• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1385/04/24
  • تاريخ :

بررسى نظرات تحقیرآمیز درباره زن

و دیدگاه اسلام در این رابطه


اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست، لازم است ‏به مساله سرشت زن و مرد - كه در سایر كتب مذهبى نیز مطرح است- توجه كنیم. قرآن نیز در این موضوع سكوت نكرده است. باید ببینیم قرآن زن و مرد را یك سرشتى مى‏داند یا دو سرشتى؛ یعنى آیا زن و مرد داراى یك طینت مى‏باشند و یا داراى دو سرشت؟ قرآن با كمال صراحت در آیات متعددى مى‏فرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریده‏ایم. قرآن درباره آدم اول مى‏گوید:«همه شما را از یك پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم‏.»(سوره نساء/ آیه 1) درباره همه آدمیان مى‏گوید:«خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفرید.»(سوره نساء و سوره نحل و سوره روم)

1- در قرآن از آنچه در بعضى از كتب مذهبى هست كه زن از مایه‏اى پست‏تر از مایه مرد آفریده شده و یا این كه به زن جنبه طفیلى و چپى داده‏اند و گرفته‏اند كه همسر آدم اول از عضوى از اعضاى طرف چپ او آفریده شده، اثر و خبرى نیست. بنابراین در اسلام نظریه تحقیرآمیزى نسبت ‏به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.

قرآن با كمال صراحت در آیات متعددى مى‏فرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریده‏ایم. قرآن درباره آدم اول مى‏گوید:«همه شما را از یك پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم‏.»

2- یكى دیگر از نظریات تحقیرآمیزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است این است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شر و وسوسه برمى‏خیزد، زن شیطان كوچك است. مى‏گویند در هر گناه و جنایتى كه مردان مرتكب شده‏اند زنى در آن دخالت داشته است. مى‏گویند مرد در ذات خود از گناه مبراست و این زن است كه مرد را به گناه مى‏كشاند. مى‏گویند شیطان مستقیما در وجود مرد راه نمى‏یابد و فقط از طریق زن است كه مردان را مى‏فریبد؛ شیطان زن را وسوسه مى‏كند و زن مرد را. مى‏گویند آدم اول كه فریب شیطان را خورد و از بهشت ‏سعادت بیرون رانده شد، از طریق زن بود؛ شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را.

قرآن داستان بهشت آدم را مطرح كرده ولى هرگز نگفته كه شیطان یا مار، حوا را فریفت و حوا آدم را. قرآن نه حوا را به عنوان مسؤول اصلى معرفى مى‏كند و نه او را از حساب خارج مى‏كند. قرآن مى‏گوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت ‏سكنى گزینید و از میوه‏هاى آن بخورید. قرآن آنجا كه پاى وسوسه شیطان را به میان مى‏كشد ضمیرها را به شكل ‏«تثنیه‏» مى‏آورد، مى‏گوید: "فَوَسوَسَ لَهُما الشَیطان"(1) ؛ شیطان آن دو را وسوسه كرد "فَدَلیهُما بِغرور"(2) ؛ شیطان آن دو را به فریب راهنمایى كرد "و قاسمهما اِنّى لَكُما لَمِن الناصِحین" (3) ؛ شیطان در برابر هر دو سوگند یاد كرد كه جز خیر آنها را نمى‏خواهد.

به این ترتیب قرآن با یك فكر رایج آن عصر و زمان كه هنوز هم در گوشه و كنار جهان بقایایى دارد، سخت‏ به مبارزه پرداخت و جنس زن را از این اتهام كه عنصر وسوسه و گناه و شیطان كوچك است مبرا كرد.

3- یكى دیگر از نظریات تحقیرآمیزى كه نسبت ‏به زن وجود داشته است در ناحیه استعدادهاى روحانى و معنوى زن است؛ مى‏گفتند زن به بهشت نمى‏رود، زن مقامات معنوى و الهى را نمى‏تواند طى كند، زن نمى‏تواند به مقام قرب الهى آن طور كه مردان مى‏رسند برسد. قرآن در آیات فراوانى تصریح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدیسى از یك زن بزرگ و قدیسه یاد مى‏كند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسى و عیسى در نهایت تجلیل یاد كرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشایسته براى شوهرانسان ذكر مى‏كند، از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پلیدى بوده است غفلت نكرده است. گویى قرآن خواسته است در داستان‌هاى خود توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان‌ها را منحصر به مردان ننماید.

قرآن داستان بهشت آدم را مطرح كرده ولى هرگز نگفته كه شیطان یا مار، حوا را فریفت و حوا آدم را. قرآن نه حوا را به عنوان مسؤول اصلى معرفى مى‏كند و نه او را از حساب خارج مى‏كند.

قرآن درباره مادر موسى مى‏گوید: ما به مادر موسى وحى فرستادیم كه كودك را شیر بده و هنگامى كه بر جان او بیمناك شدى او را به دریا بیفكن و نگران نباش كه ما او را به سوى تو باز پس خواهیم گردانید.

قرآن درباره مریم، مادر عیسى، مى‏گوید: كار او به آنجا كشیده شده بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن مى‏گفتند و گفت و شنود مى‏كردند، از غیب براى او روزى مى‏رسید، كارش از لحاظ مقامات معنوى آنقدر بالا گرفته بود كه پیغمبرِ زمانش را در حیرت فرو برده، او را پشت‏سر گذاشته بود، زكریا در مقابل مریم مات و مبهوت مانده بود.

در تاریخ خود اسلام زنان قدیسه و عالیقدر فراوانند. كمتر مردى است ‏که به پایه خدیجه برسد، و هیچ مردى جز پیغمبر و على به پایه حضرت زهرا نمى‏رسد. حضرت زهرا بر فرزندان خود كه امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برترى دارد. اسلام در سیر من الخلق الى الحق یعنى در حركت و مسافرت به سوى خدا هیچ تفاوتى میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتى كه اسلام قائل است در سیر من الحق الى الخلق است، در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمل مسؤولیت پیغامبرى است كه مرد را براى این كار مناسب‌تر دانسته است.

4- یكى دیگر از نظریات تحقیرآمیزى كه نسبت ‏به زن وجود داشته است، مربوط است‏ به ریاضت جنسى و تقدس تجرد و عزوبت. چنان كه مى‏دانیم در برخى آیین‌ها رابطه جنسى ذاتا پلید است. به عقیده پیروان آن آیین‌ها تنها كسانى به مقامات معنوى نایل مى‏گردند كه همه عمر مجرد زیست كرده باشند. یكى از پیشوایان معروف مذهبى جهان مى‏گوید: «با تیشه بكارت درخت ازدواج را از بن بركنید.»همان پیشوایان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه مى‏دهند؛ یعنى مدعى هستند كه چون غالب افراد قادر نیستند با تجرد صبر كنند و اختیار از كفشان ربوده مى‏شود و گرفتار فحشا مى‏شوند و با زنان متعددى تماس پیدا مى‏كنند، پس بهتر است ازدواج كنند تا با بیش از یك زن در تماس نباشند. ریشه افكار ریاضت‌طلبى و طرفدارى از تجرد و عزوبت، بدبینى به جنس زن است؛ محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقى به حساب مى‏آورند.

قرآن آنجا كه پاى وسوسه شیطان را به میان مى‏كشد ضمیرها را به شكل ‏«تثنیه‏» مى‏آورد، مى‏گوید: "فَوَسوَسَ لَهُما الشَیطان" ؛ شیطان آن دو را وسوسه كرد "فَدَلیهُما بِغرور" ؛ شیطان آن دو را به فریب راهنمایى كرد "و قاسمهما اِنّى لَكُما لِمَن الناصِحین" ؛ شیطان در برابر هر دو سوگند یاد كرد كه جز خیر آنها را نمى‏خواهد.به این ترتیب قرآن با یك فكر رایج آن عصر و زمان كه هنوز هم در گوشه و كنار جهان بقایایى دارد، سخت‏ به مبارزه پرداخت و جنس زن را از این اتهام كه عنصر وسوسه و گناه و شیطان كوچك است مبرا كرد.

اسلام با این خرافه سخت نبرد كرد؛ ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرد. اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیا معرفى كرد و گفت:«مِن اخلاقِِ الانبیاء حُبُّ النِساء.» پیغمبر اكرم مى‏فرمود:من به سه چیز علاقه دارم: بوى خوش، زن، نماز.

برتراند راسل مى‏گوید: در همه آیین‌ها نوعى بدبینى به علاقه جنسى یافت مى‏شود مگر در اسلام؛ اسلام از نظر مصالح اجتماعى حدود و مقرراتى براى این علاقه وضع كرده اما هرگز آن را پلید نشمرده است.

5- یكى دیگر از نظریات تحقیرآمیزى كه درباره زن وجود داشته این است كه مى‏گفته‏اند زن مقدمه وجود مرد است و براى مرد آفریده شده است.

اسلام هرگز چنین سخنى ندارد. اسلام اصل علت غایى را در كمال صراحت ‏بیان مى‏كند. اسلام با صراحت كامل مى‏گوید زمین و آسمان، ابر و باد، گیاه و حیوان، همه براى انسان آفریده شده‏اند اما هرگز نمى‏گوید زن براى مرد آفریده شده است. اسلام مى‏گوید هر یك از زن و مرد براى یكدیگر آفریده شده‏اند: "هُنّ لِباس لَكُم وَ انتُم لِباس لَهُنَّ" (4) ؛ زنان زینت و پوشش شما هستند و شما زینت و پوشش آنها. اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفریده براى مرد مى‏دانست قهرا در قوانین خود این جهت را در نظر مى‏گرفت ولى چون اسلام از نظر تفسیر خلقت چنین نظرى ندارد و زن را طفیلى وجود مرد نمى‏داند، در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به این مطلب نظر نداشته است.

یكى از نظریات تحقیرآمیزى كه در گذشته درباره زن وجود داشته این است كه زن را از نظر مرد یك شر و بلاى اجتناب ناپذیر مى‏دانسته‏اند. بسیارى از مردان با همه بهره‏هایى كه از وجود زن مى‏برده‏اند او را تحقیر و مایه بدبختى و گرفتارى خود مى‏دانسته‏اند. قرآن كریم مخصوصا این مطلب را تذكر مى‏دهد كه وجود زن براى مرد خیر است، مایه سكونت و آرامش دل اوست.

6- یكى دیگر از نظریات تحقیرآمیزى كه در گذشته درباره زن وجود داشته این است كه زن را از نظر مرد یك شر و بلاى اجتناب ناپذیر مى‏دانسته‏اند. بسیارى از مردان با همه بهره‏هایى كه از وجود زن مى‏برده‏اند او را تحقیر و مایه بدبختى و گرفتارى خود مى‏دانسته‏اند. قرآن كریم مخصوصا این مطلب را تذكر مى‏دهد كه وجود زن براى مرد خیر است، مایه سكونت و آرامش دل اوست.

7- یكى دیگر از آن نظریات تحقیرآمیز این است كه سهم زن را در تولید فرزند بسیار ناچیز مى‏دانسته‏اند. اعراب جاهلیت و بعضى از ملل دیگر مادر را فقط به منزله ظرفى مى‏دانسته‏اند كه نطفه مرد را - كه بذر اصلى فرزند است- در داخل خود نگه مى‏دارد و رشد مى‏دهد. در قرآن ضمن آیاتى كه مى‏گوید شما را از مرد و زنى آفریدیم و برخى آیات دیگر كه در تفاسیر توضیح داده شده است، به این طرز تفكر خاتمه داده شده است.

از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فكر فلسفى و از نظر تفسیر خلقت، نظر تحقیرآمیزى نسبت ‏به زن نداشته است‏ بلكه آن نظریات را مردود شناخته است.

پى‏نوشت‏ها:

1. اعراف/ 20.

2. اعراف/ 22.

3. اعراف/ 21.

4. بقره/ 187.

منبع:

مجموعه آثار استاد شهید مرتضى مطهرى ، جلد 19، صفحه 131.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName