• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1385/06/11
  • تاريخ :

گزارشی از نمایشگاه مجسمه زیر سی وپنج سال

  

پسر جوانی با موی كوتاه و ته ریش و عینكی به چشم گوشه گالری مرتضی ممیز خانه هنرمندان ایران، روی زمین نشسته و هر چند دقیقه یك بار زاویه نگاهش را عوض می كند. از یك مجسمه، به مجسمه دیگر. هر بیست اثری را كه در نمایشگاه چیده شده با دقت نگاه می كند. شاید در حال كشف چیزی باشد مثلا ارتباط شهودی با آثاری كه با دست های جوان ترین مجسمه سازان كشور خلق شده اند.

عنوان نمایشگاه هم از این جوان بودن حكایت می كند: «مجسمه، زیر سی وپنج سال».

سی وهشت نفر از حدود نود عضو زیر سی وپنج ساله انجمن هنرمندان مجسمه ساز، فراخوان انجمن را جدی گرفته اند و آثارشان را برای شركت در این نمایشگاه فرستاده اند. به این امید كه كارهایشان از تاریخ چهاردهم تا بیست وششم مرداد در خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشته شود. جنس، طرح و ابعاد این آثار آزاد بوده و فراخوان هیچ محدودیتی اعمال نكرده. مسئله مهم، جدید بودن كارها است و اینكه قبلا در نمایشگاهی شركت نكرده باشند.

بعد از داوری، آثار هجده نفر به نمایشگاه راه پیدا كرده: بیست مجسمه كه با بیست ویك شماره مشخص شده اند. شماره سیزده وجود ندارد. البته نه به دلیل نحس بودن غیرریاضی این عدد، فقط برای صرفه جویی در كاغذ. توضیح اینكه: مسئول شماره گذاری عنوان ها فراموش كرده بوده شماره سیزده را بنویسد. برگزاركنندگان نمایشگاه می گویند بین جوان ها نحسی وجود ندارد. نبودن شماره سیزده را بگذارید به حساب اتفاقات پیش بینی نشده و عجیبی كه در این نمایشگاه افتاده.

حتی همین تفكیك سنی و نمایش هنر مجسمه سازان جوان با اجازه اما بدون حضور بزرگترها كه برای اولین بار انجام شده است. مسئولیت ها را هم خود جوان ها قبول كرده اند. «بهداد لاهوتی» یكی از اعضای زیر انجمن هنرمندان مجسمه ساز كه عضو كمیته نمایشگاهی انجمن است و علاوه بر اینكه حجم گچی یونولیتی بزرگی در یكی از اتاق های گالری ممیز گذاشته، مسئولیت اجرای برگزاری نمایشگاه را هم برعهده داشته است. او به اتفاقات عجیب دیگری هم كه در این دوازده روز افتاده اشاره می كند. مثلا اینكه: «استقبال مردم از نمایشگاه خیلی خوب بوده.»

می خندد و ادامه می دهد: «هم استقبال عموم و هم استقبال غیرعموم.»

با اینكه لاهوتی و دوستانش فكر می كرده اند كسی با آثار جدید و به اصطلاح پست مدرن نمایش داده شده ارتباط برقرار نكند، اما نتیجه برخلاف انتظار است: «می توانیم بگوییم خانه هنرمندان، پرمخاطب ترین نمایشگاه مجسمه سازی مان بوده.» این استقبال نشان می دهد: «كسانی كه همیشه از آنها با عنوان «عموم مردم» یاد می كنیم و تصور می كنیم با ما فاصله زیادی دارند، به خوبی با جریان تازه ارتباط برقرار كرده اند.» همان جریانی كه تازه در دوسالانه های مجسمه سازی تهران متولد شده است. به هر حال ارتباط هنرمند و مخاطب نتیجه خوبی دارد. مثلا فروخته شدن بعضی از آثار كه هم برای خالق آن مبارك است و هم هنر را به خانه ها می برد.

فكر می كنید چه كسی ممكن است هفت جفت پای گچی سفید را كه كمی بزرگ تر از اندازه طبیعی پای آدم هستند و گویی بدن ها و صورت هایشان را پشت یك قاب توخالی بزرگ پنهان كرده اند، خریده باشد سازنده حجم «خالی» هم نمی داند. لاهوتی می گوید: «خیلی دوست دارم با این شخص آشنا شوم. به هر حال برای من هم اتفاق عجیبی است.»

آثار دیگری هم فروخته شده اند. مثلا یكی از آدم های فلزی صفا حسینی كه «در تكاپوی معنا» هستند. حسینی و آناهیتا قاسم خانی، تنها كسانی هستند كه دو اثر در نمایشگاه گذاشته اند.

«ارابه های خورشید» قاسم خانی، با دو اندازه مختلف در فضا معلق شده اند و شیشه هایی كه با طرح آسمان نقش شده اند، زیر چرخ ارابه های طلایی قرار گرفته اند. لاهوتی این دو اثر را نشان می دهد. انگار تنها لفظی كه برای توصیف آن پیدا می كند، «یه جوری» است. با اشاره به صحبت های صاحب اثر می گوید: «بعضی از كارها فقط «یه جوری» هستند. حضور آنها در نمایشگاه خیلی مهم است.»

دلیل هم دارد: «ارائه چنین كارهایی جرات و جسارت زیادی می خواهد. چون خود هنرمند هم می داند كه قرار نیست كارش فروخته شود.»

در كنار حسینی و قاسم خانی، هشت نام دخترانه دیگر هم دیده می شود. «سارا روحی صفت» یكی از اتاق های گالری را با «از میان...» پر كرده است. پارچه سفیدی پهن كرده و روحانیت فضای اتاق را با نوشته های عربی كه روی پارچه گذاشته، پررنگ تر كرده است.

«شهرزاد كائیدی نژاد» با اثر چوبی بدون عنوانش: كوی چوبی كوچكی را كنار برگ ظریفی قرار داده كه تاج باریك و بلند آن، لطافت طبیعت و ترس شكستن را منتقل می كند.

«سمیرا شریفی» یك حجم فلزی دارد. نامش را «پایكوبی با طبیعت» گذاشته است.

«گلناز بهروزنیا» یك «گوی شناور» دارد. ظرفی شیشه ای كه گویا از هر طرف به آن نگاه كنی، گویی برای دیدن وجود دارد.

«الهام پوریامهر» از مجموعه ستایشگران طبیعت، «مادر طبیعت» را گوشه سالن گذاشته است.

«معصومه میرحسینی» با نگاهی كاملا تازه «ظهر عاشورا» را نمایش داده است. عاشورایی كه اگرچه همان حال و هوای قدیمی را در خود دارد، اما در آن هیچ نشانی از رنگ سیاه نیست، یك سنگ سفید كه روی آن خیمه نماهای كوچكی به رنگ سفید و سرخ گذاشته. یعنی از عاشورا هم می توان صحنه ای سپید ساخت.

«مرضیه محجوبیان» سه تكه فلز كوچك شكل داده شده را روی یك سنگ كانی روشن گذاشته تا اثری به نام «رفتار» خلق كند.

«مهسا كریمی زاده» هم یك حجم عمودی سیاه را از سقف سالن آویخته است. یك صفحه فرم دار مخملی كه سوزن های طلایی بلندی در آن فرو رفته اند و از هر دو طرف دیده می شوند. چیده شدن آنها مثل براده های آهن است كه روی نقطه جاذبه آهن ربا متمركز می شوند و با نظم خاصی شكل می گیرند.

آثار آقایان جوان مجسمه ساز، دست كم آنهایی كه در این نمایشگاه شركت كرده اند، به اندازه آثاری كه از آنها نام برده شد مفهومی، یا شاید بتوان گفت پست مدرن نیستند. بیشتر كارها مجسمه است.

«سهند حامیان» از مجموعه دیوهای فلزی اش، «اكوان» را نمایش داده. یك دیو دیگر هم در دیواره شیشه ای گالری ممیز نشسته: شماره?، از مجموعه دیوهای «امیر وفایی». «محمدرضا خلج» مجسمه شاعر را گوشه ای گذاشته. یك انسان فلزی با سری فروافتاده كه اگرچه در قفس نیست، اما دربند بودنش می تواند حسب حال شاعران باشد.

«هومن بابایی» سه گانه عشاق را ساخته و با نشاندن آنها روی سكوی مدال هایی كه بیشتر برای ورزشكاران و ورزش دوستان آشنا است، مقام اول و دوم و سوم را خودش تعیین كرده است.

كار «عباس نعمتی» سه شاخه چوب رنگ شده است. بدون دخالت اضافه. شاید اشاره چوب های نعمتی به شما هم چیزهایی نشان دهد.

حجم فلزی «مهدی سلحشور» و دو تكه چوب «هومن سلیمی» كه با دو پیچ و مهره بزرگ به هم وصل شده و در راهرو ورودی گالری قرار گرفته، كارهای دیگر نمایشگاه هستند.

داوری آثار را سه نفر از اعضای انجمن هنرمندان مجسمه ساز انجام داده اند. «رامین سعادت قرین»، «كیوان پورنصری» و «ستاره بریرانی». مجسمه سازانی كه اگرچه از مرز سی وپنج گذشته اند، اما كمتر از چهل سال سن دارند.

به این ترتیب هیات داوران فضای ذهنی و هنری شركت كنندگان را بهتر درك می كنند و اگرچه قرار نیست به كسی رتبه یا جایزه بدهند، اما برای انتخاب آثار و شركت دادن آنها در نمایشگاه، نگاه جوان تری دارند. بقیه آثار رسیده هم بی استفاده نمی مانند. مسئولان انجمن برنامه های زیادی برای مجسمه ها و مجسمه سازها و علاقه مندان شان دارند.

لاهوتی عقیده دارد اگر حمایت دیگران، به خصوص صدا و سیما بیشتر شود، می توان كارهایی با توان و كیفیت بالاتری انجام داد. حمایتی كه از آن صحبت می كند، بیشتر جنبه تبلیغی دارد. می گوید:

«مجسمه سازی ما این قدر جوهر و توان دارد كه در صورت شناخته شدن، از پس خودش بربیاید.» اما شرط لازم این است كه: «از انزوا و تنهایی بیرون بیاییم و شناخته شویم.» حمایت های مثبت صدا و سیما از فوتبال و یار دوازدهم بودن تلویزیون را مثال می زند و می گوید: «ما كه یاری نداریم. اگر صدا و سیما از ما حمایت كند و به پخش خبرهایمان بیشتر اهمیت بدهد، یار اول مجسمه سازان خواهد شد.»

منبع : روزنامه شرق

لینک :

 نشانه‌های ممیز 

 مرتضی ممیز، پدر گرافیك ایران درگذشت 

 اساس‌نامه‌ی ‌بنیاد "مرتضی ممیز" تایید شد 

UserName