• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1391/02/03
  • تاريخ :

طلبگی و بازگشت به خویشتن

طلبه
شما جوانان رو به پیرى و ما پیران رو به مرگ پیش مى‏رویم. در این یک سال تحصیلى شما به حدود تحصیلات و اندوخته‏ هاى علمى خود واقفید؛ مى‏دانید چقدر تحصیل کرده و تا چه اندازه پایه ‏هاى علمى خود را بالا برده‏ اید؛ لیکن راجع به تهذیب اخلاق، تحصیل آداب شرعیه، معارف الهیه و تزکیه نفس چه کردید؟

طلبگی و بازگشت به خویشتن

 

    یک سال دیگر از عمر ما گذشت. شما جوانان رو به پیرى و ما پیران رو به مرگ پیش مى‏رویم. در این یک سال تحصیلى شما به حدود تحصیلات و اندوخته‏ هاى علمى خود واقفید؛ مى‏دانید چقدر تحصیل کرده و تا چه اندازه پایه ‏هاى علمى خود را بالا برده‏ اید؛

 

 لیکن راجع به تهذیب اخلاق، تحصیل آداب شرعیه، معارف الهیه و تزکیه نفس چه کردید؟ و چه قدم مثبتى برداشتید؟ هیچ به فکر تهذیب و اصلاح خود بودید؟ و در این زمینه برنامه‏اى داشتید؟ متأسفانه باید عرض کنم کار چشمگیرى نکردید، و در جهت اصلاح و تهذیب خود قدم بلندى بر نداشتید. (امام خمینی ره، کتاب جهاد اکبر).

 

اخلاق برای خود یا برای اصلاح دیگران؟ علم برای شناخت یا برای گفتن به دیگران؟ دو سوال کلیدی که پاسخ آن میتواند مسیر زندگی یک فرد را متحول کند. آنچه در پی می آید روایتی کوتاه از تعدادی از طلبه ها است که گرچه کم هستند اما روال آنها بسیار جای تامل دارد.

 

اخلاق:

 

 شاید دغدغه اصلی طلبه های قدیمی خودسازی بوده است، برای آنها اعمالی چون نماز شب، نوافل، زیارت، خلوت، روزه، توسل و… بسیار مهم بود،

 

برنامه ریزیهای آنها بر اساس و معیار انطباق و عدم انطباق با برنامه خودسازی تعیین میشد، و این روال موجب شده بود که مردم با نگاه به این علما، وجود خدا را حس کنند، علمای بزرگ از مطرح شدن به عنوان مرجع تقلید فراری بودند وسعی میکردند.

 

 این مسولیت را به دیگران واگذار کنند، با این سیستم طلبه قبل از ورود به جامعه خودساخته بود، یعنی اولویت اول خود طلبه بود و بعد دیگران، گرچه بسیاری از طلبه های امروزی نیز چنین فکر میکنند اما هستند کسانی که به این مسائل، کم‌توجه هستند.

 

 برخی از طلبه های امروزی تصور میکنند نجات یافتگانی هستند که باید دیگران را نیز نجات دهند، برخی از ایشان حتی در جلسات اخلاقی که شرکت میکنند یادداشتهایی را مینویسند تا بعدا بتوانند از آنها در منبر و سخنرانی استفاده کنند، وقتی حدیثی را میخوانند میگویند برای منبر بدرد میخورد، خلاصه اینکه خود را فراموش کرده اند.

 

این روزها سه سفر اول ملاصدرا که در راستای خودسازی مطرح شده است نزد برخی از طلبه ها غریب است و سفر چهارم که در راستای هدایت و اصلاح جامعه است فربه تر از جایگاه خود شده است.

 

علم آموزی:

 

شاید شما نیز برخی از طلبه ها را مشاهده کرده اید که قبل از ورود به حوزه همه مباحث اسلامی را از باب تعبد پذیرفته اند و پس از ورود به حوزه به دنبال آن هستند که مفاهیم اسلامی را به گونه ای بفهمند که بتواند دیگران را ترغیب به پذیرش اسلام کنند، هدف برخی از اینان از ورود به حوزه نه فهم مسائل اسلامی و کشف حقیقت بلکه پاسخ به شبهات است یعنی اینکه گویا به لحاظ علمی خود نیازی به معارف ندارند،

 

 هرگونه سوال جدید در مورد مباحث اسلامی نزد اینان شبهه تلقی میشود که باید به آنها پاسخ داده شود اما زمانی که پاسخهای کلیشه ای و سست آنها مخاطب را اغنا نمیکند مخاطب را متهم میکنند که به لحاظ فکری تحت تاثیر قرار گرفته است،

 

اینان دچار توهمی هستند که تصور میکنند فقط فهم آنها معتبر است ازین رو مراکز علمی دیگر را به سخره میگیرند، نگاه اینان به مسائل اسلامی بسیار سطحی است و حتی در میان خود دیدگاههای اسلامی نیز جستجوی لازم را نمیکنند تا حداقل این معارف را بهتر بفهمند در واقع میتوان گفت که اینان بمرور تبدیل به طلبه های حرفه ای میشوند.

 

نتیجه:

 

 این روال از اخلاق و علم آموزی انسان را به رکود میکشاند، باید به مردم مطلبی را بگویی که یا درست متوجه نشدی و یا اینکه بعضا به آن اعتقاد نداری، داستان کشیش دان امانوئل بسیار آموزنده است کشیشی که بعد از مدتها در اعتقادات خود شک میکند .

 

و به عقاید گذشته خود پشت پا میزند اما جایگاه اجتماعی او طوری است که نمیخواهد آن را از دست بدهد از این رو کشیش باقی میماند و آیین های مذهبی را برای مردم اجرا میکند آیین هایی که خود به آنها اعتقادی ندارد.

 

شاید وقت آن باشد تا با تامل، خود فراموش شده را از میان گرد و خاک بیرون بکشیم و در اخلاق و علم آموزی خود را بر دیگران اولویت دهیم که نجات جامعه نیز در این خواهد بود.


منبع: نامه‌های حوزوی

UserName