• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1391/01/28
  • تاريخ :

آئین برده داری در امپراطوری روم

برده داری

امروز كه به موضوع بردگى نگاه مى كنیم و آن را در شعاع جنایاتى كه در عالم انسان فروشى انجام مى شود مورد دقت قرار مى دهیم و آن رفتار وحشیانه اى كه تاریخ در عصر امپراطورى روم ثبت كرده با فكر مطالعه مى كنیم ، آن را یك كار وحشیانه و یك جنایت بس ناجوانمردانه مى بینیم و احساس مى كنیم كه وجدان ما هرگز نمى تواند این گونه رفتار ضد بشرى را كار خردمندانه و مشروع بشمارد.

سپس از این لحاظ تحت تاثیر احساسات قرار گرفته و روى اصل عاطفه بشریت، خود به خود به تعجب مى گوییم كه اسلام چگونه بردگى را به رسمیت شناخته است. در صورتى كه همه برنامه ها و قوانین آن متوجه این است كه بشر را از تمامى قیدهاى بردگى در هر قیافه و رنگى كه هست آزاد سازد و از شدت ناراحتى و سوزش احساسات، بدون در نظر گرفتن امكانات، آرزو مى كنیم كه اى كاش اسلام قلب ما را راحت و عقل ما را مطمئن مى ساخت و با بیان صریح، بردگى را قدغن مى كرد.

باید اینجا در مقابل حقایق تاریخ اندكى توقف كنیم و به موضوع بردگى دقت لازم به عمل آوریم؛ زیرا آن وقت خواهیم دید آن جنایتها و وحشیگری ها كه در امپراطورى روم درباره بردگان انجام مى گرفت، هرگز تاریخ اسلام آنها را به رسمیت نشناخته است .

ساده ترین مطالعه و كمترین دقت به زندگى بردگان در امپراطورى روم مى تواند ما را به سوى آن تحول بزرگى كه اسلام در وضع آنها به وجود آورده هدایت كند. حتى به فرض غلط اگر بگوییم كه نسبت به آزادى آنان هیچ گونه اقدامى نكرده است، آرى به طور عموم برده  در قاموس امپراطورى روم غیر از بشر بود، واقعا موجودى بود خارج از صف بشریت و از حقوق انسانیت هیچ گونه بهره اى نداشت و با این وصف، همه وظایف سنگین و كارهاى توان شكن را به عهده داشت .

هم اكنون اول لازم است بدانیم كه این گروه محروم از ارزش انسانیت، از چه راهى و به چه علتى به این كشور فساد آلود وارد مى شدند. واضح است كه از طریق جنگهاى خونین و لشكر كشیهاى رومیان تمدن ساز به این دیار كشانده مى شدند.

همان جنگهایى كه هرگز براى پیشرفت فكرى و تثبیت آیینى نبود، یگانه علت این جنگها این بود كه دیگران باید براى مصلحت كشور باستانى روم، استعمار شوند. براى این بود كه غارتگران روم در ناز و نعمت و در نهایت عیاشى و خوشگذرانى به سر ببرند، لباسهاى فاخر به تن كنند و از لذتهاى گوناگون و از حمامهاى سرد و گرم استفاده نمایند.

برده در قاموس امپراطورى روم غیر از بشر بود، واقعا موجودى بود خارج از صف بشریت و از حقوق انسانیت هیچ گونه بهره اى نداشت و با این وصف، همه وظایف سنگین و كارهاى توان شكن را به عهده داشت

براى این بود كه انواع غذاهاى رنگارنگ و گوارا، در سفره رومیان چیده شود و نجیب زادگان رومى، غرق در فسق و فجور گشته از شرابهاى گوناگون و بزمهاى عیش و طرب و زنان زیباروى مه پیكر و از جشنها و شب نشینیهاى باشكوه بهره مند گردند و به ناچار رومیان در تاءمین این گونه زندگى، از اسارت دیگران استفاده مى كردند و براى آسایش وحشیانه خود از مكیدن خون دیگران لذت مى بردند.

بهترین شاهد سخن ما كشور باستانى مصر است، هنگامى كه در تصرف رومیان بود و قبل از آنكه اسلام آن را از چنگال جنایتكار آنان نجاتش دهد؛ زیرا كشور مصر، همیشه براى امپراطورى روم مانند یك مزرعه پیش خرید بود، به هر نحوى كه هوسش اقتضا مى كرد اموال و ثروت آن را به تاراج مى برد. از روز اول، استعمار روم از این شهوترانى پلید متولد شده و به آداب و رسوم آن خو گرفته بود و بدیهى است كه بردگى نیز یكى از محصولات شوم این استعمار جفازاده بود.

اما بردگان در سایه این رفتار وحشیانه یك نوع موجوداتى بودند. که از مزایاى هستى و حقوق انسانیت بى نصیب، دائم در مزرعه ها به كار مشغول بودند و براى اینكه فرار نكنند زنجیرهاى سنگین كنترل به پاى آنان مى بستند، به طورى كه از كار باز ندارد و از فرار جلوگیرى كند و خوراك و غذا به اندازه اى مى دادند كه فقط زنده بمانند و كار كنند، نه براى آنكه حق غذا خوردن داشتند، حتى به قدر چهارپایان ونباتات، بلكه فقط براى بهره بردارى و استفاده و هنگام كار در اثناى عمل با تازیانه ها به هر سو رانده مى شدند، نه براى آنكه جرمى را مرتكب شده اند بلكه فقط براى اینكه نجیب زادگان رومى و یا نمانیده آنان از آزار و شكنجه این مخلوق خارج از صف انسانیت، لذت ببرند.

هنگام استراحت، آسایشگاه آنان بیغوله هاى متعفن و تاریك بود، در گودالهایى كه محل سكونت موشها و سایر حشرات موذى بود، سكونت داشتند و اغلب در این گودالهاى ظلمانى با زنجیرهاى كنترل كه در پا داشتند عددشان به پنجاه نفر مى رسید، فاصله دو نفر برده به اندازه دو راس گاو نبود كه در محل زندگى حیوانات براى گاوها آماده مى كنند ولیكن جنایات توحش آمیز رومیان باز هم دلخراش تر از آن بود كه به توصیف آید و این خود بهترین دلیل است كه چه توحش عجیبى گریبان طبیعت امپراطورى كهنسال روم و نجیب زادگانش را گرفته بود، همان وحشیگرى اى كه اروپاى تازه به دوران رسیده امروز، از رومیان ارث برده و با قیافه حق به جانب در استعمار و بردگى مردم و ملل ناتوان به كار مى برند.

در سایر كشورها مانند ایران و هندوستان، رفتار مردم با بردگان از نظر تضییع حقوق انسانیت و تحمیل كارهاى توان شكن چندان اختلافى با امپراطورى روم نداشت، گاهى از نظر شدت و ضعف در این بلاد اندك تفاوتى دیده مى شد سپس در این محیط پر از فساد و در این زمان تاریك اسلام آمد

شمه اى از این جنایات بى شرمانه این بود كه رومیان، میدانهاى مبارزه براى بردگان بى پناه آماده نموده و با شمشیرهاى برنده و نیزه هاى جگر شكاف، آنان را مسلح مى كردند و خود در اطراف این میدانها دور هم حلقه مى زدند، رجال مملكت و اركان دولت و گاهى خود امپراطور نیز در آن اجتماع ضد انسانى شركت مى جستند تا مبارزه حقیقى بردگان را از نزدیك تماشا كنند و بینند كه این موجودات بى پناه چگونه با هم مصاف مى دهند و چگونه ضربات شمشیرها و سرنیزه ها بر بدن بى دفاع آنها وارد مى آید و چسان از جان گذشتگان این میدان استعمار، بى پروا یكدیگر را با شمشیرهاى بران و نیزه هاى جان ستان، قطعه - قطعه مى سازند، بلكه هنگامى كه یكى از مبارزان بر حریف خود پیروز شده و جسم بى روحش را آغشته به خون، نقش بر زمین مى كرد، شادى و سرور تماشاچیان با انصاف تكمیل و به حد اعلا مى رسید، فریادها به هوا برمى خاست و تحسین بلند مى شد و دستها براى تهییج سایر مبارزین كه هنوز با جان خود بازى مى كردند به هم مى خورد، صداى كف زدن و خنده هاى سعادتمندانه حضار فضا را پر مى كرد!

این بود شمه اى از داستان رقت بار بردگان در امپراطورى متمدن آن روز و با این بیان، دیگر احتیاجى نداریم كه از وضع قانونى بردگى و برده فروشى سخن بگوییم و از آزادى مالك در بهره بردارى و در آزار دادن و كشتن آنها بدون اینكه آن بیچاره حق شكایت و یا ناله داشته باشد گفتگو كنیم. و اگر احیانا از فشار درد ناله و یا شكایت مى كردند، گوش كسى به ناله آنان بدهكار نبود و مقام صالحى نیز براى رسیدگى به شكایت وجود نداشت .

اما در سایر كشورها مانند ایران و هندوستان، رفتار مردم با بردگان از نظر تضییع حقوق انسانیت و تحمیل كارهاى توان شكن چندان اختلافى با امپراطورى روم نداشت، گاهى از نظر شدت و ضعف در این بلاد اندك تفاوتى دیده مى شد سپس در این محیط پر از فساد و در این زمان تاریك اسلام آمد.

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع : 82 پرسش، شهید آیه الله سید عبدالحسین دستغیب

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName