• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1385/06/27
  • تاريخ :

سیره عملی بزرگی دیگر


كاشف الغطاء داراى اخلاق الهى بود. وارسته، فروتن، سخاوتمند، غیور، متواضع، مجاهد و با مستمندان از هر راهى كه مى‏توانست ‏براى فقرا پول جمع‏آورى ‏مى‏كرد و بر آنان انفاق مى‏نمود. حتى نوشته‏اند كه گاهى خود به پول جمع كردن ‏مى‏پرداخت و در عباى خود پول جمع‏آورى و در همان مجلس میان فقراء و بیچارگان ‏تقسیم مى‏نمود.

در دل شب، براى عبادت و راز و نیاز بیدار مى‏شد و تا سپیده دم، در حال تضرع ‏و گریه و زارى بود، و صبحگاهان براى درس و بحث، و براى مقابله با دشمنان دین و مذهب، همانند شیر در این میدان‌هاى خطرناك وارد مى‏شد و همواره پیروز و سربلند بود. شب كه فرا مى‏رسید، هنگام خوابیدن به محاسبه نفس خویش مى‏پرداخت و گاهى‏ خطاب به خویشتن مى‏گفت: «در كوچكى تو را «جعیفر» (جعفر كوچولو) مى‏گفتند، سپس‏ «جعفر» شدى، و پس از آن ‏«شیخ جعفر»، و سپس ‏«شیخ الاسلام‏»، پس تا كى ‏خدا را معصیت مى‏كنى و این نعمت را سپاس نمى‏گویى؟»

همیشه مردم را به خواندن نماز جماعت ‏سفارش مى‏كرد و بر این امر اهمیت ‏فراوان قائل بود. غالبا در مسجدى كه مى‏رفت، نماز ظهر را با مردم مى‏خواند، سپس‏ براى نماز عصر، یكى از مؤمنین را - كه عدالتش ثابت ‏شده بود - به عنوان امام جماعت ‏برمى‏گزید و خود نیز به او اقتداء مى‏كرد.

میرزاى نورى(ره) در مستدرك مى‏نویسد: «سید مرتضى نجفى‏» كه مرد عادل و با تقوا و فرد مورد اعتمادى است و در اوایل عمرش شیخ جعفر را درك كرده بود، به ‏من گفت: «روزى شیخ جعفر براى نماز ظهر تاخیر كرد و به مسجد نیامد. مردم كه از آمدن شیخ ناامید شدند، شروع كردند نماز را فرادى خواندند. چیزى نگذشته بود كه ‏شیخ وارد مسجد شد و با ناراحتى مردم را سرزنش كرد كه چرا نماز را فرادى ‏مى‏خوانید؟ مگر یك نفر عادل بین شما نیست كه به او اقتداء كنید؟ سپس مؤمنى را دیدكه تا اندازه‏اى امكانات مالى نیز داشت، و نماز مى‏خواند. فورا به او اقتداء كرده و به نماز ایستاد. مردم كه شیخ را دیدند به آن مؤمن اقتداء كرده، همه پشت ‏سر او ایستادند و اقتداء كردند. آن مؤمن به قدرى شرمنده شد كه نمى‏دانست چگونه نماز را تمام كند.

پس از اداى نماز ظهر كنار رفته و به شیخ عرض كرد: باید نماز عصر را خود جنابعالى ‏امامت كنید. شیخ خوددارى كرد. او اصرار نمود، تا این كه بالاخره شیخ گفت: حال كه‏ اصرار مى‏كنى، اگر پولى بدهى كه همین جا بر فقرا تقسیم كنیم، از امامت تو صرف نظر مى‏كنیم. آن مرد پذیرفت و دویست‏ شامى(كه پول رایج آن زمان بود) به شیخ پرداخت ‏و شیخ جعفر قبل از شروع به نماز عصر، دستور داد فقرا را جمع كنند و همانطور پول‌ها را بر آنها تقسیم نمود. سپس به نماز ایستاد.»

شیخ نسبت ‏به مذهب، خیلى تعصب داشت و در برابر دشمنان حق، بى‏پروا مى‏ایستاد و مقاومت مى‏كرد. هنگامى كه وهابی‌ها به نجف یورش آوردند و به غارتگرى ‏و جنایت دست زدند، شیخ جعفر بزرگ با دست و زبان با آنان جهاد كرد و از مذهب‏ دفاع نمود، تا آنجا كه جبهه‏اى در مقابل آنان گشود و رزمندگانى را براى دفاع از دین ‏آماده ساخت و خود همراه علماء و بزرگان دین پیشاپیش آنان به راه افتاد و پس از نبردى سهمگین آنان را تار و مار كرده، از نجف راند و رئیس آنها كه سعود نام داشت(و شاید از نیاكان ملك فهد، پادشاه كنونى عربستان باشد) ناچار پا به فرار گذاشته و براى ‏انتقام جویى به كربلا حمله كرد، چون دیگر توان مقاومت در برابر یاران شیخ جعفر را نداشت. و اهل كربلا با این كه بیشتر از اهل نجف بودند، تاب مقاومت نیاورده، تسلیم‏ ستمگران شدند. پس از آن حادثه براى این كه نجف اشرف از هر گزندى مصون بماند، شیخ جعفر قیام به ساختن ‏«سور نجف‏» (دیوارى بزرگ در اطراف نجف اشرف) نمود و محمدحسن خان صدر اصفهانى به دستور آن بزرگوار كار ساختمانى این سور مهم را به عهده گرفت و بنا كرد.

یكى از كارهاى مهم شیخ جعفر را نیز مى‏توان مقابله با میرزا محمد اخبارى نام ‏برد. این شخص از بزرگترین دشمنان مراجع اصولى بود كه تهمت‌هاى ناروا و زشت‏ به ‏علماء مى‏زد و در گوشه و كنار فعالیت زیادى بر علیه آنان مى‏كرد. شیخ جعفر براى ‏كوبیدن او ناچار به رى سفر كرده و به تبلیغ بر علیه آن فرد اخبارى مشغول شد و در این ‏زمینه، نامه‏ها و رساله‏هاى مفصلى در رد میرزا محمد اخبارى و مذهب او نوشت و آن‏ قدر كوشش كرد تا این كه حركت او را در نطفه خفه كرد و میرزاى اخبارى از ترس او پا به فرار گذاشت.

منبع:

فقهای نامدار شیعه، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی


لینک مطالب مرتبط :

 - فلانی چای می‌خورد! 

 - اولین زائر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها 

 - داستانی شنیدنی از شیخ بهلول 

 - دعای مجرّب 

 - اهمیت دیدن امام زمان(عج) 

 - عاقبت بی‌توجهی به همسایه 

 - ساده زیستی حضرت آیة الله العظمى مرعشى نجفى (ره) 

 - بركت فراوان از دو عمل 

 - دروغ پنهان 

 - سیره عملی بزرگان با همسر 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName