعدام به او وارد شده چیست؟

پاسخ: دلیلی بر سقوط اعدام وجود ندارد ولی خساراتی که در نخستین اجرای حکم اعدام بر آن شخص وارد شده باید به نظر کارشناسان تعیین و از بیت المال به ورثه او پرداخت گردد و اگر نحوه اجرا به صورت ناقص بر اثر سهل انگاری انجام شده خسارت ها را باید مجریان بپردازند.[5]

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله:

پرسش دوم: اگر شخصی به واسطه قاچاق مواد مخدر محكوم به اعدام شده و بعد از اجرای حكم، حیات خود را باز یافته باشد، آیا چنین شخصی را می‌توان اعدام نمود؟ خواهشمند است حكم شرعی آن را بیان فرمایید.

پاسخ: در فرض سۆال، اعدام چنین شخصی جایز نمی باشد.[6]

توضیح: پاسخ ایشان ناظر به سوال و متناسب با اطلاعات ارائه شده ی در آن است. همانگونه که ملاحظه می کنید در سوال آمده است: « بعد از اجرای حكم، حیات خود را باز یافته باشد» که ایشان هم بر این اساس فرموده اند: «اعدام چنین شخصی جایز نمی باشد» و حال آنکه در موضوع مورد بحث، اصل اجرای حکم مورد تردید و انکار است؛ بنابراین مجرم مورد نظری که حیات خود را از دست نداده تا صحبت از باز یافتن آن باشد؛ اصلا مصداق این سوال نیست.

در این مورد سوالی که از حضرت آیة الله مکارم شیرازی دام ظله پرسیده اند سوال درست و مطابق با واقعیت مسأله است؛ سوالی که آیة الله صافی نیز مانند آیة الله مکارم شیرازی دام ظله به آن پاسخ داده است:

پرسش سوم از آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله: در صورتى كه بعد از اعدام و قبل از دفن، در سردخانه یا پزشكى قانونى و ... در مجرم علائمى حیاتى دیده شود و با مداوا سلامت خود را بازیابد، ‌اجراى مجدد حكم چه صورتى دارد؟ آیا بین حد و قصاص تفاوتى وجود دارد؟

پاسخ: در فرض سۆال، ظاهراً حكم اجراى حد و قصاص به قوت خود باقى است.[7]

از اینجا روشن می شود سبب اختلاف در فتاوای آیة الله صافی؛ نه به دلیل تغییر نظر ایشان است بلکه به دلیل آن است که دو سوال متفاوت از ایشان پرسیده شده و برخی گمان کرده اند یک سوال است با دو جواب متفاوت.[8]

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

در پاسخ به همین پرسش سوم مرقوم فرموده اند:

باید حكم، مجدّداً اجرا شود و فرقى بین حد و قصاص وجود ندارد، مگر اینكه در قصاص، اولیاء دم از قصاص صرف نظر كنند.[9]

حضرت آیة الله بهجت(ره):

پرسش چهارم: اگر پس از اعدام و حلق‌آویز كردن مجرم، كشف شود كه وى زنده است، آیا دوباره باید اعدام شود؟ خسارت‌هایى كه در اثر اجراى اوّل حكم بر مجرم وارد شده است، بر عهده چه كسى است؟

پاسخ: باید دوباره اعدام شود و ضمان خسارت‌هایى كه در اوّل بر مجرم وارد شده، بر مباشر آن است. هر چند تكلیفاً معذور بوده است.[10]

نتیجه گیری:

به دلیل صراحت نداشتن قانون در این موضوع خاص حقوقدان ها بر اساس ادله قانونی دیگر دو نظر متفاوت دارند عده ای مخالف اعدام دوباره اند و عده ای حکم را اجرا نشده می دانند و معتقد به اعدام دوباره برای سلب حیات این مجرمند.

اما از نظر فتوای تمام مراجعی که در این باره اظهار نظری از آنها موجود است در این فتوا اتفاق نظر دارند که حکم اعدام باید دوباره اجرا شود.

 

پی نوشتها:

1.       آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص، رجم، قتل، صلب، اعدام، شلاق موضوع ماده 293 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1382، عنوان فصل اول

2.       ماده 16 نظامنامه اجرای حکم اعدام مصوب سال 1307 که می گوید: نعش مصلوب باید یک ساعت در بالای دار بماند.

3.       دکتر حسین میرمحمد صادقی استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار حقوقی ایسنا، اظهار کرد: در قانون مجازات اسلامی سال 1392 تصریح شده که اگر قصاص نفس اجرا و تصور شد که متهم مرده است ولی پس از آن مشخص شد که وی نمرده است حق اجرای دوباره قصاص برای اولیای دم وجود دارد و آنها مجددا می‌توانند درخواست اجرای مجازات قصاص را کنند. وی افزود: اجرای مجدد حکم اعدام قاچاقچی بجنوردی نیز بر اساس همین موضوع است و از آنجا که مجازات این متهم اعدام بوده و بنا به دلایلی اجرا نشده، باید مجددا اجرا شود. وی گفت: همانگونه که اگر در زمان اجرای حکم قصاص نفس طناب دار به هر نحوی پاره شد مجددا باید قصاص اجرا شود در مورد اجرای حکم اعدام نیز باید بر اساس همین مبنا عمل کرد و اعدام دوباره اجرا شود.

4.       شماره گذاری پرسش ها فقط برای ترتیب در این مقاله است.

5.       پایگاه معظم له

6.       پایگاه معظم له

7.       جامع الأحكام، ج‌2، ص 363

8.       برای همین دفتر ایشان در توضیحی اعلام نمود: «مسأله‌ای كه در كتاب جامع الأحكام جلد دوم می‌باشد ارتباطی به موضوع مذكور ندارد و معظم له نسبت به این مسأله نظر دیگری دارند.» و این یعنی چون سوالها یکی نیستند؛ پاسخهای ایشان نیز متفاوت است.

9.     جامع المسائل، ج‌2، ص 459

10.   استفتاءات، ج‌4، ص 475

امید پیشگر             

بخش احکام اسلامی تبیان

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
حکم شرعی مخالفین قصاص

حکم شرعی مخالفین قصاص

یکی ازمهمترین احکام اسلامی که بازتابهای گسترده ای را در رسانه ها و مطبوعات مختلف دنیای کنونی بلکه در طول تاریخ اسلام به دنبال داشته است مساله ارتداد و احکام آن بوده است. مساله ارتداد احکام متعددی دارد که آن را بسیار مهم جلوه داده است. احکامی مانند مرده ف
آیا قصاص کفاره گناه است ؟

آیا قصاص کفاره گناه است ؟

آیا در اسلام با مجازات مجرم گناه او نیز پاک می‌شود یاخیر؟ آیا قاتل که به جهت قتل قصاص شود در آخرت دیگر مجازات نخواهد شد؟ لطفاً ضمن پاسخ مستدل، دلیل از قرآن بیان نمایید.
فلسفه قصاص

فلسفه قصاص

یکی از اهداف حقوق کیفری اسلام و چه بسا مهم ترین هدف آن حفظ نظام اجتماعی و دینی است و این هدفِ بلند تأمین نمی شود،مگر این که انسان ها از طریق اصلاح و تربیت یا ازطریق ارعاب و ترس از مجازات، از ارتکاب اعمالی که ارکان نظام اجتماعی را خدشه دار می کند باز داشته
UserName