• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6938
  • دوشنبه 3/4/1387
  • تاريخ :

تسبیح حضرت زهرا علیها السلام

يا زهرا

از حضرت امام على علیه السلام نقل شده است كه فرمود:

فاطمه زهرا عزیزترین عزیزان رسول خدا صلى الله علیه و آله در خانه من بود، این بانو آن قدر با آسیاب آرد كرد تا دست هایش پینه بست و آن قدر از چاه آب كشید كه اثر آن بر سینه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبید تا این كه لباسهایش غبارآلود شد. و آن قدر زیر دیگ آتش برافروخت تا لباسش كثیف و گردآلود گردید و به همین علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنیدیم غلام چندى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از این همه رنج و محنت آسوده شوى .

پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت ، ملاحظه كرد كه گروهى با ایشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون این كه با پدر سخنى بگوید به خاطر شرم و حیا بازگشت . على علیه السلام فرمود: چون رسول خدا مى دانست كه فاطمه زهرا علیها السلام براى حاجت نیازى مراجعه كرده است ، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساكت بود، على علیه السلام مى گوید: عرض كردم : اى رسول خدا من علت را براى شما ذكر مى نمایم . فاطمه آن قدر سنگ آسیاب را چرخانده كه دستش پینه بسته و آن قدر آب كشیده كه بر سینه اش اثر آن باقى مانده و آن قدر خانه را جاروب كرده كه لباسش خاك آلود شده و آن قدر آتش در زیر دیگ افروخته كه پیراهن او كثیف شده و بوى دود گرفته . شنیدیم كه غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم : به سراغ پدر خود رفته از ایشان خدمتكارى بخواه تا تو را مساعدت نماید.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: شما را از مطلبى آگاه كنم كه بهتر است براى شما از خادمى كه سوال كردید، وقتى از خواب برخاستید (در بعضى روایات است وقتى به رختخواب رفتید) سى و چهار بار الله اكبر و سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمدلله بگویید آن بتهر است براى شما از خادم كه خدمت شما را بكند.*

 


*ذخائر العقبى، ص 50.

 

پیوند به:

گلدانه های تسبیح

تسبیح زهرا علیهاالسلام؛ هدیه آسمانى

 

منبع:

نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عباس عزیزى

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
فاطمه، بهشت پيامبر

فاطمه، بهشت پيامبر

آن روزها كه مرا در حرا با خدا خلوتي دوست داشتني بود، جبرئيل؛ اين قاصد ميان عاشق و معشوق، اين رابط ميان عابد و معبود، اين ملك خوب و پاك و صميمي، اين امين رازهاي من و پيام‌هاي خداوند، پيام آورد كه معبود، چهل شبانه روز تو را مي‌خواند، يك خلوت مدام چهل روزه
گردنبند پر بركت

گردنبند پر بركت

روزي پيامبر بعد از نماز ظهر و عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند. پيرمردي بياباني خسته و با نفسهاي به شمارش افتاده وارد شد كه معلوم بود از راه دوري مي‌رسد و نيازمند است .
فاطمه ای طلیعه عشق!

فاطمه ای طلیعه عشق!

فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)! پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود. فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند. اما تو با طلوع خود برگستره زما
UserName