• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1391/11/29
  • تاريخ :

مشکلات اقتصادی و لطمه به رمان نوجوانان

مصاحبه ی اختصاصی تبیان با طاهره ایبد


کانون، با توجهی که به انتشار کتاب های خاص نوجوان کرد جریانی به وجود آورد. داستان نوجوان از حوزه هایی که بود که دچار بی توجهی شده بود به دلایل مختلف که جای ذکرش نیست. اما با طرحی که کانون پرورش فکری کودک و نوجوان پیاده کرد رونق یافت. حتی باعث توجه خود نوجوانان شد.

طاهره ایبد

خانم طاهره ایبد نویسنده داستان های کودک و نوجوان که پیش از این کتاب های«گربه کاغذی»،« الم شنگه»،« کوچه به کوچه» و « از غریبه ها می ترسم» را منتشر کرده است. وی درحال نوشتن مجموعه پنج جلدی« چهار خانه و خاله کشمشی» است که با موضوع سفر نوشته شده است. همچنین وی مشغول نوشتن جلد دوم کتاب « پریانه های لیاسندماریس» است و این کتاب به سبک رئالیسم جادویی و برای نوجوانان نوشته شده است.

خانم ایبد بفرمایید مجموعه چهارخانه و خاله کشمشی  در چند جلد و برای چه گروه سنی ای نوشته شده است؟

مجموعه چهار خانه و خاله کشمشی مجموعه پنج جلدی برای گروه سنی خردسالان است. این مجموعه با شخصیت های پیوسته به هم مربوط است و به موضوع سفر می پردازد. محور هر داستان ضروریاتی است که یک کودک باید هنگام سفر کردن بداند و بیاموزد. نگاه یک بزرگسال به سفر متفاوت از نگاه خردسال است و این قصه ها به نوعی به کودک شناخت می دهد. این داستان ها در قالب طنز و فانتزی نوشته شده اند.

این مجموعه در چه مرحله ای از انتشار است؟

فعلا در مرحله تصویر گری است.

فکر می کنید برای چه تاریخی وارد بازار کتاب شود؟

من کتاب را تحویل انتشارات داده ام و وقتی نویسنده کار را تحویل می دهد دیگر از دست نویسنده خارج است. برای همین نمی دانم ممکن است کی کار تصویر گری و انتشارش به پایان برسد.

این کتاب قرار است از طرف چه انتشاراتی عرضه شود؟

انتشارات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان.

کمی درباره کتاب داستان «پریانه های لیاسندماریس» توضیح بدهید. ظاهرا این کتاب برای رنج سنی نوجوانان است و شما مشغول نوشتن جلد دوم آن هستید.

این رمان نوجوانان به سبک رئالیسم جادویی است که در فضای جنوب ایران و بندر سیراف می گذرد. قرار است این کتاب سه گانه ای را تشکیل دهد که فعلا مشغول نوشتن جلد دوم آن هستم. این داستان به باورها و تصاویر ذهنی مردم جنوب نسبت به دریا می پردازد. مردم جنوب واقعا باور دارند شخصیتی به نام من مانداس در دریا زندگی می کند. او یک هیولای دریایی است و مردم جنوب به پریان دریایی اعتقاد دارند.

بار اصلی داستان به دوش باورهای اعتقادی مردم جنوب است و یا تخیل شما به داستان شکل تازه داده است؟

من داستان را بر اساس باورهای مردم شروع کردم اما درواقع داستان خودم را خلق کردم. شخصیت های داستان ادریس و لیانا خواهر و برادری هستند که به دنبال هفت مروارید لاجوردی می گردند و مانداس نیز می خواهد این مروارید ها را به چنگ آورد. روایت درباره مقابله بچه ها و اتفاقاتی است که برایشان رخ می دهد. پری های دریایی در اعتقاد و زبان مردم جنوب به نام آبی ها شناخته می شوند و شخصیت من مانداس هم یک غول دریایی است اما من با استفاده از این شخصیت ها داستان خودم را ساخته ام. مردم جنوب به آبی ها و گاوی که گوهر شبچراغ را در بینی اش نگه می دارد باور دارند. تلاش کردم این داستان کاملا بومی باشد و زبان بومی میانه ای برای آن انتخاب کردم که بچه های غیر بومی نیز با آن ارتباط برقرار کنند و آن آداب و رسوم را باور کنند.

اصطلاحات و کلمات بومی در این داستان تا چه حد به کار گرفته شده است؟

تلاش کردم به شکلی آنها را به کار بگیرم که بچه ها متوجه مفهوم و کاربرد آن کلمات بشوند.

کتاب وابستگی شدیدی به ابزار مادی از جنس کاغذ دارد و متاسفانه با وضعیتی که در کشور ایجاد شده است می بینیم که بیشترین جایی که لطمه می خورد حوزه فرهنگ و ادبیات است. متولیان متوجه نیستند که فرهنگ زیر ساخت های اجتماعی را تبیین می کند و اگر کتاب گران شود لطمه بزرگی به آینده فرهنگی کشور می خورد.

خانم ایبد شما این رمان را در ژانر وحشت نوشته اید. دلیل شما برای انتخاب این ژانر برای نوجوانان چه بود؟ 

این داستان به نوعی جزو ژانر وحشت و یا ژانر رازآلود و وهم آلود قرار می گیرد. من راز آلود بودن داستان را به این دلیل انتخاب کردم که نوجوان در یک دوره سنی خاصی است که به شدت به هیجان روحی نیاز دارد. بسیار دیده شده که نوجوانان حتی خودشان را از یک سیم و بالای یک دیوار آویزان می کنند، یا از دو ساختمان می پرند تا تخلیه هیجانی و روانی شوند. ژانر وحشت تا حدی می تواند پاسخ گوی این هیجانات باشد. از آن طرف خود فضای دریا همیشه برای من رازآلود بوده و مخصوصا این حس را نسبت به دریای جنوب داشته ام. دریای جنوب و دریای شمال دو حس کاملا متفاوت برای من به وجود می آورند. به نظر من باور مردم جنوب ارتباط عمیقی با پدیده ها و تصاویری دارد که در محیط اطرافشان می بینند. برای همین بخش از این انتخاب ژانر، آگاهانه بود و تصور می کردم رئالیسم جادویی بتواند نوجوان را به خود جذب و تخیل را رها کند. بخش دیگر به خود کار بر می گردد که در جریان نوشتن شکل گرفت. به جایی رسیدم که دیگر به عنوان یک نویسنده نقشی نداشتم و داستان و شخصیت ها بودند که مرا با خود می بردند. من فقط یک طرح به کانون دادم و بعد آنچیزی که در نهایت تحویل داده شد، تفاوت زیادی با طرح من داشت. البته من پیش از این یک داستان در سبک رئالیسم جادویی نوشته بودم ولی برای نوشتن این کار مطالعات زیادی در حوزه فلسفه، هستی شناسی و روانشناسی انجام دادم.

جلد دوم هنوز به اتمام نرسیده است؟

خیر و یک مقدار توقف برای این بود که می خواستم با جلد اول تفاوت های اساسی داشته باشد. چیزهایی که نوشته ام هنوز مرا راضی نکرده است و قطعا تا زمانی که  به دل خودم ننشیند تحویل نخواهم داد.

بازخورد جلد اول چگونه بود؟

قبل از اینکه کتاب را تحویل کانون بدهم آن را برای بچه های شیراز، ارومیه، و تهران فرستادم و آنها مطالعه کردند. هر چند تعادشان زیاد نبود ولی به دلیل این که هر کدام در یک شهر و با فرهنگ متفاوتی زندگی می کردند نگاه های مختلفی به کار می شد. نظراتی که داده شد خیلی مفید بود مخصوصا در مورد زبان و باعث شد من زبان آن را کمی تغییر بدهم. بعد از چاپ هم بچه ها در وبلاگ هایشان مطالب زیادی نوشتند و آن را با کتاب «هورالین» که یک کتاب ترجمه ای در همین سبک است مقایسه کردند. در جلساتی هم که در کانون استان تهران در سه مرکز داشتم بازخورد مثبتی دیده ام. یک مقدار هم شاید زمان بیشتری نیاز دارد تا کتاب به شهرستان ها نیز برسد و بتوانم بازخورد دقیق تری بگیرم.

فضای فعالیت در حوزه داستان کودک و نوجوان را چگونه می بینید و مشکلاتی که بر سر راه احساس می کنید چیست؟

بزرگترین مشکلی که الان وجود دارد مسئله کاغذ و نشر است. کتاب وابستگی شدیدی به ابزار مادی از جنس کاغذ دارد و متاسفانه با وضعیتی که در کشور ایجاد شده است می بینیم که بیشترین جایی که لطمه می خورد حوزه فرهنگ و ادبیات است. متولیان متوجه نیستند که فرهنگ زیر ساخت های اجتماعی را تبیین می کند و اگر کتاب گران شود لطمه بزرگی به آینده فرهنگی کشور می خورد. عناوین کتاب پایین می آید، کتاب در دسترس مخاطب قرار نمی گیرد. البته پیش از این هم مشکل توزیع وجود داشته است و این یکی از مشکلات ریشه دار است در حوزه نشر اما الان وضعیت گرانی کاغذ و کتاب به این قضیه دامن می زند. از طرفی مشکلات اقتصادی بار سنگینی بر دوش مردم جامعه ما گذاشته است. شاهد بودیم که در حدود ده دوازده سال پیش یک موجی ایجاد شد که خانواده ها گرایش  پیدا کردند برای بچه هایشان کتاب بخرند. می دیدیم که این گرایش از کتاب های خردسال شروع شد و کم کم به کتاب های نوجوان رسید. زمانی که داشت به عنوان فرهنگ در جامعه نهادینه می شد یک دفعه با مشکلات اقتصادی بسیار بحرانی و سنگین رو به رو شد. امیدوارم مسئولان جلوی این مشکلات را بگیرند. وقتی خانواده ها کالاهایی مثل گوشت را از سبد خانواده حذف می کنند مسلما کتاب را هم حذف خواهند کرد و این لطمه سنگینی به جامعه خواهد زد.

چشم انداز داستان نوجوان را چطور می بینید و فکر می کنید در حال بستر مناسبی برای رشد این حوزه فراهم شده است؟        

کانون، با توجهی که به انتشار کتاب های خاص نوجوان کرد جریانی به وجود آورد. داستان نوجوان از حوزه هایی که بود که دچار بی توجهی شده بود به دلایل مختلف که جای ذکرش نیست. اما با طرحی که کانون پرورش فکری کودک و نوجوان پیاده کرد رونق یافت. حتی باعث توجه خود نوجوانان شد. گرچه آنهایی که اهل کتاب بودند به دنبالش هم می رفتند اما بیشتر ترجمه ها را می دیدند. شاید کیفیت رمان هایی که نوشته شده سطح بالا نباشد و تعداد کارهای خوب انگشت شمار باشد اما این حرکتی رو به جلو است که قطعا منجر به خلق آثار خوب و ماندگار خواهد شد. وقتی نویسنده می بیند فضا باز شده است و ناشران به رمان نوجوان توجه نشان می دهندد طبعا فراغ بال بیشتر و انتخاب بهتری خواهد داشت و همین باعث خواهد شد ادبیات و کیفیت رمان نوجوان بهتر شود و رقابت به وجود آید. وقتی بدانید قرار است بین شصت نفر دیگر محک بخورید مجبور می شوید کیفیت کار را بالا ببرید. فقط امیدوارم  مشکلات لطمه ای به این حرکت نوپا نزند.

فاطمه شفیعی

بخش ادبیات تبیان

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName