• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1391/02/10
  • تاريخ :

در محضر استاد


«هر کس روش نیکویی را در میان مردم رواج دهد تا روز قیامت با ثواب کسی که به آن عمل کند شریک است و هر کس عمل بدی را پایه ‏گذاری کند، اگر تا روز قیامت آن کار را انجام دهند، او در آن گناه شریک خواهد بود.»

در محضر استاد

«هر کس روش نیکویی را در میان مردم رواج دهد تا روز قیامت با ثواب کسی که به آن عمل کند شریک است و هر کس عمل بدی را پایه ‏گذاری کند، اگر تا روز قیامت آن کار را انجام دهند، او در آن گناه شریک خواهد بود.»

ممکن است کسی که این کلام را از پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه وآله وسلم می ‏شنود بگوید : الحمدللّه که من بنیان‏گذار عمل زشتی نیستم؛ مثلاً پایه‏ گذار مشروب‏ خواری نبوده ‏ام! او نمی ‏داند که روش زشت فقط شراب‏ خواری نیست. کسی که در خانه بداخلاقی می ‏کند چون عملاً به پسر خودش این عمل زشت را یاد می دهد سنّت زشتی را در نهاد او پی ‏ریزی کرده است. او هم بعد از ازدواج همین کار را ادامه می ‏دهد و در نتیجه زن و بچّه ‏اش گرفتار امراض عصبی و گوارشی و... می ‏شوند و مسؤول همه‏ ی آن‏ها آن پدر خواهد بود. اگر بدرفتاری پسرش موجب طلاق شد و بچّه‏ های او افراد ناجوری شدند، فردی قیامت باید جواب همه ‏ی آن‏ها را بدهد و آن بچّه ‏ها هم که از این روش غلط پیروی کردند ، تا دامنه‏ ی قیامت هر کس ضرری از آن‏ها ببیند ، مسؤولش همان آقایی است که در خانه بداخلاق بوده و افراد را به آن روز سیاه انداخته است. ممکن است این آقا پنجاه سال نماز شب هم بخواند ، دعای کمیل و دعای ندبه ‏ی او هم ترک نشود ؛ ولی با همین عمل گرفتار عذاب خواهد شد.

شیطان به او نمی ‏گوید : مشروب بخور! قمار کن! بلکه می ‏گوید : با خشونت و تندی با زن و بچّه‏ هات رفتار کن! و به این وسیله او را جهنّمی می ‏کند. حضرت امام باقرعلیه السلام ‏فرمودند :  بهترینِ شما کسی است که با خانواده ‏اش نیکوترین روش را داشته باشد و من از همه ‏ی شما با خانواده ‏ی خود مهربان‏ترم.» نفرمود : بهترین شما کسی است که هر شب زیارت عاشورا بخواند یا هر سال عمره‏ ی مفرده برود ؛ بلکه فرمود : « کسی است که بیشتر از دیگران به خانواده‏ ی خودش برسد.»

کسی که در خانه بداخلاقی می ‏کند نه تنها در آخرت معذّب است بلکه در همین دنیا گرفتار ناملایمات جسمی و روحی خواهد شد

این آقا ظاهری شایسته دارد. ممکن است نماز جماعتش هم ترک نشود ولی چون ضعیف ‏کُش است و به زن و بچّه ‏اش رحم نمی ‏کند ، مسلّماً در این دنیا گرفتار خواهد شد و در اثر بیماری ، باید با داروی آرام ‏بخش بخوابد. می ‏گوید : من آدم باگذشتی هستم ؛ اگر رئیس شهربانی سیلی به من بزند ، تلافی نمی ‏کنم. ی بیچاره! آن‏جا نمی ‏توانی تلافی بکنی ؛ اگر در مقابل زن و بچّه‏ ات که می ‏توانی انتقام بگیری عفو کنی ، انسانی. در مقابل هم ، اگر به‏ جی اعمال مستحبّه و عمره‏ ی مفرده ، دل زن و بچّه‏ ات را به ‏دست آوردی ، سعادت دنیا و آخرت را به ‏دست آورده ا‏ی. کعبه ‏ی دل را زیارت کن که فرسنگش کم است.

  

کسی که دیگران را ناراحت می ‏کند ، امکان ندارد که زندگی راحتی داشته باشد و باید بداند که مزد عمل ، شبیه آن نیست

 مگر مزد عمله‏ ی که یک روز بری شما کار می کند این است که شما هم یک روز در خانه‏ ی او عملگی کنید یا این‏که پول به او می ‏دهید؟ می ‏گوید : من کسی را به زندان نینداختم که زندانی شوم. بله، کسی را زندانی نکردی امّا اذیّتی که به خانواده ‏ات کردی به این صورت در آمد که تهمتی به تو زدند و زندانی شدی. 

دقّت کنید که اگر با خشونت با بچّه رفتار کردید ، او هم سگ درنده ا‏ی می ‏شود و هزارها نفر را نابود می ‏کند و همه ‏ی آن جنایت‏ها در نامه ‏ی عمل شما خواهد بود. خودتان هم در زمان حیات گرفتار یک زن و بچّه‏ ی عصبی و علیل و مریض خواهید شد که با میلیون‏ها تومان خرج‏ کردن هم نمی ‏توانید آن‏ها را از آن مرض ‏ها نجات دهید. مجسّم کنید مرد خوش‏ اخلاقی را که مثلاً در سنّ هفتاد سالگی زن و بچّه‏ ی سالم و بانشاط دارد و از دیدن آن‏ها لذّت می ‏برد و مردی را که در نتیجه‏ ی بداخلاقی عیالش را در سنّ چهل سالگی از دست داده و با چند بچّه‏ ی مریض که دشمن خونی او هستند ، باید زندگی کند. چه ‏قدر بین این دو فرق است! اوّلی در چه بهشتی است و دومی در چه جهنّم سوزانی باید روزگار بگذراند!

ما می ‏گوییم شیعه ‏ی علی ‏بن ‏ابی‏طالب ‏علیه السلام‏ هستیم. آیا با گفتن این جمله کار درست می شود؟ خواهید گفت : ما فقط ادّعا نمی کنیم که شیعه هستیم بلکه هر وقت هم که از زمین بلند می شویم با ژست مخصوص می گوییم : یا علی. شب 21 ماه رمضان هم سیاه می پوشیم ؛ عاشورا هم سینه می زنیم و پلو می خوریم. آیا با این‏ ها شیعه می شوید؟ نه ، مسأله چیز دیگری است.

در محضر استاد

مرحوم علّامه ‏ی طباطبایی در آخر کتاب شیعه در اسلام می نویسد : پیام معنوی شیعه به جهانیان یک جمله بیش نیست و آن این است که : ای مردم ، خدا را به یگانگی بشناسید و اعتراف کنید تا رستگار شوید.

آیا عاقل داد و فریاد می کند و نعره می کشد؟ امیرالمؤمنین ‏علیه السلام ‏می فرماید : عصبانی نشوید که اوّلش دیوانگی و آخرش پشیمانی است. در موقع عصبانیّت قیافه ‏ی یک دیوانه را به خود می گیرید و در پایان هم مبتلا به خون‏ریزی معده شده و پشیمان می گردید. آیا این نوع زندگی بهتر است یا این‏ که به ‏قدری شیرین باشی که وقتی وارد خانه می شوی ، اهل خانه پروانه ‏وار دورت بگردند؟! آیا ما امّت آن پیامبری هستیم که به عیادت کسی رفت که خاکستر بر سرش می ریخت؟ مگر تو لولو هستی که اهل خانه ‏ات همه باید از تو بترسند؟!

اهل بهشت وقتی به یک‏دیگر می ‏رسند ، سلاماً سلاماً می ‏گویند و برای یکدیگر سلامتی و خوشی می ‏خواهند ولی اهل جهنّم هم‏دیگر را پاره ‏پاره می ‏کنند. امید است در میان شما کسی نباشد که زن و بچّه‏ اش از او ناراحت باشند ولی اگر هست ، همین الآن از گذشته ‏ی خودش توبه کند ؛ چون مرگ خبر نمی ‏کند. چند شب پیش جوانی سالم و قوی که می ‏گفتند تا صد سال زندگی خواهد کرد به محض این‏ که وارد منزل شد ، دو بار گفت : آخ! آخ! و از دنیا رفت. چرا با وضعی از دنیا برویم که زن و بچّه از ما ناراضی باشند؟ معنی توبه این نیست که فقط بگویید : خدایا ، پشیمانم و دیگر گذشته را تکرار نمی ‏کنم ؛ بلکه باید بری همیشه روش خودتان را تغییر دهید. چرا از همین الآن بهترین فرد نباشیم ؟ امام باقرعلیه السلام ‏فرمود : « بهترین شما کسی است که با زن و بچّه ‏اش بهترین روش را داشته باشد.»

بعضی تصوّر می ‏کنند که معنی مهربان ‏بودن با زن و بچّه این است که غذا و لباس و خانه‏ ی خوب بری آنان فراهم کنند و ابداً لازم نیست به جهات روحی آنان توجّهی داشته باشند؛ حال آن‏که اگر همه‏ ی این‏ ها باشد و فرزند شما تربیت صحیح نداشته باشد ، مایه ‏ی رنج خود و دیگران است و در دنیا و آخرت گرفتار عذاب خواهد بود. آری ، اگر میلیاردها تومان در اختیار فردی بگذاریم که اخلاق انسانی ندارد ، وسیله ‏ی هلاکت و نابودی او را فراهم کرده‏ ایم ولی اگر فردی را ساختیم که داری تربیت صحیح شد، گرچه تهی دست‏ ترین افراد هم باشد ، آسوده و راحت زندگی خواهد کرد و چه‏ بسا مایه ‏ی نجات هزاران نفر خواهد شد. بارها گفته ‏ایم که معنی تربیت ، گفتن : « بکن و نکن » نیست ؛ بلکه باید با فرزندانتان رفیق شوید تا مشکلات خودشان را به شما بگویند وگرنه ، دیگران با گرمی از آن‏ها استقبال می کنند و موقعی ملتفت می شوید که کار از کار گذشته است.

متن فوق بخشی از کتاب در محضر استاد است ، برای مطالعه ی کل کتاب ،اینجا کلیک کنید.

 

 

فرآوری : ندا داودی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : سایت علامه

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName