• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1978
  • پنج شنبه 20/7/1385
  • تاريخ :

كارگردان سریال «زیرزمین» ؛ اصلاً پشیمان نیستم!

  

در یك اتاق كوچك هشت متری با دو كامپیوتر و یك تلویزیون واقع در زیرزمینی در امیرآباد تهران، قسمت هجدهم سریال «زیرزمین» در حال تدوین است.

اتاقی به هم ریخته و شلوغ كه در عین شلوغی، هر چیزی در جای خودش قرار گرفته است. تدوین فقط پنج قسمت جلوتر از پخش است و وضع این سریال نسبت به سریالهای دیگر ماه رمضان بهتر است.علیرضا افخمی، كارگردان این سریال خیلی جدی مراحل تدوین را مدیریت می كند. فیلمبرداری این سریال نیز همچنان ادامه دارد و حدوداً قسمتهای آخر آن دارد فیلمبرداری می شود.

از علیرضا افخمی «تب سرد» و «او یك فرشته بود» را در سالهای گذشته دیده ایم كه مخاطبان زیادی هم داشته است. مخاطبانی به مراتب بیشتر از سریال «زیرزمین».

گفتگوی ما با افخمی را در حاشیه تدوین آخرین قسمتهای «زیرزمین» می خوانید.


آقای افخمی از این كار تا چه حد راضی هستید، باز خورد آن در جامعه چگونه بوده؟

تا الان بازخوردهایی كه به من رسیده، خیلی خوب بوده. مردم دارند داستان را دنبال می كنند. یكی از نشانه های این ادعا نیز این است كه اگر در قسمتی ضعفی یا نقطه قوتی می بینند، فوراً متذكر می شوند. همین كه اشتباهاتمان فوراً به ما منتقل می شود، معنی آن این است كه سریال مخاطب خود را دارد. اما در مورد میزان رضایت من؛ واقعیت این است كه این یك ژانر جدید است كه دارم تجربه می كنم و با كارهای قبلی ام مثل «تب سرد» كه یك كار حادثه ای و خیلی جدی بود، تفاوت دارد. اصلاً طنز و مطایبه در آن وجود نداشت، یعنی قرار نبود وجود داشته باشد. كار بسیار تلخ و سیاهی بود.

«او یك فرشته بود» هم به همین ترتیب. این سریال هم یك ژانر متفاوت و ماورایی و دارای درگیری درونی داشت. اما در سریال «زیرزمین» در یك عرصه جدید تلاش كردم به تجربه تازه ای برسم. كاری كه سعی كردم یك رگه مفرح دائمی در آن وجود داشته باشد. هر چند در این كار، داستان خیلی جدی روایت می شود، اما در جاهایی سعی كرده ام حتی اگر شده در حد یك دیالوگ، كار مفرح باشد و بیننده بخندد. این سریال یك ژانر جدید است كه آن را تجربه كردم و حتی اگر موفقیت مردمی آن به اندازه كارهای قبلی ام نباشد، اصلاً پشیمان نیستم، چون اهل در نوردیدن خودم در عرصه های جدید هستم. همین حالا هم قول می دهم كار بعدی ام در یك ژانر متفاوت با تمام كارهایم باشد.


اتفاقاً سؤال بعدی من هم همین بود. فكر می كنید سال آینده بتوانید خلاصه ای از این سریال را به صورت فیلم سینمایی در آورده و پخش كنید؟ مثل «او یك فرشته بود»؟

اولاً باید بگویم تبدیل و تدوین سریال «او یك فرشته بود» به یك فیلم سینمایی كار من نبود، چون گرفتار این سریال جدید بودم. اما فكر می كنم این كار سختی است كه 900 دقیقه سریال را فشرده كنیم، در 90 دقیقه و طوری آن را به بیننده ارایه دهیم كه چیز مهمی از دست نرفته باشد. فكر می كنم این امر غیرممكن است بنابراین طرفدار چنین چیزی نیستم.دوست ندارم، سریالم به یك فیلم سینمایی تبدیل شود.


در مورد اینكه قصد داشتید كارتان طنز و مفرح باشد، كمی توضیح می دهید؟

طنز به معنای متداولی كه در شبكه 3 می شناسیم، مورد علاقه من نیست، به علاوه اینكه علاقه ام به طنز در مقام یك سازنده است نه بیننده.

كما اینكه شخصاً بارها پای كارهای آقای مدیری نشستم و خندیدم. ولی در مقام سازنده، به این نوع طنز در كارهای خودم علاقه ای ندارم و شاید توانایی ساخت چنین كاری را هم نداشته باشم. چون این كار توانایی خاصی لازم دارد. شاید هم به این دلیل باشد كه من زیادی آدمی جدی هستم. ولی «زیرزمین» به آن معنا طنز نیست؛ كلمه درست آن مفرح است.


یكی از اشكالهایی كه از سوی مردم به كار شما گرفته می شود این است كه این كار را با كارهای سالهای قبل چه كارهای آقای عطاران و یا حتی «او یك فرشته بود» مقایسه می كنند. آنها بیشتر دوست دارند سریالها به متن زندگی شان نزدیك باشد. سریال «زیرزمین» چنین ویژگی ای ندارد. به معنای دیگر، باورپذیری این سریال برایشان سخت تر است...

این حرف درست است، زیرا این كار خیلی ایرانی نیست. اگر چه بعضی ها هم چنین نظری ندارند و متن سریال را به زندگی بعضی از ایرانی ها شبیه می دانند. اما در كل واقعیت این نیست. اینكه آدمهایی پیدا شوند كه محضر تأسیس كنند یا بنگاه یا كلاهبرداریهای پیچیده عجیب و غریبی در ایران انجام دهند، خیلی كم است.

از این نظر، با زندگی عادی مردم متفاوت و از آن دور است. كارهای آقای عطاران را مثال زدید، خوب این كارها، كارهایی بود كه داستان خیلی پیچیده ای نداشت. آدمهایی با هم زندگی می كردند و لحظه های خنده داری هم خلق می شد. ولی وقتی كلمه داستان را به كار می برید، وارد عرصه پیچیده ای می شوید كه ممكن است حتی مجبور شوید در مواردی از متن زندگی مردم دور شوید و كاراكترهایی را خلق كنید كه خیلی واقعی نباشد.


پذیرش بعضی از صحنه های سریال برای مخاطب مشكل است، مثلاً صحنه ای كه «فرج» خبر نداشت در غیاب او زن و بچه اش به كانادا و برزیل رفته اند یا موارد دیگری كه مردم با آن در زندگی روزمره روبرو هستند.

یك بخش از اینها به ما تحمیل می شود. وقتی می خواهی داستان بگویی، ناگزیر باید یك جاهایی از واقعیت تخطی كنی، زیرا با حفظ و لحاظ این موارد كه گفته شد، فقط داستان و سریال مطول می شود.


از انتخاب اسم سریال بگویید. فكر نمی كنید كه اسم عجیبی برای كارتان انتخاب كرده اید؟

مقوله اسم گذاشتن روی سریالها تا حد زیادی سلیقه ای است. ضمن اینكه «زیرزمین» به نظر من عنوان خوشایندی است و با داستان ما مرتبط است. در ادامه داستان بیشتر متوجه همخوانی این عنوان با سریال می شوید.

در این سریال حتی بازیگرانی مثل آقای اویسی از چهار چوب یك «تیپ» خارج نشده اند و اصلاً نتوانسته اند به مرز یك «شخصیت» برسند. در این باره چه نظری دارید؟

من با مقوله تیپ و شخصیت در تعاریف كلاسیك و آكادمیك خیلی موافق نیستم، یعنی اینكه اگر ما یك شخصیت آشنا معرفی كنیم، فی نفسه كار اشتباهی انجام داده باشیم. خیلی جاها موقع انتخاب بازیگر سعی می كنم براساس آنچه در ذهنم و فیلمنامه است دست به انتخاب بزنم. طبیعتاً برای نقش فرج، آقای اویسی با همین تیپ نزدیكترین شخصیت را داشت. شخصی كه كلاهبردار و زرنگ بودن او قابل پذیرش باشد و در عین حال آدمی دوست داشتنی باشد، طوری كه بیننده از او نفرت پیدا نكند تا در ادامه سریال تغییر این شخصیت و خوب شدنش باور پذیر باشد. ضمن اینكه در شخصیت فرج چیزهایی وجود دارد كه مختص زیرزمین است. مثل «ها»یی كه در تكیه كلام هایش استفاده می كند و جا افتاده است. من در مدت بازی گرفتن از آقای اویسی دائم متذكر می شدم كه تیپهای قبلی اش را خیلی تكرار نكند و از این نظر بشدت اوضاع را كنترل می كردم و سخت اینكار را كردم. حتی در مورد ابوالفضل پورعرب، آقای توكلی یا خانم رهنما.

محبوبه ناطق/ قدس - به نقل از انتخاب


لینک:

 مروری بر سریالهای ماه مبارک رمضان 

 نگاهی به تصویر ماه رمضان در سینما 

 مینا لاكانی: پس از سال‌ها نقش منفی بازی می‌كنم 

 متن «صاحبدلان» مرا به بازی كشاند 

UserName