• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1319
  • يکشنبه 2/7/1385
  • تاريخ :

عصر تجارت شو

(تلویزیون،ایدئولوژی برتر برای فرهنگ سازی)
شماره دوم


طبق آنچه در رابطه با تلویزیون گفته شد، مساله در این خلاصه نمی‌شود که تلویزیون تنها یک سرگرمی و سرگرم کننده است بلکه مسأله در این است که سرگرم کردن و سرگرم شدن چهارچوبی طبیعی است برای تولید برنامه‌ها در همه شئون زندگی. تلویزیون ما ارتباط دائمی ما را با جهان تضمین و تأمین می‌کند اما چگونه؟ با تبسم‌های بی‌دلیل و تکان‌دهنده بر روی چهره. مشکل اساسی تلویزیون این نیست که برنامه‌های سرگرم‌کننده هدیه می‌کند، بلکه مشکل اساسی آن جا است که هر موضوعی را به عنوان موضوعی سرگرم کننده و به صورت سرگرمی به نمایش در می‌آورد.

سیستم ساختمانی یک بخش خبری، خود این واقعیت را به ما آموخته است که: قیافه خوش و «شایسته مهرورزی» گوینده خبر، شوخی‌های لطیف موزیک‌های همراه عناوین خبر، تیتر برنامه خبری در آغاز و در پایان، گزارش‌های مصور متنوع، پیام‌های بازرگانی پرجاذبه، همه و همه، گویی به آن منظور عرضه می‌شوند که آنچه را که شنیدیم و دیدیم دلیلی برای نگرانی و افسردگی و آه و ناله ندانیم.

به زبانی دیگر، شوها و بازی‌ها و نمایش‌های شادی آفرین و سرگرم کننده، ایدئولوژی برتر مجموعه‌ای به نام فرهنگ تلویزیون  و نیز تعیین کننده حوزه و گرایش درونی تلویزیون و گسترش دهنده آن است صرف نظر از آن که چه چیز به نمایش در می‌آید و از چه نقطه‌ نظر و با چه دیدگاهی. فرض کلی و پایه ‌اساسی همیشه و در همه موارد این است که آنچه تهیه و تولید و سپس عرضه می‌شود به منظور سرگرم ساختن ما و لذت بردن ما و در یک کلام به منظور سرگرمی و خوشگذرانی ما است. حتی گویندگان اخبار که جزئیاتی منقطع از تراژدی‌ها و وحشی‌گری‌های روز  را به درون منزل ما می‌آورند، در پایان از ما می‌خواهند: در برنامه بعد مجدداً با آنها باشیم. برای چه؟ ظاهراً این امر قانع‌شان نمی‌کند که همین چند دقیقه‌ای را که با قتل و جنایت و فساد پر کرده‌اند به اندازه کافی مطلب برای چند شب بی‌خوابی ما به ما تحویل داده‌اند...! و ما نیز دعوت آنها را برای «همراهی مجدد» با آنان می‌پذیریم. چرا؟ برای این که می‌دانیم «اخبار» را نباید جدی تلقی کنیم زیرا آن هم برای سرگرمی ما به نمایش درآمده است.

سیستم ساختمانی یک بخش خبری، خود این واقعیت را به ما آموخته است که: قیافه خوش و «شایسته مهرورزی» گوینده خبر، شوخی‌های لطیف موزیک‌های همراه عناوین خبر، تیتر برنامه خبری در آغاز و در پایان، گزارش‌های مصور متنوع، پیام‌های بازرگانی پرجاذبه، همه و همه، گویی به آن منظور عرضه می‌شوند که آنچه را که شنیدیم و دیدیم دلیلی برای نگرانی و افسردگی و آه و ناله ندانیم.

«تلویزیون خوب» با آنچه که از دیدگاه بحث مناظره با فکر و عقل سلیم و دیگر اشکال ارتباط و مراوده فرهنگ گفتار «خوب» توصیف و ارزیابی می‌شود سر و کاری ندارد، بلکه برعکس، یک «تلویزیون خوب» تنها با نوع و کیفیت و تأثیر تصویر خوب و سر و ‌کار دارد.

خلاصه این که برنامه خبری، چارچوبی است برای سرگرمی نه برای آموزش و آگاهی و اندیشیدن. حتی به ما اجازه داده نمی‌شود که درباره کسانی که برنامه‌های خبری را سازمان داده‌اند داوری اعتراض‌آمیز داشته باشیم؛ زیرا که این افراد این برنامه را برای این تولید نمی‌کنند که ما اخبار را بخوانیم و بخش خبری را به گونه‌ای تهیه نمی‌کنند که- مانند رادیو- بشنویم. برنامه حاوی خبر آن گونه تنظیم شده است که از تلویزیون پخش شود و ما آن را ببینیم. لذا باید مسیری را برگزینند که ماهیت ذاتی و خصلت درونی تلویزیون  آنان را بدان سو می‌کشاند.

در پس این واقعیت نه اهداف و اغراض سوء نهفته است و نه کمبود هوش و شعور تولید‌کنندگان، بلکه تنها و تنها این درک و شناخت واضح که«تلویزیون خوب» با آنچه که از دیدگاه بحث مناظره با فکر و عقل سلیم و دیگر اشکال ارتباط و مراوده فرهنگ گفتار «خوب» توصیف و ارزیابی می‌شود سر و کاری ندارد، بلکه برعکس، یک «تلویزیون خوب» تنها با نوع و کیفیت و تأثیر تصویر خوب ، سر و ‌کار دارد.

اگر تلویزیون انسان‌ها را نشان دهد در حالی که به چیزی می‌اندیشند، این امر شاید تا حدی گمراه‌کننده و ملال‌آور باشد. تفکر و اندیشیدن بر روی صفحه تلویزیون، اثر مطلوبی نمی‌گذارد. این نکته‌ای اساسی است و مدیران برنامه قبلاً و در زمان‌های پیش آن را کشف کرده‌اند؛ زیرا چیزی در آن هنگام برای دیدن وجود ندارد. به عبارت دیگر اندیشیدن هنر تجسمی نیست.

برنامه‌هایی وجود دارند که ظاهراً می‌کوشند اسلوب تفکر و سنت مطالعه کتاب را حفظ کنند، ولی این قطعات چنان در برنامه گنجانده می‌شوند که با برنامه‌هایی که دارای جاذبه بصری فوق‌العاده زیاد هستند تلاقی و تقارن پیدا نکنند؛ چه، در آن صورت کسی آنها را نمی‌بیند.

در اینجا این ادعا وجود ندارد که ارائه زبان و بیانی منسجم و همگون یا طرح افکار و آرای منطقی و به هم پیوسته، که در شرف شکل گرفتن و در معرض ایجاد است، در تلویزیون غیرممکن است. برنامه‌هایی وجود دارند که ظاهراً می‌کوشند اسلوب تفکر و سنت مطالعه کتاب را حفظ کنند، ولی این قطعات چنان در برنامه گنجانده می‌شوند که با برنامه‌هایی که دارای جاذبه بصری فوق‌العاده زیاد هستند تلاقی و تقارن پیدا نکنند؛ چه، در آن صورت کسی آنها را نمی‌بیند. گاه به ندرت اتفاق می‌افتد که مجموعه طرح و بافت یک برنامه در تعارض با خصلت رسانه و گرایش ذاتی ابزار ارتباط جمعی  مربوطه قرار می‌گیرد. در محبوب‌ترین برنامه رادیویی دهه چهل، به عنوان مثال، یک هنرمند  پانتومیم‌ (PANTOMIME) معرفی گردید که نمایش صامت اجرا می‌کرد.رقص و نمایش صامت، به همان اندازه برای رادیو نامناسب است که سخنرانی‌های طولانی و برخوردار از زبان و بیانی پیچیده در تلویزیون. البته گهگاه می‌توان تأثیری احساس برانگیز حاصل کرد، اگر فقط یک دوربین کار کند و آن هم بدون تغییر زاویه و بدون حرکت دادن چهره، نظیر زمانی که رئیس جمهور سخن می‌گوید یا پیامی را می‌خواند؛ اما این کار متناسب با شأن تلویزیون نیست و این آن چیزی نیست که مردم از تلویزیون و کیفیت عرضه برنامه‌های آن می‌خواهند ببینند. برای تلویزیون تنها و تنها یک اصل مطرح است و آن این که مردم آن را تماشا کنند و بدان بنگرند؛ به همین دلیل هم به آن تلویزیون (= تله‌ویزیون = از دور نگریستن) می‌گویند. و طبعاً آنچه را که مردم بدان می‌نگرند و می‌خواهند بدان بنگرند، تصاویر متحرک هستند، میلیون‌ها تصویر متحرک با تغییر سریع و با تنوع محرک.

از ماهیت ذاتی این رسانه چنین استنتاج می‌شود که تلویزیون محتوی و مفاد یک اندیشه و یک فکر را باید حذف کند و توقعات و پذیرش‌های نیروی جاذبه‌های بصری را برآورده سازد

از ماهیت ذاتی این رسانه چنین استنتاج می‌شود که تلویزیون محتوی و مفاد یک اندیشه و یک فکر را باید حذف کند و توقعات و پذیرش‌های نیروی جاذبه‌های بصری را برآورده سازد. و این یعنی: به کار گرفتن ترازوی ارزش‌گذاری شوهای تجارتی و در خدمت ملاک‌ها و معیارهای تجارت شو قرار گرفتن.

سینما و گرامافون و همچنین رادیو (این وسیله، امروزه وابسته و تسلیم بنگاه‌های تولید موسیقی شده است) در آن جهت به حرکت درآمده‌اند که فرهنگ را با سرگرمی و مقوله‌های آن تغذیه کنند. تأثیر‌گذاری این ابزارها بر شکل تطورها و دگرگونی‌های افکار عمومی مردم آمریکا نیز چندان کم اهمیت نیست؛ اما در مورد تلویزیون، که شعاع تأثیر آن تمامی شاخه‌ها و موضوعات وجدان و شعور و آگاهی‌های عامه را در برمی‌گیرد، مسئله از اهمیت فوق‌العاده بیشتری برخوردار است.

هیچ کس به سینما  نمی‌رود تا پیرامون سیاست دولت یا آخرین پیشرفت‌های علوم تجربی اطلاعاتی به دست آورد. هیچ کس یک صفحه گرامافون نمی‌خرد تا به وسیله آن به نتایج مسابقات بیسبال، یا پیش‌بینی وضع هوا یا گزارش‌های مربوط به قتل و جنایت دست یابد. هیچ کس امروز رادیو را روشن نمی‌کند تا پیام رئیس‌جمهور را بشنود (چنانچه امکان دسترسی به تلویزیون داشته باشد). اما همگی بدین مناسبت و نیز به مناسبت‌های بی‌شمار دیگر در مقابل تلویزیون می‌نشینند و به همین علت است که بازتاب تلویزیون به مجموعه فرهنگ بسیار قوی است.

مشکل اساسی تلویزیون این نیست که برنامه‌های سرگرم‌کننده هدیه می‌کند، بلکه مشکل اساسی آن جا است که هر موضوعی را به عنوان موضوعی سرگرم کننده و به صورت سرگرمی به نمایش در می‌آورد.

برگرفته از کتاب زندگی در عیش،مردن در خوشی.نوشته نیل پستمن.

UserName