• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1392/04/30
  • تاريخ :

چرا باید تقلید کرد؟

تقلید


تقلید به معنای پیروی و دنباله روی است و در اصطلاح فقهی عبارت است از عمل کردن به ‏آنچه مجتهد در مسائل شرعی فتوا می دهد. مهمترین دلیل بر جواز تقلید در مسایل دینى، همین نکته عقلایى است که ‏انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصى به متخصّص آن مراجعه نماید. ‏


در این مقاله به بررسی مسئله اجتهاد و تقلید، لزوم تقلید در مسائل فقهی، تأکید به تقلید در قرآن کریم، و اینکه چرا تقلید امری است واجب پرداخته می‌شود.

حمید دغدغه ای داشت که مدتها با اون درگیر بود و ذهنش را مشغول می کرد. مخصوصاً این اواخر که در شرف فارغ التحصیلی قرار داشت. تقریبا درسش تمام شده بود و مشغول دفاع از رساله کارشناسی ارشد از یکی از دانشگاههای صنعتی بود. بالاخره طاقت نیاورد و دغدغه اش را با استاد معارف اسلامی دانشگاه مطرح کرد:

ــ حمید: حاج آقا سلام علیکم، ببخشید من یک سۆال داشتم. کی میتونم مزاحمتون بشم؟

ــ استاد: علیکم السلام آقای مهندس. بفرمایید، همین الان در خدمتتون هستم. تا شروع کلاس فرصت دارم.

ــ حمید: یک موضوعی مدتهاست که ذهنم را مشغول کرده و خیلی به اون فکر می کنم.

ــ استاد: به به مبارکه! پس بالاخره آستین بالا زدید. انشاءالله کی شیرینی می خوریم؟

ــ حمید: نه استاد مسئله ازدواج نیست. در اون مورد هم مطالبی دارم که در موقع خودش مزاحمتون میشم.

ــ استاد: البته این برای مزاح بود. سۆالتون رو بفرمایید.

ــ حمید: سۆالم اینه که چرا باید تقلید کنیم؟ یعنی تقلید در مسائل فقهی چه ضرورتی دارد؟

ــ استاد: سۆال بسیار خوبی است. البته باید ابتدا مفهوم تقلید و اجتهاد را بیان کنم. اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش تا سرحد توانایی است به گونه ای که با تحمل رنج و سختی همراه باشد و در اصطلاح فقهی عبارت است از به کار بردن تلاش و کوشش در راه به دست آوردن احکام شرعی از راهها و منابع معمول و متعارف در نزد فقیهان شیعه که همان قرآن، سنت، عقل و اجماع است. در تعریف تقلید حضرت امام خمینی(ره) در تحریرالوسیله می فرمایند: تقلید به معنای پیروی و دنباله روی است و در اصطلاح فقهی عبارت است از عمل کردن به آنچه مجتهد در مسائل شرعی فتوا می دهد.

تقلید، رجوع جاهل به عالم است، هیچ بار منفی برای مقلد ندارد; زیرا جاهل در این جا به ‏معنای جاهل نسبی است، یعنی کسی که در مسائل شرعی، مجتهد و کارشناس نیست، گرچه خودش ‏در مسائل دیگری متخصص و کارشناس باشد، و یا حتی در مسائل فقهی از آگاهی نسبی خوبی ‏برخوردار باشد. ‏خود مجتهدین نیز در مسائل دیگر به متخصص رجوع می کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و ‏اهل خبره می دانند

ــ حمید: آیا در قرآن کریم در مورد این موضوع و لزوم تقلید مطلبی اشاره شده؟

ــ استاد: بله، یکی از دلایل لزوم تقلید می تواند آیه 42 سوره مبارکه نحل و آیه 7 سوره مبارکه انبیاء ‏باشد که می فرماید: فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون. از اهل دانش و علم بپرسید اگر خودتان به آنها عالم نیستید. طبق آیات قرآن کریم پرسیدن و پیروی از عالمان مورد تأکید است.

ــ حمید: این تأکید در قرآن کریم برای چیست؟

ــ استاد: ‏«تقلید» در زبان فارسى بار معنایى دارد که حکایت از پیروى بدون دلیل از کسى مى کند. ‏ولى در مصطلح فقهى مراد از تقلید، مراجعه‏ى غیر متخصّص، در یک امر تخصّصى، به متخصص آن ‏مى باشد. به همین دلیل، بر خلاف مفهوم نخست که در نظر عقلا منفى و مطرود است، این معنا کاملاً ‏مقبول و معقول مى باشد و مهمترین دلیل بر جواز تقلید در مسایل دینى، همین نکته عقلایى است که ‏انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصى به متخصّص آن مراجعه نماید. ‏

ــ حمید: آیا من نمی توانم با توجه به عقل و منطق اعمال شرعی خودم را انجام دهم؟

اجتهاد

ــ استاد: مثلاً شما چگونه از راه عقل مى‏فهمید مبطلات روزه چیست؟ نمازهاى یومیه چند تا و چند ركعت و داراى چه اجزا و شرایطى است؟ ‏ و صدها و هزارها مسأله دیگر؟! واقع مطلب آن است ‏كه شما حتى یك مورد از احكام دینى خود را نمى‏توانید مستقلاً از طریق عقل به دست آورید و انجام ‏دهید، بلكه در همان امورى كه به گفته خود تقلید نمى‏كنید، مقلد هستید. ولی به جاى آن كه مثلاً ‏رساله مجتهدى را بردارید و مطابق با آن عمل كنید، براساس آنچه از دیگران دیده و با آن ‏خوگرفته‏اید، عمل مى‏نمایید و از عرف و عادت عمومى تقلید مى‏كنید. یعنى در واقع به جاى آن كه ‏مستقیماً از متخصص و كارشناس، مسائل دینى را بیاموزید، با واسطه از غیر متخصص مى‏گیرید، گاه ‏نیز ممكن است به پندارهاى خود و به خاطر ندانستن دلایل و منابع یك حكم با آن مخالفت کرده و آن را ‏خلاف عقل به حساب آورید. در حالى كه با اندكى جستجو و كاوش و با مراجعه به كارشناسان دین ‏در خواهید یافت دانش شما در این زمینه ناقص بوده است. در چنین مواردى همان عقل و منطق كه ‏مستند شماست، حكم مى‏كند انسان باید از طریق دین‏شناس و متخصص، احكام دین را فرا بگیرد و ‏ناشیانه بى‏راهه نرود.

ــ حمید: چرا تقلید امری واجب است و اختیاری نیست؟

ــ استاد: برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث ‏صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مساله دیگر لازم است که ‏آموختن آنها، نیازمند سال ها تلاش جدی است.‏ در چنین حالتی، مکلف خود را در برابر سه راه می بیند:‏

- نخست این که راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛

- دوم این که در هر کاری آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او ‏صحیح باشد (احتیاط کند)؛

- سوم این که از رأی کسی که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعی کارشناس ‏است، بهره جوید (تقلید).‏

اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش تا سرحد توانایی است به گونه ای که با تحمل رنج و سختی همراه باشد و در اصطلاح فقهی عبارت است از به کار بردن تلاش و کوشش در راه به دست آوردن احکام شرعی از راهها و منابع معمول و متعارف در نزد فقیهان شیعه که همان قرآن، سنت، عقل و اجماع است

بی شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی شده، از دو راه دیگر بی نیاز، ‏خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.‏ راه دوم هم نیازمند اطلاعات کافی از آراء موجود در هر مساله و روش های احتیاط است و در بسیاری از ‏موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او را مختل می کند. ناگزیر گزینه «تقلید» برای توده ی ‏مردم علاوه بر راحتی و سهولت، حتمیت می یابد. البته این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام ‏شرعی ندارد؛ بلکه در هر رشته ی تخصصی دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص ‏مثل خود شما را فرض کنید که بیمار می شود. او برای درمان بیماری خود، یا باید خود به تحصیل علم پزشکی ‏بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به ‏پزشک متخصص رجوع کند.‏ راه نخست او را به درمان سریع نمی رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصی خود ‏‏(مهندسی) باز می دارد. از این رو بی درنگ از پزشک متخصص کمک می گیرد و به رأی او عمل می ‏کند.‏ در اینجا او در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات ‏می دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها ‏خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد؛ بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می ‏یابد.

ــ حمید: یک نکته ای هم که برای من ابهام دارد این است که می توان گفت تقلید، رجوع کردن جاهل به عالم است و همین نکته باعث می شود قشر تحصیل کرده سراغ تقلید نروند.

ــ استاد: اولاً این که می گویید قشر تحصیل کرده سراغ تقلید نمی روند صحیح نیست. ثانیاً: این که تقلید، رجوع جاهل به عالم است، هیچ بار منفی برای مقلد ندارد; زیرا جاهل در این جا به ‏معنای جاهل نسبی است، یعنی کسی که در مسائل شرعی، مجتهد و کارشناس نیست، گرچه خودش ‏در مسائل دیگری متخصص و کارشناس باشد، و یا حتی در مسائل فقهی از آگاهی نسبی خوبی ‏برخوردار باشد. ‏خود مجتهدین نیز در مسائل دیگر به متخصص رجوع می کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و ‏اهل خبره می دانند. نمونه بارز آن حضرت امام خمینی رحمه الله علیه بود که پزشک معالج ایشان می‌گفت: تا ‏به حال کسی را ندیده ام که این قدر در درمان، مطیع پزشک باشد. به نظر می رسد، تبلیغ این فکر که علمای دین مردم را جاهل و عوام به حساب می آورند و امثال آن، از ‏تبلیغات سوء کسانی است که می خواهند میان مردم و علمای دین فاصله ایجاد کنند.‏

ــ حمید: خیلی متشکر استاد، توضیحات جامع و کاملی بود و من رو کاملاً قانع کرد.

ــ استاد: انشاءالله که همینطور بوده باشد. ضمناً ما همچنان منتظر شیرینی دغدغه دیگر شما هستیم!

ــ حمید: حتماً استاد، شما دعا بفرمایید شیرینی هم خدمتتون تقدیم می کنم.

www.khamenei.ir

استفتاء از حضرت آیت الله خامنه ای:

سۆال: آیا تقلید، صرفاً یک مسأله عقلى است یا ادلّه شرعى نیز دارد؟

جواب: تقلید، ادلّه شرعى دارد و عقل نیز حکم مى‏کند که شخص ناآگاه به احکام دین باید به مجتهد جامع‌الشرایط مراجعه کند.

سۆال: به نظر شریف حضرتعالى، عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟

جواب: چون عمل به احتیاط مستلزم شناسایى موارد و چگونگى احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دین از مجتهد جامع‏الشرایط تقلید کند.

آمنه اسفندیاری        

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

 پرسمان دانشجویی

سایت اسلام کوئیست

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName