• تعداد بازديد :
  • شنبه 1385/07/01
  • تاريخ :

بهشت موعود لیبرال دموكراسى (2)

مرورى بر فقر و تبعیض در جامعه آمریكا



بهداشت و خدمات درمانى در آمریكا

وضعیت بهداشت و مراقبت‏هاى پزشكى در ایالات متحده،  در سطحى بسیار پایین‏تر از دیگر كشورهاى پیشرفته سرمایه‏دارى قرار دارد. مهم‏ترین دلیل این وضعیت، وجود اختلاف طبقاتى شدید در ایالات متحده  است و سرمایه‏داران به عنوان بالاترین طبقه اجتماعى به این امر دامن مى‏زنند. امروزه حدود 45 میلیون آمریكایى، بدون بیمه پزشكى و بهداشتى هستند؛ اگر مریض شوند كسى به كمك آنها نخواهد شتافت و دكتر و دارو براى آنها فراهم نیست. بر اساس معتبرترین آمارهاى موجود، تقریباً 000/100 نفر سالانه در ایالات متحده  به دلیل كمبود مراقبت‏هاى مورد نیاز درمانى مى‏میرند. مشكل بزرگ‏تر، متوجه كسانى است كه تحت پوشش بیمه قرار دارند و خدمات درمانى بیمه براى این افراد كافى نیست.

بیش از 25 درصد مردم آمریكا، طبق آمار دولت، بى‏سواد محسوب مى‏شوند؛ زیرا توانایى نوشتن و خواندن مطالب مربوط به احتیاجات روزانه را ندارند و این در حالى است كه وضعیت آموزشى و تحصیلاتى این كشور، از نظر كمى و كیفى، با چالش روبه‏رو بوده، سیر نزولى دارد و در مقابل، رشد پدیده‏هایى چون خشونت، جنایت، اعتیاد و از هم گسیختگى معنوى و اخلاقى كه دامن‏گیر دانش‏آموزان و دانشجویان این كشور شده، سیر صعودى خود را به سرعت طى مى‏كند.

بسیارى از مردم، زمانى كه احساس نیاز فورى به خدمات بیمه دارند، متوجه مى‏شوند كه بیمه، مشكل پزشكى آنها، آزمایش‏ها و نیاز دارویى آنها را تأمین نمى‏كند و یا تنها مقدار بسیار ناچیزى از هزینه خدمات درمانى را مى‏پردازد. گذشته از این، در  ایالات متحده ، مزایاى بیمه درمانى در بسیارى موارد، به زمان اشتغال افراد بستگى دارد و زمانى كه از كار اخراج شوند، نه تنها حقوق خود را از دست مى‏دهند، بلكه پوشش مزایاى خدمات درمانى آن فرد و خانواده‏اش از بین مى‏رود. همچنین 35 درصد از سال‏خوردگان، براى تأمین هزینه درمان پزشكى خود، مجبورند از مبلغى كه براى خرید مواد غذایى خود خرج مى‏كنند، بكاهند. ظلم و بیداد سیستم خدماتى در این كشور، در مورد بیماران لاعلاج، به حداكثر خود مى‏رسد. در میان افرادى كه بیمارى‏هاى لاعلاج دارند، 39 درصد، «مشكلات كاملاً جدى» در پرداخت هزینه‏هاى پزشكى خود دارند.


آموزش و پرورش در آمریكا

بیش از 25 درصد مردم آمریكا، طبق آمار دولت، بى‏سواد محسوب مى‏شوند؛ زیرا توانایى نوشتن و خواندن مطالب مربوط به احتیاجات روزانه را ندارند و این در حالى است كه وضعیت آموزشى و تحصیلاتى این كشور، از نظر كمى و كیفى، با چالش روبه‏رو بوده، سیر نزولى دارد و در مقابل، رشد پدیده‏هایى چون خشونت، جنایت، اعتیاد و از هم گسیختگى معنوى و اخلاقى كه دامن‏گیر دانش‏آموزان و دانشجویان این كشور شده، سیر صعودى خود را به سرعت طى مى‏كند. در مطالعه‏اى كه در سال 1986م. در مدارس ایالت كالیفرنیا انجام گرفت، هفت مورد از مسائل جارى به شرح زیر بود: استفاده از مواد مخدر، نوشیدن مشروبات الكلى، حاملگى دختران جوان، خودكشى، تجاوز، دزدى و خشونت و یك مورد دیگر كه در سال‏هاى اخیر به موارد بالا افزوده شده، مسلح شدن جوانان دانش آموز به انواع سلاح‏هاى گرم و گاهى استفاده از آنها علیه معلمان، كاركنان و دانش‏آموزان دیگر بوده است». «در سال 1997- 1998م. در 10% مدارس آمریكا، 4100 مورد تجاوز و اقدام تهاجمى و 7100 فقره دزدى و 1100 مورد درگیرى مسلحانه میان دانش‏آموزان به وقوع پیوسته است».به گزارش روزنامه واشنگتن پست، «بررسى بودجه فدرال و ایالتى آمریكا نشان مى‏دهد كه طى هشت سال گذشته، بودجه ساخت زندان‏ها 30% افزایش یافته است؛ در حالى كه بودجه آموزش عالى، 18% كاهش را نشان مى‏دهد». از سوى دیگر، بسیارى از جوانان آمریكا كه از قدرت اقتصادى خوبى برخوردار نیستند، توانایى تحصیل در دانشگاه‏ها را ندارند تا جایى كه امروزه، ورود به ارتش، در بسیارى از مواقع، براى آمریكایى‏هاى محروم، وسیله‏اى براى دسترسى به تحصیلات عالى است و غیر از این، راهى براى ادامه تحصیل ندارند.


فساد دولت‏مردان آمریكا

یكى از مهم‏ترین اصول دموكراسى و لیبرالیسم، كنترل صاحبان قدرت و نظارت بر اعمال آنان، براى جلوگیرى از دست‏اندازى به اموال عمومى و سوءاستفاده از قدرت است؛ اما فساد پنهان و آشكار دست‏اندركاران نظام حاكم بر آمریكا تا به آن جا گسترده است كه حتى سیاست‏مداران با سابقه این كشور نیز زبان به اعتراض گشوده‏اند. «جیمز بیكر»، وزیر اسبق امور خارجه آمریكا با اشاره به بحران اجتماعى و پیچیدگى ایالات متحده مى‏گوید: «براى حل بحران اجتماعى آمریكا، نخبگان و مسئولان و شخصیت‏هاى سیاسى آمریكا بایستى از خود شروع كنند و كمتر رسوایى اخلاقى و مالى به بار آورند». افشاى وضعیت فضاحت بار و فساد مالى و اخلاقى مقامات آمریكایى در چند دهه اخیر كه بارها تكرار شده، موجب حذف آنان از صحنه سیاسى كشور شده است؛ چنان كه تنها در دو دهه 1970 و 1980م.

یكى از مهم‏ترین اصول دموكراسى و لیبرالیسم، كنترل صاحبان قدرت و نظارت بر اعمال آنان، براى جلوگیرى از دست‏اندازى به اموال عمومى و سوءاستفاده از قدرت است؛ اما فساد پنهان و آشكار دست‏اندركاران نظام حاكم بر آمریكا تا به آن جا گسترده است كه حتى سیاست‏مداران با سابقه این كشور نیز زبان به اعتراض گشوده‏اند.

پانزده تن از سران و اعضاى كنگره آمریكا به علت تخلف قانونى و رشوه‏خوارى و سوءاستفاده و فساد از سمت خود استعفا داده و یا بركنار شده‏اند». نتایج آخرین نظرخواهى در آمریكا نشان مى‏دهد كه 61% مردم این كشور معتقدند كه مقامات دولت آمریكا، فاسد و تقلب‏كارند. این نظرسنجى كه به طور مشترك توسط موءسسه آمارسنجى گالوپ و شبكه تلویزیونى سى ان ان انجام پذیرفته، نشان داده است كه اكثر رأى دهندگان آمریكا از عملكرد مقامات دولتى، به ویژه اعضاى كنگره آمریكا، ناراضى هستند و معتقدند كه این افراد، امین و درستكار نمى‏باشند!». عدم توانایى نظام لیبرال دموكراسى در حل مشكلات جامعه آمریكا و سلطه عده معدودى سرمایه‏دار بر امور آن، موجب بدبینى و بى‏اعتمادى فزاینده مردم این كشور شده است. از این رو، همواره درصد كمى از جمعیت 293 میلیونى واجد شرایط در این كشور، در انتخابات شركت مى‏كنند و به این ترتیب اصول مهم دیگر دموكراسى، یعنى «مشاركت» و «رضایت مردم» نقض مى‏شوند.

نویسنده:علیرضا محمدى

UserName