• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2412
  • پنج شنبه 4/3/1385
  • تاريخ :

فن آوری نوین ارتباطی و امنیت اخلاقی (2)


در حال حاضر عملكرد وسایل ارتباط جمعی ما جهت مشخصی ندارد و سیاست دقیقی در زمینه مقابله با فرهنگ حاكم جهانی و تقویت ویژگیهای هویت فرهنگی خودمان نداریم. وسایل ارتباط جمعی برای هدایت ویژگیهای جامعه فعلی بشری، مختصات یك جامعه در حال گذار است. مختصات جامعه در حال گذار عبارتند از:

- شتاب تغییر و تحول

- بحران

- عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری

- تعارض و تناقض


شتاب تغییر و تحول

وضعیت حاكم به سرعت به سوی وضعیتی جدید تغییر شكل می دهد. تنها چیز ثابت در عصر جدید تغیر است. همه چیز دگرگون می شود مگر خود تغییر. این پدیده، خود در بسیاری از حوزه ها آشفتگی و بحران ایجاد می كند.

بحران

بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.

انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود.

ذهنیت بشر با چنین وضعیتی خو نگرفته و به ثبات عادت كرده است. حافظه تاریخی ما ریشه در ثبات و آرامش دارد و لذا نظام فكری و اداركی ما، آمادگی رویارویی با یك دوران بیقراری،‌ سرگشتگی و بحرانی را ندارد. مهمترین مشكل، مشكل معرفتی است. وارد دوره ای شده ایم كه دانش و معرفت آمادگی دورانی بحرانی را ندارد. اولین گام برای رویارویی با این دوران، باید آماده سازی برای معرفت این دوران باشد. هر چند هنوز متولی ندارد. ارزش زدایی از علم كه از قرن هیجدهم به بعد معمول شد. علم و تكنولوژی بدون اخلاق را پیش روی بشر گذاشته است.


عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری

راجع به پدیده ها و مسایل، دیگر نمی توان با اطمینان و یقین حكم صادر كرد و به ارزیابی نشست. انسان وارد عصر عدم یقین شده است و تئوری سازان خلع سلاح شده اند. آینده غیرقابل پیش بینی شده است. نیاز طبیعی بشر، داشتن تصویری از آینده است. شتاب تحولات امكان چنین چیزی را از بشر گرفته است. بشر امروز، بشر آینده نگر نیست بلكه بشر آینده ساز است.


تعارض و تناقض

بیش از همیشه، پدیده های متعارض و متناقض را در كنار هم می بینیم. جلوه های مختلفی از این تعارض و تناقض آشكار شده است: مثلاً همزمان با پدیده جهانی شدن و شكل گیری سازمانهای متعدد بین المللی و جهانی( مانند گات و اینترنت)، و نیز مطرح شدن مشكلات در ابعاد جهانی( نظیر محیط زیست، خلع سلاح جهانی) كه در مجموع به نظر می رسد به سوی جامعه واحد جهانی پیش می ریوم، در عین حال شاهد نهضتهای جدایی طلبانه، قوم گرایانه، ملی گرایانه نیز هستیم. جستن هویت ملی، فرهنگی و قومی مستقل، با مسئله جهانی شدن، دو روند متناقض و متعارض با هم هستند. مثلاً جنبش های جدایی طلبانه اسكاتلندیها برای جدایی از ممالك متحده بریتانیا و یا جنبش جدایی طلبان در كبك، كه ریشه در تاریخ فرهنگی این اقوام دارد.

به نظر تافلر در اثر شتاب تغییر، رابطه انسان با شش عنصر زندگی اش تغییر می كند:

- رابطه انسان با انسان

- رابطه انسان با مكان

- رابطه انسان با زمان

- رابطه انسان با اطلاعات و اندیشه ها

- رابطه انسان با سازمانها

- رابطه انسان با اشیاء

رابطه انسانها با انسانها از شتاب تغییر متاثر می شود و گذرا و ناپایدار می شود. انسانها با سرعت بیشتری می آیند و می روند. استمرار روابط انسانها كمتر شده است. حلقه روابط اجتماعی كه در گذشته همراه با انسانها بود، خیلی سریع گسسته و جابجا می شود. انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود. معیارهای روابط اجتماعی هم تغییر می كند.

بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.


روابط انسان ها با مكان

جابجایی ها زیاد شده و انسانها خیلی راحت از ریشه و مكان اصلی خودشان كنده می شوند. ما وارد عصر خانه به دوشی شده ایم. پدیده عصر جدید است. رابطه انسان با مكان خیلی ناپایدار و گذرا شده است.


رابطه انسان ها با ایده ها و اندیشه ها

سرعت تولید آگاهی و اطلاعات و دانش جدید خیلی عحیب است! هر چهار دقیقه یك مقاله و یافته جدید علمی در زمینه شیمی تدوین می شود. ذهن ما هنوز به اطلاعات و یافته های قبلی خو نگرفته با اندیشه ها و ایده هایی جدید روبرو می شود كه می آیند و می روند. مساله قطعیت در علم معنای خودش را از دست داده،‌هر چیزی كه می آید قبلی را نفی می كند.


رابطه انسانها با مشاغل و سازمانها

قبلاً تغییر شغل یا تغییر محل كار یك ضد ارزش بود، ولی امروز تغییر ارزشی پیدا شده و آدمها افتخارشان این است كه در یك جا نمانده اند و از یكجا ماندن احساس بی تحركی و سكون می كنند و در یكجا خدمت كردن برایشان سخت است.


رابطه انسان ها با اشیاء

فرهنگ یكبار مصرف نشانه این تحول است. فرهنگ اشیاء دور ریختنی. روزگاری در تولید صنعتی اصل بر دوام بود و از این راه سود و اعتبار به دست می آمد. الان سالهاست كه دیگر چنین چیزی را نمی بینیم.

عمر خودرو را 5 سال تعریف كرده اند. سلیقه های مصرف كنندگان هم با همین سرعت دارد تغییر می كند. تنوع به جای دوام یك اصل شده است و می خواهند كه كالای جدید و متنوع عرضه شود. این تحولات، ارزش را از داشتن به بودن تغییر داده است. در كشورهای پیشرفته، خیلی از اشیایی كه زندگی را تامین می كند با هر جابجایی می گذارند و با یك چمدان سبك حركت می كنند.


رابطه انسان ها با زمان

گرچه طول زندگی ما با چند نسل گذشته تفاوت زیادی نداشته است،‌اما عرض زندگی مان بیشتر شده و تجربیاتی بسیار بیشتر را از همنوعان خود در نسلهای گذشته درك می كنیم. در طول 20 سال تجربیات متنوع و متفاوتی را می بینیم كه قبلاً برای درك آنها شاید یك قرن زمان لازم بود.


لینک مطالب مرتبط:

 رسانه ها و انحرافات اجتماعی 

 امپریالیسم و رسانه‌های عالمگیر (1) 

 نقش رسانه‌ها در کنترل جامعه (1) 

 نقش رسانه‌ها در کنترل جامعه (2) 

 امپریالیسم و رسانه های عالمگیر (2) 

 فن آوری نوین ارتباطی و امنیت اخلاقی (1) 

UserName