• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1382/02/25
  • تاريخ :

عوامل موثر در شكل گیری ازدواج

(قسمت اول)

عوامل موثر در شكل گیری ازدواج (قسمت اول)

عوامل اخلاقی و روانی

بسیاری از كسانی كه ازدواجشان ناموفق بوده ، علت جدایی خود را عدم توافق اخلاقی ذكر كرده اند. هر چند ممكن است این دلیل، سرپوشی برای سایرعوامل باشد ، ولی واقعیت این است كه نداشتن توافق اخلاقی شدیدترین ضربه را  به پیكر خانواده می زند . عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج به دو دسته تقسیم می شوند :

الف) عوامل توفیق و حفظ زناشویی

1-حوصله و بردباری

: كسانی كه در قبال مسائل خانوادگی واختلافات ِبین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی دهند و با  بروز هر اختلاف كوچكی ، عكس العمل شدیدی نشان می دهند، زندگی زناشویی را به سوی ناسازگاری  و اختلاف شدیدتر می رانند .

2-صداقت :

صداقت اساس زندگی خانوادگی است . چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان كنند یا دروغ بگویند ، اعتماد و اطمینان آنان از یكدیگر سلب می شود ودرادامه زندگی با مشكل مواجه می گردند .

3-خلوص :

منظور از خلوص، سادگی ، پاكی و بی آلایشی رفتار است . اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حكمفرما باشد ، زندگی صفا و صمیمت خود را از دست خواهد داد .

4-مهربانی :

زن و شوهر باید یكدیگر را دوست داشته، نسبت به هم مهربان و در غم و رنج یكدیگر شریك و یاریگر هم باشند .

5-از خود گذشتگی:

زن و شوهر باید در مقابل یكدیگر گذشت داشته باشند و وضعیراپیش نیاورند كه با لجاجت ، زندگی را به  كام خود تلخ كنند.

6-صمیمیت:

صمیمت حالتی است كه در آن، بین  زن و شوهر دورنگی نباشد و آنچه از هم  در دل دارند بگویند و غمخوار یكدیگر باشند  و در این زمینه از صمیم قلب عمل كنند . صمیمت آیینه ای است كه آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعكس می شود . صمیمیت با ملایمت همراه است و حتیاگراعتراض با صمیمیت و احترامهمراهباشد ، مشكلی ایجاد نخواهد كرد زیرا آنها با یكدیگر منافاتی ندارند .

7-اعتماد و اطمینان

:عدم وجود اعتماد در زندگی از مهمترین دلایل بروز نابسامانی است . بنابراین رفتارها و حركاتی كه ممكن است از طرفین سلب اعتماد كند ، باید كنترل شود تا زوجین از جمیع جهات نسبت به یكدیگر تفاهم كامل داشته باشند .

8-نظم و انضباط:

عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه از موارد اختلاف انگیز است . زن یا شوهری كه نظافت و بهداشت خانه را رعایت نكند ، مورد اعتراض قرار می گیرد . اگر هر دو بی نظم باشند ، زمینه اعتراض كمتر به وجود می آید.

9-همكاری:

همكاری دارای دو جنبه فكری و عملی است . اموری مانند شستن ظروف و البسه ، خرید لوازم مورد نیاز ، جارو كردن و امثال آن ، به عنوان جنبه عملی همكاری مطرح اند و همفكری برای رفع مشكلات و گرفتاریهای مالی ، بررسی ِ امور مربوط به فرزندان ، طراحی برنامه های كوتاه یا بلند مدت برای زندگی و مشابه آن ، مربوط به جنبه فكری همكاری  می باشند . زن و شوهر باید در هر دو زمینه با هم همكاری نمایند.

10-سازگاری :

وضعیت خانواده ممكن است در شرایط مختلف از نظر روحی و روانی  و رفاه  و آسایش  دگرگونی هایی داشته باشد . در تلاطم زندگی ، چنانچه زوجین قدرت سازگاری داشته باشند و بتوانند خود را با شرایط تطبیق دهند ، بقای خانواده تضمین می شود .

11-تعهد:

زن و مردی كه عقد ازدواج بسته اند ، باید به تعهدات خود پایبند بوده و همواره در نظر داشته باشند كه سرپیچی از تعهدات زندگی زناشویی ، عواقب بدیرابه دنبالخواهد داشت.

12-سخاوت:

خسیس بودن هر یك از زوجین ادامه زندگی را مشكل می كند . مرد باید در اقتصاد خانواده ، میانه روی را اختیار كند و همسر خود را نیز در هزینه های زندگی به اعتدال توصیه نماید و در این زمینه با هم هماهنگ شوند . دادن هدیه به یكدیگر به مناسبت های مختلف ، محبت و گرمی خانواده را افزایش می دهد و موجب استحكام پایه های زندگی زناشویی می گردد .

13- وفاداری نسبت به هم:

آنچه زن و شوهر باید تا آخر عمر آن را مـَد نظر داشته باشند ، رعایت حقوق همسر است . همسران متعهد تا پایان عمر از وظایفی كه نسبت به همسر خود پذیرفته اند ، شانه خالی نمی كنند .

14- احساس مسئولیت :

هریك از زوجین باید نسبت به وظایفی كه در رابطه با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئولیت كنند .

15- انعطاف پذیری :

با انعطاف پذیری ، زن و مرد می توانند در جهات و ابعاد مختلف ، مشكلات را كاهش دهند و از دامن زدن به اختلاف ها جلوگیری نمایند .

ب) وجوهی از اختلاف های زناشویی :

1 - اختلاف در خواسته ها:

زندگی زن و شوهری كه خواسته های غیر واقعی و متفاوت از یكدیگردارند ، رو به نابسامانی می رود . از این رو ، زوجین باید خواسته های خود را هماهنگ نمایند .

2 - اختلاف در سلیقه ها و علاقه ها:

وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد ، طبیعی است و چنانچه در زندگی زناشویی ، این اختلاف موجب هماهنگی بین زن و شوهر شود ، زندگی آرامی به وجود می آید .

3-اختلاف در دیدگاه ها و آرزوها :

انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، چنانچه زن و شوهری با دیدگاه های مختلف و آرزوهای متفاوت كه احتمال حصول به آنها كم باشد ، نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد كنند ، زندگی شاد و موفقی نخواهند داشت .

4-  اختلاف در خـُلق و خو:

بعضی از افراد بسیار خشن، متكبر، خودخواه  و از خود راضی اند و برخی روحیه ای گرم دارند، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست هستند. بنابراین توافق اخلاقی،در صدر عوامل وشرایطِانتخاب همسر قرار دارد .

5- اختلاف در میزان هوش:

اختلاف فاحش ِ سطح هوشِهمسران نسبت به یكدیگر ممكن است در زندگی مشكلاتی ایجاد نماید .

6-  اختلاف در ابعاد معنوی:

مرد و زنی كه از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی متفاوت هستند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت . بنابراین در امر ازدواج ، باید بُعد اعتقادی بهویژه جنبه های معنوی آن مورد توجه خاص قرار گیرد و از طـُرق مختلف اطمینان به پایبندی طرف مقابل احراز شود .

عوامل اقتصادی

عوامل اقتصادی می توانند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشند و مهمترین آنها عبارتند از :

الف ) مسكن :

هر خانواده ای به یك واحد مسكونی مستقل نیاز دارد. قبل از ازدواجنیزبایداینمسئله حل شود . آنچه مهم است ، استقلال در مسكن است ولو اجاره آپارتمانی 50 یا 60 متری یا كوچكتر، زوجین باید سعی كنند حتی الامكان جدا از پدر و مادر زندگی نمایند . بعضی از زوجین اصرار دارند كه با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یك خانه زندگی كنند و برخی حتی،آن را جزء شرایط ازدواج قرار می دهند . در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود كه در نهایت ، چنین برنامه ای به ناراحتی و اختلاف منجر نشود .

ب) وسایل زندگی :

برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای با خود به خانه بخت می برد . چنانچه شوهر مقدار جهیزیه را دستاویزی برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری ایجاد خواهد شد . درست است كه اقتصاد،نقش بسیاری در زندگی دارد ، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد .

بعضی خانواده ها با وسایل عادی مانند یخچال ، تلویزیون ، فرش معمولی و سایر وسایل مورد نیاز ، زندگی را می گذرانند . ولی برخی دیگر،زندگی لوكس و مرفهی دارند و همیشه از آخرین مدلِ لباس ، اتومبیل، مبلمان ، فرشهای گرانبها، وسایل خارجی  و تجهیزات تفریحی و  ورزشی استفاده می نمایند . دختر و پسر جوانی كه در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند ، به ندرت می توانند با هم سازش كنند . پسر جوانی كه درآمد كافی برای تهیه وسایل لوكس برای دختری از خانواده ای مرفه را ندارد ، دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد . بنابراین قبل از ازدواج ، در انتخاب همسر بایدبهشرایط زندگی طرف مقابل توجهشود .

ج) هزینه های رفاهی و معیشتی :

در جامعه ما معمولاً تأمین هزینه زندگی به عهده شوهر است . بعضی از دختران ملاك ازدواج را میزان درآمد پسر قرار می دهند تا بتوانند هزینه های زندگی را در سطح عالی تأمین نماید . گاه توقع زیاد موجب می شود كه پسر با وجود داشتن شرایط مناسباز  ازدواج منصرف شود . بنابراین دختر و پسر قبل از ازدواج باید شرایط شغلی، درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند .

نقش عوامل اجتماعی

پسری كه در یك خانواده اشرافی بزرگ شده ممكن است با دختری از یكطبقه متوسط یا پائین به خاطر زیبایی و یا همكلاسی بودن ازدواج نماید . شاید این موضوع در ابتدا مشكلی فراهم نیاورد ، ولی به تدریج عدم معاشرت پدر و مادر و خانواده شوهر با خانواده زن ،  به سبب این كه به حیثیت اجتماعی آنها لطمه می خورد ، منجر به ناسازگاری و اختلاف می گردد و اگر به طلاق منجر نشود ، زندگی موفقی هم نخواهدبود . این حالت در مورد دختر نیز می تواند ایجاد گردد .

چنانچه جوانی با خصوصیات برجسته ، ولی از طبقه اجتماعی متوسط یا پائین بخواهد با جوانی از طبقه اجتماعی بالاتر ازدواج كند ، باید او و خانواده اش را با ویژگی های خود آشنا نماید و با تشكیل جلساتی جهت شناخت بیشتر ، آنان را با اقوام و خویشاوندان خود مواجهسازد . در این حالت احتمال ناسازگاری كمتر،  خواهد بود .

چنانچه فرد امكان پیشرفت و تحرك اجتماعی به پایگاه اجتماعی بالاتر را دارد باید با فردی كه همان شرایط را دارااست ، ازدواج نماید . به طور كلی در این مبحث می توان گفت كه هر چه طبقه اجتماعی دختر و پسر به همنزدیكتر باشد ، موفقیت در ازدواج بیشتر است .

تهیه و تنظیم برای سایت تبیان: زهره پری نوش

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName