• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1385/06/15
  • تاريخ :

نامه‌ای از ناحیه امام زمان (عج) به عثمان بن سعید

شیخ صدوق در «كمال الدین» مى‏نویسد: این توقیع به افتخار عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه صادر شده است. این توقیع را سعدبن عبدالله اشعرى روایت كرده است. شیخ ابوعبدالله جعفر - رضى الله عنه - مى‏گوید: من آن را به خط سعدبن عبدالله اشعرى - رضى الله عنه - دیده‏ام و توقیع این است كه:

«خداوند شما دو نفر را در راه بندگى خود موفق و بر دین مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودى اوست، نیكبخت گرداند. آنچه گفته بودید كه «میثمى» از «مختار» و گفتگویش با شخصى كه او را ملاقات كرده بود و استدلال كرده بود كه پدرم امام حسن عسكرى علیه السلام جانشینى غیر از جعفر بن على(جعفر كذاب) ندارد و او هم امامت او را تصدیق كرده است، به ما رسید؛ و از تمام مضمون مكتوبى كه از آنچه دوستان شما در خصوص او به شما خبر داده بودند، به وى نوشته‏اید، مطلع شدیم. من از نابینایى بعد از روشنى و از ضلالت بعد از هدایت و از عواقب سوء اعمال و فتنه‏هاى خطرناك به خدا پناه مى‏برم. خداوند عزوجل مى‏فرماید:

«الم. احسب الناس ان یتركوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون»؛ آیا مردم گمان كردند ما آنها را به مجرد این كه گفتند: ایمان آوردیم، رها مى‏كنیم، و دیگر امتحان نخواهند شد. (1)

چگونه است كه به فتنه افتاده در وادى سرگردانى گام مى‏سپارند؟ و به چپ و راست منحرف مى‏شوند؟ از دین خود دورى گزیده‏اند یا در دین خود دچار تردید شده‏اند؟ با حق در آویخته‏اند یا از روایات صحیح و درست بى‏خبرند؟ یا آگاهند و خود را به فراموشكارى مى‏زنند؟! مگر نمى‏دانند كه زمین هرگز خالى از حجت نخواهد بود؟ یا ظاهر و آشكار و یا غایب و پنهان! مگر نمى‏دانند كه امام‌هاى آنها، بعد از رسول اكرم صلی الله علیه و آله یكى پس از دیگرى به طور منظم آمده و رفته‏اند. تا نوبت به امام پیشین - یعنى، پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى علیه السلام - رسید، كه به فرمان خدا به این مقام منصوب شد و بر جاى پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوى حق و صراط مستقیم رهنمون گردید. او نیز قدم به قدم راه پدرانش را پیمود و سرانجام به جانشین خود عهد امامت را تسلیم نمود. خداوند جانشین او را از دیده‏ها پوشیده داشت و جایگاهش را پنهان ساخت؛ و این بر اساس مشیت خدا بود كه در قضا حتمى خدا گذشته و در تقدیر الهى قطعیت یافته بود. و اینك موقعیت او با ماست و دانش و فضیلت او در اختیار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و برطرف سازد. آنچه(غیبت) را كه مقرر نموده، حق را به نیكوترین شكل و روشن‌ترین قالب آن عرضه مى‏نماید و خود از پشت پرده ظاهر مى‏شود، و حجت خویش را اقامه مى‏كند، ولیكن تقدیر الهى شكست‏ناپذیر، و اراده او تردیدناپذیر است و از مشیت او نتوان پیشى گرفت. باید هواى نفس را به كنار گذاشته، بر اساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه كه از دیده‏هایشان پوشیده شد، جستجو نكنند، تا به گناه نیفتند، و از آنچه خداى پوشیده نگه داشته، پرده برندارند تا پشیمان نشوند.

آنها بدانند كه حق با ما، و در خاندان ما معصومین است؛ هیچ كس جز ما این را نمى‏داند، مگر این كه دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما كسى این ادعا را ندارد، مگر این كه گمراه و خیره‌سر باشد. بنابر این با این مختصر كه گفتیم به ما اكتفا كنند و دیگر توضیح بیشتر لازم نیست، و با این اشاره قناعت نمایند.»(2)


پى‌نوشت‌ها:

1- سوره عنكبوت، آیه 2.

2- كمال الدین، ج 2، ص 510، حدیث 42، باب توقیعات/ بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 19، ص 190.


منبع:

مهدى موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ، قدیم

(جلد 5 - 53 جدید)

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName