• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1381/05/01
  • تاريخ :

قطره و دریا

 

مکه

طواف بر گرد خانه خدا ، رمز توحید و محوریت الله در تلاشهاست باید قطره ای از این سیل شد و بدون هیچ تشخص و تمایزی هفت بار ، گرد بیت الله چرخید ، آغاز از حجرالاسود و ختم کردن به آن زن و مرد و پیر و جوان و باسواد و عوام و دانشمندان و شخصیتها و افراد عادی ، همه با هم و هضم شده در چرخش عظیم این گرداب موج خیز انسانی ، می  چرخند چه شانه ها که از گریه نمی لرزد و چه دستها که به تضرع در پیشگاه خدای کعبه بلند نمی شود طواف نشان می دهد که حرکت ، محور می خواهد و حجرالاسود هم دست خداست که با آن بیعت می کنیم روح طواف ، توصیف  دنی نیست این از خود بیخود شدن را باید در جمع طائفان بود و حس کرد دو رکعت نماز طواف ، پشت مقام ابراهیم ، آنکه این خانه را به فرمان خدا پایه نهاد و پاک کرد سپس ، سعی میان صفا و مروه ، یاد کردی از هاجر و ذبیح خدا که آن مادر ، در پی آب برای اسماعیلش ، هفت بار فاصله میان این دو کوه را رفت و برگشت و در پایان به اعجاز خدا چشمه از زیر  پای اسماعیل جوشید آب کم جو ، تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست فاصله میان صفا و مروه ، به رودخانه ای می ماند که سیلی از انسانها در دو سمت ، در آن در رفت و آمد است و یک جریان معنوی فاصله مبدأ و مقصد را انباشته است حرکتی که مبدأیی دارد و مقصدی ، رمزی از هدف و آغاز داشتن تلاش زندگی هفت بار ، شاید رمزی از هفتاد سال زندگی باشد که پیوسته در سعی است ، سعی و تلاشی که از یک مبدأ والا( صفا ) آغاز می شود ، در بستری پیش می رود ، هدف و مقصد هم رو به بالاست ، مروه و اگر سعی به بلندی منتهی نشود ، ناقص و بی ثمر است هفت بار پیمودن این مسیر ، کمترین کاری است که می توان در احیاء خاطره هاجر و اسماعیل کرد خود مسعی هم کمتر از مطاف نیست و سعی هم به همان عمق طواف است راه هم که می روی نام خدا بر لب داری و دعا می خوانی ، که نشانه حرکت زندگی در بستری از نام و یاد و توجه به خداست در مروه مراد، شود کامیاب دل هر کس که عاشقانه رود در صفای دوست با تقصیر ، از احرام درآمدن ، ادای مرحله ای از مناسک است تمرینی است که برای احرام به سوی عرفات و منا و حج تمتع آماده شویم ، که همه اعمالش بیشتر است و هم دشوارتر و هم معنی دارتر در اینجا و در این چند روز ، انسان احساس آزادی می کند ، آزادی از بند شهوت ، ستمگریها ، تحقیرها ، تبعیضها در اینجا همگان یکنواختند ، توانگران آنچه را که مایه تفاخر و ناز است ، دور ریخته اند تا عدالت را لمس کنند انسان در اینجا نه تنها دندان آز به حقوق دیگران تیز نمی کند ، حتی آزارش به موری هم نمی رسد و آشیان هیچ پرنده ای را در هم نمی ریزد اینجا حرم است زادگاه رسول الله ، مکه ، اینجاست جایگاه نزول وحی و قرآن و غار حرا اینجاست تبعیدگاه رسول گرامی و یاران  وفادارش ، شعب ابی طالب اینجاست و سنگریزه های داغ و سوزان که یادآور شکنجه های دردناک یاران پیامبر است و خاطرات فریادهای توحید را در دل زنده می کند و ناگاه شور و حماسه در زائر خانه خدا زنده می شود و درمی یابد که لازمه توحید ، مبارزه با همه مظاهر شرک است حج ، نمایشی معنوی است و زبان نمایش ، حرکت است و شخصیتهای اصلی : ابراهیم ، هاجر و ابلیس و صحنه ها: حرم ، مسجدالحرام ، سعی ، عرفات ، مشعر ، منا و سمبلها: کعبه ، زمزم ، صفا ، مروه ، روز ، شب ، غروب ، طلوع ، بت ، قربانی و جامه و آرایش : احرام ، حلق و تقصیر و نمایشگران : فقطیک تن زائر به حج آمده چه سناریوی شگفت و عظیمی در این حج است و هر یک از ما در گوشه ای از آن به اجرای نقش مشغولیم !

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName