• تعداد بازديد :
  • شنبه 1391/02/09
  • تاريخ :

به رنگ خاکستری

نقد ی بر فیلم جو کارناهان


«خاکستری» فیلمی است که بیننده را دچار احساسات تلخ و متناقض می‌کند. با دیدن آن محال است بتوانید صندلی خود را ترک کنید و یا در طول فیلم و ساعتی پس از آن به چیز دیگری فکر نمایید. این قطعا از هنر ناب «جو کارناهان» کارگردان و «ایان مکنزی» فیلم‌نامه نویس است که توانسته‌اند‌ اثری عالی و تاثیرگذار خلق کنند.

فیلم  خاکستری

«خاکستری» داستان عده‌ای از کارگران یک شرکت نفتی در آلاسکاست که در راه پرواز به سکوی مورد نظر هواپیمایشان سقوط می‌کند و تعداد قلیلی از آنها زنده می‌مانند. بازماندگان در دنیایی از یخ و سرما مجبور به جدال با گرگ‌های وحشی و گرسنگی هستند، در حالی که راه خود را گم کرده‌اند و کسی نیز به کمک‌شان نمی‌آید. در میان آنها «آتوی» با بازی درخشان «لیام نیسون» که شکارچی گرگ است، رهبری گروه را بر عهده می‌گیرد و از آنها محافظت می‌کند.

«خاکستری» تلاش انسان برای نجات زندگی را به خوبی به تصویر می‌کشد. بیننده به سرعت با آن همذات‌پنداری می‌کند و خود را در شرایط دشوار و سرد فیلم قرار می‌دهد. عواطف انسانی و عشق به همسر و فرزند به خوبی در تک تک صحنه های فیلم نمود دارد و بازیگران فرعی نیز به خوبی از پس ایفای نقش خود بر آمده‌اند.

اما بازیگران اصلی «خاکستری» گرگ‌ها هستند. گرگ‌هایی که طبق غریزه ی خود شکار می کنند و برایشان مهم نیست او چه کسی است و چه نوع افکار، عقاید و شخصیتی دارد.

اگر به دنبال پیام اخلاقی و فرامتنی باشیم، می‌توان این جهان را به دنیای سرد و بی عاطفه‌ای تشبیه کرد که در آن هر کس می‌خواهد راه خود را برود ولی حضور یک رهبر یا مرشد می‌تواند به او کمک کند تا حداقل چند ساعت بیشتر زنده بماند.

«خاکستری» تلاش انسان برای نجات زندگی را به خوبی به تصویر می‌کشد. بیننده به سرعت با آن همذات‌پنداری می‌کند و خود را در شرایط دشوار و سرد فیلم قرار می‌دهد. عواطف انسانی و عشق به همسر و فرزند به خوبی در تک تک صحنه های فیلم نمود دارد و بازیگران فرعی نیز به خوبی از پس ایفای نقش خود بر آمده‌اند.

در سال‌های اخیر بر فلسفه رهبری در هالیوود تاکید زیادی شده و حضور قدرتمند این تئوری را می توان حتی در انیمیشن‌ها و سیت کام‌ها (کمدی‌های موقعیت) نیز سراغ گرفت.

گرگ‌های جامعه امروزی افرادی هستند که بی‌منطق و وحشیانه یکدیگر را غارت می‌کنند و این کار در خون آنان است.

این که امید و ایمان به رستگاری و نجات که خود می‌تواند به «مذهب» تعبیر شود، نقش مهمی در زندگی دارد و حتی اگر زودتر از موعد و در شرایطی نابه‌سامان محکوم به فنا باشی چه بهتر که با ایمان راسخ و قلبی روشن از دنیا بروی.

فیلم  خاکستری

فیلم برداری «خاکستری» حیرت‌انگیز و خیره‌کننده است و تجسم سختی کار برای نگارنده غیر قابل وصف. تدوین کار به خصوص کات‌ها بسیار هنرمندانه و به‌جاست به خصوص در سکانس‌هایی که «آتوی» کنار همسرش حضور دارد و ناگهان به دنیای یخی پرتاب می‌شود.

ریتم فیلم یکدست و قابل قبول است و فراز و فرودش به جا تنظیم شده اما ایراد بزرگ فیلم را می‌توان در پایان بندی ناقص آن جستجو کرد. درست در لحظه‌ای که پس از دقایق طولانی استرس و هیجان توام با عذاب به دنبال یک «پایان خوش» واقعی هستید کارگردان خمارتان می‌کند و فیلم را به اتمام می‌رساند! پایان‌بندی‌ای که قطعا به سبک سینمای فرانسه و مد امروز هالیوود پایان بازی نیست که سرانجام دلخواه خود را بسازید. کارناهان که در ساخته پر سر و صدای قبلی‌اش «تیم » هم پایان‌بندی فشل و بی‌رمقی ساخته بود، اینجا هم کوتاهی نکرده و همه زحمات خود را یک تنه به باد فنا می‌دهد! و به عقیده نگارنده «خاکستری» بی‌عیب و نقصی که می‌شد آغاز گنگش را با رمزگشایی‌های میانی فیلم پذیرفت از پایانش، لطمه زیادی خورده است.

فیلم  خاکستری

«لیام نیسون» که سابقه بازی در آثار درخشانی چون «فهرست شیندلر»، «جنگ ستارگان» و «بینوایان» را دارد، پس از احیای خود در فیلم‌های اکشن و موفق چون «ربوده شده» و «ناشناس» ثابت کرده توانایی نقش آفرینی‌های سخت را دارد.

او در «خاکستری» بسیار باور پذیر و خوب ظاهر شده و نباید تماشای بازی‌اش را از دست داد.

در پایان مایلم جملاتی که راجر ایبرت درباب این فیلم گفته را نقل قول کنم که حق مطلب را به خوبی ادا می‌کند: "وقتی که شنیدم سارا پالین راجع به تیراندازی به گرگ ها از داخل هلیکوپتر و دریافت 150 دلار جایزه به منظور جلوگیری از انقراض نسل گوزن های شمالی ،قوانینی وضع کرده و کشتن گرگ ها مجاز و بدون منع قانونی اعلام شده، احساساتم جریحه دار شد. اما بعد از دیدن این فیلم حاضر بودم چند هلیکوپتر دیگر هم خبر کنم تا به قطب بروند."

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع:سینمای ایران / شادی رستمی

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName