• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 12551
  • جمعه 1390/7/1
  • تاريخ :

سیره اخلاقی امام جعفر صادق صلوات الله علیه

اخلاق

اخلاق که یکی از بهترین اصول زندگی فردی و اجتماعی محسوب می شود امروز بیش از هر زمان بشر نیازمند آن است در واقع بسیاری از مشکلات پیش روی انسان ناشی از فقدان اخلاق فردی و اجتماعی افراد جامعه بشری است. اینجاست که خلأ وجود اصول اخلاقی مبتنی بر فطرت بشری به چشم می خورد. بنابراین برای رفع این معضل بزرگ جهان امروز ناگزیر باید به بزرگترین اساتید و معلمان اخلاق در طول تاریخ مراجعه کرد و با الگو گرفتن از رفتار شان و گوش سپردن به گفتارشان بر این مهم فائق آمد و آنان نیستند جز ائمه از خاندان پاک رسالت و نبوت یعنی امامان معصوم شیعه که به اعتراف خاص و عام بهترین الگو در رفتار اسلامی هستند.

این گفتار به مناسبت ایام تورقی است بر سیره اخلاقی معصوم هشتم، امام ششم شیعیان.

بدانید مهربانترین شما نسبت به ما کسانی هستند که بر سر سفره ما خوب غذا می خورند. آنگاه برای تشویق مهمانان به غذا خوردن و برای اینکه مبادا برخی از آنان از روی خجالت و شرم گرسنه بمانند از قول پیامبر صلی اله علیه و آله احادیثی در ارتباط با خوردن نقل می کرد تا آنها با رغبت و علاقه و طیب خاطر غذا بخورند

دورنگاری از اخلاق امام

«هرگز به نکوهش و دشنام کسی سخن نفرمود و بر روی کسی صدای مبارک را بلند نکرد و با هیچکس به غدر و خدعه برخورد نکرد و سخن چینی نفرمود و به ذم مردمان زبان نگردانید و شکمباره و پرخور نبود.در اموری که نبایست، عجله نمی نمود و به بیهوده نمی پرداخت و کسان را طعن و لعن و هَمز و لَمز نمی داشت و مال و منال نمی انباشت.» [1]

« مالک بن انس از جمله کسانی است که مدتی در محضر امام صادق علیه السلام تلمّذ کرده و درباره شخصیت آن حضرت چنین می گوید: و لقد کنتُ آتی جعفربن محمد و کان کثیرالمزاح والتبسم... مدتی خدمت جعفربن محمد مشرف می شدم. آن حضرت اهل مزاح بود و همواره ملایمی بر لبهایش نقش می بست. هنگامی که در محضر او نامی از رسول خدا صلی الله علیه و آله برده می شد رنگش به سبزی و سپس به زردی می گرایید. در مدتی که به خانه آن حضرت رفت و آمد داشتم او را خارج از سه حال ندیدم، یا نماز می خواند یا روزخ بود و یا به قرائت اشتغال داشت و هرگز بدون وضو از حضرت رسول نقل حدیث نمی فرمود و سخنی به گزاف نمی گفت. [2]

 

معاشرت با مردم

« روزی به قصد تسلیت گوئی به یکی از خویشاوندان نزدیکش از خانه بیرون آمد و عده ای از اصحاب نیز همراه وی بودند. از قضا در وسط راه بند کفش امام پاره شد. آن حضرت کفش به دست گرفت و پا برهنه به راه خود ادامه داد. ابن یعفور یکی از یاران نزدیک امام تا حضرت را در این وضع دید فورا کفش از پای خویش در آورد و بند آن را باز کرد و به امام تقدیم داشت، اما امام نه تنها آن بند را نگرفت بلکه با ناراحتی از او روی برگردانید و فرمود: شایسته ترین فرد برای تحمل مصیبت و ناراحتی خود صاحب مصیبت است. امام همینطور با پای برهنه راه رفت تا به منزل مردی که برای تسلیت به او بیرون آمده بود، رسید.» [3]

 

مهمان نوازی

«وقتی امام در خانه اش مهمانی می داشت و سفره غذا را می گشود به مهمانان خیلی تعارف می کرد و آنان را به خوردن غذای بیشتر دعوت و ترغیب می فرمود و گاهی پس از آنکه مهمانان سیر می شدند، مجددا خوراکی می آورد و در پاسخ آنان که می گفتند ما دیگر سیر شده ایم. اشتها نداریم می فرمود: نه هنوز چیزی نخوردید. بدانید مهربانترین شما نسبت به ما کسانی هستند که بر سر سفره ما خوب غذا می خورند. آنگاه برای تشویق مهمانان به غذا خوردن و برای اینکه مبادا برخی از آنان از روی خجالت و شرم گرسنه بمانند از قول پیامبر صلی اله علیه و آله احادیثی در ارتباط با خوردن نقل می کرد تا آنا با رغبت و علاقه و طیب خاطر غذا بخورند. [4]امام در ضمن حدیثی فرمود: اینکه پنج درهم به دست گیرم و وارد بازار شما شوم و با آن غذایی تهیه کنم و چند نفر مسلمان را دعوت کرده اطعامشان کنم، نزد من دوست داشتنی تر از آن است که یک برده را آزاد کنم. [5]

 

انفاق بی منّت

انفاق

وقتی که فصل میوه می شد و خرماها می رسید دستور می داد که بخشی از دیوار باغ را  خراب کنند و شکافی ایجاد نمایند تا مردم بتوانند از آنجا وارد شوند و از میوه باغ بخورند... و نیز دستور می داد برای همسایگان باغ، پیر مردان کودکان و بیماران و زنان که نمی توانستند به باغ بیایند، برای هر نفرشان به اندازه یک مشت پر خرما ببرند. [6]

 

برآورده کردن حاجت نیازمندان

امام در رابطه با خود چنین می گوید: گاهی شخص نیازمندی حاجت خود را پیش من می آورد و من با سرعت تمام آن را انجام می دهم که مبادا زمینه از بین برود و او خود بخود از من بی نیاز گردد. [7]

 

کمک مالی

مفضل بن قیس گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و از اوضاع خود شكایت كردم و تقاضاى دعا نمودم. فرمود كنیز! آن كیسه را كه ابو جعفر داده بیاور و كیسه را آورد فرمود: در این كیسه چهار صد دینار است صرف در احتیاج خود بنما.

عرض كردم بخدا قسم نظرم این نبود تقاضاى دعا داشتم! فرمود: از دعا فراموش نخواهم كرد ولى به مردم وضع خود را نگو كه پیش آنها سبك می شوى‏. [8]

حضرت صادق (ع) می فرمایند: سعى كنید سجده‏ها و ركوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یكى از شما ركوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت كردند من معصیت و اینها سجده نمودند من مخالفت كردم

اطعام فقرا

 هشام بن سالم گفت: هر وقت تاریكى شب همه جا را مى‏گرفت و مقدارى از شب می گذشت حضرت صادق علیه السّلام انبانهایى از نان و گوشت و پول برمی داشت و بر شانه می گرفت می رفت به در خانه مستمندان مدینه بین آنها تقسیم می كرد با اینكه او را نمی شناختند پس از شهادت امام صادق دیگر آن شخص را نیافتند فهمیدند آن جناب امام صادق بوده است‏. [9]

 

توجه ویژه به شاکران الهی

انگور

مسمع بن عبد الملك گفت: در منا خدمت حضرت صادق علیه السلام مشغول انگور خوردن بودیم گدائى آمد و تقاضا كرد امام دستور داد یك خوشه انگور به او بدهند. گدا گفت احتیاج به انگور ندارم اگر پول بدهید خوب است امام فرمود خداوند وسعت به تو بدهد گدا رفت باز برگشت گفت همان خوشه انگور را بدهید فرمود برو خدا گشایش دهد به تو و چیزى به او نداد.

گداى دیگرى آمد امام علیه السّلام سه دانه انگور به او داد گدا گرفت و گفت الحمد لله رب العالمین خدائى كه مرا روزى بخشید. امام فرمود: بایست دست مبارك را پر از انگور كرده به او داد باز گفت حمد و سپاس خدائى راست كه به من روزى بخشید باز فرمود بایست.

از غلامش پرسید چقدر پول دارى؟ عرض كرد تقریبا بیست درهم فرمود: به این فقیر بده گدا گفت: خدایا ترا سپاسگزارم! این نعمت از جانب تو است خدائى كه شریكى ندارى. باز امام فرمود: بایست! پیراهن خود را از تن بیرون آورد فرمود: این را بپوش. گدا پوشیده گفت: خدا را شكر می كنم كه مرا پوشانید و لباس به من داد؛ سپس روى به امام كرد و گفت : خداوند به شما جزاى خیر بدهد. جز این دعا چیزى نگفت و برگشت و رفت .

ما با خود این طور خیال كردیم كه اگر آن گدا دعا براى خود حضرت نمی كرد پیوسته به او چیزى می داد چون هر چه حمد و سپاس خدا را می نمود به او مقدارى مى‏بخشید. [10]

 

مواعظ اخلاقی امام صادق علیه السلام

 ابو اسامه گفت از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم میفرمود: تقوى و پرهیزگارى را از دست ندهید. ورع، كوشش، راستگوئى، اداى امانت و خوش اخلاقى، خوشرفتارى با همسایگان. مردم را بسوى ما دعوت كنید نه با زبانتان. و باعث افتخار ما باشید نه باعث ننگ و عار ما. سعى كنید سجده‏ها و ركوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یكى از شما ركوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت كردند و من معصیت و اینها سجده نمودند و من مخالفت كردم.

سه چیز است كه خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از كسى كه به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بكسى كه ترا محروم كرده. 3- پیوند خویشاوندى با كسى كه از تو قطع رابطه نموده‏

ابن سنان از حضرت صادق(علیه السلام) نقل كرد كه فرمود: مزاح و شوخى نكن که نورانیتت از میان می رود و دروغ نگو ارزش خود را از دست می دهى. از دو صفت بپرهیز دلتنگى و تنبلى؛ زیرا اگر دلتنگ و آزرده باشى بر حق صبر نخواهى نمود و اگر تنبلى كنى حق كسى را ادا نخواهى كرد. عیسى مسیح می گفت: هر كه زیاد گرفتارى براى خود داشته باشد بیمار مى‏شود و هر كه بداخلاق باشد خود را عذاب می دهد و هر كه زیاد صحبت كند خطایش زیاد مى‏شود و هر كه زیاد دروغ بگوید ارزش خود را از دست می دهد و هر كه ناسزا به مردم بگوید جوانمردى را از دست می دهد. [11]   

 مردى به حضرت صادق از همسایه خود شكایت كرد فرمود صبر كن. عرض كرد: مردم مرا نسبت به خوارى و ذلت میدهند. فرمود خوار و ذلیل كسى است كه ظالم باشد. - فرمود وقتى دنیا بكسى رو آورد محاسن و نیكی هاى دیگران را به او مى‏بخشد و اما وقتى دنیا پشت كرد محاسن و نیكی هاى خود شخص را از او سلب میكند. - شخصى از كنار امام(ع) می گذشت و آن جناب مشغول غذا خوردن بودند سلام نكرده امام او را دعوت به غذا نمود. عرض كردند: سنت بر این است كه اول سلام كنى بعد دعوت به غذا با این كه امام سلام را عمدا ترك كرده بود فرمود: این از فقاهتهاى عراقى است كه بوى بخل و خسّت می دهد. [12]

 و فرمود هر كس فتنه‏اى را برانگیزد خودش طعمه آن فتنه خواهد شد. و فرمود خانواده شخص اسیران زیردست اویند بهر كس خداوند نعمتى ارزانى داشته بر اسیران خود توسعه بخشد اگر این كار را نكند ممكن است نعمت از او زائل گردد. - فرمود وقتى قلب اصلاح شود ظاهر انسان تقویت میگردد. [13]

 و فرمود سه چیز است كه خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از كسى كه به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بكسى كه ترا محروم كرده. 3- پیوند خویشاوندى با كسى كه از تو قطع رابطه نموده‏.[14]

 

پی نوشت ها:

1.ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت جعفربن محمد،ج 1، ص50، کتابفروشی اسلامیه

2.حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص327 و 328

3.صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام، علامه مظفر، ترجمه سید علوی، ص303 ،انتشارات قلم، چاپ اول 1367

4.همان ،ص304

5.همان ،ص305

6. همان، ص 306

7.همان ،ص307

8.زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏، موسى خسروى‏، ص26 ،ناشر: اسلامیه‏  تهران‏، چاپ دوم‏: 1398 ق‏

9.همان، ص29

10.همان ،ص33

11.مواعظ امامان علیهم السلام ترجمه جلد هفدهم بحار،موسى خسروى‏، ص 178 ،ناشر: اسلامیه‏ تهران‏ نوبت چاپ: اول‏،1364 ش‏

12.همان، ص 183  

13.همان، ص185

14. همان، صص186و187

 

سیدروح الله علوی

بخش عترت و سیره تبیان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
امام صادق علیه السلام و جنبش نرم افزاري

امام صادق علیه السلام و جنبش نرم افزاري

امام صادق عليه السلام دانشگاه عظيمي در رشته هاي مختلف علوم عقلی و نقلي آن روز بنيان گذارد و شاگردان بزرگي تربيت كرد كه تعدادشان به چهار هزار نفر مي رسيد مانند جابرن حيان که بيش از دويست جلد كتاب در موضوعات گوناگون نگاشت و كتاب هايش در قرون وسطي به زبان ه
قیام! آری یا خیر؟

قیام! آری یا خیر؟

علت واکنش مشترک امام یعنی همان حمايت علني این بود که قيامها با هر هدفي که صورت مي گرفت زمينه مساعد براي زعامت امام بر جامعه مسلمين وجود نداشت
كتابشناسی امام صادق عليه السلام

كتابشناسی امام صادق عليه السلام

كتابشناسی امام صادق عليه السلام
UserName