• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1392/02/18
  • تاريخ :

5 ساله‌های خیابان هم شاغل می‌شوند!!


روز به روز بر تعداد این بچه‌ها افزوده می‌شود و انگار دیگر این كودكان رها شده‌اند تا در خیابان‌های شهر بچرخند. نه تنها با توجه به شرایط اقتصادی تعداد این كودكان بیشتر شده بلكه سن‌ آنان نیز كمتر شده‌است. حتی می‌بینیم كودكی كه به نظر می‌آید 5 سال هم ندارد تنها در وسط میدان می‌ایستد و هیچ‌كس دور و بر او نیست.

کودکان کار

در مورد كودكان خیابانی نمی‌توانیم بگوییم آنها دارای شغل هستند. زیرا آنان به اجبار بدون آن‌كه آمادگی یا مهارت‌های لازم را كسب كرده باشند مشغول به كار می‌شوند و عمدتا نیز به كارهای سیاه مانند زباله‌گردی می‌پردازند.

 در حالی كه براساس قوانین بین‌المللی كنوانسیون حقوق كودك، زیر هجده”‹ساله‌ها و براساس قانون كشور خودمان زیر پانزده”‹ساله‌ها نباید كار كنند. هر فرد باید به صورت طبیعی در زندگی رشد كند. دوران كودكی زمان آموزش است و طبیعتا كار در سن كودكی در آینده برای جامعه نیز آسیب‌رسان است. این كودكان رشد طبیعی خود را ندارند و نمی‌توانند چه در حال و چه در آینده زندگی شاد و همراه با سلامت كامل روحی داشته و برای جامعه خود مفید باشند.

طبیعتا هر فردی احساس كند حقوقش پایمال می‌شود نسبت به این موضوع عكس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد. وقتی به نیازهای سنی این كودكان نیز پاسخی داده نشود، آنان نسبت به هم‌سن و سال‌های خود پرخاشگرتر و دارای روحیه خصمانه‌ای می‌شوند. وقتی می‌بیند كودك هم سن او در سرمای هوا درون ماشین و كنار پدر و مادر خود نشسته و او می‌خواهد برای به دست آوردن پولی شیشه همان ماشین را تمیز كند مطمئنا نوعی نگاه خصمانه در او شكل می‌گیرد و به لحاظ عاطفی و اجتماعی در بین این كودكان خصوصیاتی به‌وجود می‌آید كه این خصوصیات مانند بی‌اعتمادی، انتقام‌جویی و پرخاشگری است.

در مورد این‌كه آیا باید به این كودكان كمك كرد یا نه باید گفت این كودكان به دو صورت هستند برخی از آنان در سنین بسیار كم مشغول به تكدیگری می‌شوند و این امر اصلا صحیح نیست و بهتر است از این كار حمایتی نشود اما در مورد كودكانی كه جنسی را می‌فروشند كمی قضیه متفاوت‌تر است و این‌كه آیا پرداخت پول به این كودكان خوب است یا خیر بستگی به خانواده آنان دارد.

بچه‌های كار اما فقط اینها نیستند. یكسری‌شان هم از پنج یا شش سالگی به كارگاه‌های تاریك و غیرقانونی در حاشیه شهر تبعید می‌شوند و خبرهای قطع عضو، سوختگی و حتی مرگشان در دنیای آدم بزرگ‌ها به گوش رسانه‌ها و مدافعان حقوق كودك هم نمی‌رسد

برخی از خانواده‌ها به نیازهای كودكی فرزند خود توجهی ندارند و تمام پول او را می‌گیرند و حتی چون بسیاری از این خانواده‌ها درگیر اعتیاد هستند همه پول كودك را گرفته و خرج اعتیاد خود می‌كنند، بدون آن‌كه ذره‌ای خرج تحصیل و آموزش خود كودك شود اما برخی از این كودكان به ناچار و به‌دلیل شرایط اقتصادی بد خانواده مجبورند برای كمك خرج كار كنند، آنان چند ساعتی را مشغول به كار می‌شوند و ساعات دیگری را به مدرسه یا مراكز آموزشی كه برای چنین كودكانی در نظر گرفته شده می‌روند. با وجود آن”‹كه كار برای كودكان ممنوع محسوب می‌شود اما این كار برای گذران زندگی این كودكان است. اگر بخواهیم بگوییم این كودك نباید كار كند پس باید سازمان‌ها و مراكز دولتی به كمك آنان بیایند و شرایط بهتری را برای آنان فراهم كنند.

كودكان خیابانی شاغل می شوند

«كودكان خیابان، مهارت‌های حرفه‌ای را می‌آموزند.» آنها كه چند روز قبل این خبر را از زبان مدیركل آسیب‌های اجتماعی شنیدند، دو گروه می‌شوند؛ كسانی كه خوشحال شدند و از ذهنشان گذشت كه اگر بچه‌های كار و خیابان، حرفه‌ای یاد بگیرند شاید دیگر صاحبكارهای بی‌انصاف، به كارهای سخت و پرخطر وادارشان نكنند، اما عده‌ای هم با شنیدن این خبر غبار غم نشست روی دلشان و آه كشیدند كه اصلا چرا باید حدود سه میلیون كودك به درآمدزایی مجبور شوند كه حالا مسئولان ناچار باشند برای آسیب دیدن كمتر آنها، حرفه‌ای یادشان بدهند؟

کودکان کار

همه‌مان بچه‌ها را دیده‌ایم. خودروهای بهزیستی و شهرداری كه می‌آیند به جوجه‌های طلایی و ترسانی می‌ماندند كه از كارتن مقوایی دستفروشی بیرون ریخته باشند، جیغ می‌كشیدند و از زیر دست ماموران بهزیستی یا شهرداری فرار می‌كنند.مامورها دست آخر، جوجه‌های طلایی و وحشت‌زده را می‌گیرند و می‌برند مراكز ویژه نگه می‌دارند و آن‌وقت، غروب نشده سر و كله والدین بچه‌ها پیدا می‌شود.نقص قانون دست پدر و مادرها را بازگذاشته است تا همان‌ها كه پیشتر طفلك‌هایشان را به زور فرستاده‌اند خیابان تا نان بازوهای نحیف‌شان را بخورند، حق دارند بچه‌هایشان را از بهزیستی و شهرداری پس بگیرند و آنها را بی‌آن‌كه فرصت كنند یك وعده غذای گرم بخورند یا حتی حمام كنند و سیاهی خیابان را از تن بشویند، برمی‌گردانند خانه و یكی دو روز بعد بازمی‌فرستند سر كار تا سرگردان خیابان‌هایی شوند كه در آنها تصادف می‌كردند، كتك می‌خوردند، فحش می‌شنیدند، مصرف موادمخدر و انواع دیگر بزه را یاد می‌گرفتند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند.

بچه‌های كار اما فقط اینها نیستند. یكسری‌شان هم از پنج یا شش سالگی به كارگاه‌های تاریك و غیرقانونی در حاشیه شهر تبعید می‌شوند و خبرهای قطع عضو، سوختگی و حتی مرگشان در دنیای آدم بزرگ‌ها به گوش رسانه‌ها و مدافعان حقوق كودك هم نمی‌رسد.

طرحی برای آموزش مهارت

آمارهای رسمی از شمار كودكان كار در كشورمان وجود ندارد، اما آمارهای غیررسمی اعلام شده از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد نشان می‌دهد، دست‌كم سه میلیون كودك كار در ایران وجود دارد. ایران از 1384 با تدوین آیین‌نامه‌ای برای ساماندهی این كودكان برنامه‌ریزی كرده است و خبری كه ولی‌الله نصر، مدیركل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی اعلام كرد نیز جزئی از اجرای این برنامه است.

بهزیستی تاكنون بارها سعی كرده است این كودكان را جمع آوری كند اما خلأ قانونی باعث می‌شود والدین آنها را بسرعت از مراكز نگهداری بهزیستی تحویل بگیرند و بار دیگر برای كار به كارگاه‌ها و خیابان‌هایی بفرستند كه از دیدگاه مددكاران محیط‌های پرخطر و آسیب‌زایی محسوب می‌شود. در حالی كه اگر طرح حرفه‌آموزی به طور كامل اجرایی شود، آن وقت این بچه‌ها می‌توانند برای كار به محیط‌های كم‌خطرتری بروند و زیرنظر بهزیستی باشند

این مسئول اعلام كرد كه قرار است در مراكز حمایتی بهزیستی به كودكان و نوجوانان كار و خیابان، خدمات آموزشی مهارت‌های زندگی، پیشگیری از اعتیاد، ایدز و هپاتیت ارائه شود و بهزیستی تفاهم‌نامه‌ای را نیز با سازمان فنی و حرفه‌ای امضا كرده است كه براساس آن به این كودكان حرفه‌هایی نیز آموزش داده می‌شود.

حتی 5 ساله‌ها هم كار یاد می‌گیرند

حمیدرضا خانپور مدیركل سازمان فنی و حرفه‌ای كشور درباره این تفاهم خبرهای تازه‌ای دارد. او می‌گوید: ما معتقدیم اگر این كودكان به حال خود رها شوند در بزرگسالی امكان درگیر شدن آنها با آسیب‌های اجتماعی بیشتر می‌شود، چون مشاغل آنها تولیدی نیست و هیچ تخصصی كسب نمی‌كنند و در بزرگسالی به سمت بزهكاری كشیده می‌شوند و سازمان فنی حرفه‌ای و بهزیستی با همین استدلال به نتیجه رسیده‌اند كه این كودكان را آموزش دهند.

کودکان کار

به گفته خانپور،در این طرح حتی كودكان بالای پنج سال هم با انواع مشاغل آشنا می‌شوند و بزرگ‌ترها به شكل تخصصی مهارتی شغلی را یاد می‌گیرند. این مهارت‌ها در حوزه صنعت، خدمات و كشاورزی است كه البته خدمات، سهم بیشتری از آموزش‌ها دارد.

خلأ قانونی و مقاومت بهزیستی

محمد نفریه، معاون امور اجتماعی نیز درباره جزئیات طرح حرفه آموزی به كودكان می‌گوید: 30 تا 70 درصدكودكان كار و خیابان اتباع بیگانه هستند كه مشمول این طرح نمی‌شوند و با رایزنی هیاتی كه با اداره امور اتباع بیگانه داشته‌ایم در صورت نداشتن كارت باید به كشورشان برگردند، اما باقیمانده كودكان ایرانی هستند كه حدود 15 درصدشان یا خانواده ندارند یا از خانواده‌های بشدت فقیر هستند. نفریه توضیح می‌دهد كه قرار نیست در این طرح فقط به كودكان، حرفه‌ای آموخته شود و آنها از انواع خدمات روان‌شناسی و درمانی هم استفاده می‌كنند و حتی به آنها غذای گرم هم داده می‌شود.

بهزیستی تاكنون بارها سعی كرده است این كودكان را جمع آوری كند اما خلأ قانونی باعث می‌شود والدین آنها را بسرعت از مراكز نگهداری بهزیستی تحویل بگیرند و بار دیگر برای كار به كارگاه‌ها و خیابان‌هایی بفرستند كه از دیدگاه مددكاران محیط‌های پرخطر و آسیب‌زایی محسوب می‌شود. در حالی كه اگر طرح حرفه‌آموزی به طور كامل اجرایی شود، آن وقت این بچه‌ها می‌توانند برای كار به محیط‌های كم‌خطرتری بروند و زیرنظر بهزیستی باشند.

طرح حرفه‌آموزی به كودكان كار و خیابان هم اكنون در استان‌های تهران، همدان، خوزستان و خراسان به شكل آزمایشی در حال اجراست و بهزیستی در سال گذشته حدود 5600 نفر از این كودكان را جذب مراكز خود كرده است.

فرآوری: نسرین صفری

بخش اجتماعی تبیان


منابع:خبرآنلاین/جام جم انلاین

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName