• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1391/11/07
  • تاريخ :

پیامبران هم توبه می کنند؟!

انبیا

با این که مى دانیم پیغمبران و امامان(علیهم السلام) معصوم از گناه هستند و هیچ گاه از آنها گناه صادر نمى شود در عین حال در برخى از دعاهایى که از آن بزرگواران رسیده است دیده مى شود که آنان در ظاهر اقرار به گناه خود کرده و از پیشگاه پروردگار خواستار آمرزش گناهان خویش شده اند.

آیا منظور آنها از این گونه تعبیرات، تنها مردم بوده که طرز مکالمه با خدا و طریق آمرزش را یاد بگیرند و یا آن که حقیقت دیگرى در این نوع تعبیرات نهفته است؟

جواب: دانشمندان اسلامى، از دیر زمانى به این ایراد توجّه داشته و پاسخ هاى گوناگونى به آن گفته اند كه شاید روح همه آنها یك چیز باشد و آن این كه گناه و معصیت در این گونه موارد همه جنبه «نسبى» دارد نه این كه از قبیل گناهان مطلق و معمولى باشد.

توضیح این كه: در تمام امور اجتماعى، اخلاقى، علمى، تربیتى و دینى انتظاراتى كه از افراد مختلف می رود همه یكسان نیست.

ما از میان صدها مثالى كه ممكن است براى روشن شدن این مطلب آورد، تنها به نمونه زیر اكتفا مى نماییم:

هنگامى كه عدّه اى براى انجام یك خدمت «اجتماعى» پیش قدم مى شوند و تصمیم مى گیرند مثلا یك بیمارستان براى مستمندان بسازند، اگر یك كارگر معمولى كه درآمدش براى مخارج خودش كافى نیست مبلغ مختصرى به این كار كمك كند بسیار شایان تقدیر است، امّا اگر همین مبلغ را یك فرد بسیار ثروتمند و پولدار بدهد، نه تنها شایان تقدیر نیست بلكه ایجاد یك نوع نفرت و ناراحتى و انزجار مى كند؛ یعنى، همان چیزى كه نسبت به یك فرد، خدمت قابل تحسینى محسوب مى شد، از یك فرد دیگر كار ناپسندى شمرده مى شود! با آن كه از نظر قانونى، چنین شخصى به هیچ وجه مرتكب جرم و خلافى نشده است.

دلیل این موضوع همان طورى كه در بالا تذكّر داده شد این است كه: انتظاراتى كه از هركس مى رود بسته به امكانات او از قبیل عقل، دانش، ایمان و بالاخره قدرت و توانایى اوست.

چه بسا كارى كه انجام آن از یك نفر عین ادب، خدمت، محبّت و عبادت شمرده مى شود، امّا از فرد دیگرى عین بى ادبى، خیانت، خلاف صمیمیّت و كوتاهى در بندگى و اطاعت محسوب مى گردد!

هرگاه كسى التفات به غیر خدا پیدا كند و با اشتغال به امور دنیا از توجّه به خدا آنى غافل شود، این نیز براى اهل حقیقت نوعى گناه به شمار مى آید و بایستى از آن توبه كند و از خداى براى آن طلب آمرزش نماید

اكنون با توجّه به این حقیقت، موقعیّت پیامبران و امامان را در نظر بگیریم و اعمال آنها را با آن موقعیّت فوق العاده عظیم مقایسه نماییم:

آنها مستقیماً با مبدأ جهان هستى مربوطند و شعاع علم و دانش بى پایان او بر دل هاى آنها مى تابد، حقایق بسیارى بر آنها آشكار است كه از دیگران مخفى است، علم و ایمان و تقواى آنها در عالى ترین درجه قرار دارد، خلاصه آنها به اندازه اى به خدا نزدیكند كه یك لحظه سلب توجّه از خداوند براى آنها لغزش محسوب مى شود.

بنابر این، جاى تعجّب نیست افعالى كه براى دیگران مباح و مكروه شمرده مى شود، براى آنها «گناه» نامیده شود!

گناهانى كه در آیات و سخنان پیشوایان بزرگ دینى به آنها نسبت داده شده و یا خود در مقام طلب آمرزش از آنها بر آمده اند همه از این قبیل است؛ یعنى، مقام و موقعیّت معنوى و علم و دانش و ایمان آنها، آن قدر برجسته است كه یك غفلت جزئى در یك كار ساده معمولى - كه باید توجّه خاص وهمیشگى به خداوند داشته باشد - براى آنها «گناه» شمرده شده است و جمله معروف «حَسَناتُ الاَبْرارِ سَیِّئاتُ الْمُقَرَّبین؛ اعمال نیك خوبان، گناه مقربّان خدا محسوب مى شود» نیز ناظر به همین حقیقت است.(1)

فیلسوف عالى قدر شیعه، مرحوم خواجه نصیر الدّین طوسى نیز در یكى از كتاب هاى خود پاسخ فوق را این طور توضیح مى دهد:

توبه

«هرگاه كسى مرتكب كار حرامى شود و یا امر واجبى را ترك كند معصیت كار است و باید توبه كند، این نوع گناه و توبه مربوط به افرادى عادّى و معمولى است.

ولى هرگاه امور مستحب را ترك كند و كارهاى مكروه را به جا آورد، این نیز نوعى گناه شمرده مى شود و باید از آن توبه نماید، این نوع گناه و توبه مربوط به افرادى است كه از قسم اوّل از گناه معصومند.

گناهانى كه در قرآن و روایات به برخى از انبیاى گذشته مانند آدم، موسى، یونس... نسبت داده شده از این نوع گناهان است نه از نوع اوّل و هرگاه كسى التفات به غیر خدا پیدا كند و با اشتغال به امور دنیا از توجّه به خدا آنى غافل شود، این نیز براى اهل حقیقت نوعى گناه به شمار مى آید و بایستى از آن توبه كند و از خداى براى آن طلب آمرزش نماید.

پیامبر اسلام و پیشوایان دین ما كه در دعاها اقرار به گناهان خود كرده و از خدا آمرزش و بخشش خواسته اند، گناهان آنان از این نوع گناهان است، نه از نوع اوّل و دوم.»(2)

بد نیست براى تكمیل این پاسخ، موضوعى را كه دانشمند بزرگوار شیعه مرحوم «علىّ بن عیسى اربلى» در جلد سوّم كتاب نفیس «كشف الغمّة فى معرفة الائمّة» ضمن بیان تاریخ زندگانى حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) نوشته در این جا نقل نماییم:

«امام هفتم دعایى دارد كه آن را هنگام سجده شكر مى خوانده و در آن اقرار به انواع گناهان كرده و از خدا پوزش خواسته است.(3)

من هنگامى كه آن دعا را دیدم در فهم معناى آن زیاد فكر كردم و با خود گفتم: چگونه از كسى كه شیعه عقیده به «عصمت» او دارد، این گونه كلماتى كه اقرار به انواع گناهان است صادر مى شود؟!

آنها مستقیماً با مبدأ جهان هستى مربوطند و شعاع علم و دانش بى پایان او بر دل هاى آنها مى تابد، حقایق بسیارى بر آنها آشكار است كه از دیگران مخفى است، علم و ایمان و تقواى آنها در عالى ترین درجه قرار دارد، خلاصه آنها به اندازه اى به خدا نزدیكند كه یك لحظه سلب توجّه از خداوند براى آنها لغزش محسوب مى شود

هرچه فكر كردم، فكرم به جایى نرسید تا روزى فرصتى دست داد و با «رضىّ الدّین ابى الحسن علىّ بن موسى بن طاووس» در یك جا بودیم، این مشكل را از او پرسیدم، او فرمود: مۆیّد الدّین علقمى وزیر، همین سۆال را چندى پیش از من كرد و من در جواب او گفتم: این نوع دعاها براى تعلیم مردم بوده است؛من بعد از این پاسخ كمى كردم و با خود گفتم: آخر این دعا را حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) در سجده هاى نیمه شب خود مى خواند و در آن ساعت ها كسى كنارش نبوده تا منظور تعلیم آنها باشد؟!

مدّتى از این واقعه گذشت، روزى «مۆیّد الدین محمّد بن علقمى وزیر» همین سۆال را از من كرد و من همان پاسخ اوّل و ایرادى كه به آن داشتم را به او گفتم، آن گاه اضافه كردم كه «شاید معناى صحیح این دعا جز این نباشد كه حضرت آن را از باب تواضع و فروتنى نسبت به پروردگار عرضه داشته باشد.

ولى بیان این طاووس مشكل مرا حل نكرد و این عقده همچنان در دلم ماند تا معظّم له دار فانى را بدرود گفت. پس از گذشت روزگار درازى از توجّهات امام موسى بن جعفر(علیه السلام) مشكلم حل شد و پاسخ صحیح آن را یافتم كه اینك براى شما مى نویسم:«اوقات پیامبران و ائمّه(علیهم السلام) مشغول به ذكر خداست و دل هاى آنها بسته به جهان بالاست، آنها همیشه - همچنان كه معصوم فرموده است: خدا را آن چنان عبادت كن مثل این كه تو او را مى بینى كه اگر تو او را نبینى او تو را مى بیند، - مراقب این حقیقتند.

آنها همیشه متوجّه او و به تمام معناى رو به سوى او دارند كه هرگاه لحظه اى از این حالت غافل شوند و كارهاى مباحى از قبیل خوردن و آشامیدن آنها را از این حالت توجّه باز دارد، آنها همین مقدار غفلت را براى خود گناه و خطا مى دانند و از خدا طلب آمرزش مى نمایند.

و گفته پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) كه فرمود: «اِنَّهُ لَیَران عَلَى قَلْبِى وَ اِنِّى اَسْتَغْفُرِ بِالنَّهارِ سَبْعِینَ مَرَّةً»، و جمله معروف «حَسَناتُ الاَبْرَارِ سَیِّئاتُ الْمُقَرَّبینَ» و نظایر اینها اشاره به همین واقعیّت است كه ما توضیح دادیم».(4)

 

پی نوشت :

1. رهبران بزرگ، ص 232 - 238.

2. اوصاف الاشراف، ص 17.

3. براى اطّلاع از اصل دعا رجوع شود به كشف الغمّه، ص 43.

4. كشف الغمّه، ج 3، ص 42 - 44.

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع:

سایت آل البیت

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName