• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3620
  • چهارشنبه 14/2/1384
  • تاريخ :

رئیس جمهور خوب من


برای اغلب مردم، توضیح این كه چه دولتی می خواهند بر آنها حكم براند، چندان آسان نیست. آنها فقط می دانند كه دولت مطلوبشان به جای آن كه فرمانروای ایشان باشد، باید به خدمتگزاری شان افتخار كند.

درباره رئیس جمهور خوب چطور؟ بهترین رئیس جمهور، چه مشخصاتی باید داشته باشد؟ سؤال سختی است ؛ از آن قبیل سؤال ها كه گویا چون زیادی آسان است، مشكل می نماید! با این همه اكثر مردم معتقدند كسی باید رئیس جمهور شود كه به دل آدم بنشیند. از این بیشترش را كمتر كسی می تواند به طور مفصل، توضیح دهد. چرا كه اساساً بسیاری از مردم نمی دانند از رئیس جمهورشان چه توقعاتی می توانند داشته باشند.

كدام كارها در عهده و اختیار اوست؟ چه گره هایی قاعدتاً به دست او باز می شود؟ چه بركتی از سرپنجه تدبیر و عمل او در سفره ایشان می تواند قرار گیرد؟ اصلاً رئیس جمهور در این مملكت، چه كاره است؟ او به چه كسانی دستور می دهد و چه مقاماتی حرف او را می خوانند؟ نسبت او با مجلس چیست؟ با قوه قضائیه چگونه است؟ با هیئت وزیران چطور؟ وقتی از مردم پرسش می شود كه به نظر شما مشخصات یك رئیس جمهور مطلوب چیست؟ اغلب یك نشانی بیشتر نمی دهند و آن این است: كسی باید انتخاب شود كه مشكلات موجود را برطرف كند. این پاسخ، كامل ترین جوابی است كه در آستانه هر انتخابات ریاست جمهوری می توان از مردم شنید.

 آنها آیا هرچه رئیس جمهور بگوید، اجرا می كنند؟ اگرنه، چرا؟

این پرسش ها و ده ها سؤال مشابه، چون پاسخ های نقد و روشن و به تبع نتیجه مشخصی برای عامه مردم ندارد، بیشتر مردم حوصله چندانی برای دانستن آنها به خرج نمی دهند، برای آنها دغدغه اصلی، گذران زندگی و معیشتی است كه برای تأمین روزمره آن باید بی وقفه دوید.

به خاطر همین، وقتی از مردم پرسش می شود كه به نظر شما مشخصات یك رئیس جمهور مطلوب چیست؟ اغلب یك نشانی بیشتر نمی دهند و آن این است: كسی باید انتخاب شود كه مشكلات موجود را برطرف كند. این پاسخ، كامل ترین جوابی است كه در آستانه هر انتخابات ریاست جمهوری می توان از مردم شنید. به عبارت دیگر، جواب بالا، در آستانه انتخابات خرداد 84 به همان اندازه معتبر و جدی است كه در آستانه انتخابات سال 76 و 80 بوده است و اگر باز هم به عقب بازگردیم، خواهیم دید كه در سال 72 و 68 نیز پاسخ هایی از همین دست را از مردم شنیده ایم. در یك كلام، مردم منتظر گره گشایی از كارهای بسته خویش هستند.

به گذشته ها بازگردیم. آن روز كه در پس جنگی ناجوانمردانه و با برقراری آتش بس میان ایرا ن و عراق، فرصت تازه ای پیش روی كشور و ملت قرار گرفت، انتظار برحق مردم این بود كه از رهگذر روزگار جدید گشایشی در معیشت تنگ و بسته آنان فراهم شود تا مگر نفس راحتی بكشند.

روزها و ماه ها سپری شد و سالیانی چند بر این نمط گذشت، اما با وجود كارهای خوب بسیار، مردم در حالی سر از سال 76 و هنگامه انتخابی دیگر برآوردند كه همچنان منتظر تحول و تغییری اساسی در تقدیر معیشت فرومانده خود بودند. در این سال، تورم 49 درصدی گریبان اقتصاد كشور را می فشرد، كمر نظام زیر بار بدهی چهل میلیارد دلاری خم شده بود و افزون بر آنها فاصله طبقاتی بالا گرفته ، مانور تجمل و رفاه جمع محدودی نوكیسه و صاحب ثروت های بادآورده، حسرت پولدار شدن یك شبه را بر دل بسیاری از مردم، نشانده بود. در چنین حال و هوایی، ایرانیان وارد انتخابات 76 شدند و به امید تحول اوضاع، رأی خود را به صندوق انداختند.

اكنون از آن تاریخ، 8 سال گذشته است. این كه مردم ردای ریاست جمهوری را بر قامت چه كسی می پسندند، معلوم نیست اما یك چیز روشن است و آن این كه در سال 84، ملت همان احساسی را دارد كه در سال 76 داشت. او باز می اندیشد كه باید اوضاع عوض شود. چیزی باید تغییر كند. كسی باید گره از انبوه مشكلات زندگی اش بگشاید. همان گره كه از دیرباز بسته مانده است و ملت یك بار در انتخاب سال 68 به امید گشودنش رأی خود را به صندوق انداخت، اما 4 سال بعد، گره را پیچیده تر یافت. لابد با خود گفت، به چهار سال دوم دوره سازندگی امید بیشتری می توان بست، بگذار همان كسانی را برگزینم كه تازه راه و چاه را آموخته اند، اكنون شاید نوبت ثمردهی شان رسیده باشد. اما 4 سال دیگر هم افاقه نكرد و او این بار به امید تحول و فردای بهتر به مرد دیگری دل بست و به هزار امید رأی خود را به صندوق انداخت. یك دوره گذشت، با هیاهوی بسیار، اما در پایان 4 ساله اول دوره اصلاحات نیز گره ها محكم تر شده بودند و كسب معیشت حلال، دشوارتر.

در آستانه دور دوم اصلاحات، گرچه وسوسه رجوع به مدلی دیگر و شخصی تازه با روشی نو در دل ملت، وارد شد، اما هم آنها كه خوش بین تر بودند گفتند، بگذار كار را به همان قبلی ها بسپاریم كه تازه تجربه كسب كرده اند و زمان بهره دهی شان فرا رسیده است و هم آنان كه با عینك بدبینی به قضایا می نگریستند، به طعنه گفتند، اینها به قدر كافی برده و خورده اند، دیگر اشتهایی برای چاپیدن ندارند؛ همان بهتر كه خودشان را دوباره برگزینیم! و چنان شد كه 4 سال دیگر، ملت باز مقدرات كشورش را به كسانی سپرد كه درباره شان گمانه هایی چنین و چنان- به صواب و ناصواب- روا می داشت.

حال از آن زمان انتخاب نخستین پس از روزگار جنگ، 16 سال سپری شده است؛ به قدر چهار دوره چهارساله و هر دوره با هزاران امید و آرزوی ناكام مانده. این بار، باز هم ملتی پای صندوق آمده است ؛ با امید بسیار و انتظاراتی بیشتر از بسیار! و صد البته تجربه هایی از چهار دوره ریاست جمهوری و مردان رئیس جمهور. مردم ایران در این چهار دوره، بسیاری از نیازموده ها را آزموده و گمانه های گوناگون خود را محك زده اند. اینك كارنامه خوش بینی ها و بدبینی ها را مرور می كنند و در آخر، به یك ارزیابی قطعی می رسند كه گویا : گره ها همچنان، بسته مانده است.

هنوز هم احتمالاً بسیاری از مردم نمی دانند رئیس جمهور مطلوبشان كیست. اما این را می دانند كه دیگر چه چیزهایی را نمی خواهند. بنابراین، مجبور نیستند برای مداوای درد امروز خود، عمل به نسخه هایی را تكرار كنند كه پیش از این آنها را تا آستانه بیهوشی و اغما پیش برده است!

حسین صفارهرندی

UserName