• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1156
  • چهارشنبه 1391/1/30
  • تاريخ :

یک تیر و چند گناه !


ضرب المثل یک تیر و دو نشان را شنیده اید؟ گاهی هم می گویند یک تیر و چند نشان، یعنی اینکه با یک عمل چند مقصود حاصل شود و معمولا وقتی گفته می شود که شخصی با یک عمل چند نفع برده باشد و یا کارهایی را به انجام رسانده باشد و منتفع شده باشد .

گناه

معمولا این ضرب المثل را در زمینه مثبت به کار می برند، اما کسانی هستند که با یک تیر چند بلا بر سر خودشان می آورند و در آن واحد خود را در چند گرفتاری بزرگ و کوچک گیر می اندازند و عین خیالشان هم نیست و تازه خود را در اوج زرنگی و باهوشی می بینند .

چنین آدم هایی به نظر من و شما شاید خیلی احمق به نظر برسند، جالب اینجاست که این توصیفی از حال و روز بسیاری از ماست که در آن واحد چندین و چند برزخ برای خودمان فراهم می کنیم اعمال خوبمان را بر باد فنا می دهیم، قسمتی را به دیگران می بخشیم، حق الناسی را به جان می خریم و در پروندیمان ثبت می کنیم و برای روز حساب مهر و مومش می کنیم .

می پرسید چطور؟ ببینید مثلا به ما گفته اند غیبت نکنید غیبت کار خوبی نیست و ... خیلی از ما که غیبت نقل و نبات مجالسمان است و بسته به جانمان برایمان حکم اکسیژن را دارد نمی توانیم غیبت نکنیم .

 اوج فاجعه خود را جایی نشان می دهد که این گناه خیلی بزرگ را با هنرمندی تمام به گل و سبزه های گناهان دیگر می آراییم و تقدیم دیگران می کنیم و آن وقت همین ترکیبات خطرناک را در پرونده خودمان ثبت شده نگه می داریم و با قیافه ای حق به جانب حتی احتمال هم نمی دهیم که خدای ناکرده خطایی از ما سر زده باشد چه برسد به اینکه چند تایش را با هم انجام داده باشیم (غفلت) .

مثلا بعضى افراد بعنوان گریز از غیبت مى گویند: «مى ترسم توضیح بدهم غیبت شود »! یا از این بالاتر مى گویند: «افسوس که شرع زبان ما را بسته است»! یا اینکه «شرع اجازه نمى دهد وگرنه گفتنی ها را مى گفتم»!

یک سختی کوچک به ما می رسد دلیل آن را هر چیزی می شمریم به جز اعمال زشت خودمان ،به جز نتیجه آن ترکیبات خطرناک ،با خود می گوییم خداوند بندگان مقربش را سختی می دهد ،و این شعار را با هزاران ادا و اطوار شیطانی در لباسی از معارف دین بر سر دیگران می زنیم

اینگونه افراد نه فقط تلویحاً مرتکب غیبت مى شوند ، بلکه بواسطه مبهم گذاردن موضوع، سوء ظن مخاطب را نسبت به همه چیز ، درباره شخص مورد نظر برمى انگیزند ، و اى بسا موضوع را خیلى بزرگتر از آنچه هست نشان دهند علاوه بر همه اینها مرتکب «ریاکارى » نیز شده اند ، و به این ترتیب دو عمل زشت را بطور خطرناکى به هم مى آمیزند .

 یا اینکه در لباس دلسوزى مى گویند: «بیچاره فلان کس پایش لغزید و مرتکب فلان گناه شد ، خدا او را بیامرزد » !

 در این مورد نیز «ریا» و «غیبت» با هم آمیخته شده است .

یا اینکه در مقام «خودنمایى » مى گوید : «الحمد لله که من مبتلا به شراب و مواد مخدر و ... مانند فلان کس نشدم ، راستى اگر خدا انسان را حفظ نکند کار مشکل مى شود ، دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ... ! » و به این ترتیب «غیبت » و «ریا » و «خودستایى » را یک جا مرتکب مى شود !

 یا اینکه مى گوید: «من تمام این مطالب را جلو خودش هم گفته ام و یا خواهم گفت»!

و به این ترتیب راه «حمل به صحت» را نیز مى بندد و غیبت خود را با این «استدلال واهى» ـ  که هیچگونه تأثیرى در ماهیت غیبت ندارد  ـ مؤکدتر و غلیظ تر مى سازد .

یا مثلا شخصی می آید شوخی کند، اسم شخصی را می آورد عیب هایش را بزرگ کرده مسخره می کند چند دروغ ریز و درشت هم داخلش می کند که می خواهد عده ای را بخنداند ،به این ترکیب پیچیده نگاه کنید .

"سخن لغو" + "غیبت" + "مسخره کردن" +" عیب جویی" + "خودبرتر بینی" + "دروغ "+ "کسب توجه مردم به قیمت خشم خدا" =؟

در مقام « خودنمایى » مى گوید : « الحمد لله که من مبتلا به شراب و مواد مخدر و . . . مانند فلان کس نشدم ، راستى اگر خدا انسان را حفظ نکند کار مشکل مى شود ، دام سخت است مگر یار شود لطف خدا . . . ! » . و به این ترتیب « غیبت » و « ریا » و « خودستایى » را یک جا مرتکب مى شود !

واقعا چند گناه کبیره با یک عمل کوچک انجام می شود به این می گویند یک تیر و چند گناه، شاخ و دم که ندارد این برنامه روزانه خیلی از ماست .

بعد هم صدایمان به فغان بلند است که خدایا مگر من چه گناهی کرده ام ،و در پی آن به تفکری عمیق فرو می رویم که آیا ممکن است از من خطایی هم سر زده باشد؟(عجب).

تا یک سختی کوچک به ما می رسد دلیل آن را هر چیزی می شمریم  به جز اعمال زشت خودمان ،به جز نتیجه آن ترکیبات خطرناک، با خود می گوییم خداوند بندگان مقربش را سختی می دهد، و این شعار را با هزاران ادا و اطوار شیطانی در لباسی از معارف دین بر سر دیگران می زنیم .

البته که سختی ها برای بندگان مقرب است ،اما همین سختی ها فلسفه دیگرشان کفّاره گناهان هم هست ،پس مغرور نباشیم،اگر دقت کنیم می بینیم که رحمت خداست که هنوز خرده آبرویی داریم و توان معیشتی و والا ما کجا و لاف های گزاف کجا ؟

خداوندا از تو عاجزانه می خواهیم که ما را لحظه ای به حال خود رها نکن که شیطان زود می ربایدمان...

خداوندا دل های ما را با غفلت نمیران و با یاد خودت زنده بدار تا از کرده خود غافل نباشیم و در چنگ شیطان در منجلاب گناهان جان نسپاریم . 

فرآوری : محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : کتاب زندگی در پرتو اخلاق

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
غیبت ، منحصر به زبان نیست !

غیبت ، منحصر به زبان نیست !

غیبت ، پرتاب کردن سنگى در تاریکى است ، آنجا که خداوند ، وعده بازگشت حتمى آن سنگ را به سمت غیبت کننده داده است . به عبارتی می توان گفت که ؛ وکیل مدافع شخص غیبت شده، خداوند است و آن که به راحتى غیبت مى کند ، حضور در محکمه الهى و وعده عذاب را باور نکرده است
حالا غيبت مي کنيم بعدشم توبه

حالا غيبت مي کنيم بعدشم توبه

غيبت مانند بسيارى از صفات ذميمه تدريجا به صورت يک بيمارى روانى در مى آيد، به گونه اى که غيبت کننده از کار خود لذت مى برد، و از اين که پيوسته آبروى اين و آن را بريزد احساس رضا و خشنودى مى کند و اين يکى از مراحل بسيار خطرناک اخلاقى است. اينجا است که غيبت کن
با عزیزان بدتر از زناکارم چه کنم؟

با عزیزان بدتر از زناکارم چه کنم؟

مدتی است سعی می کنم از گناهان دوری کنم به خصوص غیبت ولی مادرم وخواهرانم اهل غیبت هستند، هر چه آنها را از این کار باز می دارم، فایده ای ندارد. لطفا کمکم کنید که چه کار کنم هم احترام آنها را حفظ کنم، هم به خاطر شنیدن غیبت آنها من مجازات نشوم چون بعضی مواقع
UserName