• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1382/12/26
  • تاريخ :

آیا می دانید که بهار...



بهار چیست؟ آیا فصل است؟ نوعى تحول است؟ نام است ‏یا توصیف؟

بهار را در كجا مى‏توان یافت؟ و قلمرو آن تا كدامین سرزمین‏است؟

بهار آواى آسمانى طراوت است كه به دل شور شكفتن و به دیده‏ شوق باریدن، مى‏بخشد.

جان را سرسبز مى‏كند و لب را شكوفه باران.

بهار روح مسیحایى زندگى است و آب زلال حیات و شراب ناب بهشتى‏ كه آدمى را زنده و سرمست مى‏سازد.

بهار به وسعت دلهاى مهربان، به زلالى رودهاى خروشان و شادابى ‏شكوفه‏هاى خندان است.

بهار، در واژه واژه قرآن است، در طراوت نسیم تلاوت و در شورانگیزترین لحظه‏هاى ناب استجابت است.

بهار را مى‏شود در دیده‏هاى بارانى مولا على(ع) و در هدیه تبسم ‏زهرا(س)، یافت.

صداى بهار از نغمه «الهى رضا برضاك‏» حسین(ع) به گوش مى‏رسد.

اهل ‏بیت پیامبر(ص)، بهارند؛ با همه طراوت و رحمت و زیبایى.

مى‏شود بهار را در یك صبح جمعه با آواى ندبه، به انتظار نشست.

بهار در دیدگان منتظر رزمنده‏اى بود كه به شوق شهادت و به عشق ‏رسیدن، از خاك تا خدا پرید.

بهار را مى‏توان در مناجات سحرگاهى آن جانباز، یافت كه نیمى‏ از وجودش تا خدا، پرواز كرده و نیمى دیگر پاسدارى ما را از خون ‏بهار آفرینان به نظاره نشسته است.

بهار واقعى نشاط  معنوى و غیرت دینى به همراه دارد و اهل بهاراهل دل‏اند و هر روز اهل دل «نوروز» است.

اهل دل هر سحرگاه بهارى، همان بهارى كه هر نیمه شب مى‏آید، هنگام تحویل سال هفت ‏سین مى‏گسترند و آن را به: «سجده‏»، «سلام‏»، «سلامت‏»، «سعى‏»، «سداد»، «سرور»، «سربلندى‏» مى‏آرایند.

بهارى باشیم و از بهار بیاموزیم .

... آیا تا به حال به دور و بر خودتان نگاه كرده‏اید یا نه؟

اصلا ساده ‏تر بگویم به كوه، دشت، گیاهان، جانوران و... هزاران و دهها هزاران و میلیونها و ... طبیعت دیگر...

اصلا به همین 4 فصل سال(بهار، تابستان، پاییز و زمستان) هركدام‏ به ترتیبى خاص پشت ‏سریكدیگر قرار گرفته‏اند و منتظرند تا به‏ وظایفى كه خداوند بزرگ براى آنها تعیین كرده عمل كنند.

اما... همه اینها براى ما انسانها كه داراى عقل و شعور هستیم ‏باید كلاس درس باشد كه قبل از این كه به ما بفهمانند، بفهمیم.

خداوند از طریق چهار فصل سال درسهاى فراوانى را به ما یاد مى‏دهد از جمله: تحول و دگرگونى، نظم و ترتیب خلقت، حس‏ مسوولیت ‏پذیرى، سود دهى و... . بله، خدا بهار را رهبر فصلها قرار داده و با آمدن آن همه جاى باغ را طراوت و شادابى فرا مى‏گیرد. زمین زنده مى‏شود. گیاهان رشد مى‏كنند. غنچه‏ها شكوفا مى‏شوند و شكوفه‏هاى سفید و صورتى یا جوانه‏هاى سبز مى‏دهند. بالاخره طبیعت جان مى‏گیرد و سرسبز مى‏شود.اما ما انسانها چه؟

...این هجوم سبزینگى انسان را مبهوت مى‏كند به طورى كه این ‏لحظه‏هاى شاد و حس ترنم را در این فصل با تمام وجود دریافت ‏مى‏كنیم... .

از كلاس بهار درس تحول و خودسازى هم مى‏گیریم؛ همان‏ طورى كه‏ درختان بى‏جان، جان مى‏گیرند و گیاهان مرده، زنده مى‏شوند، انسان ‏هم اگر در خود دگرگونى ایجاد كرد، اعمال و افعال بد خود را اصلاح ‏كرد و از «سیئات‏» به «حسنات‏» روى آورد، سبز و بهارى مى‏شود.

حتى با روحى آرام و قلبى مطمئن و ضمیرى بیدار چهار فصل عمر خود را با آرامش زندگى كرده و با سكینه خاطر به خواب ابدى فرو مى‏رود. درس دیگرى كه از این كلاس مى‏گیریم نظم و ترتیب خاصى است ‏كه براین نظام آفرینش حكمفرماست؛ مثل: گردش شب و روز، گردش ‏زمین به دور خورشید و... اصلا همین چهار فصل، بله، ابتدا فصل ‏بهار كه فصل طراوت و زندگى است را پیش رو داریم، بعد فصل‏ تابستان فرا مى‏رسد. هر چه در بهارعمر بكارى، در تابستان ‏برداشت مى‏كنى، كم كم پاییز فرا مى‏رسد و فصل خزان.

با آمدن پاییز چهره طبیعت از سپیدى و سبزى بیرون آمده و لباس ‏زرد بر تن مى‏كند و بعد از آن با صداى خش خش و ریزش برگهاى ‏خشكیده و افول آن برروى زمین فصل ‏زمستان را به چشم مى‏بینیم آن ‏وقت است كه مرگ طبیعت فرا مى‏رسد. نه مرگ ‏بلكه تحول و تكامل، همین چهار فصل زنجیره‏اى از تولد تا برزخ ‏طبیعت را به ما نشان مى‏دهد یعنى در و دیوار عالم، براى ما كلاس ‏درس است. فصلها هم مثل ما آدمها متولد مى‏شوند و مثل ما انسانها مى‏میرند. با آمدن بهار مى‏آیند و زنده مى‏شوند و با آمدن ‏زمستان مى‏روند و مى‏میرند. آن وقت است كه برزخ آنها فرا مى‏رسد.

اگر كمى در عالم طبیعت و در دنیا تفكر كنیم چه درسهایى كه ‏نمى‏گیریم. همین طور كه از تفكر در این چهار فصل به مرگ و زندگى ‏و حیات جاوید، گذرعمر، ایمان و یقین و علم به قدرت لایزال خدا و خیلى چیزهاى دیگر... پى ‏بردیم شما هم مى‏توانید فكر كنید تا به ‏تمام آن چیزهایى كه ما به آن پى بردیم پى ‏ببرید. براى همین است‏ كه مى‏فرمایند:

« یك ساعت تفكر برترازهزار سال عبادت‏ است.»

UserName