• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2281
  • يکشنبه 22/1/1389
  • تاريخ :

اشتباه کردم

اتوبوس

تعطیلات تابستان شروع شده بود. مثل هر سال امسال هم برای تهیه هزینه سال تحصیلی به عنوان شاگرد راننده همراه پدرم که راننده ی اتوبوس شهری بود می رفتم ،آن روز  پدرم مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسیر همیشگی شروع به كار كرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند.

پیرمرد

و من کرایه را می گرفتم در ایستگاه بعدی، یك مرد با هیكل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد.

او در حالی كه به من زل زده بود گفت: «من پولی نمی دم!» و رفت و نشست.

من كه تقریباً جثه ی ریزی داشتم و پدرم هم که اساساً آدم ملایمی بود، چیزی نگفتیم. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد عجیب سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...

این اتفاق من را خیلی آزار می داد. بعد از مدتی دیگر نمی تواستم این موضوع را تحمل كنم و باید با او برخورد می كردم.چون فکر می کردم که مرد عجیب با دیدن ضعیفی من می خواهد زور بگوید. 

 

 

پسر بچه

 اما چطوری از پس آن بر می آمدم؟ بنابراین در چند كلاس بدنسازی، كاراته و جودو و ... ثبت نام كردم. در پایان تابستان، که فکر می کردم به اندازه كافی آماده شده ام و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا كرده ام.

بنابراین با آمادگی کامل روز بعد كه مرد عجیب سوار اتوبوس شد و گفت: «من پولی نمی دم!»

ایستادم ، صدایم را کلفت کردم و محکم گفتم: «برای چی؟»

مرد عجیب با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «من كارت استفاده رایگان دارم.»

چه اشتباهی کرده بودم نمی دانم اسم این کار را چی باید گذاشت؟

 

 

گروه کودک و نوجوان سایت تبیان- مینو خرازی

 

*********************************************

 

مطالب مرتبط

بابایت چه کاره است؟!

چند پیشنهاد برای تغییر مصرف

مهربانی با خود

داستان پسر و انعکاس صدا

روز بیدار شدن

علائم راننده نمونه!

نتیجه بازیگوشی

تونل زندگی

فصل امتحانات

قلب من گم شد!

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
بابایت چه کاره است؟!

بابایت چه کاره است؟!

آقای معلم: هوشنگی! بابایت چه کاره است؟! هوشنگی: آقا اجازه؟ تابستان‏ها بلال می‏فروشد و زمستان‏ها باقالی و لبو و از اینجور چیزها. آقای معلم: بابای تو چه کاره است قاسمی؟! قاسمی: آقا اجازه؟ پزشک هستند. آقای معلم: جدی؟! سلام برسانید خدمتشان. بفرمایید بنشی
چند پیشنهاد برای تغییر مصرف

چند پیشنهاد برای تغییر مصرف

مورد مصرف جا افتاده است به این صورت که هر چه بیشتر یعنی بدون حساب و کتاب و در هر مورد مصرف کنیم نشانه‏ی تمول بیشتر، بلندی طبع و بی‏اهمیتی به مادیات تلقی می‏شود. این باور برای جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آیا هنگام آن نرسیده است که پرونده‏ی باورهای خو
مهربانی با خود

مهربانی با خود

افرادی که نسبت به خود و نیازهای خود بی‏توجه هستند نمی‏توانند ادعای خوشبختی کنند. این افراد در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی از جمله افسردگی هستند. بر این اساس می‏توان گفت که یکی از گام‏های اساسی بهداشت روانی، صلح با درون و بیرون خود است.
UserName