• تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1383/04/10
  • تاريخ :

 مادر شهید

حضرت زهرا علیهاالسلام
به کجا سپارم  این سر ، چو ز آشیان پریدی                                          به که گویم این غم خود ، که ز دلبرت بریدی

من و این بقیع غربت ، من و سیلی زمانه                                             من و کودکان بی صبر ، من و گریه شبانه

 

اسماء پارچه سپید را بر روی صورت مبارک  و نازنین فاطمه انداخت . و در همین حال ، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، وارد شدند ، و چون علت خواب بی موقع مادر را پرسیدند و جز ، هق هق بی امان اسماء ، جوابی نشنیدند، خود را بر دست و پای  مادر نهادند و گریستند. و چه گریستنی است، گریه بی دریغ دو نور چشم رسول و دو رعنا جوان بهشت، در جدائی مهربانترین مادر عالم، بانوی بانوان جهان، زهرای اطهر (علیهاالسلام) امام حسن ، روی نیلوفری مادر را بوسید و گفت: ای مادر شهید، با من سخن بگو . از چه رو این قدر خاموشی مگر نمی شنوی ، این همه التماس مرا.  بگذار مثل همیشه گوش سپارم به ترنم راز و نیاز آسمانیت . مادر با من سخن بگو ، قبل از آن که از فراق تو ، تاب ادامه حیات نیابم و به دیار باقی شتابم .

امام حسین، فرزند زیبای فاطمه ؛ لبان خود را بر پای مبارک مادر  نهاد و گفت : ای مادر ، منم حسین فرزند تو ، با من سخن بگو ،  قبل از آن که قلبم چاک بر آورد و دلم شکافته شود . مادر امروز از همیشه تشنه ترم. تشنه شنیدن صدای گرم تو تشنه نوازش دست های مهربانت . مادر منم حسین ، فرزند تو .

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName