• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6251
  • يکشنبه 18/3/1382
  • تاريخ :

پندها و اندرزها

كه مردم ِ هنری زین چهارنیست بری

چهار چیز شد آئین مردم ِ هنری 

به نیكنامی ، آن را ببخشی و بخوری

یكی سخاوت طبعی چو دستگاه بود

كه دوست آینه باشد چو اندرو نگری

دو دیگر آن كه دل دوستان نیازاری

نگاه داری ، تا وقت عذرغم نخوری

سه دیگر آن كه زبان را به گاه گفتن زشت

چو عذر خواهد ، نام  گناه او نبری

چهارم آن كه كسی كو به جای تو بد كرد

***

تا یك شبه در وثاق تو نان است

آلوده ی مـِنت كسان كم شو

كانجا همه چیز ، نیك ارزان است

ای نفس ! به رسته ی قناعت شو

كاین منت خلق ، كاهش جان است

تا بتوانی حذر كن از منت

و ان را بدهد طریق احسان است

شك نیست كه هركه چیزكی دارد

احسان آن است و بس نه آسان است

لیكن چو كسی بود كه نستاند

در ناستدن ، هزار چندان است

چندان كه مروت است در دادن

***

زین هر دو یكی كار كن از هر چه كنی بس

خواهی كه بهین كار ِ جهان ، كار تو باشد

یا فایده گیر آنچه ندانی ز دگر كس

یا فایده  ده آنچه بدانی دگری را

***

ای خواجه ! وقت مستی و هشیاری

عادت كن ، از جهان سه خصلت را

امید رستگاری اگر داری

زیرا كه رستگار ، بدان گردی

كان هر سه را نكرد خریداری

با هیچ كس نگشت خرد همره

هرگز از این سه مرتبه بیزاری

در هیچ دین و كیش كسی نشنید

رادی و راستی و كم آزاری

دانی كه چیست آن بشـِنو از من

" گزیده ای از اشعار انوری "

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName