• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1385/06/15
  • تاريخ :

نامه به عثمان بن سعید عمری

از جمله توقیع شریفى كه به خط حضرت ولى عصر(عج) به دست عثمان بن سعید عمرى از ناحیه مقدّسه صادر شده است، نامه‏اى است كه داراى مضامین عالى در زمینه غیبت و زایل كننده هر نوع شك و شبهه مى‏باشد و ما را به پیمودن صراط مستقیم و عدم تمایل به چپ و راست رهنمون مى‏شود.

علامه مجلسى از كتاب «احتجاج» از شیخ موثوق ابوعمر عامرى - رحمة الله علیه - روایت مى‏كند كه: «ابن ابى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان درباره فرزند امام حسن عسکری علیه السلام گفتگو نمودند. ابن ابى غانم عقیده داشت كه حضرت عسكرى علیه السلام رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه‏اى در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وكلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند كه ما بر سر این موضوع كشمكش نموده‏ایم.

جواب نامه آنها، به خط آن حضرت (صلوات الله علیه) به این مضمون صادر شد:

«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و شما را از فتنه‏ها حفظ نماید، به ما و شما روح یقین عنایت فرماید، ما و شما را از سوء خاتمه و بدى بازگشت محافظت نماید.

به ما رسیده است كه جماعتى در دین خود دچار تردید شده‏اند و در مورد صاحبان امر خود به شك و تردید افتاده‏اند، این خبر ما را به غصه و اندوه واداشته است. این غم و اندوه‏ها، به جهت شماست نه براى خود ما، و تأسف و تأثر ما صرفاً به خاطر شماست نه ما؛ زیرا خداوند با ماست، دیگر نیازى به غیر او نداریم. حق با ماست، و هر كس از ما دورى گزیند ما را به وحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خداییم و مردم به طفیل وجود ما، موجود گشته‏اند. شما را چه شده كه در وادى ضلالت حیران و سرگردان شده‏اید؟ مگر نشنیده‏اید كه خداى تبارك و تعالى مى‏فرماید:

«یا ایهاالذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولى الامر منكم»(1)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از خداوند اطاعت كنید و از پیامبر و «اولى الامر» كه از شما است، اطاعت كنید.

مگر از اخبار و احادیثى كه در رابطه با امامان گذشته و باز مانده از آنها به شما رسیده است، آگاهى ندارید؟ مگر نمى‏دانید كه چه سرنوشتى براى امامان، تعیین شده و قبلاً به شما نرسیده است؟ مگر نمى‏بینید كه خداوند چه مشعل‌هایى براى هدایت شما برافروخته؟ و چه پناهگاه‌هایى براى شما تأمین ساخته است؟ كه از روزگار آدم ابوالبشر تا به عهد امام پیشین - پدرم امام حسن عسكرى - هرگاه علمى (2) ناپدید شده، علمى ظاهر شده است؛ و هرگاه ستاره‏اى غروب كرده، ستاره‏اى طلوع نموده است .

پس هنگامى كه پدرم درگذشت، خیال كردید كه خداوند دین خود را باطل خواهد ساخت؟! و رابطه خود را با بندگانش قطع خواهد كرد؟! نه! هرگز چنین چیزى نیست و تا روز رستاخیز چنین چیزى اتفاق نخواهد افتاد، تا على رغم اكراه شما، امر خدا ظاهر گردد.

پدرم بر شیوه پدران بزرگوارش گام برداشت و سرانجام سعادتمند از این جهان دیده برتافت، اما دانش او پیش ماست، و وصیت او بر ماست. اخلاق او و جانشینى با ماست. هرگز كسى در این منصب با ما به نزاع بر نمى‏خیزد، جز این كه ستمگر و تبهكار باشد! و جز ما كسى چنین ادعایى نمى‏كند، مگر این كه كافر و ملحد باشد.

اگر مشیت خدا نبود - كه امر او هرگز مغلوب نمى‏شود و راز او هرگز بر ملا نمى‏گردد - حق ما را آشكار مى‏ساخت و دل‌هاى شما را روشنى مى‏داد و هرگونه شك و تردید را از دل شما مى‏زدود. ولیكن آنچه او بخواهد همان خواهد شد و براى هر اجلى، كتاب هست.(هر چیزى در لوح محفوظ مرقوم است).

پس، از خدا بترسید و تسلیم ما شوید، كارها را به ما واگذار كنید و به ما باز گردانید، تا آنچنان كه به ما دستور است به شما دستور صادر كنیم. آنچه از شما پوشیده شده، در صدد كشف آن برنیایید. از راه راست منحرف نشوید و به راه چپ نگرایید، اعتدال خود را در محبت ما بر اساس سنت روشن پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دهید كه من شما را خیر خواهى نمودم، خداى بر من و شما گواه است .

اگر علاقه ما به ارشاد و اصلاح و محبت به شما نبود، از شما روى برتافته، به وظیفه خود كه نبرد با ستمگر سركش گمراه است، مى‏پرداختیم.

ستمگر طغیانگرى كه با خداى خود به ستیز برخاسته ادعاهاى ناروا نموده، حق امام واجب الاطاعة خود را انكار كرده، حق مرا به ستم غصب نموده‏اند، در صورتى كه در من، شباهتى از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و پیروى نیكو از آن الگوى الهى است. كه نادان به دنبال جهالت خود سقوط نموده، كافران به زودى خواهند فهمید كه جهان جاویدان از آن كیست؟ خداوند ما و شما را به رحمت خود از خطرها، بلاها، بدی‌ها و ناملایمات حفظ كند، كه او ولى رحمت است و بر آنچه كه بخواهد توانا است. و او ولى و حافظ ما و شما است و سلام، رحمت و بركات خدا بر همه اوصیاء و مؤمنان باد.» (3)


پی‌نوشت‌ها:

1- سوره نساء، آیه 53.

2- علم: پرچم.

3- بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 9، ص 178/ الغیبه، ص 285، ج 245/ الاحتجاج، ج 2، ص 7 - 466، (این حدیث با استفاده از «روزگار رهایى» ترجمه شده است).

منبع:

مهدى موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ، قدیم

(6 جلد 5 - 53 جدید) صص/283 - 287.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName