• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2638
  • چهارشنبه 1391/2/20
  • تاريخ :

پیمان خدا با یهود چه بود؟


یاد نعمت هاى خدا انسان را به معرفت او دعوت مى‏كند، و حس شكرگزارى را در انسان بر مى‏انگیزد، سپس توجه به این نكته كه این نعمت ها بى قید و شرط نیست و در كنار آن خدا عهد و پیمانى گرفته، انسان را متوجه تكالیف و مسئولیت هایش مى‏كند، و بعد از آن نترسیدن از هیچ كس و هیچ مقام در راه انجام وظیفه سبب مى‏شود كه انسان همه موانع را در این راه از پیش پاى خود بر دارد و به مسئولیت ها و تعهدهایش وفا كند.


یهود

یاد نعمت هاى خدا

یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ (بقره 40)

اى فرزندان اسرائیل! نعمت‏هایم را كه به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاورید و به پیمانم (كه بسته‏اید) وفا كنید، تا من (نیز) به پیمان شما وفا كنم و تنها از من پروا داشته باشید.

داستان خلافت آدم در زمین و بزرگداشت او از سوى فرشتگان، و سپس فراموش كردن پیمان الهى و خارج شدن او از بهشت و همچنین توبه او را در آیات گذشته بحث كردیم، و از این ماجرا این اصل اساسى روشن شد كه در این جهان، همواره دو نیروى مختلف حق و باطل در برابر هم قرار دارند و مشغول مبارزه‏اند، آن كس كه تابع شیطان شود، راه باطل را انتخاب كند، سرانجامش دور شدن از بهشت و سعادت و گرفتارى در رنج و درد است، و به دنبال آن پشیمانى.

به عكس، آنها كه خط فرمان پروردگار را بدون اعتنا به وسوسه‏هاى شیاطین و باطل‏گرایان ادامه دهند، پاك و آسوده از درد و رنج خواهند زیست.

و از آنجا كه داستان نجات بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان و خلافت آنها در زمین، سپس فراموش كردن پیمان الهى و گرفتار شدن آنها در چنگال رنج و بدبختى، شباهت زیادى به داستان آدم دارد، بلكه فرعى از آن اصل كلى محسوب مى‏شود، خداوند در آیه مورد بحث و ده ها آیه بعد از آن، فرازهاى مختلفى از زندگى بنى اسرائیل و سرنوشت آنها را بیان مى‏كند، تا آن درس تربیتى كه با ذكر سرنوشت آدم، آغاز شد در این مباحث تكمیل گردد.

اسرائیل، نام دیگر حضرت یعقوب است كه از دو كلمه‏ى «اسر» و «ئیل» تركیب یافته است. «اسر» به معناى بنده و «ئیل» به معناى خداوند است. بنا بر این اسرائیل در لغت به معناى بنده‏ى خداست.

تاریخ بنى اسرائیل و اسارت آنان به دست فرعونیان و نجات آنها به دست حضرت موسى علیه السلام و بهانه‏گیرى و ارتداد آنان، یك سرنوشت و تاریخ ویژه‏اى براى این قوم به وجود آورده است. این تاریخ براى مسلمانان نیز آموزنده و پندآموز است كه اگر به هوش نباشند، به گفته روایات به همان سرنوشت گرفتار خواهند شد.

در حقیقت سه دستور ذكر شده در این آیه (یادآورى نعمت هاى بزرگ خدا، وفاى به عهد پروردگار، و ترس از نافرمانى او) اساس تمام برنامه‏هاى الهى را تشكیل مى‏دهد.

یاد نعمت‌هاى او انسان را به معرفت او دعوت مى‏كند، و حس شكرگزارى را در انسان بر مى‏انگیزد، سپس توجه به این نكته كه این نعمت‌ها بى قید و شرط نیست و در كنار آن خدا عهد و پیمانى گرفته، انسان را متوجه تكالیف و مسئولیت‌هایش مى‏كند، و بعد از آن نترسیدن از هیچ كس و هیچ مقام در راه انجام وظیفه سبب مى‏شود كه انسان همه موانع را در این راه از پیش پاى خود بر دارد و به مسئولیت‌ها و تعهدهایش وفا كند، چرا كه یكى از موانع مهم این راه ترس‌هاى بى دلیل از این و آن است، به خصوص در مورد بنى اسرائیل، كه سال‌ها زیر سیطره فرعونیان قرار داشتند و ترس جزء بافت وجود آنها شده بود.

در روایتى از امام صادق (علیه السلام) مى‏خوانیم كه منظور از" أُوفِ بِعَهْدِكُمْ" این است كه من به عهد خودم وفا خواهم كرد و شما را به بهشت خواهم برد

دوازده پیمان خدا با یهود چه بود؟

آن گونه كه از آیات قرآن استفاده مى‏شود این پیمان همان پرستش خداوند یگانه، نیكى به پدر و مادر، بستگان، یتیمان، و مستمندان، و خوشرفتارى با مردم، بر پا داشتن نماز، اداى زكات، دورى از اذیت و آزار، و خونریزى بوده است.

شاهد این سخن آیه 83 و 84 همین سوره است:

وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ... وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ.

در حقیقت این دو آیه اشاره به ده پیمان مختلف است كه خدا از یهود گرفته بود، و با ضمیمه كردن آیه 12 سوره مائده (وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ ... وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ ...) كه دو پیمان دیگر دائر به ایمان به انبیاء و تقویت آنان از آن استفاده مى‏شود، روشن مى‏گردد كه آنها در برابر آن نعمت هاى بزرگ الهى و تعهدهاى فراوانى كرده بودند و به آنها وعده داده شده بود، كه اگر به این ها وفادار بمانید در باغ هایى از بهشت جاى خواهید گرفت كه نهرها از زیر قصرها و درختانش جارى است (لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ) اما متأسفانه آنها سر انجام همه این پیمان ها را زیر پا گذاردند كه هنوز هم به پیمان شكنى خویش ادامه می دهند، در نتیجه پراكنده و در به در شدند و تا این پیمان‏شكنی ها ادامه دارد، این وضع نیز ادامه خواهد یافت، و اگر مى‏بینیم چند روزى در پناه دیگران سر و صدایى دارند هرگز دلیل بر پیروزیشان نیست، و ما به خوبى مى‏بینیم روزى را كه فرزندان غیور اسلام، دور از گرایش هاى نژادى و قومى تنها در سایه قرآن بپاخیزند و به این سر و صداها خاتمه دهند.

خدا

خدا نیز به عهدش وفا مى‏كند!

نعمت هاى خدا هیچگاه بى قید و شرط نیست، در كنار هر نعمتى مسئولیتى قرار دارد و شرطى نهفته است.

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم كه منظور از" أُوفِ بِعَهْدِكُمْ" این است كه من به عهد خودم وفا خواهم كرد و شما را به بهشت خواهم برد."(نور الثقلین، ج 1، ص 72)

در قسمتى از این حدیث ایمان به ولایت على (علیه السلام) بخشى از این پیمان ذكر شده كه البته جاى تعجب نیست، زیرا یكى از مواد پیمان بنى اسرائیل قبول رسالت پیامبران الهى و تقویت آنها بود، و مى‏دانیم قبول جانشینان آنها نیز دنباله همان مساله رهبرى و ولایت است كه در هر زمان متناسب با آن عصر باید تحقق یابد، در زمان موسى عهده‏دار این منصب او بود و در عصر پیامبر، پیامبر و در زمانهاى بعد على(علیه السلام).

اسرائیل، نام دیگر حضرت یعقوب است كه از دو كلمه‏ى «اسر» و «ئیل» تركیب یافته است. «اسر» به معناى بنده و «ئیل» به معناى خداوند است. بنا بر این اسرائیل در لغت به معناى بنده‏ى خداست

به طور كلی پیمان‏هاى الهى، شامل احكام كتاب‏هاى آسمانى و پیمان‏هاى فطرى كه خداوند از همه گرفته است، مى‏شود. در قرآن به مسئله امامت، عهد گفته شده است:

«لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»(بقره، 124) یعنى‏ پیمان من «مقام امامت» به افراد ظالم نمى‏رسد.

پس وفاى به عهد یعنى وفاى به امام و رهبر آسمانى و اطاعت از او. ضمناً در روایات مى‏خوانیم: نماز عهد الهى است. (وسائل، ج 4، ص 110)

 

نكته پایانی:

جمله" إِیَّایَ فَارْهَبُونِ" (تنها از مجازات من بترسید) تاكیدى است بر این مطلب كه در راه وفاى به عهدهاى الهى و اطاعت فرمانش از هیچ چیز و هیچ كس نباید ترس و وحشت داشت، این انحصار را از كلمه" ایاى" كه مقدم بر جمله" فارهبون" است استفاده مى‏كنیم.

 

پیام‏های آیه:

1 ـ یاد نعمت‏هاى پروردگار، سبب محبّت و اطاعت اوست. «اذْكُرُوا» ،«أَوْفُوا» به هنگام دعوت به سوى خداوند، از الطاف او یاد كنید تا زمینه‏ى پذیرش پیدا شود. «اذْكُرُوا»

2ـ یاد و ذكر نعمت‏ها، واجب است. «اذْكُرُوا»

3ـ نعمت‏هایى كه به نیاكان داده شده، به منزله‏ى نعمتى است كه به خود انسان داده شود. با اینكه نعمت‏ها به اجداد یهودِ زمان پیامبر داده شده بود، امّا خداوند به نسل آنان مى‏گوید فراموش نكنند. «اذْكُرُوا»

4ـ وفا به پیمان‏هاى الهى، واجب است.«بِعَهْدِی»

5ـ بهره‏گیرى از الطاف خداوند، مشروط به گام برداشتن در مسیر تكالیف الهى است. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» آرى، اگر مطیع خدا بودیم، خداوند نیز دعاهاى ما را مستجاب خواهد كرد. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»

6ـ در انجام تكالیف الهى، از هیچ قدرتى نترسیم و ملاحظه‏ى كسى را نكنیم.

7-تبلیغات سوء دشمن، ملامت‏ها، تهدیدها و توطئه‏ها مهم نیست، قهر خدا از همه مهمتر است. «وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ»

 

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع‌:

1-  تفسیر نور، ج1

2-  تفسیر نمونه، ج1

3-  وسائل، ج 4

4-  نور الثقلین، ج1

 

گناه بعضی از افراد مضاعف است !

گناه بعضی از افراد مضاعف است !

اگر كيفر بستگان متخلّفِ يك مسئول چند برابر است ، كيفر خود مسئولِ متخلّف چه ميزان است ؟ «نِساءَ النَّبِيِّ ... الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ» (قرآن در مورد كيفر تخلّف خود پيامبر مى‏فرمايد : «لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِي
چرا دعای نیکان هم مستجاب نمی شود ؟!

چرا دعای نیکان هم مستجاب نمی شود ؟!

براي هميشه تاريخ بيان مي كند كه هر جا فسادى ظاهر شود ، بازتاب اعمال مردم است ، و در ضمن يك هدف تربيتى دارد ، تا مردم طعم تلخ نتيجه اعمالشان را بچشند، شايد به خود آيند .
UserName