• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1391/02/12
  • تاريخ :

کسانی که قلبشان وارونه است!


وارونگی قلب عارضه ایست خطرناک  که در عصر حاضر بسیاری از مردم  بدان مبتلا شده اند و متأسفانه به فکر درمان هم نیستند، چون اصلا خبر ندارند علائمش چیست و چه راهکارهایی برای درمانش هست، در غفلت می مانند تا بیماری که در حد مرگ رساندشان به فکر درمان می افتند که البته فایده ای ندارد .

حتما تعجب می کنید که این چطور بیماری ای است، الان شرح می دهیم این بیماری اینگونه است که وقتی شروع شد شخص نسبت به خیلی چیزها حساسیتش را از دست می دهد ،آتش به او نزدیک می شود  و اصلا حس نمی کند. نه سوزندگی آتش را و نه سقوط های هولناک را .

از نظر روانی هم اینها مشکل دارند خود را به هزار زحمت می اندازند و خودکشی ها می کنند تا دیگران لذت ببرند و برایشان مهم نیست بر سر خود و عزیزان ،زنان و فرزندانشان چه می آید،قلبی که اینگونه تهی است حتما وارونه است.باید دید چه چیزی این قلب را از وارونگی نجات می دهد ،و چرا به چنین قلب های وارونه گفته شده است .معیار این سنجش در روایات یکی از فضایل اخلاقی است به نام "غیرت".

غیرت

در روایات اسلامى اهمیت بسیار زیادى به مسأله غیرت به عنوان یک فضیلت داده شده و حتى از خداوند به عنوان غیور (کسى که بسیار غیرت دارد) یاد شده است . 

 از جمله:

1ـ امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «اِنَّ اللّهَ غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَ غَیُور وَ لِغیرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛ خداوند غیور است و هر غیورى را دوست دارد و به خاطر غیرتش تمام کارهاى زشت را اعم از آشکار و پنهان تحریم فرموده است».(1)

2ـ در حدیث دیگرى از همان بزرگوار مى خوانیم: «اِذا لَمْ یَغُرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْکُوسُ الْقَلْبِ؛ اگر انسانى غیرت نداشته باشد قلب و فکرش وارونه است».(2)

به گفته علاّمه مجلسى منظور از قلب وارونه در اینجا این است که همانند ظرف وارونه است که چیزى در آن جاى نمى گیرد، قلب افراد فاقد غیرت نیز تهى از صفات و اخلاق برجسته انسانى است.(3)

این تعبیر نشان مى دهد که صفت غیرت رابطه نزدیکى با سایر اوصاف برجسته انسانى دارد.

3ـ در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «کانَ اِبْراهیمُ اَبى غَیُوراً وَ اَنَا اَغْیَرُ مِنْهُ وَ اَرْغَمَ اللّهُ اَنْفَ مَن لایُغارُ مِنَ الْمُؤمِنینَ؛ پدرم ابراهیم مرد غیورى بود و من از او غیورترم. خداوند بینى مؤمنانى را که غیرت ندارند به خاک بمالد».(4)

4ـ در حدیث دیگرى از همان بزرگوار آمده است که فرمود: «اِنّى لَغَیُورٌ وَاللّهُ عَزَّ وَجَلَّ اَغْیّرُ مِنّى وَ اِنَّ اللّه تَعالى یُحِّبُ مِنْ عِبادَهَ الْغَیُورَ ؛ من غیورم و خداوند از من غیورتر است، و خداوند بندگان غیورش را دوست دارد».(5)

5ـ در حدیث دیگرى از همان بزرگوار آمده است که فرمود: «اِنَّ الْغیرَةَ مِنَ الاْیمانِ ؛ غیرت از ایمان است». (چرا که ایمان انسان را دعوت به حفظ دین و آیین و کشور و ناموس خود مى کند، و آن کس که از اینها دفاع نکند و غیرت نداشته باشد با ایمان نیست).(6)

6ـ در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است: «قَدْرُ الرَجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ... وَ شَجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ اَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غَیرَتِهِ ؛ ارزش انسان به اندازه همت او است، و شجاعت او به اندازه عزّت نفس و بى اعتنائیش (نسبت به ارزشهاى مادى) است، و عفت او به اندازه غیرت او است».(7)

از غیرت در غیر موردش بپرهیز چرا که این گونه غیرت ها (ى افراطى انحرافى و آمیخته با وسواس) سبب مى شود که افراد صحیح و درستکار از آنان، گرفتار آلودگى و بیمارى شوند و افراد بى گناه در معرض تهمت قرار گیرند

7ـ در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: گروهى از اسیران را خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آوردند (چون اسیران خطرناکى بودند) حضرت دستور قتل آنها را داد، جز یکى از آنها را که آزاد فرمود، او از پیامبر(صلى الله علیه وآله) سؤال کرد، چرا مرا آزاد فرمودى، فرمود جبرئیل به من خبر داد که در تو پنج خصلت است که خدا و پیامبرش تو را دوست دارند«اَلْغیرَةُ الشَّدیدَةُ عَلى حَرَمِکِ وَالسَّخاءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ صِدْقُ الِلسانِ وَ الشَّجاعَةِ ؛ غیرت شدید نسبت به خانواده، و سخاوت و حسن خلق و راستگویى و شجاعت، هنگامى که آن مرد آن سخن را شنید، اسلام آورد و جزء مسلمانان برجسته شد، و در یکى از غزوات که با پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود به درجه شهادت نائل گشت».(8)

8ـ در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است که ضمن نکوهش از بعضى مردم عراق که زنانشان در بیرون منزل به صورت زننده اى با مردان اختلاط داشتند فرمود: «لَعَنَ اللّهُ مَنْ لایُغارُ ؛  خدا لعنت کند کسى را که غیرت ندارد».(9)

همان گونه که در بالا آوردیم غیرت صفتى است که انسان را وادار به دفاع شدید از دین و آیین و ناموس و کشور خود مى کند، و اصولا هرگونه دفاع شدید از ارزش ها نوعى غیرتمندى است. گرچه این واژه غالباً درباره غیرت ناموسى به کار مى رود ولى مفهوم آن وسیع و گسترده است.

البته این صفت مانند صفات برجسته دیگر اگر به راه افراط کشیده شود مبدل به ضد مى شود، و خلق نکوهیده اى است، و آن در صورتى است که به شکل دفاع غیر منطقى و آمیخته با وسواس درآید.

غیرت صفتى است که انسان را وادار به دفاع شدید از دین و آیین و ناموس و کشور خود مى کند، و اصولا هرگونه دفاع شدید از ارزش ها نوعى غیرتمندى است. گرچه این واژه غالباً درباره غیرت ناموسى به کار مى رود ولى مفهوم آن وسیع و گسترده است

در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «مِنَ الْغیرَةِ ما یُحبُ اللّهَ وَ مِنْها ما یَکْرَهُ اللّهُ فَاَماما یُحِبُّ فَالْغیَرةُ فِى الرَیْبَةِ وَ اَماما یَکْرَهُ فَالغیرَةُ فى غَیْرِ الرَّیْبَةِ ؛  نوعى از غیرت است که خداوند آن را دوست دارد، و نوعى خدا آن را دوست ندارد، اما غیرتى که خدا آن را دوست دارد، غیرتى است که در موارد مشکوک (که قرائنى بر آلودگى ها وجود دارد) مى باشد، و اما آنچه را خدا نمى پسندد، غیرتى است که در غیر این موارد باشد (یعنى انسان مثلاً همسر خود را با ظن و گمان بى اساس متهم سازد، و نسبت به پاکدامنى او گرفتار وسواس گردد که این صفت بسیار زشت و خطرناک و سبب تشویق افراد پاکدامن به فساد مى شود.)»(10)

در حدیث دیگرى از امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى خوانیم در یکى از نامه ها به فرزند گرامیش امام مجتبى(علیه السلام) فرمود: «وَ اِیّاکَ وَ التَّغایُرَ فِى غَیْرَ مَوْضِعِ غَیْرَة فَاِنَّ ذلکَ یَدْعُوا الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِیَّةَ اِلَى الرَّیْبِ؛ از غیرت در غیر موردش بپرهیز چرا که این گونه غیرت ها (ى افراطى انحرافى و آمیخته با وسواس) سبب مى شود که افراد صحیح و درستکار از آنان، گرفتار آلودگى و بیمارى شوند و افراد بى گناه در معرض تهمت قرار گیرند.»(11)

حقیقت این است که افراط در همه چیز مذموم است به خصوص در امثال غیرت چرا که افراط در آن، سبب مى شود که انسان نسبت به نزدیک ترین محارم خود سوء ظن پیدا کند، و آنها را با کنجکاوى هاى بى مورد و حرکات مشکوک و سخنان بى اساس مورد اتهام قرار دهد، و اى بسا همین امر سبب شود که آنها را در دامن فساد بیندازد و به هر حال این گونه غیرت ها و سوء ظن ها در شرع اسلام حرام است و باید جداً از آن پرهیز کرد. از اخبار مربوط به جاهلیت چنین بر مى آید که یکى از علل کشتن دختران و زنده به گور کردن نوزادان دختر یا عامل اصلى آن نوعى غیرت انحرافى و بى منطق بود که مى گفتند ممکن است این ها بزرگ شوند و در جنگ هاى قبیلگى اسیر چنگال دشمنان گردند، و نوامیس ما به دست جوانان دشمن بیفتد، چه بهتر که ما آنها را نابود کنیم، و نوامیس خود را حفظ نماییم.

 

پی نوشت:

1. فروع کافى، جلد 5، صفحه 535، باب الغیره، حدیث 1.

2. همان، صفحه 536، حدیث 2.

3. مرآت العقول، ذیل حدیث مورد بحث.

4. بحارالانوار، جلد 100، صفحه 248، حدیث 33.

5. کنزالعمال، حدیث 7076،(جلد 3، صفحه 387).

6. همان، صفحه 385، حدیث 7065.

7.نهج البلاغه، کلمات قصار، حدیث 47.

8. وسائل الشیعه، جلد 14، صفحه 109 (باب 77 حدیث 10).

9. بحارالانوار، جلد 76، صفحه 115، حدیث 7.

10. کنز العمّال، جلد 3، صفحه 385، حدیث 7067.

11. نهج البلاغة، نامه 31.

منبع : کتاب اخلاق در قرآن ج3 ، آیت الله مکارم شیرازی

فراوری: محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName