• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1385/06/15
  • تاريخ :

گلزار زندگى


دل را ز بیخودى سر از خود رمیدن است

جان را هواى از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست كه سر داده‏ام فغان

بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

دستم نمى‏رسد كه دل از سینه بر كنم

بارى علاج شوق، گریبان دریدن است

شامم سیه‏تر است ز گیسوى سركشت

خورشید من برآى كه وقت دمیدن است

سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى

مرغ نگه در آرزوى پر كشیدن است

بگرفته آب و رنگ ز فیض حضور تو

هر گل در این چمن كه سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمى‏كنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را كه لب به جام هوس گشت آشنا

روزى «امین» سزا لب حسرت گزیدن است‏

"آیة الله سیدعلى خامنه‏اى"

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName