• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1391/12/15
  • تاريخ :

توریه بر دروغ مقدم است!

دروغ


راست گویى و مبارزه با کذب و دروغ از اهمیت فوق العاده ای در تعلیمات اسلامی برخوردار است به حدی که در موارد زیادی دروغ پلیدتر از شراب، تعبیر شده است، اما با این وجود هر گاه عدم ارتکاب دروغ موجب ضرری شدیدتری از قبح دروغ شود مثل قتل انسانی بی گناه، یا حمله دشمن به کیان اسلام، اختلاف و دشمنی بین مۆمنین و...، دروغ گفتن جایز می شود. البته اگر انسان بتواند با انجام "توریه" مرتکب دروغ گفتن نشود، لازم است توریه کند.


در چه مواردی دروغ گفتن جایز است؟

دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاقی و از گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد ، دروغ گفتن جایز نمی باشد.

دروغ در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهی محروم می کند و در میان مردم آدمی را بی اعتبار می نماید و اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد و نیز از آفات زبان و خراب کننده ایمان است.

امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: "نگاه به رکوع و سجود طولانى افراد نکنید، چرا که ممکن است عادت آنها شده باشد، به طورى که اگر آن را ترک کنند ناراحت شوند، ولى نگاه به راست گویى و امانت داری آنها کنید"[1]؛ یعنی راست گویى و امانت ملاکِِ خوبی و ایمان افراد است.

در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) آمده است: "خداوند متعال براى شر و بدى، قفل هایى قرار داده که کلید آن قفل ها شراب است (چرا که مانع اصلى زشتی ها و بدی ها عقل است و مشروبات الکلى عقل را از کار مى‏اندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است[2}

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به حضرت على (علیه السلام) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستى که فساد در پى‏داشته باشد، متنفر است

رابطه دروغ و گناهان دیگر از این نظر است که انسان گناهکار هرگز نمى‏تواند، راستگو باشد، چرا که راستگویى موجب رسوایى او است، و براى پوشاندن آثار گناه معمولا باید متوسل به دروغ شود. به عبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد مى‏کند، و راستگویى محدود.[3}

یکی از ضررهای بزرگ دروغ این است که نابود کننده سرمایه اطمینان است. مى‏دانیم مهمترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومى است، و مهمترین چیزى که این سرمایه را به نابودى مى‏کشاند دروغ و خیانت و تقلب است و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویى و ترک دروغ در تعلیمات اسلامى همین موضوع است، ولی با این حال در موارد و شرایطی که اضطرار (احتیاج شدید) به دروغ گفتن در کار باشد گفتن دروغ جایز شمرده شده است، اما این جواز به مقدار اضطرار تا زمانی است که اضطرار وجود داشته باشد نه بیشتر. مقصود از اضطرار در اینجا، احتیاج شدید به ارتکاب دروغ برای جلو گیری از ضرر های بزرگی همچون به خطر افتادن جان انسان یا سلامتی او و یا جلوگیری از تهاجم دشمن به سرزمین اسلام و یا جلو گیری از اختلاف بین برادران مسلمان و به طور کلی تمام مواردی که اهمیتش از قبح دروغ بیشتر باشد.

این نکته را باید متذکر شد که اگر چه دروغ گفتن از دید شرع در موارد اضطرار و براى دفع ضررهای بزرگ و غیر قابل تحمل جایز است، اما چنانچه راهى وجود داشته باشد که بدون ارتکاب دروغ، ضرر را دفع کند باید آن راه بر گزیده شود. یکی از این راهها روش «توریه» است. توریه یعنی کلامى که از آن دو معنا فهمیده شود: یکى معناى ظاهر و آشکار که ذهن شنونده به سرعت به آن منتقل مى‏شود، و دیگرى معناى نهانى و ناپیدا که مقصود اصلى گوینده است و ذهن شنونده به آن منتقل نمى‏شود. اگر انسان براى برطرف کردن زیان از خود یا مسلمانى دیگر ناچار به استفاده از توریه یا دروغ شود، لازم است «توریه» کند.

در موارد اضطرار به ارتکاب دروغ، فرقی نیست که ضرر متوجه خود انسان باشد یا متوجه دیگر مومنین.

دروغ در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهی محروم می کند و در میان مردم آدمی را بی اعتبار می نماید و اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد و نیز از آفات زبان و خراب کننده ایمان است

حضرت رضا (علیه السلام) ‏فرمود: همانا شخصى در حق برادر مسلمانش سخن راستى مى‏گوید که با این گفتار، او را گرفتار مى کند؛ پس نزد خدا از دروغگویان است و همانا شخصى در حق برادر مسلمانش دروغى مى‏گوید که با آن دروغ، از او دفع ضرر مى‏کند؛ پس نزد خدا از راستگویان است.[4}

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: در روز قیامت، از هر دروغى بازخواست مى‏شود، مگر از چند مورد: یکى این که شخصى که در حال جنگ، [ دشمن را ] فریب دهد، این دروغ از او برداشته مى‏شود؛ دوم هنگامى که دروغ باعث «اصلاح ذات البین» (حل اختلاف و ایجاد صلح و آشتى بین دو مسلمان) شود و....[5}

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به حضرت على (علیه السلام) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستى که فساد در پى‏داشته باشد، متنفر است[6}

البته رعایت مقدار و میزان دروغ لازم براى ایجاد صلاح، ضرورت دارد و نباید از حد لازم تجاوز کرد؛ چرا که تجاوز از حد لازم، انسان را به خوى دروغگویى مبتلا مى‏کند و حضرت صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: اصلاح گر سرشت دروغگویى ندارد.[7] آنچه از روایت پیشین مى‏توان فهمید این است که انسان به بهانه اصلاح جامعه، و ایجاد صلح و آشتى بین دو مسلمان، مجاز به دروغگویى بى‏جا و بى‏اندازه نیست؛ بلکه باید میزان لازم را رعایت کند.

 

پی نوشت ها:

[1]سفینة البحار ماده" صدق" ؛ الکافی، ج 2، ص 104

[2]اصول کافى ج 2 ص 339

[3]تفسیر نمونه، ج ‏11، ص 413

[4] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 12، ص 255 ح 16238

[5]کلینى، کافى، ج 2، ص 342، ح 18

[6]وسائل الشیعه، ج 12، ص 252، ح 16229

[7]کلینى، کافى، ج 2، ص 210، ح 7

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اسلام کوئیست

سایت سازمان تبلیغات اسلامی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName