• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1381/05/01
  • تاريخ :
مکه

گام نهادن در عرفات انسان را وارد دنیای جدید می کند ، سرشار از معنویت و خاطره ، ستون سفید رنگی که بالای  جبل
الرحمه دیده می شود ، انسان را به یاد دعای عرفه خواندن سید الشهداء(ع ) در دامنه این کوه رحمت و مغفرت می اندازد و گام زدن در عرفات ، زائر را در پی مولایش حضرت مهدی (عج ) می کشد یک عمر در پی تو سفر کردم با آتش فراق تو سر کردم روزم به انتظار تو ، شب گردید شب را به شوق وصل ، سحر کردم جز مهر رویت ای گل زهرایی از دل هر آنچه جز تو ، به در کردم در مکه ، در منا ، جبل الرحمه با عشق تو به هر چه نظر کردم کوی رضای توست چو میقاتم احرامی از خشوع ، به بر کردم رمز یقین ، دو رکعت خونین است من هم وضو زخون جگر کردم کم نیستند که در عرفات ، در پی دیدن  مولا اشک می ریزند و به این سو و آن سو و این چادر و آن چادر و این دشت و آن دشت ، چشم می دوزند طبق آن حدیث  که حضرت ، در موسم حج ، حضور دارد( یشهد الموسم ) معتقدند که در جمع مهمانان خدا در این دشت عرفان و رحمت و فیض حضور دارد جبل الرحمه ، مرا بی اختیار به سوی خود کشید و این جاذبه حسین (ع ) و نیایش او در عرفات بود که چون مغناطیسی دل را جذب می کرد نمی شد چند جمله ای با مولا سخن نگفت ای حسین ! تو در این دشت ، چه خوانده ای که هنوز سنگهای  جبل الرحمه از گریه تو نالانند ؟ عشق را هم ز تو باید آموخت و مناجات و صمیمیت را ، و عبودیت را ، و خدا را هم ، باید ز کلام تو شناخت در دعای عرفه ، تو چه گفتی ، تو چه خواندی که هنوز تب عرفان تو در پهنه این دشت ، بجاست ؟! پهندشت عرفات وادی  معرفت است ، و به مشعر وصل است وادی شور و شعور دشت ، از نام تو عرفان دارد
و شب از یاد تو عطرآگین است آسمان رنگ خدایی دارد و تو گویی به زمین نزدیک است ای حسین ! ای زلال ایمان ، مرد عرفان و سلاح ! در دعای عرفه ، تو چه خواندی ، تو چه گفتی ، کامروز زیر هر خیمه گرم یا که در سایه هر سنگ بزرگ یا که در دامن کوه حاجیان گریانند با تو در نغمه و در زمزمه اند ؟

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName