• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1382/09/27
  • تاريخ :

چه چیز موجب عذاب الهی شد؟



داستان حضرت شعیب علیه السلام در سوره اعراف، آیات 85 تا 93؛ سوره شعرا، آیات 186 تا 191، سوره عنکبوت، آیات 36 و 37 آمده است.

حضرت شعیب در مدین به رسالت رسید اهل مدین عرب بودند و در سرزمین معان، در اطراف شام می زیستند. این مردم دو گناه فاحش داشتند:1- منکر خدای یکتا بودند و به پرستش بیشه های سرسبز و خرم و درختان پرداخته بودند. 2- در معاملات خود با مردم، خیانت و غش می کردند . هر گاه جنسی را می فروختند  وزن و میزان آن را کم می دادند و هر گاه جنسی را می خریدند آن را کامل می گرفتند و در وزن جنس مورد معامله، به خریدار خسارت می زدند.

با اوج گرفتن شرک و فساد قوم، خدا حضرت شعیب را در میان این مردم به رسالت برگزید . شعیب مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت و آنان را به عدالت سفارش نمود.

اهل مدین به سرزنش و تمسخر شعیب پرداختند و از روی استهزاء گفتند: ای شعیب! آیا دینت فرمان می دهد که ما خدایان نیاکان خود را کنار گذاریم و به دستور تو به عبادت معبودی دیگر بپردازیم.

حضرت شعیب در مقابل مخالفتهای مردم، از خود ناراحتی و خشم بروز نداد، بلکه از راه ملاطفت و ملایمت وارد شد، و برای هدایت آنان تلاش نمود.


هشدار به شعیب علیه السلام

شعیب رسالت و دعوت خود را ابلاغ کرد ولی احساس کرد که قوم از دعوت وی روی گردانند و اصرار به مخالفت با او دارند. مردم می گفتند: حرفهای تو راهی به دلهای ما ندارد و به اندیشه ما نفوذ نمی کند. ای شعیب تو باید از سرزنش پسران قبایل و طوایف دست برداری، تو در نظر ما فردی ذلیل و ضعیف هستی. ما فقط به علت احترام به طایفه و قبیله ات از آزار تو خودداری می کنیم و گرنه سنگسارت می کردیم.

شعیب در مقابل این تهدید تسلیم نشد، بلکه با دعوت حق، به دفع عقیده باطل آنان پرداخت  و عزت و شوکت خود را از خدا خواست.

قوم وقتی متوجه این موضوع شدند که شعیب از اعتقادش دست بر نمی دارد، وحشت وجودشان را فرا گرفت و ترسیدند کار شعیب بالا گیرد و نیرومند گردد و دین او منتشر شود و طرفدارانش افزایش یابد، پس شعیب و پیروان او را به تبعید از مدین تهدید کردند.


عذاب مردم مدین

آنگاه که شعیب علیه السلام از هدایت قوم به سوی خدا مأیوس شد و دریافت که آنها به کفر خویش اصرار دارند، از خدا خواست تا کیفر کفر و انکار آنان را به عذابی عاجل برساند.

مردم مدین در نهایت شعیب را تکذیب نموده و او را شعبده باز و جادوگر معرفی کردند و گفتند: اگر او در ادعای خود صادق است، صاعقه ای از آسمان بر سر قوم نازل گرداند و عذاب را متوجهشان سازد.

خدای متعال دعای حضرت شعیب را به اجابت رساند و اهل مدین را به گرمای شدیدی مبتلا نمود، به حدی که تشنگی آنها با آب برطرف نمی شد و خنکی سایه، حرارت بدن آنان را کم نمی کرد. ناچار از ترس گرمای مدین هراسان و نگران فرار کردند، غافل از این که هر کجا بروند از عذاب الهی ایمن نمی مانند. مردم ناگهان در آسمان ابری دیدند و تصور کردند که سایه آن می تواند آنها را از گرمای آفتاب نجات دهد، به همین جهت در زیر سایه ابر گرد آمدند تا از آن بهره گیرند. پس آتش و شهاب ابر بر سر آنان باریدن گرفت و صدایی از آسمان به گوششان رسید و زمین در زیر پایشان لرزید و در این حال وحشت زده و بدون اینکه راه نجاتی داشته باشند، جملگی هلاک گشتند.

یکی از دلائل توصیه به مطالعه تاریخ، عبرت گرفتن از گذشتگان می باشد. این که دریابیم چه اموری باعث سعادت و یا شقاوت اقوام و ملل در گذشته شده و ما اعمالی که باعث عذاب آنان شده را تکرار ننماییم چرا که سنت الهی تغییرناپذیر است.

UserName