• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1392/06/18
  • تاريخ :

از آغوش پدربزرگ تا خیابان انقلاب


استاد منوچهر احترامی، نویسنده آثار پرخواننده و ماندگاری همچون «دزده و مرغ فلفلی» و «حسنی نگو یه دسته‌گل» همیشه می‌گفت کودکانی که کمتر داستان شنیده‌اند، قوه تخیل بالایی ندارند.


از آغوش پدربزرگ تا خیابان انقلاب

می گفت هرقدر بیشتر برای فرزندان تان قصه بخوانید، آنها واژگان بیشتری می آموزند و در آینده بهتر می توانند سخن بگویند و در مجامع و فضاهای مختلف راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند، زیرا شنیدن واژگان و گسترش دایره آن شبکه ای قوی در مغز کودک ایجاد می کند که تا سال های دور و دراز در ذهنش باقی می ماند.

درست همین جاست که نقش قصه خوانی پدربزرگ و مادربزرگ هایمان اهمیت بیشتری پیدا می کند. چه لذتی داشت سر روی زانوهای مادربزرگ و پدربزرگ گذاشتن و به نوای آرام آنها گوش سپردن. قصه هایی که به قول منوچهر احترامی رویاها و تخیلمان را پرواز می‎داد، اما کم کم فرهنگ شفاهی قصه خوانی جایش را به کتاب های خوش رنگ و لعاب داد. حالا سهمی از خیال اگر وجود دارد، با یارِ مهربان است و بس.

این روزها اما گفتن که ندارد همه می دانیم حال یار مهربان چندان روبراه نیست. گرانی کاغذ صنعت نشر کشور را تحت الشعاع قرار داده است و کمتر ناشری است که از این وضعیت ننالد و گلایه نکند، بگذریم...

وقتی صحبت از کودکان و نوجوانان مشکلات آفرینش اثر ادبی برای آنها به میان می آید چند نکته مهم را باید در نظر بگیریم که در ادامه به طور خلاصه به هر یک از آنها اشاره می شود.

اولین چیزی که نویسنده کودک و نوجوان با آن درگیر می شود، نداشتن فرصت و آسودگی خاطر است درست شبیه دیگر پدیدآورندگان اثر مکتوب، به عبارتی این نویسندگان عمدتا بازده مالی مناسبی از کارشان به دست نمی آورند و به قول معروف چرخ زندگی آنها نمی چرخد و هشت معیشت شان همواره گرو 9 است.

از طرفی، برخی نویسندگان با ناشر مستقل و خصوصی راحت تر کار می کنند، به هر حال کار با ناشر دولتی علاوه بر برخی بدقولی های مرسوم باید ها و نباید هایی دارد که طبیعتا گروهی از خالقان اثر ادبی و هنری خیلی در قید این بایدها و نباید ها نیستند و معتقدند ناشران خصوصی نگاه نویسنده را در فرم و تصویرگری اثر بیشتر در نظر می گیرند، اما یک نکته مهم این وسط گریبانگیر این گروه از نویسندگان می شود؛ متأسفانه اغلب ناشران خصوصی پخش خوبی ندارند و در عمل این امر باعث می شود دست بخش عظیمی از مخاطبان به آثار آنها نرسد.

مشکل دیگر، حق التألیف اندک نویسندگان، بویژه نویسندگان کودک و نوجوان است که واقعا در مقایسه با حوزه های دیگر هنری به یک شوخی بیشتر شباهت دارد و کار آنقدر فاجعه است که گاهی حق التألیف با حق الترجمه تقریبا در یک سطح قرار می گیرد.

نکته دیگر این است که با وجود تاکیدهای مکرر مسئولان ارشد کشور، تقریبا مدیران فرهنگی عرصه کودک و نوجوان را جدی نمی گیرند و بیشتر این گروه، زینت الجشنواره هستند.

چه لذتی داشت سر روی زانوهای مادربزرگ و پدربزرگ گذاشتن و به نوای آرام آنها گوش سپردن. قصه هایی که به قول منوچهر احترامی رویاها و تخیلمان را پرواز می‎داد، اما کم کم فرهنگ شفاهی قصه خوانی جایش را به کتاب های خوش رنگ و لعاب داد. حالا سهمی از خیال اگر وجود دارد، با یارِ مهربان است و بس

حالا اگر از مسائل مرتبط با نشر کودک و نوجوان و مدیریت فرهنگی بیرون بیاییم، در محتوای این حوزه نیز با مشکلات زیادی روبه رو هستیم و یکی از مهم ترین آنها ناآشنایی خود نویسندگان کودک و نوجوان با فضای ذهنی مخاطبان است. معمولا تصور نویسندگان از مخاطب خود همانند تجربه های کودکی خودشان است که همین موضوع سرآغاز برخی گرفتاری هاست. در دنیایی که تغییرات روز به روز صورت می گیرد، تجربیات کودکان دیروز چندان برای کودکان امروز جذاب و مورد توجه نیست و همین مساله فاصله زیادی را میان نویسندگان و مخاطبان ایجاد می کند.

از سوی دیگر، بسیاری از کسانی که در عرصه نویسندگی کودک و نوجوان فعال هستند، به دلیل بی توجهی عمومی که در جامعه به این مساله وجود دارد، تصورشان از ادبیات کودک و نوجوان ادبیاتی ساده و سهل است. این که براحتی و بدون آگاهی و بی هیچ تجربه خاصی و فقط به صرف ذوق و علاقه می توان در ادبیات کودک به موفقیت رسید؛ غافل از آن که مخاطب این ادبیات کودکانی هستند که قرار است در آینده رفتارهای اجتماعی معتدل و سالمی داشته باشند و گردانندگان جامعه شوند.

حالا به این نکته و فاصله ایجاد شده همان مشکل ابتدایی، این یادداشت را هم بیفزایید؛ یعنی مخاطب هم به دلیل گرانی کاغذ که به گرانی کتاب منجر شده است، سهم خرید کتاب از فهرست ملزومات زندگی را به حداقل کاهش داده است. به هر حال بسیاری از ما دیده ایم قیمت چاپ اول یکی از کتاب های کتابخانه مان چقدر بوده است و اکنون چه اندازه است.

 

بخش ادبیات تبیان


منبع: جام جم/بامداد محمدی

UserName