• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2241
  • يکشنبه 1391/1/27
  • تاريخ :

نوع‎شناسی داستان پلیسی


قهرمان داستانهای پلیسی، خواه کارآگاهی خصوصی نظیر فیلیپ مارلو یا سام اسپید باشد یا بازرسی چون مگره، انگیزه و هدف نهایی‎اش، در زمینه عدالت اجتماعی است. او هرچند می‎داند که تلاشش فقط به رفع بخش کوچکی از بی‎عدالتی‎ از این جامعه‎اش خواهد انجامید، اما همچنان راهش را ادامه‎ می‎دهد و از داستانی به داستان دیگر، فراروی شرّ و ظلم‎ می‎ایستد.

نوع‎شناسی داستان پلیسی

ادگار آلن‎پو، شاعر و نویسنده آمریکایی (1849-1809) با نوشتن داستان “قتلهای خیابان مورگ”‌ که در آن فردی هوشیار از جنایتکاران و پلیس سبقت می‎گیرد، کارآگاه دوپین را خلق‎ کرد: این شخصیت مورد توجه نویسندگان دیگر قرار گرفت و کم‎کم “سبک پلیسی”‌ یا “ادبیات سیاه”‌ شکل گرفت.

داستان پلیسی، بافتی معماگونه و مرموز دارد که‎ معمولا جستجو، درونمایه اصلی آن را تشکیل می‎دهد. در آن، عدالت اجتماعی مورد سؤال قرار می‎گیرد و مجریان و درهم‎ شکنندگان قانون در نوردی همیشگی رودرروی هم می‎ایستند.

قهرمان داستانهای پلیسی، خواه کارآگاهی خصوصی نظیر فیلیپ مارلو یا سام اسپید باشد یا بازرسی چون مگره، انگیزه و هدف نهایی‎اش، در زمینه عدالت اجتماعی است. او هرچند می‎داند که تلاشش فقط به رفع بخش کوچکی از بی‎عدالتی‎ از این جامعه‎اش خواهد انجامید، اما همچنان راهش را ادامه‎ می‎دهد و از داستانی به داستان دیگر، فراروی شرّ و ظلم‎ می‎ایستد.

ژان کوکتو، نویسنده و منتقد فرانسوی می‎گوید: “برای من کاملا آشکار شده است که نام رمان پلیسی برخلاف آنچه تا به حال به آن‎ نسبت داده‎اند، مبیّن ادبیاتی بسیار قوی و جالب است. من در کشف مقصود نویسندگانی که کتابهایشان برنده جایزه‎های‎ گوناگون می‎شود، به زحمت دچار می‎شوم در صورتی که از میان پنجاه جلد رمان پلیسی، دوازده اثر می‎تواند از شاهکارهای‎ واقعی باشد که حتی ترجمه به زبانهای دیگر نیز از زیبایی آنها نمی‎کاهد”‌ .

داستانهای پلیسی را می‎توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:

1) داستانهای فکری-پلیسی (معمایی)

2) داستانهای هیجانی-پلیسی (هیجانی)

نوع‎شناسی داستان پلیسی

داستانهای فکری-پلیسی:

این نوع که به رمانهای “قاتل کیه”‌ موسوم است، دارای بافتی‎ معماگونه و ملموس است و ضمن داشتن جنبه سرگرم‎کننده، به‎ گسترش دامنه‎ی تفکر خواننده نیز کمک می‎کند. داستانهایی از این دست، به‎طور معمول ابتدا قتلی رخ می‎دهد و بعد یک مأمور کارکشته‎ی پلیس به گروهی از افراد، مشکوک می‎شود.

پرسشهای مداوم و نشانه‎های متفاوت، او را یاری می‎کند تا بتواند به نتیجه‎ای قطعی دست پیدا کند، امّا خواننده اثر تا پایان‎ داستان در ابهام باقی می‎ماند و درست در فصل پایانی است که‎ همه چیز-آن هم به ارائه دلایل منطقی-روشن می‎شود و نویسنده‎ با آگاه کردن خواننده از حقیقت ماجرا، او را با جواب معما-که‎ در بیشتر مواقع با توجه به عناصری ساده و پیش‎پاافتاده به دست‎ می‎آید-روبه‎رو می‎کند و به او ثابت می‎کند که آنچه در نگاه اول‎ به ذهن خطور می‎کند تا چه حد می‎تواند غلط و گمراه‎کننده‎ باشد.

سر آرتور کانن دویل، پزشک و نویسنده‎ی اسکاتلندی (1930 -1859) از اولین کسانی است که این نوع از ادبیات پلیسی را به‎ شکلی نو عرضه کرده است. قهرمان داستانهای کانن دویل، شرلوک هولمز، کارآگاهی خصوصی است که ماجراهایش از زبان دکتر واتسن، دوست و مصاحبش نقل می‎شود.

دایرة المعارف داستانهای پلیسی ( Encyclopeadia of Mystery ( Detection-London 1976 از شرلوک هولمز به عنوان‎ بزرگترین کارآگاه در عرصه ادبیات و احتمالا مشهورترین‎ مخلوق ادبی همه اعصار نام برده است.

هرکول پوآرو، کارآگاه کوتاه قد بلژیکی پس از شرلوک‎ هولمز پرآوازه‎ترین کارآگاه جهان است. دنیا، آگاتا کریستی، بانوی جنایی‎نویس انگلیسی (1976-1891) ، خالق پوآرو را به عنوان “ملکه جنایت”‌ می‎شناسد. در کارنامه زندگی پربار این‎ نویسنده توانا عنوان هفتاد و هفت کتاب پرفروش و هیجان‎انگیز به ثبت رسیده است؛ کتابهایی که هریک مانند هزار تویی بی‎انتها از شک و گمان و تردید، خواننده را با خود درگیر می‎کند و فضای آمیخته به سوءظن برای کشف مجرم یا مجرمان به وجود می‎آورد. شخصیتهای داستانهای او همواره به یک میزان و با فاصله‎ای معین از هسته اصلی ماجرا در مظان اتهام قرار دارند و به‎ندرت می‎توان پایان داستانهای او را حدس زد.

نوع‎شناسی داستان پلیسی

داستانهای هیجانی-پلیسی:

داستانهای پرهیجان ( Thriller ) ، پیش از دومین جنگ جهانی‎ به ویژه پس از آن در ایالات متحده خلق شد. این نوع از ادبیات‎ پلیسی افزون برداشتن جذابیت بسیار، اشاره‎هایی به تضادهای‎ جامعه غرب دارد. در این داستانها، برخلاف نوع قبل، کارآگاه‎ فاقد مصنونیت است و اگرچه در کشف جنایت هیچ‎گاه شکست‎ نمی‎خورد ولی روبه‎رو شدن با دنیایی از فساد، تباهی و مرگ و آگاهی از جامعه منحط ثروتمندان غربی، طمع پیروزی را در کامش تلخ می‎کند. در اغلب این داستانها، تقریبا به اسثنای‎ قهرمان داستان، بقیه‎ی شخصیتها از جمله سیاستمداران، کاباره‎داران و پلیسها، اشخاص فاسد و رشوه‎بگیر و خشنی‎ هستند که در جنگل آسفالت شده‎ی اجتماع مانند حیوانهای وحشی‎ به جان یکدیگر افتاده‎اند و برای مال‎ومنال دنیا یکدیگر را می‎درند. این، بازتاب روش فکری و اقتصادی جامعه‎ای است‎ که نویسندگان این‎گونه آثار در آن زندگی می‎کنند و از این جهت‎ می‎توان آنها را منتقد و معترضی اجتماعی دانست.

جیمز هادلی چیز، نویسنده آمریکایی (1985 -1916) سلطان هیجان‎نویسهای جهان است و مقلدان فراوانی دارد. برای اثبات شهرت او همین بس که کارگردانی چون رابرت‎ آلدریج از اولین کتاب او یک اثر کلاسیک گانگستری به شمار می‎رود و هر سال تجدید چاپ می‎شود ( No Orchids For (Miss Biandish ، شاهکار سینمایی‎اش، “دسته‎ی گریسام”‌ را به وجود آورد. از سال 1938 که جیمز هادلی چیز دست به قلم‎ برد، تاکنون بیش از شصت داستان پلیسی و جاسوسی‎ هیجان‎انگیز نوشته که هرکدام از این کتابها در چندین چاپ و در میلیونها نسخه به فروش رسیده است.

آلیستر مک‎لین، نویسنده انگلیسی (. . . -1923) با نوشتن‎ آثاری چون “توپهای ناوارون”‌ ، قلعه‎ی عقابها”‌ ، “دوازده مرد خبیث”‌ ، “ایستگاه زبرا”‌ ، “پنج روز وحشت”‌ ، “گذرگاه‎ نوادا”‌ ، “دروازه‎ی طلایی”‌ ، از معدود نویسندگان جهان است که هر یک از کتابهایش بلافاصله پس از انتشار در صدر فهرست آثار پرفروش قرار می‎گیرد. کتابهای آکنده از هیجان مک‎لین تقریبا همگی با شرکت مشهورترین هنرپیشگان “هالیوود”‌ به صورت‎ فیلم در آمده است و به بیشتر زبانهای زنده‎ی دنیا ترجمه شده.

لرد رادر فورد، دانشمند معروف اتم‎شناس که اساس انفجار هسته‎ای‎ را کشف کرد، در اوقات استراحتش داستانهای پلیسی‎ می‎خواند. یک بار، استاد او که پدر زنش نیز بود وی را از این‎ کار منع کرد و گفت: “شایسته‎ی استاد فیزیک نیست که پیوسته‎ داستان پلیسی بخواند”‌‌ . رادر فورد در جواب چنین گفت: “استاد عزیز؛ من با جهانی سروکار دارم نامرئی و رؤیت نشدنی، که‎ تنها به مدد نیروی ذهن می‎توان راز آن را کشف کرد و هیچ چیز جز داستان پلیسی، آیینه‎ی ذهن را صیقل نمی‎دهد و آن را آماده‎ نمی‎کند”‌‌ . و استاد بدین گفته قانع شد.

خارج شدن نویسندگان پلیسی از چارچوبهای قراردادی این‎ سبک در چند دهه‎ی گذشته، و در کنار آن، به کارگیری عناصر جست‎وجو و هیجان به وسیله‎ی نویسندگان سبکهای دیگر ادبی، باعث شده است که ادبیات پلیسی، گسترشی محسوس پیدا کند. برای نمونه می‎توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

یان فلمینگ، نویسنده‎ی انگلیسی (1964-1918) خالق‎ مشهور جیمز باند از اولین نویسندگان رمانهای جاسوسی-به‎ شکل امروزی-است. او که خود در سازمانهای جاسوسی نیروی‎ دریایی انگلستان خدمت می‎کرد برای بازگو کردن آنچه دیده‎ بود، شکل داستان را برگزید. در ضمن، یان فلیمینگ از مراحل‎ تولید فیلمهای “دکتر نو”‌ ، “از روسیه با عشق”‌ و “گلد فینگر”‌ بازدید کرده، شون کانری را تأیید کرده بود.

از دیگر نویسندگان معروف رمانهای جاسوسی از لن دیتن‎ (. . . -1929) خالق آثاری چون “تشییع جنازه در برلن”‌ ، “پرونده‎ی ایپکرس”‌ ، . . . و ژان لوکاره (. . . -1931) خالق آثاری چون “جاسوس جنگ سرد”‌ ، “سه روز کندور”‌ . . . می‎توان نام برد.

فردریک فورسایت، خبرنگار و نویسنده انگلیسی‎ (. . . -1938) را باید پایه‎گذار سبک گزارشی-هیجانی‎ دانست. او که گرانترین نویسنده‎ی عصر کنونی است با نوشتن‎ کتابهای پرفروشی چون “روز شغال”‌ ، “پرونده‎ی اودسا”‌ ، “سگهای‎ های او، برخلاف شرلوک‎ هولمز استدلال نمی‎کند بلکه به شناختی شهودی دست می‎یابد؛ دیگران را درک می‎کند، با آنها همدل است و می‎تواند از نظر فکری و عاطفی در قالب هر انسان دیگری در آید و زندگی را از دریچه‎ی چشم او بنگرد.

شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد که: لرد رادر فورد، دانشمند معروف اتم‎شناس که اساس انفجار هسته‎ای‎ را کشف کرد، در اوقات استراحتش داستانهای پلیسی‎ می‎خواند. یک بار، استاد او که پدر زنش نیز بود وی را از این‎ کار منع کرد و گفت: “شایسته‎ی استاد فیزیک نیست که پیوسته‎ داستان پلیسی بخواند”‌ . رادر فورد در جواب چنین گفت: “استاد عزیز؛ من با جهانی سروکار دارم نامرئی و رؤیت نشدنی، که‎ تنها به مدد نیروی ذهن می‎توان راز آن را کشف کرد و هیچ چیز جز داستان پلیسی، آیینه‎ی ذهن را صیقل نمی‎دهد و آن را آماده‎ نمی‎کند”‌ . و استاد بدین گفته قانع شد. 

بخش ادبیات تبیان


منبع: مد و مه- علی رضا افشاری

خانم مارپل و هرکول پوآرو!؟

خانم مارپل و هرکول پوآرو!؟

اما این همه خواننده پرو پا قرص برای شنیدن داستان‌های تکراری دور و بر خانم کریستی جمع نشده بودند. او نکات ظریفی را چاشنی داستان‌هایش کرده بود. آگاتا داستان‌های قتل و جنایت را با هوش و ذکاوت سرشارش بین مردم عادی آورده بود. قتل ساده اتفاق می‌افتاد و در پایان
تاریخ مظنونین

تاریخ مظنونین

در هملت قتلی پیش از آنکه روایت آغاز شود رخ داده است و جسد نقطه شروعی است برای اغلب داستان های جنایی قرن بیستمی و اینجا روح شاه مقتول انگیزه یی برای عمل می شود. روح شاه هملت فرزندش شاهزاده را فرامی خواند تا انتقام قتلش را از برادرش کلادیوس که اکنون شاه ...
پرفروش ترین رمان های جنایی تاریخ

پرفروش ترین رمان های جنایی تاریخ

داستان های جنایی از محبوبترین داستان های جهان است و اگاتا کریستی هنوز در صدر جدول پر فروش های رمان های جنایی قرار دارد.
UserName