• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1381/05/01
  • تاريخ :

شهر خاطره ها

 

مکه المکرمه


من از این شهر امید شهر توحید ، که نامش مکه است و غنوده است میان صدفش کعبه پاک ، قصه ها می دانم
دست در دست من اینک بگذار ، تا از این شهر پر از خاطره ، دیدار کنیم هر کجا گام نهی در این شهر و به هر سوی که چشم اندازی می شود زنده بسی خاطره ها در ذهنت یادی از ابراهیم ، آنکه شالوده این خانه بریخت آنکه بتهای کهن را بشکست آنکه بر درگه دوست ، پسرش را که جوان بود ، به قربانی برد یادی از هاجر و اسماعیلش مظهر سعی و خلوص
صاحب زمزمه زمزم عشق یادی از ناله جانسوز بلال که در این شهر ، در آن دوره پر خوف و گزند به احد بود بلند یادی از غار حرا ، مهبطوحی یادی از بعثت پیغمبر پاک یادی از هجرت و از فتح بزرگ یادی از شعب ابیطالب و آزار قریش شهر دین ، شهر خدا ، شهر رسول شهر میلاد علی (ع ) شهر نجوای حسین (ع ) در عرفات شهر قرآن و حدیث شهر فیض و برکات !
و بسی خاطره از جای دگر ، شخص دگر مکه ، جغرافی  نیست ، تاریخ است زمین نیست ، زمان است !اگر عمری به هر کس لبیک گفته ایم ، اکنون تنها به خدا لبیک می گوییم و آن قدر لبیک را تکرار می کنیم تا لذت بندگی و شیرینی نام خدا را در عمق جان خویش احساس کنیم فضا را با آهنگ لبیک پر می کنیم ، که موسیقی ملکوت است با بال شوق ، به سوی  معشوق پرواز می کنیم

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName