• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1385/03/06
  • تاريخ :

صهیونیسم از نگاه صهیونیست ها ...

صهیون در زبان عبری، به معنای پر آفتاب و نیز نام كوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. كوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر(ع) و جایگاه سلیمان (ع) بود. گاه این واژه نزد یهودیان به‌معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به‌كار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد؛ به‌عبارت دیگر صهیون برای یهود، سمبل‌ رهایی از ظلم، تشكیل حكومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاین‌رو یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم (ناسیونالیسم‌افراطی) است كه با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است. این جنبش در نیمة نخست قرن سیزدهم ش./ نیمة دوم قرن نوزدهم م. در اروپا پا به عرصة حیات گذاشت؛ ولی واژة صهیونیسم، نخستین بار ازسوی «تئودور هرتصل» به كار رفت و سپس «ناحوم‌ساكولو» ـــ مورّخ صهیونیست ـــ در كتاب «تاریخ صهیونیست» از آن سخن گفت.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه‌بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است كه با تدوین كتاب «دولت یهود» ازسوی هرتصل در 1263 ش./ 1894 م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهایی‌بخش در آخر‌الزمان نشسته است تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم(ع) و موسی(ع) یا سرزمین نجات بازگرداند.

صهیونیسم به دینی و غیر‌دینی نیز تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی‌ كه پروردگار مشخص كرده ‌است و به شیوه‌ای كه او تعیین می‌كند، انجام خواهد شد و این كار به دست بشر انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم‌مسیحی) هستند. درمقابل، در صهیونیسم غیر‌دینی و غیریهودی، كسانی جای دارند كه با تكیه بر استدلال‌های تاریخی، سیاسی و علمی به اسكان یهودیان در فلسطین مشروعیت می‌بخشند، این همان صهیونیسم لاییك (غیردینی) است كه تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می‌كند؛ بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلكه گاه به مفهوم حركتی برای غیریهودی كردن یهودیت نیز به‌كار می‌رود.


یهودستیزی

صهیونیست‌ها مدعی‌اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. به عقیدة آن‌ها، دولت‌ها و ملت‌ها به بیماری علاج‌ناپذیر یهودستیزی دچار شده‌اند؛ بنابراین یهودیان را در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به‌حساب می‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان‌ آزار می‌دهند. «حیم وایزمن» (متوفی 1331 ش. / 1952 م.) دراین‌باره می‌گوید:

«ضدیت با یهود، میكروبی است (كه) هر غیریهودی هر كجا… باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است.»

به بیان دیگر، آنان یهودستیزی را بلایی ازلی و ابدی می‌دانند كه تنها در پناه یك دولت یهودی می‌توان از آن رهایی یافت.

صهیونیست‌ها به نمونه‌های بسیاری از یهود آزاری در طول تاریخ اشاره می‌كنند. از نظر آنان، یهود آزاری با شكست دولت یهودی اسرائیل و جهودا (یهودا) ، به ترتیب در 721 و 586 ق.م. ازسوی آشوریان و بابلیان آغاز، درنتیجه با پراكنده‌شدن یهودیان به نقاط دیگر جهان ادامه یافت و به ‌تدریج روند رو به رشدی به خود گرفت؛ به‌گونه‌ای كه نقطة اوج آن در آلمان هیتلری به چشم می‌خورد. در این دورة طولانی، یهودیان در امپراتوری روم، كشور لهستان، روسیه تزاری و … بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 770 ش./ 1391 م. هفتاد‌هزار نفر به‌ دلیل نپذیرفتن دین مسیح(ع) در اسپانیا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن، یهودیان همواره از حق مالكیت در برخی از مناطق جهان و نیز اشتغال در برخی حرفه‌ها محروم بوده و اغلب در «گتو»ها به سر برده‌اند.

صهیونیست‌ها مدعی‌اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. به عقیده آن‌ها، دولت‌ها و ملت‌ها به بیماری علاج‌ناپذیر یهودستیزی دچار شده‌اند؛ بنابراین یهودیان را در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به‌حساب می‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان‌ آزار می‌دهند.

البته این ادعاهای صهیونیسم به‌هیچ ‌وجه قابل اثبات نیست؛ زیرا نخست آن‌كه برخی نمونه‌های تاریخی یهودآزاری مانند آن‌چه صهیونیست‌ها دربارة یهودسوزی در آلمان مطرح می‌كنند، بیش از حد بزرگ شده‌است. صهیونیست‌ها دراین‌زمینه، با سلطه‌ای كه بر ابزارهای تبلیغی جهان و به كارگیری آن دارند، به مظلوم‌نمایی پرداخته‌اند. دوم آن‌كه برخی قصه‌های یهودآزاری ساخته و پرداخته یهودیان و صهیونیست‌ها است. با این هدف كه به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس یك دولت یهودی شتاب بخشند. «دیوید بن‌گوریون» (متوفی 1352 ش./ 1972 م.) اعتراف می‌كند:

اگر قدرت داشتم، عده‌ای یهودی را به كشورهای مختلف می‌فرستادم تا یهودآزاری را تعمداً به‌وجود آورند.

شواهد دیگری بر نادرستی ادعاهای صهیونیسم دراین‌باره وجود دارد؛ ازجمله:

1. مهاجرت و پراكندگی یهودیان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادی به‌سوی پررونق‌ترین سرزمین‌ها صورت گرفته است.

2. یهودیان همواره در پهنه‌ای گسترده از خاك امپراتوری عثمانی در صلح و آرامش می‌زیسته‌اند.

3. یهودیان در بریتانیا، فرانسه و آلمان قرون وسطا مورد آزار نبوده‌اند؛ حتی پس از عصر نوزایی، وضع اجتماعی آنان بهبود یافت.

4. رنج و دردی كه میلیون‌ها بردة آفریقایی سیاه‌پوست در انتقال و اسكان اجباری به غرب متحمل شده‌اند، بیش از رنج و دردی است كه بر یهودیان وارد آمده‌است. جالب این‌كه صاحبان برخی از كشتی‌های حاملِ بردگان، سوداگران و بانكداران یهودی بوده‌اند.

5. وقوع یهودآزاری را در حد پایینی می‌توان پذیرفت كه آن هم به ویژگی‌های فردی و اجتماعی یهودیان مانند جمع‌گریزی و اشتغال در مشاغل غیرمولد، چون ربا‌خواری باز می‌گردد و نیز ریشه در منازعه دایمی كلیسا و كنیسه دارد. به هر روی، نقش یهودآزاری ساختگی در تولد صهیونیسم آن‌چنان بزرگ بود كه هرتصل آن‌را موهبت الاهی نامید. اگر صهیونیسم محصول یهودآزاری است، پس چرا صهیونیسم به نوعی یهودآزاری از راه تبعیض بین یهودیان سفاردی و اشكنازی مبدل شده است؛ پرسشی كه صهیونیست هم‌چنان آن را بی‌پاسخ گذاشته‌است.

1. تئودور هرتصل، بنیانگذار صهیونیسم ‌(THEODOR HERZEL) به شكل‌های گوناگون همچون: تئودور هرتزل، هرزل، هرتسل و …نوشته‌ می‌شود، ولی معمولاً آن را به‌صورت «هرتصل» می‌نگارند.

2. ناحوم ساكولو (NAHUM SOKOLOW) مورخ صهیونیستی است.

3. المسیری، عبدالوهاب، «صهیونیسم»، ترجمه لواء رودباری، ص 7 / حمید احمدی، «ریشه‌های بحران در خاورمیانه»، ص 3، علی‌ آقابخشی، همان، ص 423 ، ب. پراهی. «فریب‌خوردگان صهیونیسم» ترجمه ابوالقاسم سری، ص 27.

4. انسان رهایی‌بخش را در زبان عبری «ما شیاح» می‌گویند.

5. احمدی‌، حمید، پیشین، ص‌3، روژه گارودی، «پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی»، ترجمه نسرین حكمی، ص‌5، عبدالوهاب المسیری، همان، ص 8.

6. هركسی كه خواهان مهارت یهودیان جهان به فلسطین باشد، صهیونیست است، خواه یهودی باشد یا نباشد؛ بنابراین هر یهودی، صهیونیست نیست و به عكس، برخی صهیونیست‌ها غیریهودی‌اند.

7. المسیری، عبدالوهاب، همان، ص 7ـ14، عادل توفیق عطاری، «تعلیم‌وتربیت‌صهیونیستی»، ترجمه مجتبی‌بردبار، ص 50، روژه گارودی، «تاریخ یك ارتداد، اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل»، ترجمه مجیدشریف، ص 23.

8. معادل لاتین یهودآزاری یا یهودستیزی ANTI-SEMITISM است.

9. «حیم» یا «حیثم» یا «چیم وایزمن» (CHAIM WEIZMAN) پس از هرتصل، جامعه صهیونیستی را برای نیل به تأسیس اسرائیل رهبری كرد.

10. ایوانف، یوری، «صهیونیسم»، ترجمه ابراهیم‌یونسی، ص 74 ـــ 71، عبدالوهاب ‌المسیری، همان، ص 36.

11. نام دولت دیگر یهودی، یهودا (= یهوذا) بود.

12.«گتو GHETTO» در گذشته به محله‌ای در یك شهر گفته می‌شد كه یهودیان به اقامت در آن مجبور بوده‌اند.

13. دراسدل، آلاسدایر و جرالد اچ.بلیك، «جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا»، ترجمه درّه میرحیدر، ص‌361.

14. دیوید داود ‌بن گوریون (DAVID BEN GURION) در لهستان به دنیا آمد و در اسرائیل مرد. وی نخست‌وزیر اسرائیل در سال‌های نخستین تأسیس رژیم صهیونیستی بود.

15. پراهی، «فریب‌خوردگان صهیونیسم»، ص 6، گالینا نیكیتینا، «دولت اسرائیل»، ترجمه ایرج مهدویان، ص 32.

16.ایوانف، یوری، همان، صص 32، 40، 71، 74، عبدالوهاب المسیری، همان صص 24 و 75.

17. سفاردی (SEPHARADI) و اشكنازی (ASHKANASE) به ترتیب به یهودیان مهاجر اروپای شرقی و شمال غرب اروپا به اسرائیل اطلاق می‌شود.

18. المسیری، عبدالوهاب، همان، ص 88.


لینک مطالب مرتبط:

 این درد را درمان کجاست؟! 

 مهم ترین وقایع ادبیات در سال 2002 ( قسمت اول) 

 مسلمان شدن دختر دانش آموز اسراییلی 

 تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به مكه 

 ریشه تاریخی ضرب المثل ایراد بنی اسرائیلی 

UserName