• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 439
  • شنبه 17/4/1385
  • تاريخ :

وحید هاشمیان: ما در جام جهانی «تیم» نبودیم

برای هر مربی در ایران بهانه پیدا می‌كنند
تیم ملی به مربی خوب و با دانش خارجی نیاز دارد


حدود دو هفته از خداحافظى تیم ملى فوتبال ایران از جام جهانى 2006 آلمان مى‌گذرد. وحید هاشمیان، مهاجم تیم ملى فوتبال كشورمان كه پس از استراحتى كوتاه، بزودى تمرینات خود را با باشگاه هانوفر آغاز خواهد كرد، در گفت‌وگو با صداى آلمان، ضمن تحلیل علل ناكامى ایران در جام جهانى، مشكلات و معضلات فوتبال ایران را از دید خود مطرح ساخته است.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

 در جام جهانى 98 فرانسه، حضور ایران در دور نهایى موفقیت بود و پیروزى بر آمریکا در واقع خوشحالى مردم را دوچندان کرد. اما در جام جهانى 2006 آلمان مردم به موفقیت بیشتر و صعود به دور بعد امید بسته بودند. به نظر شما این توقعات نابجا بود؟

 فوتبال دوران مختلف با هم فرق مى‌کند و قابل مقایسه نیست. همانطور که مى‌دانید، براى این که به جام جهانى 2006 برسیم، در دور مقدماتى که اردن، ایران را شکست داد و در آن زمان تقریبا شانس ما براى حضور در جام جهانى کم شده بود. تنها شانسى که داشتیم این بود که بتوانیم در دو دیدار آخر پیروز شویم. یعنى فوتبال ایران داشت در دوره مقدماتى اوت مى‌شد و آن ‌موقع هم همه توقع‌ها همین بود که خدا کند ما این بازیها را ببریم تا بتوانیم به دوره‌های بعدى صعود كنیم. اما، در دوره بعد براحتى توانستیم بازى هایمان را ببریم، حتا مقابل ژاپن، و به جام جهانى صعود کنیم. به نظر من این براحتى صعود کردن یک مقدار توقع مردم را بالا برد و مى‌توانم بگویم که این هم از طریق روزنامه‌ها و رسانه‌ها شکل گرفت. ما مى‌دانیم فوتبال ایران همیشه از لحاظ تاکتیکى مشکل داشته، ولى از لحاظ تکنیکى و پتانسیل قوى بودیم. متاسفانه در این مدت توقع‌ها خیلى بالا رفت.

 این انتظارات بالا تا چه اندازه بازیکن‌ها را زیر فشار قرار داد و تاثیر منفى روى عملکردشان گذاشت؟

فکر نمى‌کنم تاثیر منفى روى بازیکنان گذاشته باشد، چون بازیکنان ما تقریبا هرکدامشان30 -20 بازى ملى دارند یا بازیکن‌هایى هستند که در خارج بازى مى‌کنند و این استرس روى‌شان تاثیر منفى نمى‌گذارد. به هر حال توقع مردم خیلى بالا رفت و من هم همان زمان گفتم، توقع مردم خیلى بالا رفته و نباید انتظارات را بالا برد. ما مى‌رویم تلاشمان را مى‌کنیم و در حد توان و امکاناتى که به ما دادند سعى مى‌کنیم بازیهاى خوبى انجام بدهیم . به نظر من در بازى با مکزیک ما بازى قابل قبولى انجام دادیم و بازى خیلى خوبى بود، به خصوص نیمه اول. نیمه دوم، ما روى اشتباهات فردى‌مان این بازى را باختیم و متاسفانه اگر ما بازى اول را نمى‌باختیم، حتا مساوى مى‌کردیم، اگر به پرتغال هم مى‌باختیم... البته در بازى پرتغال واقعا حق‌مان باخت بود، چون پرتغال سوار بر بازى بود و از ما بهتر بود. اگر ما بازى اول را مساوى گرفته بودیم، من مطمئن بودم که بازى با آنگولا را هم مى‌بردیم و مى‌توانستیم از این گروه صعود کنیم.

شما به بازى ایران و مکزیک اشاره کردید. فکر مى‌کنم نه فقط براى خود ایرانى‌ها که براى مفسران و صاحب‌نظران غیرایرانى هم کمى عجیب بود. چون در هریک از دو نیمه واقعا شاهد چهره کاملا متفاوت تیم ملى ایران بودند. شما بارها در صحبت‌تان به این اشاره کرده اید که یک مهاجم، مخصوصا مهاجمى مثل شما نیاز به سانتر دارد تا بتواند موفق باشد. شما به ویژه در بازى مکزیک بیشتر در کنار زمین در حرکت و جنبش بودید. این چیده‌مان تیم تا چه اندازه تاثیرى منفى روى بازى و توانایى شما داشت و حتا نفس شما را گرفت؟

مشکل اساسى ما در این دوره از بازیهاى جام جهانى مشکل بدنى بود. یعنى در اکثر بازیها در دقیقه 60 از لحاظ بدنى تیم ما دچار افت مى‌شد و در نتیجه تیمى که دچار افت بشود ناخودآگاه عقب‌نشینى مى‌کند. یعنى بازیکن مى‌گوید، من نمى‌توانم و تواناییش را ندارم بروم سانتر کنم و به عقب برگردم و هافبک هم مى‌گوید، من نمى‌توانم بروم جلو و برگردم و براى همه ناخودآگاه یک حالت عقب‌نشینى پیش مى‌آید. اگر دقت کرده باشید، مقابل مکزیک ما خیلى عقب‌نشینى کردیم، بخصوص نیمه دوم. براى همین تنها راهى که براى من مانده بود این که بروم کناره زمین صاحب توپ بشوم و حفظ توپ کنم. این کارهایى بود که فقط من مى‌توانستم در آن شرایط بازى انجام بدهم.

 شما مسئله آمادگى بدنى را مطرح کردید. در هرحال درباره علل ناکامى تیم ملى ایران در جام جهانى بحث و تحلیل‌هاى زیادى شده و دلایل مختلفى را مطرح کردند، از جمله همین نداشتن آمادگى بدنى، مصدومیت بعضى از بازیکن‌هاى کلیدى در هفته‌هاى تدارکاتى، قوى‌بودن حریفان، اشتباهات فردى و همچنین عدم انسجام روحى و تیمى ملى‌پوشان که شاید هرکدام هم واقعا به نوعى نقش بازى کرده باشند. خود شما علت عمده را در چه چیزی مى‌بینید؟

آماده نبودن بازیکن‌ها هم برمى‌گردد به این که بعضى از لژیونرها مصدوم شده بودند و فیت نبودند. دوم این که، آن بدن‌سازیى که در ایران انجام مى‌دهیم و مربى‌هاى ما انجام مى‌دهند،‌ شاید براى بازیهاى داخلى و یا آسیایى خوب و كافى باشد، ولى نمى‌تواند بازیکنان را به سطح جهانى برساند. دومین دلیلى که مى‌توان ذكر كرد، کم بودن بازیهاى تدارکاتى‌ است. ما از لحاظ تدارکاتى، بازیهاى کمى داشتیم، منظورم با تیم هاى خوب است، چون حریفان تداركاتى ما نسبتا ضعیف بودند. آنهم برمى‌گردد به مسایل سیاسى که یکسرى تیم‌ها جلوى ما بازى نکردند. به نظر من ما از لحاظ داخل تیم با همدیگر به آن صورت متحد نبودیم که این هم یکى از دلایل دیگر بود.

 ولى شما پیش از شروع جام جهانى بر این مسئله تاکید کرده بودید که خیلى جو خوبى حاکم است. این تغییر از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

بله متاسفانه. نمى‌گویم که کسى با کسى دعوا كرده و یا می‌كند، ولى از لحاظ دوستانه، با هم دوست نبودیم، حتا توى زمین. حالا مى‌توانیم بیرون زمین دوست نباشیم، ولى در داخل زمین همه باید یکى مى‌بودیم. به نظرم ما «تیم» نبودیم. این هم دلیلى در كنار دلیل‌هاى دیگر بود.

 کسب موفقیت در فوتبال حرفه اى مستلزم ایجاد ساختارهاى حرفه‌اى است. یعنى از جمله بوجود آوردن ایجاد لیگ حرفه‌اى به معناى واقعى کلمه. نه این که بازیکن‌ها پولى بگیرند یا در ازاى نقل و انتقالشان مبالغى رد و بدل شود، بلکه حرفه‌اى به معنى داشتن مربى و متخصص حرفه‌اى و کارآموخته...

فکر حرفه‌اى!

یا فکر حرفه‌اى. به عقیده شما فوتبال ایران تا چه اندازه با این حرفه‌اى بودن فاصله دارد؟

ببینید، فوتبال ما نسبت به هفت هشت سال پیش پیشرفت خیلى خوبى کرده. فوتبال ما تقریبا چیزى در سطح آماتور بود،‌ ولى الان فوتبال‌مان به شکل حرفه‌اى پیش رفته، یعنى از فوتبال آماتور فاصله گرفتیم و بین حرفه‌اى و آماتور هستیم. اما، هنوز ما نیاز داریم، هنوز باشگاههاى ما نیاز به زمین تمرین دارند، نیاز به استادیوم اختصاصى دارند، نیاز به این دارند که باشگاهها وقتى براى بازیکن‌ها پول خرج مى‌کنند، نتیجه‌اى هم بگیرند. یعنى سرمایه‌سازى کنند تا از این طریق بتوانند قوى شوند و مانند یک شرکت عمل کنند. ما نیاز داریم که مربیان‌ و مربیان بدن‌ساز را به خارج بفرستیم تا دوره‌هاى خوب و کلاسهاى آموزشى ببینند و از تحولات فوتبال روز دنیا آگاه و مطلع شوند. ولى این کار یک‌شبه اتفاق نمى‌افتد، چون لازمه‌ى این کار داشتن مدیران قوى ورزشى‌ است. یعنى این مدیرها علاوه بر این که باید مدیر باشند، باید حداقل تخصص ورزشى هم داشته باشند که بتوانند در رابطه با این مسایل تحقیق کنند، برنامه ریزى کنند و بعد انجام بدهند. پایه‌ریزى یک فوتبال حرفه‌اى هم از یک مدیرت قوى امكان‌پذیر است.

بحث را روى همین محور مربى ادامه بدهیم، بعد از شکست ایران خیلى از مفسران و صاحب‌نظران، بویژه در داخل ایران، این مسئله را مطرح کردند که یک مربى درجه یک و نه درجه سه خارجى، باید مربیگرى تیم ملى را برعهده بگیرد. در عین حال یکى از مسایل دیگرى که مطرح شده، دخالت و اعمال نفوذ افراد مختلف بر مربى ا‌ست. فکر مى‌کنید با توجه به اختلافات موجود میان مسئولان و نهادها و سازمانهاى مختلف و کلا دخالت کردن آنها در مسایلى که شاید بیشتر در حیطه کار مربى‌گرى باشد، اصلا کسى حاضر بشود قدم به میدان بگذارد و اصلا مربى، ولو درجه یک، بتواند در چنین شرایطى در ایران کار کند؟

همه چیز گردن مربى‌مان نیست. البته نمى‌خواهم از آقاى برانکو دفاع کنم، برانکو مانند همه کسانى که در این بازى باختند، نقش داشته و صددرصد ضعف‌هایى هم داشته‌اند. ولى مشكل فوتبال ما برانکو نبود. ما مشکلات خیلى زیادى داریم، ولى متاسفانه الان همه مشکلات را مى‌ریزند روى سر برانکو که من فکر مى‌کنم اگر بهترین مربى دنیا را هم بیاوریم، ولى زیرمجموعه فوتبال ما مشکل داشته باشد و شرایط خوبى براى یک مربى فراهم نباشد، بهترین مربى دنیا هم هیچ نتیجه‌اى نخواهد گرفت.

 شما خودتان صادقانه این مشکل را در چى مى‌بینید، چه مشکلى بیش از همه شما را آزار مى‌دهد؟

مهمترین مشکل ما این است که ما فوتبال آماتور داشتیم، الان نیمه‌حرفه‌اى شدیم و مى‌خواهیم حرفه‌اى پیش برویم. در زمان نسبتا كوتاهى می‌توان از وضعیت آماتورى به نیمه‌حرفه‌اى رسید اما، این که از نیمه ‌حرفه‌اى به حرفه‌اى برسیم، مستلزم مدیران حرفه‌اى ورزشى، برنامه‌ریزى خوب، امکانات خوب و سرمایه‌گذارى است که این هم طى یکماه یا سه‌ ماه و یا دو یا سه سال اتفاق نمى‌افتد و شاید ده سال زمان ببرد. کارى که کشورهایى مثل ژاپن، کره جنوبى انجام دادند و آنها را هم هنوز مى‌بینید، با این که این همه سرمایه‌گذارى کرده‌اند، هنوز هم نمى‌توانند در جام جهانى نتیجه‌اى بگیرند. پتانسیل‌شان مانند پتانسیل ما نیست. ما اگر امکانات آنها را داشته باشیم، صددرصد قویتر از آنها عمل مى‌کنیم. مشکل ما مشکلى ا‌ست که شاید طى ده سال رفع بشود.

 فکر مى‌کنید ایرانى بودن سرمربى تیم ملى تا چه اندازه مهم است؟

در حال حاضر بسیارى از تیم‌ها از مربى خارجى استفاده مى‌کنند. ولى مشکل ما این است، وقتى مربى داخلى مى‌آوریم مى‌گوییم، علم یا دانش ندارد و مى‌گذاریمش کنار. وقتى هم مربى خارجى مى‌آوریم بهانه‌ دیگرى مى‌گیریم. به نظر من هر مربى بیاید ایران، برایش بهانه‌اى پیدا مى‌کنند.

 شما چه راه حلى را پیشنهاد مى‌كنید؟

راه حل، درواقع به نظر من یک مربى خوب و با دانش خارجى‌ست. به دلیل این که هم دانش‌اش بالاتر است، البته اگر درجه یک باشد و نه فقط به اسم خارجى، و هم این که مربى خارجى مى‌تواند بى‌غرض‌تر عمل کند تا یک مربى داخلی. از آن گذشته مربیان جوان و پرانرژى داخلى نیز می‌توانند از او بیاموزند.

 بازیهاى جام جهانى را هم در هفته‌هاى اخیر دنبال کردید یا این که واقعا ترجیح دادید که براى استراحت و شارژ شدن مدتى از فوتبال و بحث فوتبال فاصله بگیرید؟

متاسفانه همان حرف دوم شما درست است. بعلت این که در این چند وقت خیلى تمرین و بازى بود و نتایج خوبى هم نگرفتیم، یک مقدار از فوتبال دور بودم. اما، نتایج را پیگیرى مى‌کردم. تیم‌هایى که بخواهند با اسم‌شان بیایند، غرور داشته باشند، رفاقت توى تیم‌شان نباشد، مثل برزیل اوت مى‌شوند یا مثل هلند. اما، تیم‌هایى مثل پرتغال، تیمى که یکدست بود و یا تیم ایتالیا که نمونه‌ی با ارزشی است. تیمى که همه توى زمین مى‌دوند، با هم مى‌روند جلو، با هم برمى‌گردند و یک تاکتیک خوبى را اجرا مى‌کنند. اینها هستند که توانسته‌اند در این جام جهانى موفق بشوند. اما، نکته جالب این بود که تمام تیم‌هاى آفریقایى و آسیایى اوت شدند و این نشان داد که هنوز فوتبال آسیا و آفریقا از فوتبال اروپا دور است و اروپا هنوز مهد فوتبال دنیا و مرکز اصلى‌ست.

برنامه‌هاى فعلى شما با هانوفر به چه ترتیب است؟

من تا سال 2008 با هانوفر قرارداد دارم و الان در فکر انتقال به تیمى دیگر نیستم. امیدوارم امسال بتوانیم با یارگیرى جدیدى که مى‌کنیم نتایج خوبى بگیریم.

تمرینات شما با هانوفر از كى شروع مى‌شود؟

تمرینات تیم از پنجم ماه ژوئیه آغاز شده، ولى تمرین من از روز دوازدهم ژوئیه شروع مى‌شود.

UserName