• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1382/04/02
  • تاريخ :

ضرورت انتخاب دوست

یكی از ویژگی های طبیعت انسان ، اجتماعی بودن اوست. بدین لحاظ آدمی هرچند به جهتِ بر آوردن حوائج شخصی و انجام امور روزمره بی نیاز از دیگران باشد و شخصاً از همه ی امكانات لازم برای رفاه و آسایش در سطح عالی برخوردار باشد ، باز هم همواره علاقه مند است كه دركنار خانواده ، مردم و جامعه زندگی كند. این ویژگی اختصاص به فرد یا گروه خاصی از انسانها ندارد بلكه ویژگی عام و مشترك تمامی افراد بشر به عنوان یك خصلت طبیعی  و روحی است.

بعضی از روانشناسان معتقدند در صورتی كه این نیاز درونی تأمین نشود و فرد برای مدتی طولانی از مردم ، جامعه و خانواده دور نگه داشته شود نهایتاً آثاری از جنون در او پیدا خواهد شد. روشن است كه این نیازمندیِِ طبیعت بشر به اجتماعی بودن، توأم با حكمت ها و مصلحت هایی است و در سایه ی اجتماع و اجتماعی بودن است كه بشر توانسته در قرون و اعصار مختلف دست به كارهای اساسی و بنیادی بزند و به پیشرفتهای بزرگ در عرصه های مختلف دست یابد. فرهنگ و تمدن و پیشرفت مادی و معنوی بشر مرهون تلاش جمعی او در كنار همنوعان خویش است. اختراعات ، اكتشافات و صنایع فقط برخی از جلوه های بارز این كوشش دسته جمعی است. وانگهی حیات بشر و رفع نیازمندی های شخصی و خانوادگی نیز منوط به زندگی اجتماعی است. به عنوان مثال كافی است بیندیشیم كه در تهیه یك نان چه اسباب و وسایلی دست به دست هم می دهد تا در اختیار ما قرار گیرد . چنین است كه هیچ گاه بدون كمك دیگران ادامه حیات ممكن نیست.

اسلام و زندگی اجتماعی

دین مقدس اسلام برای زندگی اجتماعی بشر اهمیت خاصی قائل شده است. اصولاً ما در اسلام چیزی به نام عزلت و گوشه نشینی نداریم ( گرچه در حاشیه برای افرادی خاص آن هم در شرایط ویژه و به صورت مقطعی وجود دارد.)

اسلام به عنوان یك برنامه عمومی با گوشه گیری و كنار گرفتن از جامعه مخالف است. لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:

اِیّاكَ و الفُرقَةَ فَاِنَّ الشّاذَّ منَ الناسِ الشَّیطان( غرر الحكم ص 153 )

مبادا از مردم دوری گزینید كه گرفتار بلاهای شیطان می شوید.

در دین اسلام علاوه بر تأكید بر اجتماعی بودن و گریز از گوشه گیری و تنهایی ، مسئولیت های سنگین اجتماعی بر دوش مسلمانان گذاشته شده و دستورات اكید اجتماعی متوجه آنان گشته است تا آنجا كه گفته شده :

مَن أَصبَحَ و لَم یَهتَمَّ بِأُمُورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم( اصول كافی – ج 2 ، ص163)

مسلمان نیست كسی كه صبح از خواب برخیزد و نسبت به امور مسلمانان بی اعتنا باشد.

نیاز هر فرد به دیگران فقط در نیازهای مادی خلاصه نمی شود بلكه انسانها فطرتاً به گونه ای خلق شده اند كه روح آنها به یكدیگر متمایل و علاقه مند است . بشر خود را نیازمند به داشتن نوعی ارتباط با دیگران می بیند به طوری كه بدون برقراری ارتباط قادر به ادامه ی حیات به شكل مطلوب نیست . حكایت جابر بن جُعفی گویای این مطلب است . جابر یكی از ارادتمندان اهل بیت علیه السلام می باشد. وی نزد امام باقر علیه السلام شرفیاب شد و سئوال كرد: یا بن رسول الله گاه بی آنكه سبب را بدانم و یا مصیبتی برایم پیش آید دچار غم و اندوه می گردم و چنان متأثر می شوم كه زن و فرزند و دوستانم آثار آن را در چهره ام مشاهده می كنند؛ علت چیست؟

امام باقر علیه السلام فرمود : ای جابر ، خداوند تبارك و تعالی همه ی برادران ایمانی را از یك روح و از یك ریشه آفریده است. آنان را نسبت به هم برادر گردانید و از جهت روحی و معنوی چنان ارتباطی نیرومند در میانشان ایجاد نمود كه هرگاه یكی از آنان درشهری غمگین شود ، برادران دیگرش دراثر ناراحتی او در هرجا كه باشند ، دچار غم و اندوه می شوند.

این روایت ، حكایت از آن دارد كه مؤمنان و مسلمانان آن قدر به هم نزدیك اند كه حتی حالات روحی و روانی دوستان خود را درك می كنند.

اثر پذیری نفس

بسیاری از موفقیت ها و عدم موفقیت ها در جوامع ، معلول وجود دوستان شایسته و یا ناشایستی است كه فرد  برای خود انتخاب می كند. حال ببینیم چرا چنین است ؟ پاسخ این سئوال ، در یك كلام این است : چون نفس اثر پذیر  است . از این رو اعمال و حركات و افعال دوستان اثر مستقیم در روحیات و خلق و خوی اشخاص دارد ، به گونه ای كه سهم زیادی از شخصیت انسان به واسطه معاشران و دوستان او شكل می گیرد. حتی بعضی از بزرگان اخلاق و اهل معرفت بر این باورند كه نفس آدمی به حدّی اثر پذیر است كه می تواند در یك برخورد كوتاه و با یك احوالپرسی و حتی از طریق یك نگاه با  دیگران خو بگیرد.

در وصیت نامه ی دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شعرانی آمده است:

" شایسته است بر تو كه از معاشرت های خالی از تعلیم با مردم بكاهی به ویژه با ثروتمندان و دنیا خواهان . باید آنچه را كه آخرت را از یاد تو می برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می كند رها كنی و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی . زیرا این عمل به طور كلی در تهذیب نفس مؤثراست. "

اینك بنگریم كه امام خمینی در رابطه با تأثیر دیگران در نفس آدمی چه می گوید: " نكته ی مهّمه ی نهی از مجالست با اهل معصیت یا نهی از نشستن در مجلسی كه معصیت خدا در او می شود یانهی از مُوادّه ( دوستی ) و مخالطه و آمیزش با دشمنان خدا ، تأثیر اخلاق و حالات و اعمال آنهاست در انسان ، و از اینها بالاتر تأثیر در قلب ، اعمال خود انسان است كه با اندك مداومت و مراقبتی از اعمال سیّئه ، قلب تأثّر شدید پیدا می كند و تنزّه از آن و تنزیه قلب با سالهای دراز ممكن نشود و میسور نگردد. "

خلاصه ی سخن ایشان با بیانی ساده تر چنین است كه : دوستی و همنشینی با بی دینان و یا افراد فاسد و اهل گناه و معصیت آنچنان تأثیر بدی دارد كه نه تنها حالات و اعمال انسان بلكه قلب انسان را مستقیماً دگرگون می كند به طوری كه پاك شدن از آن خصلت های ناپسند به راحتی ممكن نیست و به زمان طولانی نیاز دارد.

در روایات به این نكته یعنی اثر پذیری نفس از دیگران اشاره شده و سفارش گردیده كه با چه كسانی باید معاشرت و نشست و برخاست داشت و از چه كسانی باید اجتناب ورزید.

به این سخن گهربار از امام علی علیه السلام توجه كنیم كه فرمود:

لا تَصحَبِ الشَّریرَ فَاِنََّّ طَبعَكَ یَسرَقُ شَرّاً وَ أَنتَ لا تَعلَم ( شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، ج20 ، ص272 )

از مصاحبت و دوستی با مردم شرور و فاسد بپرهیز؛ زیرا طبیعت تو به صورت ناخودآگاه بدی و ناپاكی را از طبع منحرف او می دزدد، در حالی كه خود نیز از آن بی خبری .

و نیز همان حضرت می فرماید :" همنشینی و دوستی باعث سوء ظن به اَخیار و خوبان می شود و همنشینی با خوبان  و مؤمنان ، تو را جزء خوبان می كند. "

از طرف دیگر اسلام بر معاشرت و دوستی با انسانهای مؤمن و شایسته ای كه موجب صلاح و رستگاری خواهد شد تأكید بسیار نموده است.

حضرت امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:

مُجالَسُةُ الصالِحینَ داعیَِةٌ اِلیَ الصَّلاح( بحارالانوار – ج 1 ، ص141)

همنشینی با نیكان و صالحان – به خودی خود – آدمی را به نیكی و صلاح فرا می خواند.

وَ قالَ الحَوارِیوُّن لِعیسی علیه السلام مَن نُجالِسُ؟ فَقالَ مَن یُذَكِّرُكُمُ اللهَ رُویَتُهُ و یَزیدُ فی عِلمِكُم مَنطِقُهُ و یَرغَبُكُم فی الخِرَةِ عَمَلُه ( بحارالانوار ج 74 ، ص 188 )

حواریون از حضرت عیسی علیه السلام سئوال كردند با كه معاشرت كنیم؟ آن حضرت فرمود : با كسانی كه نگاه كردن به آنها شما را به یاد خدا بیندازد و سخن گفتن آنها دانش شما را بیفزاید و كردار آنها رغبت شما را به آخرت زیادتر كند.

لقمان حكیم به فرزندان خود سفارش می كند : فرزندم همنشین عالمان باش و به آنان نزدیك شو و به زیارت آنها برو؛ شاید شباهتی به آنان پیدا كنی ، و با آنها باش.

این مطلب كه انسان – از هر گروه و صاحب هر ایده ای كه باشد – به واسطه ی دوستی و معاشرت با دیگران ، از آنها رنگ و بو گرفته و شبیه آنان خواهد شد ؛ چیزی است كه همگان كم و بیش از آن آگاهند و چه بسا كه نمونه های عینی آن را نیز در اطراف خویش سراغ دارند. نیازی نیست كه برا ی توضیح این مطلب راه دوری برویم . اگر تاریخ سالیان اخیر را ورق بزنیم بخصوص در جریان انقلاب اسلامی – قبل و بعد از پیروزی و در ادامه ی آن در جنگ تحمیلی – چه بسیار كسانی را می بینیم كه از كوچه و خیابان به میدان مبارزه و جهاد كشیده شدند و در اثر مجالست با مردان الهی به بالاترین پله نردبان ترقی یعنی " شهادت" در راه خدا نائل شدند . واضح است كه همه ی این رشادت ها در سایه ی محبت و دوستی با عالمان و برجستگان اهل معرفت و به ویژه الهام و نَفَس قدسی و ملكوتی امام راحل به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران به دست آمد.

اسلام و دوستی

در هیچ مكتبی به اندازه اسلام به دوستی و محبت و صلح و صفا در زندگی و داشتن جامعه ای همراه با مودت و برادری سفارش نشده است. این تنها مكتب انسان ساز اسلام است كه پایه و استوانه دین و دینداری را محبت و مودت قرار داده و دوستی و ارادت را یك ضرورت اجتماعی دانسته به گونه ای كه در حدیث شریف آمده است : " غریب كسی است كه دوستان شایسته ای نداشته باشد" و در روایات فراوانی دوستی را برخویشاوندی – با همه ی اهمیتش – مقدم دانسته است. در این قبیل احادیث ، نه تنها ضرورت و اهمیت دوستی گوشزد می شود بلكه با ایجاد انگیزه های جذاب دنیوی و اخروی ، مسلمانان به داشتن رفیقان لایق و شایسته تشویق و ترغیب می شوند. از میان احادیث و روایات فراوانی كه در این خصوص  داریم - به دلیل اهمیت موضوع و به عنوان تبرك و كسب فیض از آستان عترت شریف - دو روایت را ذكر می كنیم:

قال علی علیه السلام :

أَعجَزُ الناسِ مَن عَجَزَ مِن اِكتِسابِ الاِخوانِ و أَعجَزُ مِنهُ مَن ضَیَّعِ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم( نهج البلاغه حكمت 12 )

عاجزترین مردم كسی است كه از به دست آوردن دوست عاجز باشد و از او عاجزتر كسی است كه دوستان به دست آورده را از دست بدهد.

پیامبر اكرم ص فرمود : هركه با برادر مؤمن دوستی نماید در روز قیامت در زیر سایه ی رحمت الهی مستقر و ساكن خواهد بود و منادی به ندا آید كه این جمع ، همسایگان الهی هستند؛ برخیزند و بی حساب وارد بهشت شوند . چون ایشان متوجه بهشت شوند ، فرشتگان سئوال كنند كه شما چه جمعی هستید و چه شد كه این مرتبه را یافتید؟ گویند كه ما در دنیا محبت و دوستی با یكدیگر می نمودیم از برای رضای خداوند متعال. فرشتگان گویند : گوارا باد بهشت و نعمتهایش بر شما.

دوستان هم شفاعت می كنند

اینك پس از آگاهی از ارزش دوستان شایسته و آنان كه محبت و علاقه شان به خاطر خدا و برای خداست؛ آیا می توان نعمتی بهتر از این سراغ گرفت كه انسان در این جهان مادی چنین یارانی داشته باشد؟

یارانی كه نخبگان زمین و شفاعت كنندگان قیامت اند و هركس سعادتِ رفاقت و ارادت با آنان را داشته باشد ره توشه ی سعادت را با خود برداشته است . زیرا اینان مؤمنان و تقوا پیشگان واقعی در این جهان هستند و در سرای آخرت نیز جزء شفاعت كنندگان امت اند. شاید به همین خاطر باشد كه علی علیه السلام فرمود:

عَلَیكُم بِالاِخوانِ فاِنَّهُم عُدَّةُ فی الدُّنیا و الاخِرَة( المحجة البیضاء – ج 3 )

بر شما باد به انتخاب برادران و دوستان شایسته ؛ زیرا آنها بهترین توشه اند در دنیا و آخرت .

علامه ی بزرگوار طباطبایی قدس سره صاحب تفسیر المیزان در ذیل آیه :

فَما لَنا مِن شافِعینَ و لا صَدیقٍ حَمیم( سوره شعراء آیه 100)

روایتی را نقل می كند بدین قرار:

جابر بن عبدالله گوید ، شنیدم از پیامبر گرامی اسلام كه فرمود: بعضی از بهشتیان می گویند چه بر سر دوست ما آمد ( در حالی كه دوستانشان در جهنم هستند؟ ) خداوند تبارك و تعالی برای اینكه قلب این مؤمن را شاد كند ، فرمان می دهد كه دوستش را از دوزخ خارج كنند و به بهشت بفرستند. اینجاست كه باقی ماندگان در دوزخ می گویند : نه شفاعتگرانی داریم ، و نه دوست نزدیكی . ( تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 293)

آری ، تنها دوستان مؤمن اند كه در این جهان انس و محبت آنان جان آدمی را مشعوف می كند و چون از ایمان مستحكم برخوردار و مقرب درگاه حق اند می توانند در آن جهان افرادی را كه به واسطه ی برخی لغزشها در دوزخ هستند نجات دهند و شفاعت كنند و آن محبوب حقیقی نیز شفاعت ایشان را بپذیرد . البته روشن است كه نه شفاعت بدون معیار و ملاك است و نه تقاضا درباره ی دوستان ، بی حساب و به گزاف ؛ بلكه می بایست نوعی پیوند و ارتباط معنوی در میان شفاعت كننده و شفاعت شونده باشد تا این هدف تحقق پیدا كند.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName